بلید رانر ۲۰۴۹
سی سال پس از وقایع فیلم Blade Runner (1982)، یک بلید رانر جدید به نام افسر «کی» (K) با بازی رایان گاسلینگ (Ryan Gosling) از اداره پلیس لسآنجلس، رازی قدیمی و مدفون را کشف میکند که پتانسیل این را دارد که بقایای جامعه را به هرجومرج بکشاند. کشف «کی» او را راهی سفری برای یافتن ریک دکارد (Rick Deckard) با بازی هریسون فورد (Harrison Ford) میکند؛ یک بلید رانر سابق که سی سال است ناپدید شده است.
سال انتشار: 2017 کارگردان: Denis Villeneuve ژانر: Action، Drama، Mystery نویسندگان: Hampton Fancher، Michael Green، Philip K. Dick امتیاز: 8.0نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم Blade Runner 2049 با خلق یک غوطهوری عظیم در ابعاد و بینش بصری، به خوبی زیر سایه سنگین نسخه ۱۹۸۲ قرار میگیره... متن کامل نقد رو اینجا بخونید: http://screen-space.squarespace.com/reviews/2017/10/5/blade-runner-2049.html
2017-10-05
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
توی یه دنیای غمزده و فوقالعاده، یه کارآگاه تلاش غمانگیزی برای برقراری رابطه میکنه، یکی از خلاقانهترین صحنههای جنسی تاریخ سینما رو رقم میزنه و در حین کار با یه بحران وجودی دستوپنجه نرم میکنه. این بخشها که میتونستن به تنهایی یه داستان مستقل باشن، اونقدر قوی هستن که دیدن فیلم رو واجب میکنن. متأسفانه فیلم متوجه نیست که زندگی روزمره قهرمان داستان بهترین بخش ماجراست و در عوض روی یه فرضیه اغراقآمیز و لوس تمرکز میکنه که هدفش فقط وصل کردن ۲۰۴۹ به نسخه اصلی و زمینهسازی برای یه دنباله دیگهست؛ همین موضوع باعث میشه داستانی که میتونست یه اثر شخصی و گیرا باشه، ضربه بخوره.
2017-10-12
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
درود بر خدایان علمی-تخیلی که بالاخره سر عقل اومدن و دنباله طولانیمدت، خیرهکننده و مجلل Blade Runner رو به تماشاگران مشتاق هدیه دادن. شاید باید نبوغ بیسروصدا و ذهن خلاق ریدلی اسکات (Ridley Scott) رو برای کارگردانی نسخه ۱۹۸۲ تحسین کنیم؛ فیلمی که اون زمان یه تریلر علمی-تخیلی نادیده گرفته شده به نظر میرسید، اما حالا به عنوان یکی از بزرگترین آثار آیندهنگرانه تاریخ سینما قد علم کرده که واقعاً لایق این همه طرفدار دوآتیشهست. یا شاید هم باید به طرفداران نوستالژیک و وفادار Blade Runner تبریک گفت که تعصبشون باعث شد این ارائه هوشمندانه، خیرهکننده و صیقلخورده دوباره جون بگیره و انرژی تازهای به ژانر علمی-تخیلی ببخشه؟ شایدم هالیوود صرفاً یه فرصت خوب برای پول درآوردن از یه برند قدیمی دیده؟ آیا دوباره تب و تاب هریسون فورد (Harrison Ford) به خاطر سوابق درخشانش توی فیلمهای بلاکباستری مثل Star Wars و Indiana Jones بالا گرفته و حالا Blade Runner هم به این لیست اضافه شده؟
صرفنظر از نیروهای پشت پرده یا دلیل اصلی ساخت این اودیسه ۱۶۴ دقیقهای بصری که برای طرفداران پرشور Blade Runner و خورههای علمی-تخیلی بستهبندی شده، نتیجه کار کاملاً مشخصه؛ Blade Runner 2049 حضور مقتدرانه خودش رو اعلام کرده و به عنوان یک شاهکار فراموشنشدنی در تخیل، معما و هوش، به شکلی هیجانانگیز موفق عمل میکنه. این فیلم با اجرای طولانی اما غنی و پرجنبوجوش، یک حماسه گریزگرای درخشان است که با تمایلات تفکربرانگیز و فضای خشن و اتمسفریکش به خوبی در ذهن میمونه. و بله... حضور فورد (Ford) که نقش ۳۵ سال پیش خودش رو تکرار میکنه، واقعاً عامل جذاب و محرکی برای ورود دوباره به دنیای پر از اضطراب رپلیکانتهای مزاحم، نابودی جامعه و بازی حدس زدن نفوذ به انسانیته. به نظر میرسه جذابیت کاری و تعلیق ساختاریافته در نسخه بازسازی شده Blade Runner 2049 ذرهای افت نکرده و به شکلی رنگارنگ، تنش متفکرانه و بافت طنز زیرپوستی خودش رو به این نمایش باشکوه میآره.
نکته مهم اینه که تندی فلسفی و بدبینی اشباع شده فیلم به دیدگاه بیپروا و درونگرایانه اسکات (Scott) درباره ارزشهای زندگی و اینکه معماران اصلی این هدیه منحصربهفرد هستی چه کسانی هستن، وفادار مونده. در نتیجه، مخاطبان علمی-تخیلی دوباره مسحور همون ضربالمثل قدیمی درباره تقابل «داراها» و «ندارها» میشن؛ موضوعی که توی اون فقر غمانگیز و تاریکی آخرالزمانی که اسکات با شور و حرارت خلق کرده بود، خیلی حیاتیه. دنی ویلنوو (Denis Villeneuve) کارگردان فیلمهای (Arrival, Sicario, Prisoners) پا جای پای بزرگی گذاشته و با گردگیری از گذشته تسخیرکننده و لذتجویانه Blade Runner، موفق شده یه اثر چالشبرانگیز و تخیلی رو با مهارتی فوقالعاده در سال ۲۰۴۹ به تصویر بکشه. نویسندهها، مایکل گرین (Michael Green) و همپتون فنچر (Hampton Fancher) به زیبایی تونستن ناامیدی دیستوپیایی رو به عنوان یک تفسیر تند و تیز اما جذاب درباره زوال بشریت و اینکه چطور در آستانه نابودیه، منتقل کنن. مرزهای مبهم برای هرجومرج حسابشده و چرخهای فاسدی که بیهدف و شوکهکننده میچرخن، از هم عبور میکنن. گناهان گناهکاران، چه خوب، چه بد یا بیتفاوت، به شکلی باشکوه در فضایی از ابهام و رمز و راز ریشه دووندن.
علاوه بر این، راجر دیکینز (Roger Deakins) فیلمبردار افسانهای، منظرهای نمور و مهآلود خلق کرده که در اون تصاویر سایهوار، مکمل سوءظنهای تیره و تار تقابل انسان مصمم در برابر ماشین بادوام در یک دنیای فانتزی آیندهنگرانه و خشن هستن. همچنین باید از هانس زیمر (Hans Zimmer) و بنجامین والفیش (Benjamin Wallfisch) برای موسیقی متن پرانرژی و اوجگیرندهشون که تنش و آشفتگی رو دوچندان میکنه، قدردانی کرد. به طور خلاصه، رایان گاسلینگ (Ryan Gosling) یک بلید رانر جوان به نام «کی» (K) هست که ماموریت داره ریک دکارد (Rick Deckard) کهنهکار (با بازی هریسون فورد) رو پیدا کنه؛ اونم بعد از فاش شدن یه راز بزرگ که توجه کامل این بلید رانر قدیمی رو میطلبه. اما مشکل اینجاست که دکارد سه دهه از انظار دور بوده و حالا «کی» باید دنبالش بگرده. در واقع، کار پلیسی حساس و متفکرانه افسر «کی» اینه که رپلیکانتهای غیرقابل پیشبینی و مقاوم رو پیدا کنه و در صورت لزوم اونها رو از بین ببره. رپلیکانتها، تهدیدهای مکانیکی با هوش مصنوعی که به صورت ناشناس بین انسانها زندگی میکنن، تمرکز اصلی پلیس هستن و «کی» با اشتیاق غرق در تعقیب این مستبدان تکنولوژیک با ذهنیتهای نظامی میشه. «کی» تلاش میکنه اونها رو از بدبختی مکانیکیشون خلاص کنه، اما توسط سیاستبازیها و تشریفات اداری رئیسش، ستوان جوشی (Robin Wright)، محدود شده. اساساً «کی» به خاطر وضعیت روحی شکنندهش تحت نظره و جوشی کسیه که باید روان سرگردان این پلیس سرسخت رو کنترل کنه.
خوشبختانه، بافت و شدت غیرقابل انکاری در Blade Runner 2049 وجود داره که به خاطر داستان لایهلایه و پیچیدهشه؛ داستانی که به شکلی موثر به قلمرو قدرت تکنولوژی پیشرفته و رحم احتمالی انسان نفوذ میکنه. این حس مشاهدهگرانه قطعاً در زمانه معاصر هم صدق میکنه، چون انسانهای گزینششده احساس گمگشتگی، ترس و درماندگی میکنن و نیاز دارن تسلیم فشارهای فزاینده جامعهای بشن که ظاهراً توسط فرصتطلبان گناهکار در هر دو طرف ماجرا اداره میشه. Blade Runner 2049 به شکلی طراوتبخش، در اشتیاق و درک کلاسیک خودش کاملاً عمیق و فکریه. عجیبه که ترکیب ریشههای علمی-تخیلی ویلنوو با کاوشهای دراماتیک و هنری جواب داده و در عین حال فضایی واقعگرایانه و غمبار از پیشآگاهی وجودی رو اضافه کرده. گاسلینگ در نقش مجری قانونی که در آستانه فروپاشی به سبک فیلمهای نوآر قرار داره و درگیر اکتشافات گیجکننده میشه، عالی عمل کرده. فورد هم ذرهای افت نکرده و در نقش دکارد سالخورده و جذاب، با وجود گذشت سالها از دوران اوجش، دوباره در حالت ماجراجویانه قرار گرفته. جرد لتو (Jared Leto) برنده اسکار هم با لذت تمام در نقش شخصیت شرور و عجیب نیاندر والاس (Niander Wallace) بازی میکنه. حضور زنانه رابین رایت در نقش جوشی و آنا د آرماس (Ana de Armas) در نقش جوی (Joi)، معشوقه «کی»، شخصیتهای خوشایندی هستن. دیو باتیستا (Dave Bautista) هم مثل همیشه در بلاکباسترهای پاپکورنی، حضوری فراتر از انتظار داره. Blade Runner 2049 با ساختاری متقاعدکننده، عمیق، هدفمند و بدون ذرهای حشو، یک تئاتر علمی-تخیلی باشکوه برای آدمهای اهل فکر و البته طرفداران اکشنهای تکنولوژیک پیشرفتهست.
Blade Runner 2049 (2017) محصول وارنر برادرز، ۲ ساعت و ۴۴ دقیقه.
با هنرمندی: رایان گاسلینگ، هریسون فورد، رابین رایت، جرد لتو، آنا د آرماس، سیلویا هوکس، مکنزی دیویس، لنی جیمز، دیو باتیستا و کارلا جوری.
کارگردان: دنی ویلنوو
نویسندگان: مایکل گرین و همپتون فنچر
درجه سنی: R
ژانر: علمی-تخیلی/اکشن و ماجراجویی/فانتزی/درام
امتیاز منتقد: ۳.۵ از ۴ ستاره
(c) فرانک اوچیانگ (2017)
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم واقعاً ناامیدکننده بود. به عنوان یه فیلم معمولی بد نبود، اما به عنوان دنباله Blade Runner افتضاح بود. یه سری شوخیهای داخلی و ارجاعات جالب داشت، اما در کل یه زباله سطح پایین بود که ادای فیلمهای روشنفکری رو درمیآورد (کارگردانش ویلنوو بود، پس واقعاً نباید انتظار بیشتری میداشتم؛ اون فقط بلده کاری کنه که آدمهای احمق فکر کنن خیلی باهوشن). همه چیز اجباری و غیرطبیعی به نظر میرسید. داستان پیشپاافتاده و کلیشهای بود و همه چیز خیلی قابل پیشبینی. واقعاً یه فرصت سوخته بود.
2017-10-19
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تعادل واقعی بین دنیای جدید و قدیم رو برقرار کرده. دنی ویلنوو (Denis Villeneuve) از نظر من کارنامهاش حرف نداره و Blade Runner 2049 هم این روند رو با قدرت ادامه میده. امتیاز نهایی: ۴ ستاره - به شدت جذاب. یکی از محبوبهای شخصی من.
2017-10-27
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
به عنوان یه فیلم، اثر خیلی خوبیه. مناظر، بازیگری، رنگبندی و غیره در سطح فنی بسیار بالایی هستن. اما برای سلیقه شخصی من، این فیلم بیش از حد تاریک و افسردهکنندهست. نمیتونم بگم از تاریک بودنش تعجب کردم، چون فیلم اول هم فضای تاریکی داشت و این یکی هم که رسماً آخرالزمانی بود. من فیلم اول رو با وجود فضای تاریکش دوست داشتم، اما این یکی تاریکی و مالیخولیا رو به یه سطح کاملاً جدید برده. همونطور که گفتم، از نظر فنی عالیه. مناظر خیرهکنندهست، چه اون کلبه کثیف توی بیابون باشه، چه نماهای وسیع و کثیف شهری. صحنههای شهر متروکهای که دکارد (Decker) توش معرفی میشه، غمانگیز اما زیباست. بازیگری همه شخصیتهای اصلی کمهبیش عالیه و جلوههای ویژه خیلی خوب اجرا شدن و با بقیه فیلم همخوانی دارن. متأسفانه نمیتونم بیشتر از ۳ از ۵ ستاره بهش بدم. این ربطی به کیفیت فیلم نداره و بیشتر به سلیقه شخصی من برمیگرده که طبیعتاً توی امتیازم تأثیر داره.
2018-02-21
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من نمیفهمم مردم از چیِ این فیلم خوششون میآد. یه سری نکات مثبت داره، اما نه اونقدری که لایق این همه امتیاز بالا باشه. موسیقی متن و اتمسفر واقعاً خوبه و فیلمبرداریش هم عالیه، اما داستان گیجکنندهست و همه چیز به هم ریختهست. من هنوز نفهمیدم کل داستان فیلم چی بود؛ خیلی هم کند و طولانیه. دیالوگها خیلی کمه و لحظات مشاهدهگری خیلی زیاد. هر حرکت کوچیکی کش داده شده. مثلاً چند دقیقه باید نگاه کنی که یه نفر توی برف دراز کشیده و... من از فیلم خوشم نیومد و برام ۲ ساعت و نیم شکنجه و خستگی بود...
2019-08-26
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تنها چیز «عالی» درباره Blade Runner 2049 فیلمبرداری و اون تابلوی آتاریه، اما فیلم فقط سعی داشت از Blade Runner کپی کنه به جای اینکه یه داستان جدید بگه. به جز اینها، فیلم آشغال محضه. موسیقی متن هم یه کپی ضعیف از کارهای ونگلیس (Vangelis) هست. داستان هم عملاً فقط برای خوشخدمتی به طرفدارها و با کلی حفره داستانی ساخته شده. فیلم پر از ارجاعات کتاب مقدسی و جنبههایی از کتابهای «فارنهایت ۴۵۱» ری بردبری و «۱۹۸۴» جورج اورول هست تا ادای روشنفکری دربیاره، اما کاملاً شکست میخوره و بد اجرا شده. عملاً کتاب «آیا اندرویدها خواب گوسفند برقی میبینند؟» فیلیپ کی. دیک رو نادیده گرفته. فیلم اصلی هم همین کار رو کرد، اما حداقل اون فیلم جالب بود. این فیلم هیچ چیز جدید یا ایدهای که بشه بهش گفت اورجینال معرفی نمیکنه. تدوین افتضاحه. کش دادن صحنهها بدون هیچ دلیلی جز تلاش برای «باهوش و جدی» به نظر رسیدن یا تقلید از نسخه اصلی، اصلاً جواب نمیده چون از نظر داستانی دلیلی براش نیست. از این نظر شبیه فیلمهای زک اسنایدر (Zack Snyder) هست. بازیگریها ضعیف و خشک هستن. هریسون فورد هم انگار فقط برای رفع تکلیف بازی کرده. این یه فیلم سطحییه که اصل مطلب رو گم کرده. یه ایده جالب دارم: چرا سعی نمیکنید واقعاً کتاب فیلیپ کی. دیک رو به فیلم تبدیل کنید؟ نمیفهمم چرا مردم فکر میکنن این فیلم سطحی، یه اثر روشنفکرانه و هوشمندانهست.
2021-09-19
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**در کل: یکی از بصریترین، خیرهکنندهترین و زیباترین فیلمهایی که تا حالا دیدم!** حالا بذارید صادق باشم؛ من آدم سادهای هستم و پیچیدگیهای سوالات فلسفی که فیلمهای Blade Runner مطرح میکنن رو زیاد درک نمیکنم. اینکه چی باعث میشه یه نفر واقعاً انسان یا واقعی باشه، سوال عمیقیه که یه آدم دنبال سرگرمی مثل من نمیخواد باهاش کلنجار بره. اما با همه اینها، Blade Runner 2049 فارغ از سلیقه سینماییتون، یه شاهکاره. زیبایی رنگهای نئونی درخشان که روی شهر سرد، دلگیر و بیروح لسآنجلس در سال ۲۰۴۹ پاشیده میشه، نفسگیره. هر صحنه و هر لحظه یه ضیافت بصریه که با وجود علمی-تخیلی بودن و داشتن ماشینهای پرنده، پر از جلوههای میدانیه. با اینکه بخشهایی از داستان و اکشن کمی کند بود، اما Blade Runner 2049 از اول تا آخر آدم رو مجذوب و کنجکاو نگه میداره.
2022-08-19
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
رایان گاسلینگ توی این نسخه بهروز شده از داستان ریدلی اسکات محصول ۱۹۸۲ عالیه. اون نقش «کی» (K) رو بازی میکنه که برای شرکت جدید اما همچنان قدرتمند «تایرل» کار میکنه و وظیفهش از بین بردن آخرین نسل رپلیکانتهای «نکسوس» هست. توی یکی از همین ماموریتهاست که اون به معنای واقعی کلمه، یه راز وحشتناک رو از زیر خاک بیرون میکشه که میتونه برای جامعه از هم پاشیده بشری حکم نابودی رو داشته باشه. «کی» راه میافته تا هر چقدر میتونه اطلاعات جمع کنه تا جلوی این فروپاشی رو بگیره و کمکم متوجه میشه که جواب ممکنه پیش «دکارد» (Harrison Ford) باشه که سالهاست ناپدید شده. نکته اینجاست که وقتی جستجوش به پایان نزدیک میشه، آیا بهش اجازه میدن حقیقت رو کشف کنه و بر اساس اون عمل کنه؟ این فیلم به جای اینکه بخواد جایگزین نسخه اصلی بشه، اون رو تقویت و تکمیل میکنه. داستان با حضور گاسلینگ که با تصاویر و دیالوگهای کم اجازه میده داستان پیش بره، خیلی خوب منسجم شده. رابین رایت شاید در نقش رئیسش «جوشی» بهترین انتخاب نباشه، اما آنا د آرماس در نقش «جوی» یکی از بهترین بازیهاش رو ارائه میده. فیلمبرداری تاریک و خشنه، حس خفقان به خوبی منتقل میشه و موسیقی هانس زیمر یکی از بهترین کارهاشه؛ واقعاً کمک میکنه که توجه آدم روی جزئیات این ماجراجویی هوشمندانه و جذاب متمرکز بشه. اگه میتونید حتماً روی پرده بزرگ ببینید، چون نورپردازی و جلوهها اونجا خیلی بهتر خودشون رو نشون میدن.
2022-09-04
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
از نظر بصری خیرهکننده. همین و بس. فیلم به اندازه بازی بازیگر نقش اصلیش سرد بود. همچنین اونقدر فرضیات زیادی رو از فیلم اصلی قرض گرفته بود که حس پیشپاافتاده بودن میداد. واقعاً حیف شد، چون کانسپت پشتش میتونست خوب باشه، اما متأسفانه خروجی کار اصلاً اون چیزی نیست که باید میبود.
2022-09-08
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
واقعاً به دنباله نیاز داشت؟ زیبا بود. منظورم اینه که از نظر بصری زیبا بود... حتی اگه یه بخشهاییش باعث میشد حالم بد بشه، ولی باز هم زیبا بود. و فکر میکنم این بیشتر به خاطر نورپردازی بود تا طراحی صحنه یا جلوههای ویژه. راستش، نورپردازی این فیلم یادتون میمونه؛ همونطوری که مردم نورپردازی توی نقاشیهای ادوارد هاپر رو یادشون میمونه. اما آیا به دنباله نیاز داشت؟ بازیگری عالی بود، واقعاً بود. هیچ ایراد واقعی به ظاهر فیلم، کارگردانی یا بازیگری وارد نیست. دلپذیر بود... اما یه جورایی هم خالی بود. پس، آیا به دنباله نیاز داشت؟ به سوالات جواب داده شد، اما اون سوالات بهتر نبود که همونطور سوال باقی میموندن؟ معماهای کوچیکی که باعث بحثهایی میشد که فیلم اول رو اینقدر سر زبونها انداخت، حتی اگه اولش ازش متنفر بودن. چرا اون سوالات باید جواب داده میشدن؟ بهتر بود به عنوان معماهای کوچیک برای فکر کردن باقی میموندن. و نتیجهش اون حس خالی بودنیه که وقتی یه مسئله خیلی سرگرمکننده بالاخره حل میشه، بهتون دست میده. اون لحظه «آهان!» و ذوقزدگی هست... و بعدش اون افسردگی کوچیک وقتی میفهمی معما تموم شده و باید بری سراغ چیز دیگه. از حالا به بعد سوالات رسماً جواب داده شدن و با اینکه این به خودِ این فیلم ضربه نمیزنه، اما یه جورایی فیلم اول رو میکشه. حالا دیگه همه چیز رو میدونیم و به خاطر همین، بلید رانر اول دیگه هیچوقت موقع تماشا اون حس سابق رو نخواهد داشت.
2023-01-14