Mud

Mud

الیس (تای شریدان) ۱۴ ساله با پدر و مادرش، مری لی (سارا پالسون) و سینیور (ری مک‌کینون)، در یک قایق‌خانه دست‌ساز در کنار رودخانه‌ای در آرکانزاس زندگی می‌کند. او یک صبح زود یواشکی بیرون می‌رود تا دوست صمیمی‌اش، نک‌بون (جیکوب لاف‌لند) را ببیند. نک‌بون هم ۱۴ ساله است و با عمویش، گیلن (مایکل شانون)، که از طریق غواصی برای صید صدف امرار معاش سختی دارد، زندگی می‌کند. این دو پسر به سمت جزیره‌ای در رودخانه میسیسیپی حرکت می‌کنند، جایی که نک‌بون یک منظره غیرعادی کشف کرده است—یک قایق که در اثر سیل شدید گذشته، در ارتفاع بالایی بین درختان گیر کرده است. آن‌ها از درخت بالا می‌روند و وارد قایق می‌شوند، اما متوجه نان تازه و رد پاهای جدید می‌شوند. با درک اینکه تنها کسانی نیستند که این قایق-خانه‌درختی را کشف کرده‌اند، تصمیم می‌گیرند آنجا را ترک کنند. وقتی به ساحل می‌رسند، همان رد پا را در قایق خودشان پیدا می‌کنند. و در همین لحظه است که با ماد (متیو مک‌کانهی) ملاقات می‌کنند. ماد شخصیتی خشن و خرافاتی است؛ لباس‌هایش کثیف است، دندانش شکسته و به کمک نیاز دارد. او به پسرها می‌گوید که در ازای غذا، قایق-خانه‌درختی را که مخفیگاه فعلی‌اش است، به آن‌ها می‌دهد. نک‌بون مردد است، اما الیس برای ماد غذا می‌آورد و یک دوستی محتاطانه بین آن‌ها شکل می‌گیرد. الیس می‌فهمد که ماد مردی را در تگزاس کشته و پلیس و جایزه‌بگیرها دنبال او هستند، اما دغدغه اصلی ماد این است که دوباره به عشق قدیمی‌اش، جونیپر (ریس ویترسپون)، بپیوندد. الیس، که اخیراً خودش هم دلباخته شده، موافقت می‌کند که به ماد کمک کند تا با جونیپر فرار کند. الیس و نک‌بون نقشه‌های جسورانه‌ای را اجرا می‌کنند تا از ماد محافظت کنند و پیام‌ها را به جونیپر برسانند، کسی که در یک متل کثیف پنهان شده و تحت نظارت دائمی کارور (پال اسپارکس)، یک جایزه‌بگیر تگزاسی، است. کارور و گروهش به دستور کینگ (جو دان بیکر) بی‌رحم، قصد دارند ماد را دستگیر کنند. در حالی که پسرها همه چیز را به خطر می‌اندازند تا این عشاق به ظاهر افسانه‌ای را به هم برسانند، تصورات الیس درباره عشق و عاشقی توسط تنش‌های نزدیک‌ترین روابطش به چالش کشیده می‌شود: ازدواج والدینش در حال فروپاشی است، در حالی که خودش در تلاش برای تحت تأثیر قرار دادن می پرل (بانی استوردیوانت) شکست می‌خورد. در تمام این مدت، الیس تلاش می‌کند تا نمونه‌ای از عشقی را پیدا کند که بتواند به آن باور داشته باشد، و در این مسیر، درباره قوانین ناگفته و خطرات عشق و واقعیت دلشکستگی می‌آموزد.

سال انتشار: 2012 کارگردان: Jeff Nichols ژانر: Adventure، Drama نویسندگان: Jeff Nichols امتیاز: 7.4

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

عشق ورزیدن یا عشق نورزیدن در آرکانزاس در امتداد میسیسیپی
«ماد» که در سال‌های ۲۰۱۲-۲۰۱۳ اکران شد و توسط جف نیکولز نوشته و کارگردانی شده، یک درام جنایی گوتیک جنوبی است که در آرکانزاس در امتداد رودخانه میسیسیپی اتفاق می‌افتد. در این فیلم، دو پسر، یک فراری به نام ماد (متیو مک‌کانهی) را پیدا می‌کنند که در جزیره‌ای پنهان شده است و تصمیم می‌گیرند به او کمک کنند تا از دست مقامات و افراد خودسر که دنبالش هستند فرار کند، به این امید که او را دوباره به عشق واقعی‌اش، جونیپر (ریس ویترسپون)، برسانند.
این فیلمی درباره مردم اصیل جنوب و کدی است که با آن زندگی می‌کنند. افراد شهری معمولاً به آن‌ها «رد نک» (دهاتی) می‌گویند. در حالی که ممکن است برخی از آن‌ها «آشغال سفید» باشند، اما اکثرشان اینطور نیستند. آن‌ها مستقل از دولت، سخت‌کوش و شهروندانی محترم هستند، و ریشه در اخلاق مسیحی دارند، هرچند لزوماً مسیحی نباشند.
فیلم به هوش بیننده احترام می‌گذارد و این را به عهده او می‌گذارد که خطوط زیرین داستان را بخواند. این فیلم شبیه «جو» است که یک سال بعد اکران شد، اما به اندازه آن تلخ و بدبینانه نیست و در کل بهتر است. از نظر لحن، شبیه «جریان زیرین» (۲۰۰۴) و «فرشتگان برفی» (۲۰۰۷) است. اگر از آن فیلم‌ها لذت می‌برید، «ماد» را هم دوست خواهید داشت.
نکات ارزشمند زیادی برای استخراج وجود دارد: الیس (تای شریدان) آینه ماد در دوران نوجوانی است. آیا او همان اشتباهاتی را مرتکب خواهد شد که ماد را به وضعیت فعلی‌اش رسانده است؟
فیلم اساساً تأملی است بر پتانسیل‌های خوب یا بد در مردانگی و زنانگی، اما تمرکز بیشتر بر روی سمی بودن برخی زنان است، که تازگی دارد، زیرا هالیوود تمایل دارد مردان را شر مطلق یا کاملاً نالایق نشان دهد، در حالی که زنان معمولاً نمونه‌های درخشان نجابت والا هستند (بله، حتماً!).
این فیلم همچنین ایده‌آل‌سازی عشق و اینکه چگونه «عشق کور است» را آشکار می‌کند. فقط به این دلیل که شما کسی را از نظر عاشقانه واقعاً دوست دارید، به این معنی نیست که او برای شما خوب است و باید یک رابطه را توسعه دهید و حفظ کنید.
من هرگز طرفدار ویترسپون نبودم، اما از او بدم هم نمی‌آمد. در هر صورت، او در نقش معشوقه به ظاهر معصوم اما سمی، بسیار خوب است. بانی استوردیوانت در نقش همتای نوجوان او، می پرل، عالی است؛ باید بیشتر از او استفاده می‌کردند.
فیلم ۲ ساعت و ۱۰ دقیقه است و در آرکانزاس (کروکتس بلاف، یودورا، دوماس و اشتوتگارت) فیلمبرداری شده است.
بازیگران اضافی: سم شپارد، مایکل شانون، پال اسپارکس و جو دان بیکر.
امتیاز: B/B+

2018-03-24


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

از جهاتی، این داستان دو بچه کوچک که مرتباً با قایق خود در رودخانه میسیسیپی این طرف و آن طرف می‌روند، کمی شبیه داستان‌های دیکنزی بود. حتماً اخیراً طوفانی آمده بود، زیرا در یکی از توقف‌ها، آن‌ها قایقی را کشف می‌کنند که محکم در شاخه‌های یک درخت گیر کرده است. بعد از یک بررسی سریع، متوجه می‌شوند که اخیراً ساکنی داشته است و درست زمانی که می‌خواهند بروند، با «ماد» (متیو مک‌کانهی) آشنا می‌شوند.
«الیس» (تای شریدان) کمی بیشتر از دوستش «نک‌بون» (تلاش قوی از جیکوب لاف‌لند) با این غریبه مرموز درگیر می‌شود و موافقت می‌کند که برای او غذا بیاورد و سپس به او کمک کند قایق را تعمیر کند—به شرطی که بعداً قایق برای پسرها باشد!
همانطور که رابطه آن‌ها به آرامی توسعه می‌یابد، ما کشف می‌کنیم که زندگی این نوجوان که والدینش در حال جدایی هستند و در آستانه از دست دادن قایق‌خانه‌اش است، و زندگی این فراری که داستان خودش را درباره عشق با «جونیپر» زیبا (ریس ویترسپون) و خشونت دارد، پر از مشکلات است.
با بالا رفتن دما و نزدیک شدن شکارچیان به «ماد» و پسرها، اوضاع خطرناک می‌شود و شخصیت‌ها باید نگاهی طولانی به خود بیندازند تا با اعمال گذشته و حال کنار بیایند که بر آینده آن‌ها تأثیر می‌گذارد.
مک‌کانهی در اینجا در طبیعی‌ترین حالت خود قرار دارد؛ کاریزمای او بخش زیادی از بار سنگین را به دوش می‌کشد، اما در واقع این شریدان است که با شخصیت کنجکاو و نجیب خود که از معصومیت به چیزی بالغ‌تر، آگاه‌تر و—به لطف «می پرل» (بانی استوردیوانت)—به طرز آزاردهنده‌ای هورمونی تبدیل می‌شود، نمایش را می‌رباید!
محیط فیلم به خوبی کار می‌کند و نگاهی به جامعه‌ای ارائه می‌دهد که روش خاص خود را برای انجام کارها دارد، همانطور که میزان سنجیده دیالوگ‌ها اجازه می‌دهد داستان به طور مؤثر و خودجوش پیش برود و پیوندی بین این دو شخصیت بعید ایجاد کند که به شکلی کاملاً غیرمنتظره و پرخطر پدیدار می‌شود.
این فیلم کمی پیچیده‌تر از آن چیزی است که در نگاه اول به نظر می‌رسد و ارزش دو ساعت وقت گذاشتن را دارد.

2024-08-17