Seven Psychopaths

Seven Psychopaths

یک فیلمنامه‌نویس که در زندگی‌اش دچار مشکل شده (کالین فارل) پس از اینکه دوستانش (کریستوفر واکن و سم راکول) سگ شیتزوی محبوب یک گنگستر (وودی هارلسون) را می‌دزدند، ناخواسته درگیر دنیای زیرزمینی جنایتکاران لس‌آنجلس می‌شود.

سال انتشار: 2012 کارگردان: Martin McDonagh ژانر: Comedy، Crime نویسندگان: Martin McDonagh امتیاز: 7.1

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

**متنی که در ادامه می‌خونید یه نقد طولانیه که سال ۲۰۱۲ نوشتم.**

فیلم خیلی پیچیده و تو در توئه، واسه همین سخته چیزی بگی که مطمئن باشی داستان رو لو نمی‌ده. شاید بهتر باشه فقط درباره بازیگرا حرف بزنم، چون مک‌دونا یه تیم عجیب و غریب رو دور هم جمع کرده. تریلر رو باور نکنید، پوسترا رو هم همین‌طور. فیلم «هفت روانی» هیچ ربطی به هیچ‌کدومشون نداره.

از اولگا کوریلنکو (Olga Kurylenko) (بازیگر فیلم‌های مکس پین و ذره‌ای آرامش) خیلی کم استفاده شده که واقعاً حیفه، اما حداقل مارتین مک‌دونا خودش قبول داره که شخصیت‌های زن فیلمش محوریت ندارن و ضعفشون در واقع نقطه ضعف خودشه (که به شکل سورئالی بهش اشاره می‌کنه). از وقتی اولین بار توی فیلم «هیتمن» دیدمش عاشقش شدم و بازیش توی فیلم «سنتوریون» واقعاً منو مبهوت کرد. با اینکه اینجا عملاً کاری انجام نمی‌ده، اما همیشه دیدنِ اینکه کارهای بیشتری بهش پیشنهاد می‌شه (مخصوصاً توی چنین فیلم فوق‌العاده‌ای) عالیه.

وودی هارلسون (Woody Harrelson) (بازیگر فیلم‌های قاتلین بالفطره و مدافع) هم از اوناییه که مدتیه زیر نظرش دارم. یه روانیِ باورپذیره، بازیگر قوی‌ایه، آدم بامزه‌ایه و حضور پررنگی جلوی دوربین داره. تا حالا نشده ازش بدم بیاد. هیچ‌وقت.

سم راکول (Sam Rockwell) (بازیگر فیلم‌های خفگی و مرد آهنی ۲) تازه تازگیا نظرم رو جلب کرده، ولی لعنتی چقدر عالیه. قبلاً توی کلی فیلم دیده بودمش و ازش خوشم اومده بود، اما هیچ‌وقت اسمش یادم نمی‌موند. حالا توی «هفت روانی»، فکر می‌کنم قوی‌ترین نقشش رو تا به امروز بازی کرده، تازه قطعاً بهترین شخصیت فیلم هم هست.

ابی کورنیش (Abbie Cornish) (بازیگر فیلم‌های نامحدود و ساکِر پانچ) استرالیاییه. منم استرالیایی‌ام. خب اینم از این... نه، اون عالیه، فقط هیچ‌وقت مثل بقیه بازیگرا به عنوان بازیگر محبوبم بهش نگاه نکردم. بازم می‌گم، توی «هفت روانی» این موضوع تقصیر اون نیست. فیلمنامه فضای کمی به زن‌ها می‌ده که مایه تأسفه، اما خوب مدیریت شده. اون نسبت به اولگا کوریلنکو زمان بیشتری توی فیلم داره، اما باز هم بهتر بود بیشتر ازش استفاده می‌شد.

کریستوفر واکن (Christopher Walken) (بازیگر فیلم‌های داستان عامه‌پسند و اسلیپی هالو) از اون آدماییه که حاضرم یه فیلم رو فقط به خاطر حضور اون ببینم، خودمم نمی‌دونم چرا.

کالین فارل (Colin Farrell) (بازیگر فیلم‌های در بروژ و شب وحشت) اصلاً با سلیقه من جور در نمیاد. نه اینکه ازش متنفر باشم یا چیزی؛ بازیگر کاملاً خوبیه و لهجه عالی‌ای هم داره، فقط هیچ‌وقت نفهمیدم چرا این‌قدر بزرگش می‌کنن. اون ستاره اصلی «هفت روانی» هست، اما بقیه بازیگرا عملاً صحنه رو از چنگش درمیارن و بیشتر به چشم میان.

من کم پیش میاد به فیلمی نمره ۸۰٪ یا بالاتر بدم، پس اگه این حرفم براتون ارزشی داره، التماستون می‌کنم برید «هفت روانی» رو ببینید، واقعاً ارزشش رو داره. ۸۴٪ - گیملی

2018-10-06


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

«هفت روانی» اون‌قدرا برام جذاب نبود. با یه فیلم خوب فاصله زیادی نداره، اما در نهایت نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم. یه جورایی همون مشکلاتی رو داشت که با فیلم قبلی این کارگردان یعنی «در بروژ» داشتم؛ البته بگم که از اون بهتره. کمدی فیلم بی‌رمقه و بازیگرا هم انگار در بهترین حالت خودشون نیستن. حضور کالین فارل، سم راکول، کریستوفر واکن و وودی هارلسون توی یه فیلم، خودش تضمین‌کننده موفقیته، واسه همین با ناامیدی باید بگم که از این فیلم خوشم نیومد. داستان لحظات خوبی داره و در کل کنجکاوبرانگیزه، اما متأسفانه نحوه اتصال اتفاقات به هم و چیزی که به ما نشون داده شد، اصلاً راضی‌کننده نبود. دو تا فیلم اولش در کمال تعجب ناامیدم کردن، ولی خوشبختانه مارتین مک‌دونا بعدش دو تا فیلم معرکه ساخت. امیدوارم فیلم پنجمش هم که تو راهه همین‌طوری عالی باشه.

2025-03-14


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

«مارتی» (کالین فارل) یه ایده برای یه فیلمنامه عالی داره، اما تا الان فقط تونسته یه عنوان براش پیدا کنه. اون که مثل همیشه خمار و پاتیلِ، داره با رفیقش «بیلی» (سم راکول) گپ می‌زنه؛ بیلی پر از ایده برای شخصیت‌های روانیِ داستانه، اما دوست نداره ایده‌هاش رو به رفیقش که دچار انسداد خلاقیت شده تحمیل کنه. حالا «بیلی» علاوه بر تخیل قوی، با «هانسِ» کراواتی (کریستوفر واکن) توی یه نقشه زیرکانه برای بلند کردن سگ‌های گرون‌قیمت هم‌دسته! بله - اونا سگ‌دزدی می‌کنن! وقتی بیلی با یه سگ شیتزو که حسابی بهش رسیدگی شده، سراغ «مارتیِ» گیج و منگ می‌ره و با هم یه سفر خطرناک رو به دل کویر شروع می‌کنن، شاید چشمه خلاقیت مارتی دوباره بجوشه؟ ممکنه اسمش الهام باشه، اما بیشتر شبیه ترسه؛ چون صاحب سگ یه خلافکارِ نه چندان دلنشین به اسم «چارلی» (وودی هارلسون) هست که سگش رو می‌خواد، اونم ترجیحاً همراه با چند کیلو از گوشت تنِ اونا برای سیر کردن سگش! حالا اونا کلی ایده برای کتابش دارن، اما آیا اون‌قدر زنده می‌مونن که بتونن ازشون استفاده کنن؟ این بهترین بازیِ پسرِ سریال «بالی‌کیس‌انجل» (کالین فارل) هست؛ چون هم ظاهرش خوبه، هم طبیعی بازی می‌کنه و هم با راکول که صحنه‌ها رو مال خودش می‌کنه و زمان‌بندی کمدی عالی‌ای داره، خیلی خوب مچ شده. همین‌طور با واکنِ شیک‌پوش و مکار، و هارلسونِ آماده که جذابیت کاذب رو با تهدید شات‌گان به شکلی سرگرم‌کننده ترکیب کرده. ساختار داستان به صورت اپیزودیک و پشت سر همه که اجازه می‌ده کلی شرارت، تیراندازی و ماجراجویی داشته باشیم تا به گره‌گشایی پایانی برسیم که اصلاً قابل پیش‌بینی نیست. مارتین مک‌دونا بلده چطور عناصر مهیج رو با کمدی ترکیب کنه و اینجا هم تونسته بازی‌های هماهنگی از بازیگراش بگیره؛ اونا در حالی که دارن با کلیشه‌های این ژانر شوخی می‌کنن، کاملاً در فضای افراطی فیلم غرق شدن.

2025-06-26