پلنگ سیاه

پلنگ سیاه

پس از وقایع فیلم «کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی»، شاهزاده تی‌چالا (T'Challa) به میهن خود، واکاندا (Wakanda)، ملت آفریقایی منزوی و از نظر تکنولوژیکی پیشرفته‌اش بازمی‌گردد تا به عنوان پادشاه جدید خدمت کند. با این حال، تی‌چالا به زودی متوجه می‌شود که از سوی گروه‌هایی در داخل کشورش برای رسیدن به تخت پادشاهی به چالش کشیده شده است. وقتی دو دشمن برای نابودی واکاندا با هم متحد می‌شوند، قهرمانی به نام پلنگ سیاه (Black Panther) باید با مامور سی‌آی‌ای، اورت کی. راس (Everett K. Ross) و اعضای دورا میلاجه (Dora Milaje) - نیروهای ویژه واکاندا - متحد شود تا از کشیده شدن واکاندا به یک جنگ جهانی جلوگیری کند.

سال انتشار: 2018 کارگردان: Ryan Coogler ژانر: Action، Adventure، Sci-Fi نویسندگان: Ryan Coogler، Joe Robert Cole، Stan Lee امتیاز: 7.3

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

نقدهایی که برای «پلنگ سیاه» (Black Panther) نوشته شده همه‌شون تقریباً یه چیز می‌گن: این فیلم عالیه چون با هر چیزی که قبلاً دیدیم فرق داره، نه فقط تو دنیای مارول بلکه کلاً تو ژانر ابرقهرمانی؛ شرور فیلم فوق‌العاده‌ست و کلاً یه فیلم جدید و نوآورانه‌ست. اجازه بدید من (تقریباً) کاملاً مخالفت کنم. «پلنگ سیاه» فیلم خوبیه، نه به خاطر اینکه کلیشه‌ها رو شکسته، بلکه به خاطر اینکه مارول یه فرمول موفق داره و این فیلم دقیقاً طبق همون فرمول پیش رفته. مشخصه که اهمیت داشتن یه قهرمان که نه فقط سیاه‌پوست، بلکه واقعاً آفریقاییه رو نباید نادیده گرفت؛ ما با فیلمی طرفیم که کمترین تعداد بازیگر سفیدپوست رو بین فیلم‌های ابرقهرمانی تا به امروز داره و همه‌شون هم عالی بازی کردن، که قطعاً از نظر اجتماعی-سیاسی خیلی مهمه. اما استخوان‌بندی فیلم، داستان، فیلمنامه، اتفاقات و چرخش‌ها، همه‌شون کپی برابر اصل چیزهاییه که ۱۷ بار قبل از این جواب داده بودن. باز هم جواب می‌ده، اشتباه نکنید، «پلنگ سیاه» واقعاً یه تجربه عالی و مهم بود، اما اینکه بگیم چرخ رو از اول اختراع کرده، به نظر من یه دروغ محضه.

*نمره نهایی: ۳.۵ از ۵ - واقعاً خوشم اومد. پیشنهاد می‌کنم حتماً براش وقت بذارید.*

2018-02-14


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 1

بیش از حد بهش بها داده شده و الکی بزرگش کردن. حتماً بیخیالش بشید. اگه خیلی مجبور بودید، یه بار سرسری ببینیدش.

2018-02-17


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

این قطعاً یکی از بهترین‌های ماروله چون داستانش گیراست و شخصیت‌هاش خوب پردازش شدن. پلنگ سیاه و دوست‌ها و خانواده‌اش باید از خودشون و سرزمین‌شون واکاندا در برابر چنگال‌های کلا (Andy Serkis) و کیل‌مانگر (Michael B. Jordan) دفاع کنن. نه تنها بازیگر نقش اصلی در نقش تی‌چالا عالیه، بلکه بازیگرهای مکمل هم کارشون رو خوب انجام دادن، مخصوصاً خانم‌ها. تی‌چالا با زن‌های باهوش و قوی محاصره شده. به نظر می‌رسه مارول با شخصیت کلا و مخصوصاً کیل‌مانگر، طلسم شرورهای ضعیفش رو شکسته. کیل‌مانگر خیلی خوب شخصیت‌پردازی شده و با وجود شرور بودنش، گاهی آدم باهاش همذات‌پنداری می‌کنه. یه جورایی من رو یاد لوکیِ تام هیدلستون انداخت. صحنه‌های اکشن و جلوه‌های ویژه هم حرف ندارن. اگه از فیلم‌های کمیک‌بوکی خوشتون می‌آد، شدیداً پیشنهاد می‌شه.

2018-02-17


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

فیلم خیلی خوبیه. داستان خوب و کلی هیجان. این همون چیزیه که دی‌سی (DC) کم داره.

2018-02-21


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

با کمی تردید رفتم این فیلم رو دیدم. می‌ترسیدم زیر بار شعارهای سیاسی و اجتماعی له شده باشه، مخصوصاً وقتی می‌دیدم چقدر بین بعضی گروه‌های خاص جامعه تحویلش می‌گیرن. خب، البته یه سری از این مزخرفات توش بود ولی خوشبختانه خیلی کمتر از چیزی بود که فکر می‌کردم. در واقع فیلم برام سرگرم‌کننده بود. با «عالی» بودن خیلی فاصله داره و قطعاً با اون هایپ و سر و صدای وحشتناکی که دورش هست هم‌خوانی نداره، ولی در کل خوبه. کم و بیش یه فیلم ابرقهرمانی استاندارده که با بودجه زیاد ساخته شده. این یعنی یه داستان متوسط که با کلی اکشن و جلوه‌های ویژه پر و پیمون شده. خود داستان یه قصه انتقام سنتیه با کمی چاشنی قدرت سیاه‌پوستان. چیز خاصی نیست ولی به عنوان بستری برای اکشن و جلوه‌های ویژه که نقطه قوت فیلمه، خوب عمل می‌کنه. البته طبق معمول یه سری سوتی و حفره داستانی هم داره. مثلاً شوری (Shuri) ادعا می‌کنه ویبرانیوم در سرعت‌های بالا ناپایداره، ولی بعدش می‌بینیم که راحت باهاش کشتی‌های پرنده و چیزهای پرسرعت دیگه می‌سازن! شخصیت‌ها هم تا جایی که به نقش‌های اصلی مربوط می‌شه، یه کم ناامیدکننده بودن. حس کردم قهرمان اصلی کاریزمای کمی داره. کیل‌مانگر، شرور اصلی، واقعاً ناامیدم کرد. به نظر من شبیه کلیشه یه لات احمق بود و بیشتر وقت‌ها هم همون‌طوری رفتار می‌کرد. آخه نمی‌شد یه بازیگر پیدا کنن که قیافه‌اش کمتر... خب... احمق به نظر بیاد! شخصاً شخصیتی که بیشتر از همه دوست داشتم «کلا» (Klaue) بود که خیلی باحال بود؛ دیوانه ولی باحال. جنگجوهای زن هم که هم خفن بودن و هم باهوش، و شوری هم تو لیست موردعلاقه‌هام رتبه بالایی داره. جلوه‌های ویژه! اینجاست که فیلم می‌درخشه. در کل جلوه‌های ویژه خوب بود. طراحی گجت‌ها و کشتی‌ها و غیره خیلی قشنگ بود. کرگدن‌های وحشی تو جنگ آخر واقعاً خنده‌ام انداختن، باید حدس می‌زدم همچین چیزی می‌بینیم. از افکت‌های صوتی هم خوشم اومد. مشخصه که اگه جلوه‌های ویژه خوب درنمی‌اومد، فیلم عملاً هیچی نداشت. در مجموع، پلنگ سیاه یه فیلم اکشن و جلوه‌های ویژه سرگرم‌کننده‌ست. نه بیشتر، نه کمتر. یه سری شعارهای اجتماعی رو مخ داشت ولی کمتر از ترسم بود، داستانش معمولی بود ولی اکشن و جلوه‌های ویژه زیادی داشت.

2018-02-26


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

واقعاً غافلگیر شدم که چقدر از این فیلم خوشم اومد. کلی اتفاق توش جریان داشت؛ دغدغه‌های مهاجرت، جنگ بین نجات دنیا و محافظت از کشور خودت (آشنا به نظر می‌آد؟)، ترس از غارت منابع یه کشور آفریقایی، بهترین راه برای حل مشکلات سیاه‌پوستان در سراسر جهان و کلی اشارات فرهنگی اصیل. همه این‌ها بدون اینکه فیلم سنگین یا شعاری بشه بیان شده. قشنگ می‌شه با پاپ‌کورن نشست و ازش لذت برد. شرور فیلم، کیل‌مانگر، عالیه. نه از این نظر که ترسناکه (که هست)، بلکه چون پیچیده‌تر از یه شخصیت مبهمه که فقط به خاطر جلوه‌های ویژه یا موسیقی دراماتیک باید باور کنی آدم بدیه. این فیلم فقط انفجار و تیکه‌های بامزه در یه جای عجیب و غریب نیست. کلاً فیلم خوبیه و همیشه آدم رو مشتاق نگه می‌داره. روابط بین شخصیت‌ها هم عالی دراومده. در نهایت، واکاندا واقعاً شبیه یه «مکان» واقعی بود؛ حس می‌کردی اونجا زندگی جریان داره، نه اینکه فقط چندتا ساختمون خفن باشه که به عنوان پس‌زمینه استفاده شدن. تو دنیاسازی عالی کار کردن؛ از مراسم‌ها گرفته تا لباس‌ها، تکنولوژی‌های فانتزی و مناظر. این فیلم قطعاً ارزش دیدن داره. ۴.۵ از ۵. اینم اضافه کنم که: بالاخره تونستیم خودِ اندی سرکیس (Andy Serkis) رو ببینیم! وقتی اسمش رو دیدم فکر کردم قراره باز یه هیولای کامپیوتری باشه. خوشحالم که واقعاً خودش جلوی دوربین بود.

2018-04-13


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

پلنگ سیاه یه تجربه سرگرم‌کننده‌ست، ولی قطعاً مشکلاتی هم داره. اول نکات مثبت: اکشن فیلم باحاله، احساساتش تاثیرگذاره و داستانش هم بد نیست. با اینکه گاهی از جلوه‌های ویژه‌اش ایراد می‌گیرن، به نظر من برای یه فیلم مارولی به اندازه کافی خوب بود. طراحی صحنه‌های مبارزه هم نسبتاً خوب انجام شده بود. مبارزات آیینی هیجان‌انگیز و از نظر بصری جذاب بودن. مبارزات در کره هم دیدنی بود و با اینکه کلاً طرفدار تعقیب و گریز با ماشین نیستم، از این یکی لذت بردم؛ آدم رو یاد فیلم‌های جیمز باند می‌انداخت. در واقع یه جذابیت دیگه‌اش هم برای من همین بود؛ پایگاه تکنولوژی مخفی و صحنه‌های اکشن باحال، یادآور فیلم‌های جیمز باندی بود. فکر می‌کنم اگه به تی‌چالا هم یه سری عادت‌های خاص مثل باند می‌دادن فیلم بهتر می‌شد، هرچند مارول احتمالاً برای پادشاه واکاندا که انگار از نظر اخلاقی معصومه، سراغ این چیزها نمی‌ره.

اما داستان، خب، یه چیزی بین خوب و بد بود. همه چیز انگار به زور کنار هم چپونده شده بود و نکات کلیدی احساسی خیلی سریع ازشون رد می‌شد یا نادیده گرفته می‌شد. البته کانسپت کلی خوبه: یه فامیل گمشده می‌آد تا پادشاه جدید رو به چالش بکشه، برنده می‌شه و چهره واقعی‌ش رو نشون می‌ده و تبدیل به یه آدم بی‌اخلاق می‌شه. پادشاه برمی‌گرده و غاصب رو شکست می‌ده و در این مسیر چیزی درباره خودش و سرزمینش می‌فهمه. داستان تکراریه، ولی نه اونقدر که به فیلم ضربه بزنه. اما مشکلات از همین‌جا شروع می‌شه. فیلم در واقع یک و نیم یا دوتا فیلمه که تو دل هم جا شدن. واکاندا کلی اسطوره‌شناسی فوق‌العاده داره، ولی تقریباً هیچ‌کدومش توضیح داده نمی‌شه. فیلم هیچ‌وقت واقعاً توضیح نمی‌ده که واکاندایی‌ها چطور از ویبرانیوم برای ثروتمند شدن استفاده کردن. تو یه سری توضیحات بهش اشاره می‌شه ولی خیلی چیزها سرسری رد می‌شه. علاوه بر این، شخصیت وکابی (W'Kabi) خیلی سریع توسط کیل‌مانگر رادیکال شد، اونم برای رابطه‌ای به این مهمی که یهو تغییر جهت داد. بعضی از جنبه‌های احساسی فیلم هم چون زمان کافی بهشون داده نشد، خوب از آب درنیومدن. با وجود این نقص‌ها، پلنگ سیاه فیلم سرگرم‌کننده‌ایه که به دنیای مارول اضافه شده. باید دوتا فیلم می‌شد، ولی بعید می‌دونم این آخرین باری باشه که واکاندا رو می‌بینیم.

2018-05-07


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

شخصیت تی‌چالا اولین بار در «کاپیتان آمریکا ۳: جنگ داخلی» معرفی شد. در فیلم «پلنگ سیاه»، تی‌چالا بعد از مرگ پدرش به میهنش واکاندا برمی‌گرده، پدری که رازی رو درباره برادرش که در آمریکا زندگی می‌کرده مخفی کرده بوده. حالا اون بعد از چالش با یک رقیب، تخت پادشاهی رو به ارث می‌بره. واکاندا یه کشور آفریقایی با ثروت، قدرت و تکنولوژی عظیمه که اون رو از دنیای بیرون مخفی می‌کنه. عموی تی‌چالا دنبال یه قیام در آمریکا بود. حالا پسرش کیل‌مانگر به واکاندا می‌آد و تی‌چالا رو برای پادشاهی به چالش می‌کشه. کیل‌مانگر برنده می‌شه و مبارزه برای قدرت سیاه‌پوستان رو رهبری می‌کنه. پلنگ سیاه یه فیلم خوش‌ساخت و استاندارد از ماروله که واقعاً فرمول خودش رو پیدا کرده. فروش وحشتناکش تو گیشه من رو غافلگیر کرد؛ چون فیلم واقعاً اونقدرها هم خوب نیست و داستانش خیلی قابل پیش‌بینیه.

2018-05-30


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

به خاطر جوّ «سیاسی» بیش از حد تحویلش گرفتن؛ فیلم محترمیه و نکات جالبی داره، ولی یه جورایی معمولی هم هست.

این فیلم محصول ۲۰۱۸ به کارگردانی رایان کوگلر (Ryan Coogler)، داستان زمانی رو روایت می‌کنه که تی‌چالا (Chadwick Boseman) بعد از مرگ پدرش، پادشاهی واکاندا رو به دست می‌گیره. این پادشاهی به خاطر منبع مخفی‌ش یعنی ویبرانیوم (یه فلز گرانبها و تقریباً جادویی)، از نظر تکنولوژی خیلی پیشرفته‌ست. متأسفانه سلطنت تی‌چالا توسط یه سرباز سابق عملیات سیاه آمریکایی به اسم اریک «کیل‌مانگر» (Michael B. Jordan) به چالش کشیده می‌شه.

«پلنگ سیاه» با کارگردان سیاه‌پوست و کادر بازیگری عمدتاً سیاه‌پوست (به جز دوتا سفیدپوست فرمالیته)، موقع اکران خیلی الکی بزرگ شد. منتقدا انگار می‌ترسیدن اگه جرات کنن و حقیقت رو بگن یا نقد منفی بنویسن، توسط فاشیست‌های لیبرال «نژادپرست» خطاب بشن (چشم‌غره می‌روم). فیلم دوست‌داشتنیه و قطعاً نکات جالبی داره، اما شخصیت‌ها به جز کیل‌مانگر نسبتاً خسته‌کننده‌ان و داستان هم اونقدرها درگیرکننده نیست. در واقع یه فیلم ابرقهرمانی متوسطه که یه سری المان‌های واضح جیمز باندی داره و فقط به خاطر بازیگرهای سیاه‌پوست و لوکیشن آفریقایی‌ش متمایز شده. حتی نمی‌تونه به سطح سرگرم‌کنندگی فیلمی مثل «مرد مورچه‌ای» (۲۰۱۵) برسه. با این حال، فیلم محترمیه و داستانش سوالات جالبی رو مطرح می‌کنه، مثل انزواطلبی در مقابل بین‌المللی‌گرایی و فرهنگ آفریقایی-آمریکایی در مقابل فرهنگ بومی آفریقا. ولی یه سری بخش‌های رو مخ هم داره، مثلاً وقتی شوری (Letitia Wright) به مامور راس (Martin Freeman) می‌گه «استعمارگر»، که اصلاً هم دقیق نیست. شاید قرار بوده شوخی باشه.

مبارزه کنار آبشار بین پلنگ سیاه و کیل‌مانگر ادای احترامی بود به اولین شماره سری کمیک‌های پلنگ سیاه در Jungle Action (شماره ۶، سپتامبر ۱۹۷۳). در پایان اون داستان، تی‌چالا و اریک بالای آبشار می‌جنگن و کیل‌مانگر پلنگ سیاه رو از صخره به پایین پرت می‌کنه. این شماره شروع خط داستانی «خشم پلنگ» اثر دان مک‌گرگور بود که بیش از دو سال طول کشید. خیلی‌ها اون رو اولین رمان گرافیکی می‌دونن. البته این اولین حضور پلنگ سیاه نبود (که سال ۱۹۶۶ معرفی شد)، اما اولین شماره‌ای بود که اون شخصیت اصلی داستان بود. و همین سری بود که توضیحات جذابی درباره تی‌چالا، واکاندا و شهروندانش ارائه داد. واقعاً فاجعه‌ست که از مک‌گرگور، کسی که شخصیت‌های کیل‌مانگر و وکابی رو خلق کرد، در این فیلم قدردانی نشد؛ شرم‌آوره.

فیلم ۲ ساعت و ۱۴ دقیقه‌ست و در جورجیا، کره جنوبی و آرژانتین فیلمبرداری شده. جالبه که هیچ‌جای فیلم در آفریقا فیلمبرداری نشده. نمره من: -B

2018-06-12


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

فیلم معرکه‌ایه

2018-08-24


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

«پلنگ سیاه واقعاً مارول-وس (Marvelous) است (جناح با اسم مارول)»

تی‌چالا (Chadwick Boseman) به واکاندا برمی‌گرده تا تاج‌گذاری کنه. طولی نمی‌کشه که برای تخت پادشاهی به چالش کشیده می‌شه و سایه جنگ روی سرزمینش می‌افته. پلنگ سیاه قهرمان معمولی شما نیست چون بیاید قبول کنیم... اون سیاه‌پوسته. و به جز بیلبو بگینز (Martin Freeman) و اسمیگل (Andy Serkis)، بقیه هم سیاه‌پوستن. و واقعاً هم باید همین‌طور باشه. کل تیم بازیگری عالی عمل کردن. بوزمن در نقش پادشاه تی‌چالا که با نقش جدیدش کلنجار می‌ره عالیه. وقتی کیل‌مانگر (Michael B. Jordan) از راه می‌رسه، اوضاع سخت‌تر هم می‌شه. کیل‌مانگر یه آدم عوضیِ تمام‌عیاره ولی با این حال دلتون براش می‌سوزه (این یعنی یه نویسندگی خوب). اون یه رقیب لایق و یکی از بهترین شرورهای ماروله. جردن نقشش رو بی‌نقص بازی کرده. رایان کوگلرِ کارگردان و مایکل بی. جردن انگار برای هم ساخته شدن. این سومین همکاری‌شون بعد از «ایستگاه فروت‌ویل» و «کرید» هست و باز هم موفق بودن. خود فیلم هرچی نقش جردن پررنگ‌تر می‌شه، بهتر می‌شه. شخصیت‌های زن و بازیگرهاشون هم به همون اندازه تحسین‌برانگیزن. مخصوصاً ناکیا (Lupita Nyong'o) و اوکویه (Danai Gurira) صحنه رو مال خودشون می‌کنن. شوخی تو «پلنگ سیاه» کمتر از چیزیه که تو فیلم‌های مارول عادت داریم ببینیم، ولی این اصلاً بد نیست. فیلم بهش نیازی نداره. با اینکه داستان در آفریقا (خیالی) می‌گذره، ولی فیلمبرداری اونجا انجام نشده. با این حال فیلم کاملاً درست به نظر می‌رسه. سازنده‌ها در خلق واکاندا عالی کار کردن. دمشون گرم بابت طراحی لباس روت ای. کارتر و موسیقی لودویگ گورانسون که به واکاندا روح دادن. نکته منفی فیلم جلوه‌های ویژه کامپیوتری زیادشه. گاهی خیلی ضایع می‌شه (کرگدن‌ها رو می‌گم). با این حال صحنه‌های نبرد خیلی قشنگ طراحی شدن. مخصوصاً نیزه زدن‌های اوکویه واقعاً دیدنیه. در کل «پلنگ سیاه» یه اضافه شدن عالی به دنیای ماروله و نمی‌تونیم منتظر بمونیم تا ببینیم تی‌چالا و رفقاش تو «انتقام‌جویان: جنگ ابدیت» چه نقشی دارن.

2018-11-23


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

پلنگ سیاه احتمالاً بیشتر به عنوان یه فیلم مهم از نظر فرهنگی تو یادها می‌مونه تا یه فیلم عالی، اما این نباید باعث بشه تم عمیق فیلم یعنی «پذیرش و شمول» رو نادیده بگیریم. این یه فیلم واقعاً خوب با قلب و هوشه. اینکه من با ریتم فیلم، اکشن‌های کلیشه‌ای یا پیچیدگی شرور فیلم مشکل دارم، مشکل منه. اما نمی‌فهمم چطور بعضی‌ها از پلنگ سیاه بدشون می‌آد چون تم‌های اجتماعی و سیاسی رو وارد داستانش کرده. مگه به‌روز بودن و ارتباط با مسائل روز، یکی از کلیدهای سنجش بزرگیِ یه فیلم نیست؟

2019-03-09


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

واقعاً از این فیلم لذت بردم، یه چیز جدید و دست‌نخورده بود که قبلاً انجام نشده بود و یه شاهکار مارولی تحویل دادن. منتظر قسمت بعدی هستم...

2019-04-03


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

قبل اکران الکی بزرگش کردن و بعد اکران هم بیش از حد بهش بها دادن. پلنگ سیاه هیچی نیست جز یه فیلم کلیشه‌ای دیگه از مارول، با شخصیت‌های خسته‌کننده و یه بازیگر اصلی که اصلاً کاریزما نداره.

2020-08-31


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

حال کردم! «پلنگ سیاه»، هجدهمین فیلم مارول، خیلی خوبه. من واقعاً از دنیاسازی واکاندا و همچنین فیلمبرداری و طراحی لباسش خوشم اومد. بازیگرها هم همون‌طور که انتظار می‌رفت عالی هستن. چادویک بوزمن در نقش تی‌چالا معرکه‌ست، همون‌طور که از حضور کوتاهش تو «جنگ داخلی» حدس می‌زدم. اون بهترین بازیگر اینجاست، ولی دانای گوریرا هم پا به پاش می‌آد. من به خاطر بازی گوریرا تو «واکینگ دد» طرفدارشم و می‌دونستم اینجا هم ازش خوشم می‌آد؛ دیدنش واقعاً کیف می‌ده، مخصوصاً وقتی دوباره سلاح دستش می‌گیره. لوپیتا نیونگو و لتیشیا رایت هم خوبن. تیم بازیگری خیلی پرمهره‌ست، کسایی مثل فارست ویتاکر، اندی سرکیس، دنیل کالویا و مایکل بی. جردن هم هستن؛ شخصیت جردن بهترین نیست، ولی خودش بازیش خیلی قرص و محکمه.

2021-01-22


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

نقد کردن این فیلم به صورت بی‌طرفانه خیلی سخته؛ گاهی اوقات به خوبیِ بهترین فیلم‌های دنیای کمیک‌بوکی می‌شه؛ فیلمبرداری و جلوه‌های ویژه درجه یک هستن و سرعت اکشن هم معمولاً خوب و لذت‌بخشه. اما نویسندگی و بازیگری یه بحث دیگه‌ست. چادویک بوزمن در نقش «تی‌چالا» وقتی به کشور آفریقاییِ به ظاهر کشاورزیش (واکاندا) برمی‌گرده، بازیش خیلی خشک و بی‌روحه؛ کشوری که مخفیانه تکنولوژی‌های فوق پیشرفته‌ای بر پایه یه ماده معدنی فضایی کمیاب ولی قدرتمند داره. تو این قسمت، مارتین فریمن و فارست ویتاکر هم کمک زیادی بهش نمی‌کنن. لتیشیا رایت در نقش خواهر کوچیکش «شوری» کمی جذابیت به فیلم تزریق می‌کنه و اندی سرکیس هم در نقش شرور آفریقای جنوبی «اولیس کلا» اولش خوب بازی می‌کنه، اما وقتی فیلم جا می‌افته، تبدیل می‌شه به یه داستان زیبا از نظر بصری ولی نسبتاً بی‌مزه و ساده‌انگارانه درباره تقابل خیر و شر. من مایکل بی. جردن رو دوست دارم؛ اینجا حضورش جلوی دوربین جذابه و بلده چطور مخاطب رو جذب کنه؛ باید بگم از همون اول تقریباً طرف اون بودم. اما متأسفانه پایان فیلم کاملاً مشخصه و بدون هیچ تعلیق یا خطری که بتونه اون وعده اولیه فیلم رو حفظ کنه، «پلنگ سیاه» فقط تبدیل می‌شه به یه جشنواره خوش‌رنگ و لعاب ولی سطحی از رنگ‌ها و جلوه‌های کامپیوتری.

2022-11-11


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

امیدوار بودم یه انقلاب سیاه‌پوستی تو کل دنیا با سلاح‌های خفن واکاندا ببینم. متأسفانه این اتفاق نیفتاد و همه سلاح‌ها قبل از اینکه بتونن از واکاندا خارج بشن نابود شدن.

2022-11-19


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

پلنگ سیاه یه فیلم پیشروئه که بین بقیه فیلم‌های کمیک‌بوکی می‌درخشه. با یه کادر بازیگری تقریباً کاملاً سیاه‌پوست و یه تجربه بصری منحصربه‌فرد، فیلم مخاطب رو به ملت آفریقایی و پیشرفته واکاندا می‌بره. داستان درباره تی‌چالاست که بعد از ترور پدرش، پلنگ سیاه و پادشاه جدید واکاندا می‌شه و باید برای امنیت کشورش در برابر تهدید اولیس کلا و کیل‌مانگر بجنگه. بازی‌ها عالیه، از نظر بصری خیره‌کننده‌ست و پیام قدرتمندی درباره میراث و سنت داره. تیم بازیگری به رهبری چادویک بوزمن بازی‌های قوی‌ای ارائه دادن و زن‌های واکاندا واقعاً قدرتمند و تحسین‌برانگیز هستن. با وجود برخی ناهماهنگی‌ها در جلوه‌های ویژه، روایت منسجم و تاکید روی شخصیت‌پردازی، اون رو به یه فیلم مهم و سرگرم‌کننده تبدیل کرده.

2023-01-12


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 1

می‌تونم کلی درباره‌اش حرف بزنم، ولی می‌تونم تو دوتا نکته خلاصه‌اش کنم. ۱: وقتی اسمش Skyfall بود بیشتر ازش خوشم می‌اومد... و ۲: وقتی اسمش «The Phantom Menace» بود بیشتر دوستش داشتم. ترکیب این دوتا اصلاً جواب نداده. هیچ آدم عاقلی اینقدر از یه فیلمی که طرفدارا اونطوری بهش واکنش نشون دادن (جنگ ستارگان ۱) اسکی نمی‌ره. اما با وجود این و کلی نکته دیگه که بقیه تا حالا هزار بار گفتن، مجبوری ازش خوشت بیاد... چون بقیه می‌گن باید خوشت بیاد.

2023-01-14


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

**پلنگ سیاه یه فیلم خوب و قرص و محکم تو دنیای ماروله، ولی حس می‌کنم می‌تونست از اینم بهتر باشه.**

پلنگ سیاه یه فیلم ابرقهرمانی خوب با شخصیت‌های عالی، لباس‌های بی‌نقص و تیم بازیگری فوق‌العاده بود. اما من با این مشکل داشتم که داستان بیشتر روی شرور و بازیگرهای مکمل تمرکز کرده بود و خودِ پلنگ سیاه رو به حاشیه برده بود. بعد از معرفی‌ش تو «جنگ داخلی»، اطلاعات کمی از این شخصیت مرموز داشتیم و با اینکه این فیلم ما رو با دنیاش آشنا کرد، ولی اونقدری که امیدوار بودم روی شخصیت تی‌چالا کار نکرد. می‌دونم دارم سخت‌گیری می‌کنم، ولی بعد از این همه فیلم تک‌نفره عالی تو مارول، انتظار بیشتری برای این شخصیت داشتم. با این حال، چادویک بوزمن با قدرت و صلابت زیادی نقش تی‌چالا رو بازی می‌کنه. علاوه بر این، کیل‌مانگر با بازی مایکل بی. جردن یه شرور جذاب بود. اما بخش‌های موردعلاقه من صحنه‌هایی بود که وینستون دوک یا اندی سرکیس توش بودن. اونا خیلی خنده‌دار بودن و کل صحنه رو مال خود می‌کردن. پلنگ سیاه از خیلی جهات متمایز بود، ولی من هنوز دلم می‌خواست فرصت‌های بیشتری برای شناخت شخصیت تی‌چالا و رشد دادنش وجود داشته باشه.

2023-02-11