پرواز
ویپ ویتاکر (Whip Whitaker) خلبان یک هواپیمای مسافربری است. در حین پرواز از اورلاندو به آتلانتا، مشکلی پیش میآید و هواپیما شروع به حرکت غیرعادی میکند. ویپ که چاره دیگری ندارد، هواپیما را به زمین مینشاند و تقریباً جان همه سرنشینان را نجات میدهد. وقتی در بیمارستان بیدار میشود، دوستش از اتحادیه هواپیمایی او را با وکیلی آشنا میکند که به او میگوید احتمال دارد با اتهامات جنایی روبرو شود؛ زیرا آزمایش خون او نشان داده که در زمان پرواز تحت تأثیر الکل و کوکائین بوده است. او مصرف مواد را انکار میکند و در حالی که تحقیقات در جریان است، به او گفته میشود که خودش را جمع و جور کند. با این حال، رهایی از اعتیاد آنقدرها که به نظر میرسد آسان نیست...
سال انتشار: 2012 کارگردان: Robert Zemeckis ژانر: Drama، Thriller نویسندگان: John Gatins امتیاز: 7.3نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
وقتی رابرت زمکیس (Robert Zemeckis) پشت فرمونه، مگه میشه فیلم بد باشه؟ تقریباً عالی بود. شاید قویترین بازی دان چیدل (Don Cheadle) نباشه، اما بقیه بازیگرا فوقالعادهان. حضور جان گودمن (John Goodman) وسط فیلم یه غافلگیری دلپذیره و واقعاً فیلم رو جذاب میکنه. با یه پایان حالخوبکن، دیگه شماهایی که ۱ تا ۳ ستاره دادید چی میخواید؟ آخه دنزله!!
2021-04-15
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
عنوان «پرواز» (Flight) مصداق بارز اینه که ایجاز واقعاً روحِ ظرافته. این کلمه نه تنها شغل قهرمان داستان (پرواز کردن) رو توصیف میکنه، بلکه کاری رو هم که اون در بیشتر طول فیلم انجام میده (فرار کردن) نشون میده. خود فیلم میتونست کوتاهتر باشه، اما در کل این قاعده که «هیچ فیلم خوبی طولانی نیست» در موردش صدق میکنه. رابرت زمکیس کارگردان، علاوه بر به تصویر کشیدن اون اصل شکسپیری، یه ضربالمثل معروف سیمپسونی رو هم برعکس کرده؛ اینجا الکل اول راه حل و بعد علت همه مشکلاته.
آدم سیگاری قهار رو از جایی میشه شناخت که سیگارش رو با ته سیگار قبلی روشن میکنه؛ به همین ترتیب، الکلی رو هم میشه وقتی شناخت که خماریش رو با باقیمانده آبجوی دیروز از بین میبره - و این تازه شروع «صبحانه قهرمانانِ» ویلیام ویپ ویتاکر (Denzel Washington) خلبانه. ویپ هنوز توی کابین پرواز ۲۲۷ به مقصد آتلانتا در حال نوشیدنی خوردنه و قبل از چرت زدن، برای خودش کوکتل درست میکنه. اون با تکونهای شدید هواپیما که شروع به سقوط کرده بیدار میشه. ویپ که نمیتونه کنترل رو به دست بگیره، مجبور میشه یه فرود اضطراری توی یه دشت باز انجام بده و بیشتر اون ۱۰۲ نفر رو نجات بده. این شامل مانوری میشه که ویپ هواپیما رو برعکس پرواز میده؛ اینجا نه فقط ویپ، بلکه زمکیس هم ریسک بزرگی میکنه و برنده میشه. این صحنه مضحک نمیشه چون بخشی از هدفش دقیقاً ایجاد یه طنز لازمه تا اون تنش طاقتفرسا رو کم کنه؛ در عین حال، موفق میشه باورپذیری مخاطب رو حفظ کنه، به دو دلیل: ۱) سابقه واقعی داره، و ۲) دقیقاً همون کاریه که کسی که تحت تأثیر مواد پرواز میکنه ممکنه انجام بده. شکی نیست که ویپ مهارت انجام این کار رو داره؛ سوال اینجاست که اگه هوشیار بود جراتش رو داشت؟
علاوه بر این، علت حادثه یه نقص فنیه که اصلاً ربطی به وضعیت جسمی داغون ویپ نداره. اما «پرواز» مثل فیلم «یک دور دیگر» (Druk)، توجیهی برای الکلیسم نیست. توی یه فیلم ضعیفتر، وسیله نقلیه مستقیماً به خاطر مستی راننده سقوط میکرد و اون تنها بازمانده میشد تا عذاب وجدان بیشتری بگیره. اما «پرواز» با این باور که ویپ ممکنه واقعاً شکستناپذیر باشه، افسانه شکستناپذیری الکلیها رو تا لحظه آخر به چالش میکشه. ویپ با خودش فکر میکنه: «شاید احمقم، چون اگه فقط یه دروغ دیگه میگفتم، از این مخمصه خلاص میشدم.» اما اونم مثل ما میدونه که بعد از اون «یه دروغ دیگه»، دروغهای بعدی میاومدن و در نهایت اعتیاد یقه شو میگرفت. مثل فیلم «پاک و هوشیار»، این فیلم هم با یه داستان فرعی رمانتیک که اصلاً نیازی بهش نبود، ریتمش رو از دست میده؛ از طرف دیگه، من عاشق دقت دنزل واشینگتن و زمکیس به جزئیات شدم - مثلاً وقتی وسط سقوط، ویپ اونقدر تمرکز داره که به مهماندار بگه به پسرش بگه دوستش داره تا جعبه سیاه ضبطش کنه، یا اون تغییر توی چهرهاش که تفاوت بهشت و جهنم رو بعد از اولین خط کوکائین (که جان گودمن توی اون سکانسهای خندهدار براش میاره) نشون میده.