دونده مارپیچ

دونده مارپیچ

توماس (Thomas) در یک آسانسور بیدار می‌شود در حالی که هیچ خاطره‌ای از گذشته‌اش ندارد. او وارد دنیایی می‌شود که حدود سی پسر نوجوان در آن زندگی می‌کنند؛ همگی آن‌ها حافظه خود را از دست داده‌اند و یاد گرفته‌اند در یک محیط کاملاً بسته، با قوانین خاص خود و از طریق کشاورزی و منابعی که دارند، زنده بمانند. با ورود یک پسر جدید در هر سی روز، این گروه اکنون سه سال است که در منطقه‌ای به نام «بیشه» (The Glade) ساکن هستند و تلاش می‌کنند راهی برای فرار از میان «هزارتو» (Maze) که محل زندگی‌شان را احاطه کرده، پیدا کنند (هزارتویی که توسط هیولاهای سایبورگی به نام «گریور» (Griever) محافظت می‌شود). آن‌ها در حال از دست دادن امید خود هستند که ناگهان دختری در حالت کما به همراه یک یادداشت عجیب از راه می‌رسد. با ورود او، دنیای آن‌ها تغییر می‌کند و پسرها به دو دسته تقسیم می‌شوند: کسانی که حاضرند برای فرار جانشان را به خطر بیندازند و کسانی که می‌خواهند به داشته‌هایشان بچسبند و فقط زنده بمانند.

سال انتشار: 2014 کارگردان: Wes Ball ژانر: Action، Mystery، Sci-Fi نویسندگان: Noah Oppenheim، Grant Pierce Myers، T.S. Nowlin امتیاز: 6.8

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 5

یه کپی فراموش‌شدنی دیگه از فیلم‌هایی مثل بازی اندر (Ender's Game)، بازی‌های گرسنگی (Hunger Games) یا ناهمتا (Divergent). در این مورد، برای جبران اینکه شخصیت‌های اصلی اون فیلم‌ها معمولاً زن بودن، اینجا کل بازیگرها رو مرد انتخاب کردن. کلاً بیخیالش بشید.

2015-10-23


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

فیلم خوبی بود تا جایی که پیش رفت؛ شخصیت‌های باهوشی که هم آزادی و هم خاطراتشون رو از دست دادن، موفق می‌شن یه جامعه بسازن و با فکر کردن راهی برای رهایی پیدا کنن. مشکل اینجاست که آخرش خیلی یهویی تموم شد. هیچ دلیل دراماتیکی برای تموم شدن تو اون نقطه وجود نداشت و به سوال «چرا زندانبان‌ها این کار رو کردن؟» جوابی داده نشد. حتی در یک فیلم دنباله‌دار هم فیلم باید یه اوج محلی درست و حسابی داشته باشه؛ مثلاً مثل برنده شدن کت (Kat) و پیتا (Peeta) در بازی‌های گرسنگی.

2017-03-15


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

چیزی که از همون اول در مورد این فیلم دوست داشتم این بود که، حداقل طبق تجربه محدود من، تا حدی اورجینال بود. بله، یه داستان آخرالزمانی بود ولی واقعاً تا حالا چیزی شبیه به این ندیده بودم. درسته که هزارتوهای متحرک و این حرف‌ها قبلاً هم بوده، ولی کل داستان برام تازگی داشت. در این دوره و زمونه که هالیوود پر شده از بازسازی‌های کم‌وبیش خسته‌کننده، این فیلم واقعاً چسبید. در کل از فیلم لذت بردم. من اون رو در دسته فیلم‌های «نوجوان‌پسند» (Young Adult) قرار می‌دم. نه فقط به خاطر اینکه شخصیت‌های اصلی و تقریباً کل بازیگرها نوجوان هستن، بلکه چون خود داستان هم مشخصاً برای مخاطب جوان‌تر نوشته شده. اما خب، کیه که دلش نخواد دوباره جوان باشه؟ داستان رو خیلی دوست داشتم. مشخصاً سوتی‌های غیرمنطقی و حفره‌های داستانی همیشگی رو داشت، ولی تا جایی که به من مربوط می‌شه، هیچ‌کدوم واقعاً آزاردهنده نبودن. به نظرم همه بازیگرها کارشون رو به اندازه کافی خوب انجام دادن. البته بعضی نقش‌ها فقط شامل ایستادن در پس‌زمینه بود، ولی شخصیت‌های اصلی بد نبودن. باید بگم که ترزا (Teresa) بیشتر یه المان داستانی بود تا یه شخصیت اصلی. خود هزارتو رو واقعاً دوست داشتم؛ ظاهر خیلی باحالی داشت و از نظر سینمایی عالی کار شده بود. تنها چیزی که در فیلم مشخص نشد، دلیل همه این اتفاقات بود. می‌دونم که قراره یه معما باشه، ولی با این حال ندادن هیچ‌گونه سرنخی واقعاً کلافه‌کننده بود. آخه چه هدفی می‌تونه پشت این باشه که یه مشت بچه رو مجبور کنن این‌طوری زندگی کنن؟ گاهی اوقات رفتار این بچه‌ها هم کمی رو مخ بود. مخصوصاً از اون بخش داستان که اون بچه احمق فقط می‌خواست همه چیز تا ابد همون‌طوری بمونه، اصلاً خوشم نیومد. البته این یه المان کلاسیک در این‌جور داستان‌هاست، ولی باز هم هر بار بدجوری رو اعصابم می‌ره. در نهایت، به نظرم فیلم سرگرم‌کننده‌ای بود. قطعاً دوست دارم فیلم دو تا کتاب دیگه رو هم ببینم. راستی من کتاب‌ها رو نخوندم، برای همین اینکه فکر می‌کنم داستان جدیدی بود، احتمالاً به خاطر همین موضوعه.

2017-12-22


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 1

وقتتون رو تلف نکنید.

2018-04-30


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

خیلی بهتر از اون چیزیه که تبلیغاتش نشون می‌داد. نمره نهایی: ۳ ستاره - شخصاً پیشنهاد می‌کنم یه فرصت بهش بدید.

2018-10-04


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

این یکی از محبوب‌ترین مجموعه‌های سینماییه که تا حالا دیدم، اما نمی‌تونم انکار کنم که با کتاب اصلی خیلی فرق داره.

2023-10-27


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

دیلن اوبرایان (Dylan O'Brian) که حافظه‌اش رو از دست داده، از یه چاه آسانسور بیرون میاد و توسط گروهی از پسرها پیدا می‌شه که همگی به حال خودشون رها شدن تا توی یه هزارتوی سنگی غول‌پیکر، یه زندگی بخور و نمیر داشته باشن. یه کشتی کوتاه با «گالی» (Gally) با بازی ویل پولتر (Will Poulter) بهش یادآوری می‌کنه که اسمش «توماس» (Thomas) هست، اما این هنوز کمکی به اون یا بقیه نمی‌کنه که بفهمن اینجا چیکار می‌کنن. هر روز درهای بزرگ هزارتو باز می‌شه، اما هر کسی که سعی کرده ازش خارج بشه، دیگه خبری ازش نشده. پسرها کاملاً گیج و سردرگم هستن تا اینکه یه دختر به جمعشون اضافه می‌شه؛ این دختر یعنی «ترزا» (Teresa) با بازی کایا اسکودلاریو (Kaya Scodelario) ممکنه جواب معما رو داشته باشه، چون «توماس» موفق می‌شه چندتا از دوستاش رو ترغیب کنه تا رازهای هزارتو رو امتحان کنن. آیا می‌تونن فرار کنن؟ و اگه فرار کنن، به کجا می‌رن؟ به سمت آزادی یا جایی که شاید بدتر باشه؟ اونا می‌دونن که هیولاهای فلزی ترسناکی توی هزارتو گشت می‌زنن، پس این یه ریسک بزرگ و خطرناکه؛ اما یا باید این کار رو بکنن یا همون‌جا بمونن. این فیلم مشخصاً بخش اول یک فرنچایزه، برای همین بیشترش صرف معرفی شخصیت‌ها و تعیین قوانین بازی برای اونا و ما می‌شه. تیم بازیگری قابل‌قبول به پیشبرد داستان کمک می‌کنن و شخصیت‌ها هم به خوبی رشد می‌کنن؛ هرچند معلوم نیست چرا پولترِ لندنی باید با لهجه آمریکایی حرف می‌زد. رمان‌های دشنر (Dashner) که فیلم از روشون ساخته شده، مسیر آشنایی رو دنبال می‌کنن، اما کارگردان وس بال (Wes Ball) سعی می‌کنه با کلی صحنه خطرناک، حرکات آکروباتیک و استفاده از ستاره‌ای که دوربین دوستش داره و با انرژی وارد فضای ماجراجویی می‌شه، سرعت فیلم رو بالا نگه داره. در کل اثر سرگرم‌کننده‌ایه؛ شاید بعداً یادتون نیاد کی به کی بود، اما این‌جور فرنچایزها در اواسط دهه ۲۰۰۰ خیلی رو بورس بودن. این فیلم یه اثر کاملاً تماشایی و گاهی هیجان‌انگیزه که برای سرگرم کردن مغز عالیه.

2024-07-10


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

تماشای دوباره «دونده هزارتو» تجربه لذت‌بخشی بود و هنوز هم مثل بار اول ازش لذت بردم. کارگردانی فیلم واقعاً به چشم میاد؛ پرده اول فیلم ریتم خیلی خوبی داره و به درستی ما رو با شخصیت‌ها، هزارتو و وضعیت دلهره‌آورشون آشنا می‌کنه. این مقدمه‌چینی، پایه محکمی برای پرده دوم هیجان‌انگیز و پایانی می‌سازه که مخاطب رو با کلی سوال رها می‌کنه و فضا رو برای دنباله فیلم کاملاً آماده می‌کنه. فیلم‌برداری هم لایق تحسینه. یکی از لحظات درخشان، سکانس افتتاحیه است: نماهای نزدیک (Close-up) ما رو کاملاً در حس سردرگمی شخصیت اصلی غرق می‌کنه و بعد با یک زوم‌اوت نرم، دیوارهای بلند و بسته هزارتو رو نشون می‌ده. این روایت بصری در طول فیلم ادامه داره و حس مقیاس و تنش رو به خوبی حفظ می‌کنه. بازیگری هم یکی دیگه از نقاط قوت فیلمه. اکثر بازیگرها اجرای خوبی دارن، ارتباطات باورپذیری ایجاد می‌کنن و باعث می‌شن بیننده به شخصیت‌ها وابسته بشه. شیمی بین اونا و انتقال احساساتشون به خوبی به اهمیت داستان اضافه می‌کنه. اگرچه فیلمنامه در کل قرص و محکمه، اما چندتا شوخی کلیشه‌ای اینجا و اونجا داره که البته خیلی به تجربه کلی فیلم لطمه نمی‌زنه. «دونده هزارتو» فیلمیه که با کارگردانی قوی، جلوه‌های بصری جذاب و بازی‌های درگیرکننده، به خوبی اجرا شده. فیلم دنیایی پر از تعلیق و غوطه‌ورکننده می‌سازه و مخاطب رو برای دیدن ادامه داستان تشنه نگه می‌داره. از تماشای دوباره‌اش واقعاً لذت بردم.

2024-12-17