بهترین پیشنهاد
در دنیای حراجهای هنری گرانقیمت و عتیقهجات، ویرجیل اولدمن (Virgil Oldman) یک کارشناس هنری نابغه، مسن، محترم اما عجیب و غریب است که در سراسر جهان شناخته شده است. اولدمن توسط کلر ایبتسون (Claire Ibbetson)، یک وارث جوان و منزوی، استخدام میشود تا مجموعه بزرگ آثار هنری و عتیقهجاتی را که از والدینش به او رسیده، به حراج بگذارد. کلر بنا به دلایلی همیشه از ملاقات حضوری خودداری میکند. رابرت (Robert) به اولدمن کمک میکند تا قطعات مکانیکی عجیبی را که در میان وسایل کلر پیدا کرده، مرمت و سرهم کند، و همچنین به او در مورد چگونگی نزدیک شدن به کلر و کنار آمدن با احساساتش نسبت به او مشاوره میدهد. بیلی ویستلر (Billy Whistler)، یکی از دوستان اولدمن، نیز به او کمک میکند تا یک مجموعه خصوصی و مخفی از نقاشیهای استادان بزرگ را به دست آورد.
سال انتشار: 2013 کارگردان: Giuseppe Tornatore ژانر: Crime، Drama، Mystery نویسندگان: Giuseppe Tornatore امتیاز: 7.8نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**آیا حاضرید وقتی فکر میکنید نیمه گمشدهتان را پیدا کردهاید، خودتان را تغییر دهید!**
این فیلم توسط یکی از فیلمسازان مشهور ایتالیایی، جوزپه تورناتوره (Giuseppe Tornatore)، نوشته و کارگردانی شده است. یک فیلم انگلیسیزبان که جفری راش (Geoffrey Rush) نقش اصلی آن را بازی میکند. داستان درباره یک حراجدار مسن آثار هنری و عتیقهجات به نام ویرجیل است. داستان روزهای پایانی او در حوزه حرفهایاش را نشان میدهد، جایی که با زن جوانی ملاقات میکند که او را برای به حراج گذاشتن عتیقهجات به ارث رسیده، دنبال میکند. زن به دلیل وضعیت پزشکیاش بسیار مرموز است و اینکه چگونه این دو نفر با وجود ملاقاتهای اولیه فاجعهبارشان، اینقدر به هم نزدیک میشوند، بخش باقیمانده فیلم است که با یک پیچش در پایان برای ما روایت میشود.
داستانسرایی فوقالعادهای بود. فیلمنامه عالی بود و موسیقی متن هم کاملاً با آن هماهنگ بود. به خصوص وقتی داستان تمام میشود و تیتراژ بالا میآید، تمام خاطرات فیلم با آن موسیقی در ذهن ما تازه میماند. موسیقی این فیلم چندین جایزه برد.
من داستان را دوست داشتم، اما نزدیک به پایان، تقریباً همه چیز را پیشبینی کردم. این موضوع مانع من نشد، بنابراین کاملاً از آن لذت بردم. به خصوص تم اصلی فیلم، که به نظرم کمی تازه بود، و نتیجهگیری را هم دوست داشتم، اما احساس میکنم باید متفاوت یا بیشتر از این میبود. نحوه پایان یافتن آن ممکن است برخی افراد را ناامید کند، اما همچنان بسیار هوشمندانه است.
همه خوب بودند، اما این جفری راش بود که با بازی درخشانش، تمام توجهات را به خود جلب کرد. شاید سه سال کمی دیر باشد، اما برای تماشای یک فیلم خوب مثل این، هیچوقت دیر نیست. یکی از بهترین فیلمهای معمایی دوران اخیر است، و اگر به دنبال سرگرمی خوبی هستید، حتماً باید آن را ببینید. پس امیدوارم اگر هنوز ندیدهاید، تماشایش کنید.
_۸/۱۰_
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«اولدمن» (جفری راش) یک حراجدار موفق، هرچند نسبتاً وسواسی، آثار هنری است که زندگیاش را به شکلی دقیق برنامهریزی شده میگذراند و اغلب برای جلوگیری از تماس با اشیا یا افراد، از مجموعه گسترده دستکشهایش استفاده میکند. در اواخر دوران حرفهایاش، «خانم ایبتسون» مرموز (سیلویا هوکس) از او میخواهد مجموعهای گسترده از ویلای او را ارزشگذاری کند. او تمایلی به ملاقات حضوری ندارد و در ابتدا این باعث میشود اولدمن بخواهد کار را رها کند، اما علاقهاش به چند چرخدنده زنگزده که روی زمین پیدا میکند و همچنین خود مجموعه ارزشمند، او را وادار به پافشاری میکند، به امید اینکه به تدریج رابطهشان بهتر شود.
در مورد قطعات فلزی، او به دوستش «رابرت» (جیم استرجس) مراجعه میکند و آنها با هم کشف میکنند که این قطعات ممکن است بخشی از یک انسان مکانیکی اولیه باشند - و ارزش زیادی دارند! با پیشرفت داستان، هم او و هم کلر باید با چالشهایی در سبک زندگی منزوی و منحصر به فرد خود روبرو شوند و نوعی رابطه عاشقانه عجیب شکل میگیرد که میتواند در نهایت زندگی هر دوی آنها را متحول کند.
سپس پیچش داستانی رخ میدهد - و چه پیچش بزرگی هم هست. این فیلم واقعاً بستری برای راش است، با مشارکتهای گاه به گاه استرجس و دونالد ساترلند (Donald Sutherland) در نقش دوست کمی مشکوکش «بیلی»، و او واقعاً خوب بازی میکند. تصویرسازی از شخصیت تقریباً کنترلشده و بالینی او که به شخصیتی که در پایان میبینیم تبدیل میشود، واقعاً خوب ساخته شده است و جوزپه تورناتوره (Giuseppe Tornatore) تنش را هوشمندانه و با ظرافت میسازد، با نیشی در دم آخر که باعث شد کمی احساس غم کنم.