Deepwater Horizon

Deepwater Horizon

در آوریل ۲۰۱۰، هیچ عملیات اکتشاف نفتی در خلیج مکزیک از نظر اندازه یا عمق حفاری به پای دکل نفتی دیپ‌واتر هورایزن (Deepwater Horizon) نمی‌رسید. با این حال، پروژه شرکت نفتی بی‌پی (BP) با مشکلات فنی متعددی مواجه است تا جایی که جیمی هارل (Jimmy Harrell)، سرپرست عملیات عمومی، و مایک ویلیامز (Mike Williams)، مهندس ارشد برق، نگرانند که مشکلات بالقوه خطرناکی در حال شکل‌گیری است. متأسفانه، مدیران اجرایی بی‌پی که از تأخیرهای طولانی پروژه کلافه شده‌اند، دستور می‌دهند که بازرسی‌های سایت و تست‌های سیستم برای جبران زمان از دست رفته کوتاه و جهت‌دار شوند، حتی در حالی که هارل، ویلیامز و تیمش به خاطر ایمنی مناسب، بی‌نتیجه اعتراض می‌کنند. در ۲۰ آوریل، ترس کارگران به بدترین شکل ممکن محقق می‌شود؛ زمانی که نقص‌های ساختاری و سیستمی مختلف دکل، آبشاری فاجعه‌بار از شکست‌ها را ایجاد می‌کند که منجر به فوران و انفجاری عظیم می‌شود و همه آن‌ها را تهدید می‌کند، در حالی که بدترین فاجعه زیست‌محیطی تاریخ ایالات متحده نیز آغاز می‌شود.

سال انتشار: 2016 کارگردان: Peter Berg ژانر: Action، Drama، History نویسندگان: Matthew Michael Carnahan، Matthew Sand، David Barstow امتیاز: 7.1

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

همانطور که انتظار می‌رفت، این فیلم کمی تبلیغات علیه شرکت بی‌پی (BP) است، اما خب این کاملاً قابل پیش‌بینی بود. با این حال، هنوز هم ارزش دیدن دارد. درام‌سازی نسبتاً خوب انجام شده و جلوه‌ها هم باورپذیر و هم لذت‌بخش هستند. اگر آن را به عنوان یک درام فاجعه و فیلم جلوه‌های ویژه تماشا کنید، قطعاً خوب است. اما به عنوان یک مستند، خب، باید بگویم که کم می‌آورد.
فیلم فقط انفجار اولیه را پوشش می‌دهد. به محض اینکه سکو تخلیه می‌شود، فیلم متوقف می‌شود. من تا حدودی از این بابت ناامید شدم. حداقل دوست داشتم تلاش‌ها برای خاموش کردن آتش را ببینم. مثلاً صحنه‌هایی که قایق‌ها سعی می‌کنند دکل را با آب خاموش کنند، کجا هستند؟ همچنین دوست داشتم فیلم تلاش‌ها برای بستن چاه، چالش‌های فنی درگیر و مبارزه با نشت نفت را پوشش دهد. این موارد اصلاً پوشش داده نشده‌اند. احساس می‌کنم فیلم تلاش می‌کند بر موج افکار عمومی سوار شود، وانمود کند که هم یک فیلم اکشن/فاجعه است و هم یک فیلم حقیقت‌گو، و از این حادثه پول در بیاورد. بخش‌های اکشن/فاجعه خوب انجام شده بودند، اما فیلم بسیاری از درام‌های شاید کم‌هیجان‌تر پیرامون حادثه را حذف کرد. حیف است، زیرا اکنون به یک فیلم نسبتاً معمولی تبدیل شده و همچنین این حس ناخوشایند را می‌دهد که آن‌ها فقط سعی داشتند از این فاجعه پول سریع به جیب بزنند. این موضوع باعث شد بخش‌های واقعی فیلم نیز تا حدودی زیر سوال بروند.
احساس می‌کنم فیلم تلاش زیادی می‌کند تا بی‌پی را به عنوان مجرمان عمدی به تصویر بکشد. مطمئنم که تقصیر زیادی متوجه بی‌پی است، اما در عین حال می‌توان خواند که «در ۸ نوامبر ۲۰۱۰، تحقیقات کمیسیون نشت نفت نشان داد که بی‌پی ایمنی را فدای تلاش برای کسب درآمد نکرده است، اما برخی تصمیمات خطرات روی دکل را افزایش داده بودند.» مثل همیشه، همه چیز سیاه و سفید نیست و حفاری نفت در نهایت یک تجارت پرخطر است.
به هر حال، کافی است از این حاشیه‌ها بگذریم، من فیلم را خوب دیدم، نه بیشتر و نه کمتر.

2017-03-03


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

**برای یادآوری اشتباهات و محدودیت‌هایمان.**
فیلم غافلگیرکننده‌ای بود. چون بر اساس یک رویداد واقعی ساخته شده بود، اما چیز زیادی در مورد قهرمانی در آن وجود ندارد که برای موفقیت و الهام‌بخشی اکثر این نوع فیلم‌ها ضروری است. من این را دوست داشتم. آن‌ها فقط می‌خواستند داستان را تعریف کنند. نه اینکه قهرمان بسازند و نه شرور. اما به دلیل انتخاب بازیگران، مارک والبرگ (Mark Wahlberg) مرکز داستان به نظر می‌رسد. و همچنین بدون تأیید درست و حسابی چیزی، به یک شخصیت منفی اشاره می‌کند. اما اگر فیلم حادثه واقعی را به درستی به تصویر می‌کشد، پس تقصیر هیچ کس نبوده است. باید یک خطای فنی باشد که باعث شده انسان از حد خود فراتر رود.
۲۰ آوریل ۲۰۱۰ است، حدود ۶۰ کیلومتری سواحل جنوبی ایالات متحده در خلیج مکزیک. یک گروه جدید برای ادامه حفاری در اعماق دریا به عنوان بخشی از اکتشاف نفت می‌رسند. وقتی احساس می‌کنند به هدف رسیده‌اند، اما این فقط یک عقب‌نشینی است. خطاهای کوچک، به دنبال یک انفجار بزرگ، کل خدمه با تلاش زیاد برای متوقف کردن آن، بیهوده به پایان می‌رسد. در نهایت، مسئله نجات جان خودشان است تا سکوی حفاری.
با اکشن زیاد، در بخش باقیمانده پوشش داده می‌شود که چگونه یکی از بزرگترین فجایع ساخت دست بشر در دوران اخیر به پایان می‌رسد.
از کارگردان «تنها بازمانده» (Lone Survivor) و سهم او در این پروژه قابل تقدیر بود. این یک تم دریایی فاجعه‌بار دیگر مانند «بهترین ساعات» (The Finest Hours) اخیر است. فیلم عمدتاً از مقالات توسعه یافته و همچنین در دو بخش نامزد اسکار شد، اما هیچ کدام را نبرد. جلوه‌های بصری کلید چنین فیلمی بودند و من آن بخش‌ها را دوست داشتم. من از بازسازی این رویداد برای اینکه جهان بداند واقعاً چه اتفاقی افتاده، قدردانی می‌کنم.
این فیلمی است که باید دید، نه برای سرگرمی، اما برای آن هم کار می‌کند. توصیه می‌شود! ۷.۵/۱۰

2017-03-16


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

**بسیار متعادل، فیلم ما را خسته نمی‌کند و سرگرمی خوبی ارائه می‌دهد.**
فیلم‌های فاجعه و حادثه رایج هستند، اگرچه احساس می‌کنم در ده سال گذشته، این ژانر کمتر مورد توجه قرار گرفته است. فیلم بر اساس یک حادثه واقعی است که در آن یک دکل حفاری عظیم نفتی دچار نقص‌های ایمنی حیاتی شد و در نهایت آتش گرفت و فروریخت. پس از تحقیقات، مشخص شد که عملکرد نامناسب تیمی که قرار بود یک پوشش سیمانی در چاه باز شده توسط سکو قرار دهد، مسئول اتفاقات بوده است، همچنین عدم نگهداری تجهیزات، که همه این موقعیت‌ها اگر شرکت طرف قرارداد سکو، یعنی بی‌پی (BP)، در رابطه با هزینه‌ها و تأخیرهای پروژه کمتر حریص بود، قابل اجتناب بودند.
فیلم کاملاً خوب است، سرگرمی باکیفیتی را بدون نقص عمده به ما ارائه می‌دهد، اما این بدان معنا نیست که عاری از انتقادات مهم است. در واقع، اگر در ابتدای فیلم چنین تأخیر طولانی برای رسیدن به سکو وجود نداشت، فیلمنامه می‌توانست بهتر باشد. این ایده به من دست داد که فیلم زمان زیادی می‌برد تا جذاب شود و در این فاز اولیه، وقت را با جنبه‌های کم‌اهمیت‌تر تلف می‌کند. همچنین احساس کردم که فیلم خیلی ناگهانی به پایان می‌رسد، بدون اینکه توجه زیادی به ماجراهای پس از آن، فراتر از اظهارات در روند قضایی بعدی، شود.
با مشاهده نحوه ساختار و تفکر فیلم، کاملاً واضح است که مارک والبرگ (Mark Wahlberg) به عنوان قهرمان، بازیگر اصلی فیلم، در نظر گرفته شده بود. با این حال، حقیقت این است که این بازیگر در طول فیلم خود را محو می‌کند و به نظر می‌رسد از ظاهر شدن یا انجام هر کاری که او را قهرمان و شایسته این نقش کند، اجتناب می‌کند. شخصاً فکر می‌کنم این یکی از ضعیف‌ترین و بی‌علاقه‌ترین اجراهای این بازیگر است، که البته شایستگی‌ها، توانایی‌ها یا استعداد او – توجه کنید – مورد بحث نیست.
کرت راسل (Kurt Russell) بسیار بهتر، قوی‌تر، تأثیرگذارتر و حاضرتر در صفحه نمایش است و شایسته ستایش برای کار خوبی است که انجام داده. او هر زمان که ظاهر می‌شود یا چیزی می‌گوید، توجه را جلب می‌کند. من همچنین از مشارکت‌های جینا رودریگز (Gina Rodríguez) و جان مالکوویچ (John Malkovich) لذت بردم.
فیلم کارگردانی شایسته پیتر برگ (Peter Berg) را داشت. او همیشه در تلاش‌هایش موفق نبوده است، در واقع برخی مسائل ریتم و تدوین وجود دارد که باید بهتر روی آن‌ها کار می‌شد، اما در نهایت شایسته یک نمره بسیار مثبت است، به خصوص اگر در نظر بگیریم که او توانست از تبدیل شدن فیلمی که بسیار مستعد اوردوز جلوه‌های ویژه کامپیوتری (CGI) بود، به بهمنی از افکت‌ها و منابع فنی بدون پشتوانه فیلمنامه جلوگیری کند. این یک نقص تکراری در فیلم‌های فاجعه است، و دیده‌ایم که چقدر به تولیدات دیگر، مانند «۲۰۰۹» (2012)، آسیب رسانده است.
منابع اینجا هستند، جلوه‌های ویژه کامپیوتری در فیلم بسیار مشهود است، و در واقع چشمگیر و با ابهت است، اما به حدی جذب‌کننده نیست که باعث شود احساس کنیم در حال تماشای چیزی تخیلی هستیم.
نکته موفقیت‌آمیز دیگر در جنبه‌های فنی این فیلم، هماهنگی ظریف بین ساختار و توسعه شخصیت‌ها و تنشی است که به تدریج و بدون عجله، تا زمان وقوع حادثه ایجاد می‌شود. یک سناریوی واقعاً واقع‌گرایانه و لباس‌ها و موسیقی متن خوب، ترکیب فنی فیلمی را تکمیل می‌کنند که ما را خسته نمی‌کند و سرگرم می‌کند، بدون اینکه یک شاهکار باشد.

2022-11-18