Imagine
داستان در لیسبون پرتغال، در یک مؤسسه نابینایان جریان دارد؛ جایی که به کودکان یاد داده میشود با معلولیت خود کنار بیایند، ریسک نکنند و همیشه در منطقه امن خود بمانند. ایان، معلمی هنجارشکن که خودش نیز ناببینا است، در این مدرسه استخدام میشود و روشهای انقلابی را معرفی میکند: او استفاده از عصا را رد کرده و به بچهها یاد میدهد با استفاده از تمام حواسشان، از جمله حرکت بر اساس بازتاب ارتعاشات صوتی (پژواکبری یا echolocation)، غریزه و استفاده خلاقانه از تخیلشان، به جهتیابی فضایی برسند. ایان با اعتماد به نفس و حتی کمی پرخاشگرانه، بچهها را مجذوب خود کرده و به آنها دلیلی برای امیدواری میدهد، هرچند بچهها مدام او را امتحان و بازخواست میکنند تا ثابت کنند او یکی از خودشان است و هیچوقت کاملاً از صمیمیت او مطمئن نیستند. کلاسهای ایان درست زیر پنجره اوا (Alexandra Maria Lara) برگزار میشود؛ بیمار بزرگسالی که هیچوقت اتاقش را ترک نمیکند و با هیچکس حرف نمیزند. به طرز شگفتانگیزی، او به یکی از پاسخگوترین شاگردان ایان تبدیل میشود و حتی رگههایی از رومنس بین1شان شکل میگیرد. این دو با شروع اعتماد متقابل، به هم نزدیک میشوند. آنها با هم به یک کافه میروند (جایی که اوا با یک مرد جوان لاس میزند)، در کنار بندر قدم میزنند و از خیابانهای شلوغ عبور میکنند، بدون هیچ کمکی جز تواناییشان در شنیدن صدای وسایل نقلیه، قدمها یا سایر موانع سر راهشان. آنها توسط سرانو، پسربچه نابینایی که ایان از او خواسته از تخیلش برای «دیدن» یک کشتی در بندر استفاده کند، تعقیب میشوند. این معلم جدید توسط پزشک مدرسه و مدیر آن (Francis Frappat) که نگران است او به بچهها امید واهی بدهد، به چالش کشیده میشود...
سال انتشار: 2012 کارگردان: Andrzej Jakimowski ژانر: Drama نویسندگان: Andrzej Jakimowski امتیاز: 7.3