فال نیک
داستانی دربارهی به هم خوردن آخرالزمان که در آن یک فرشته، یک شیطان، یک ضد مسیح یازده ساله و یک جادوگر پیشگو حضور دارند.
سال انتشار: 2019–2025 کارگردان: ژانر: Comedy، Drama، Fantasy نویسندگان: Neil Gaiman امتیاز: 8.0نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**نقد فصل اول:** !فقط دو قسمت اول رو دیدم!
اصلاً با سلیقه من جور نبود. ظاهراً من جزو اقلیت هستم، اما به نظرم تماشای این سریال ناامیدکننده بود؛ حتی بعد از دیدن فقط دو قسمت. اول از همه، این موضوع هیچ ربطی به اون اعتراضات مذهبی (و خندهدار) درباره «فال نیک» نداره. اتفاقاً به نظرم شوخی کردن با این مسائل خیلی هم خوبه. با این حال، از دیدگاه یک سریال تلویزیونی، تماشای همه چیز برام عذابآور بود.
من مایکل شین (Michael Sheen) و دیوید تننت (David Tennant) رو به عنوان بازیگر دوست دارم، مخصوصاً اولی رو، اما به نظرم هیچکدومشون برای این نقشها مناسب نبودن. شین انگار داشت خودش رو کنترل میکرد و بازی تننت هم بعضی وقتها شبیه ادای بیل نای (Bill Nighy) درآوردن بود - این حرفم هم شوخی بود هم جدی. هیچ شیمی و جذبهای هم بین این دو نفر حس نکردم.
جلوههای ویژه در سطح متوسطه و بعضی از پسزمینههای دستکاری شده ضعیف به نظر میرسن. شوخیها بد نیستن، اما به نظر اجباری میآن. همچنین حس کردم سریال بیش از حد روی صحنهها مکث میکنه. مثلاً یه صحنه مربوط به سه تا نوزاد هست که میخوان اون رو به شکل یه جور تردستی سریع و هوشمندانه نشون بدن، اما اونقدر کشدار و تابلواش میکنن که لو میره - باید خیلی سریعتر و ضربتیتر میبود، که کلاً این حس من نسبت به کل سریاله.
همونطور که اول گفتم، ظاهراً من جزو معدود افرادی هستم که اینطوری فکر میکنم. هر کسی سلیقهای داره و من به نظر همه احترام میذارم، اما متأسفانه واقعاً نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم. کسی چه میدونه، شاید بعدها دوباره یه شانسی بهش بدم ولی بعید میدونم.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من عاشق کتابش بودم، اونقدر که توی دانشگاه اون آدم خفنی بودم که میدونست این شیطان، کدوم آهنگهای کلاسیک رو به کدوم آهنگهای راک نسبت داده. به نظرم یکی از خندهدارترین کتابهایی بود که تا حالا خوندم. خیلی وقت بود که دوباره نرفته بودم سراغش، اما یادم نمیآد کتابش اینقدر متظاهرانه بوده باشه. ولی سریال حس متظاهرانه بودن داره، طنزش واقعاً سرگرمکننده نیست، اون طنز گزنده و هجوی نیست که در سطوح مختلف کار کنه... یه جورایی فقط افادهایه. کتاب جوری بود که انگار برای همه نوشته شده، اما سریال یه کم حس اشرافیگری و خاصپسند بودن داره. و واقعاً حیف شد، چون خیلی براش هیجانزده بودم.
2023-01-12
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فال فصل دوم این سریال اصلاً نیک نیست. در حالی که فصل اول خندهدار، هجوآمیز، کنایهآمیز و هوشمندانه بود، فصل دوم کاملاً سقوط میکنه. طبق انتظار، «پیامهای گلدرشت» رو همون قسمت اول میکوبن توی صورتت و ولکن هم نیستن. سبک زندگیهای جایگزین، فمینیسم، تنوع نژادی و غیره و غیره.
وقتی هم که نوبت به خود داستان میرسه، با یه روایت ترسو و بیجون طرفیم که گاهی اوقات به شکل بدی هیستریک میشه و از نظر من، اصلاً خندهدار نیست. حتی استعداد دیوید تننت و بقیه هم نمیتونه این سریال رو از چاه میانمایگی و کوتهفکریِ نصیحتگونهای که توش افتاده، بیرون بکشه. من فقط دو قسمت رو تحمل کردم و بعدش بیخیال شدم. خلاصه بگم، برام عجیبه چطور میشه متریالی با این همه پتانسیل رو اینقدر بیروح و خستهکننده ساخت، اما خب شد دیگه. در یک کلام، سریال بین نصیحتکردن، هیستریک بودن، کسلکننده بودن و از همه مهمتر، کاملاً بیمزه بودن در نوسان بود.