بی مصرف‌ها ۲

بی مصرف‌ها ۲

بارنی راس (Barney Ross) توسط مأمور سی‌آی‌ای به نام چرچ (Church) فراخوانده می‌شود. چرچ از او و گروه مزدورانش می‌خواهد تا برای بازیابی محموله‌ای که در یک هواپیمای سقوط‌کرده در اتحاد جماهیر شوروی سابق بوده، به آنجا بروند. چرچ به او نمی‌گوید که دقیقاً دنبال چیست و زنی به نام مگی (Maggie) را همراه آن‌ها می‌فرستد تا از انجام مأموریت مطمئن شود. آن‌ها هواپیما را پیدا کرده و محموله را به دست می‌آورند، اما گروهی از مردان یکی از افراد بارنی را گروگان می‌گیرند و رهبرشان تهدید می‌کند که اگر محموله را تحویل ندهند، گروگان را خواهد کشت. آن‌ها محموله را می‌دهند، اما او باز هم گروگان را می‌کشد. بارنی از مگی می‌پرسد که آن شیء چه اهمیتی داشت و او فاش می‌کند که آن نقشه، محل ذخیره پلوتونیوم روسیه در یک معدن را نشان می‌داده است. بارنی تصمیم می‌گیرد آن مرد را تعقیب کرده و حسابش را برسد. آن‌ها متوجه می‌شوند که هدفشان ویلن (Vilain)، رهبر گروهی به نام «سنگز» (The Sangs) است که تمام مردان روستاهای اطراف را برای کار اجباری در معدن به بردگی گرفته است.

سال انتشار: 2012 کارگردان: Simon West ژانر: Action، Adventure، Thriller نویسندگان: Richard Wenk، Sylvester Stallone، Ken Kaufman امتیاز: 6.6

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 2

شوخی‌ها اصلاً خنده‌دار نیستن. منطق صحنه‌ها هم که افتضاحه. کلاً یه فیلم درباره یه مشت پیرمرد عملیاتیه که انگار از پلاستیک ساخته شدن!

2012-10-14


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

این از اون فیلماییه که فقط واسه دو تا چیز می‌بینیش و بس: اکشن و دیدن دوباره‌ی اون بزن‌بهادرای قدیمی محبوبت روی پرده. واسه من بیشتر اکشنش مهم بود چون بعضی از این پیرمردا دیگه واقعاً... خب... دارن پیر می‌شن. حداقل استالونه (Stallone)، دولف (Dolph) و «شوارتزنگر» (Schwarzy) دیگه دارن از تاریخ انقضای این‌جور نقشا رد می‌شن. چاک نوریس (Chuck Norris) و ژان کلود ون دام (Jean-Claude Van Damme) واقعاً اون‌قدر پیر به نظر نمی‌رسیدن و بروس ویلیس (Bruce Willis) هم نقشی داشت که سنش خیلی تو ذوق نمی‌زد. این فیلم دقیقاً مثل قسمت اول «بی‌مصرف‌ها»ست؛ یعنی یه داستان حداقلی که فقط بهونه‌ایه واسه کلی صحنه‌ی اکشن. و اکشن هم تا دلتون بخواد داره، اونم زیاد. همه‌ش هم خیلی خوب ساخته شده، هرچند که طبیعتاً همیشه واقع‌گرایانه نیست. در کل به نظر می‌رسه که مثلاً «منتقدها» این فیلم رو بیشتر از قبلی دوست داشتن. من که اصلاً این رو درک نمی‌کنم چون به نظرم هر دو خیلی شبیه هم بودن و اگه قرار به انتخاب باشه، قبلی بهتر بود چون داستانش یه کم منسجم‌تر و منطقی‌تر به نظر می‌رسید. مثلاً توی این فیلم، رفقای قدیمی یهو از ناکجاآباد پیدا می‌شدن و با یه حجم «جادویی» از قدرت آتش، بقیه رو نجات می‌دادن؛ قشنگ معلوم بود این صحنه‌ها رو فقط واسه این چپوندن تو فیلم که فلان بازیگر هم حضور داشته باشه... که احتمالاً همین‌طور هم بوده. البته من شکایتی ندارم. من انتظار یه فیلم اکشن تمام‌عیار رو داشتم و دقیقاً هم همون رو تحویل گرفتم. کلی اکشن، دیالوگ‌های لاتی و شوخی‌های لوس (از تیکه‌ی شوارتزنگر به اون ماشین «اسمارت» قراضه‌ای که تو فرودگاه باهاش می‌چرخیدن خوشم اومد). اوه، و البته کلی ارجاع به فیلم‌های دیگه (رامبو، ترمیناتور...) و این‌جور چیزا. حتی موفق شدن یه جمله از بازی «Duke Nuke’m» رو هم تو فیلم جا بدن. موقع تماشای این فیلم واقعاً بهم خوش گذشت.

2018-04-30