بازیهای گرسنگی: زاغ مقلد - بخش ۲
پس از آنکه کتنیس اوردین (Katniss Everdeen) جوان میپذیرد که به نماد شورش، یعنی «زاغ مقلد» تبدیل شود، تلاش میکند تا پیتا (Peeta) را به وضعیت عادیاش برگرداند، راهی برای نفوذ به کپیتول پیدا کند و با نبردهایی که سر راهش قرار میگیرند مقابله کند... اما تمام اینها برای رسیدن به هدف اصلی اوست: ترور رئیسجمهور اسنو (President Snow) و بازگرداندن صلح به مناطق پانم. در حالی که جوخه او لحظه به لحظه کوچکتر میشود، آیا او موفق میشود به کپیتول برسد؟ آیا انتقامش را از اسنو میگیرد یا هدفش تغییر خواهد کرد؟ آیا او در کنار «عاشق بداقبال» خود، پیتا، خواهد بود یا دوست قدیمیاش، گیل (Gale)؟ مرگ، بمب، تیر و کمان، یک مثلث عشقی و امید... چه اتفاقی خواهد افتاد؟
سال انتشار: 2015 کارگردان: Francis Lawrence ژانر: Action، Adventure، Sci-Fi نویسندگان: Peter Craig، Danny Strong، Suzanne Collins امتیاز: 6.6نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
سوزان کالینز (Suzanne Collins)، خالق و مغز متفکر «عطش مبارزه»، قهرمان انفجاری و سرسختی به نام کتنیس اوردین (Katniss Everdeen) رو خلق کرده (البته نباید از بازیگر توانمندی مثل جنیفر لارنس (Jennifer Lawrence) برنده اسکار هم گذشت که به خوبی در قالب این شخصیت اکشن فرو رفته). حالا با اکران بخش دوم «زاغ مقلد»، طرفداران پر و پا قرص و حتی بینندههای معمولی این فرنچایز تخیلی و پرهیجان، فرصت پیدا میکنن تا غرق در تجربهای سینمایی بشن که در تمام این سهگانه همراهشون بوده. با این حال، سوال اصلی اینجاست: آیا بخش دوم زاغ مقلد میتونه اون ابهت ماجراجویانه قسمتهای قبلی رو حفظ کنه و با همون حال و هوای خاص و شیطنتآمیزش یه خداحافظی باشکوه داشته باشه؟ خب، جواب یه «بله» قاطعانهست، هرچند بعضیها ممکنه رویکرد احساسی و روانشناختی فیلم رو فقط در حد پیشبرد داستانی بدونن که با نقدهای اجتماعیش درباره اختلاف طبقاتی و بقای جامعه، اینهمه شور و اشتیاق به پا کرده بود.
نسخههای سینمایی «عطش مبارزه» (و البته کتابهای جذاب کالینز) همیشه تجربهای قرص و محکم برای سینما رفتن بودن، چون چیزی رو ارائه میدادن که کمتر فیلم اکشنی سراغش میرفت: نگاهی عمیق و صادقانه به سیاست در روان انسان، فراتر از سکانسهای پر زد و خورد و تعلیق. بازیهایی که در ذهن مخاطب جریان داشت، هوشمندانه و تاملبرانگیز بود. تمام قسمتهای این مجموعه پیاممحور بودن و نوعی شکوه توصیفناپذیر و صراحت داشتن که واقعاً تازه بود. البته، مثل هر دنباله دیگهای، فراز و فرودهایی هم وجود داره و ممکنه داستان یا شخصیتپردازی گاهی لنگ بزنه. با این حال، بخش دوم زاغ مقلد بیننده رو تشنه نگه میداره اما در عین حال با چیزی که میشه اون رو «نغمه قو» برای میراث کتنیس اوردین شجاع دونست، راضیش میکنه.
کاملاً واضحه که این فیلم و قسمتهای قبلیش، جایگاه ویژهای در ژانر تخیلی نوجوان (Young Adult) پیدا کردن و به عنوان یکی از موفقترین و محبوبترین فصلهای این ژانر شناخته میشن. واقعاً بخش دوم زاغ مقلد دوز مناسبی از تنش، درخشش، رستگاری و گرهگشایی رو به همراه داره. مهمتر از همه، فیلم تعادل پایدار خودش رو بین امید و حس شورشگری حفظ میکنه و لارنس هم ذرهای از اون انرژی و جذبهای که در این چند سال برای نقش کتنیس گذاشته بود رو از دست نداده. اغراق نیست اگه این سری فیلمها رو یه پدیده فرهنگی بدونیم، چون برخلاف فضای احساسی و لوس مجموعه «گرگ و میش» (Twilight) که سالها پیش همه جا رو گرفته بود، این مجموعه محتوای واقعی و عمیقی ارائه داد.
همونطور که انتظار میره، داستان دقیقاً از جایی شروع میشه که قسمت اول تموم شده بود. فرانسیس لارنس (Francis Lawrence) کارگردان، روایت رو کمی کند شروع میکنه اما کمکم بهش سرعت میده تا کتنیس قهرمان بتونه کپیتول فاسد و بازیگردان اصلیش یعنی رئیسجمهور اسنو (با بازی دونالد ساترلند) رو به چالش بکشه. خبر خوب اینه که کتنیس بالاخره به همراه قدیمیش پیتا ملارک (جاش هاچرسون) ملحق میشه، اما خبر بد اینه که پیتای بیچاره شستشوی مغزی داده شده تا کتنیس رو دشمن خودش ببینه. این موضوع مانع بزرگی سر راه کتنیس ایجاد میکنه. حالا او باید با کمک شورشیان تحت رهبری آلما کوین (جولیان مور) و پلوتارک هونسبی (فیلیپ سیمور هافمن فقید) علیه اسنو اقدام کنه. از نظر سیاسی، کوین فقط میخواد از کتنیس برای تبلیغات خودش استفاده کنه، چیزی که اصلاً به مذاق این قهرمان خوش نمیاد. خطرات زیاده، اما کتنیس دوستانی مثل گیل (لیام همسورث) و فینیک (سم کلفلین) رو کنارش داره. خلاصه مطلب: رئیسجمهور اسنو باید از پا دربیاد، به همین سادگی. کتنیس بین دو قدرت سیاسی گیر افتاده: اسنو که میخواد نابودش کنه و کوین که میخواد از اعتبارش سوءاستفاده کنه. فیلم به خوبی سردرگمی و بحران هویت کتنیس رو نشون میده؛ دختری که نماد آتشه اما شعلههای تردید دورش رو گرفتن. او به کی میتونه اعتماد کنه؟ آیا میتونه بر تنفر پیتا غلبه کنه؟ این تداوم درگیریها و روحهای زخمی، فیلم رو به یه بازی فیزیکی و روانی پرهیاهو تبدیل کرده. در نهایت، امپراتوری «عطش مبارزه» فرو نمیریزه، بلکه با درک درستی از دنیای امروز ما و بدبینیها و سوءاستفاده از قدرت، به پایان میرسه. این مجموعه جسارت داشت که به مسائل جدی جامعه جهانی بپردازه. شاید نباید به پایانبندی فیلم خیلی عمیق نگاه کرد، اما تلاشی که برای ساخت چنین اکشن متفکرانهای شده، واقعاً قابل تحسینه.
عطش مبارزه: زاغ مقلد - بخش ۲ (۲۰۱۵)
محصول لاینزگیت، ۲ ساعت و ۱۷ دقیقه
ستارگان: جنیفر لارنس، جاش هاچرسون، لیام همسورث، وودی هارلسون، دونالد ساترلند، فیلیپ سیمور هافمن، جولیان مور و...
کارگردان: فرانسیس لارنس
درجه سنی: PG-13
ژانر: علمی تخیلی و فانتزی / اکشن و ماجراجویی
امتیاز منتقد: ۳ ستاره (از ۴ ستاره)
(c) فرانک اوچیانگ ۲۰۱۵
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم کارگردانی بدی نداره و بازیگرها هم کارشون رو نسبتاً خوب انجام دادن. در واقع فیلمنامه اقتباس خوبی از کتابه. مشکل اینجاست که داستان خود کتاب از قبل هم ضعیف بود و دیگه حسابی از دهن افتاده، برای همین کل فیلم اونطور که باید از آب در نمیاد.
2016-01-26
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
> یه پایانبندی لازم که با کش دادنهای بیخودی همراه شده. اگه کتاب تکجلدی «هابیت» رو توی سه تا فیلم کش دادن، باز یه چیزی، چون اونجا دنیای بزرگی با کلی شخصیت خاص داشتیم که پتانسیلش رو داشت. اما این سری فیلمها شانس آوردن که قسمت اولشون گرفت، اونم بیشتر به خاطر مخاطب نوجوان. راستش من از فیلم دوم خیلی خوشم اومد، اما فیلم سوم ناامیدکننده بود و این یکی هم که دیگه رسماً بیهوده بود. چون ۸۰ درصد داستان توی قسمت قبلی تموم شده بود و اینجا فقط یه پایانبندی لازم داشتیم که با کش دادنهای الکی خرابش کردن. اگه «زاغ مقلد» رو توی یه فیلم جمع میکردن خیلی بهتر میشد. این روزها راههای عجیبی برای پول درآوردن پیدا کردن؛ هنر قصهگویی داره فدا میشه چون کتابها رو برای سینما به دو یا سه قسمت تقسیم میکنن. این فرهنگ باید متوقف بشه؛ طرفداران کتاب از نسخه اصلی لذت میبرن اما عشقِ فیلمهایی مثل من فقط عذاب میکشن. توی این فیلم ۲ ساعته کلی صحنه هست که فقط برای پر کردن وقت ساخته شده. به خاطر همین مسائل، روند فیلم کلاً به هم ریخته بود، مخصوصاً با اون فاصله زمانی که بین اکران دو قسمت آخر افتاد. احساسات منتقل نمیشه، اکشنها ضعیف شدن و فقط حس میکنی فیلم داره به زور خودش رو به تهش میرسونه. اون بخش آخر هم که باید خیلی کوتاه میبود، بیش از حد طولانی شد. من فیلمهای چندبخشی مثل «گرگ و میش» و «هری پاتر» رو دیدم، اما این یکی بین همهشون بدتر بود. حتی اگه هر چهار تا فیلم رو پشت سر هم ببینید، دو تای اول بهترین هستن و دو تای بعدی به خاطر کند بودن ناامیدتون میکنن. امتیاز: ۵ از ۱۰
2016-04-04
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خب، متاسفانه باید بگم که ناامیدکننده بود. البته نمیتونم بگم خیلی تعجب کردم. قسمت اول مجموعه «بدک نبود» و بقیهشون هم همینطور به سمت متوسط بودن سقوط کردن. این قسمت آخر هم به نظر من حتی یه پله پایینتر از متوسطه. واقعاً نمیفهمم اینهمه هایپ و سر و صدا برای این فیلمها برای چیه. هیچکدومشون واقعاً نمیدرخشن، حتی اگه به عنوان فیلم نوجوان بهشون نگاه کنید. این یکی که رسماً خستهکننده بود. کلی صحنه داشتیم که کتنیس یا یه شخصیت دیگه فقط داشتن رویا میدیدن یا یه گوشه نشسته بودن و غصه میخوردن. خیلی طول کشید تا بالاخره یه اتفاقی توی فیلم بیفته. وقتی هم که شروع شد، همون آش و همون کاسه بود: تبلیغات سیاسی احمقانه، صحنههای مبارزه شلوغ و بیمنطق، و کتنیس که با یه قیافه سردرگم و ناراحت اینطرف و اونطرف میرفت. شخصیتهای منفی اصلی رو هم که از همون اول میشد حدس زد. همون لحظهای که اون هواپیما اومد و شروع کرد به ریختن چیزها روی سر بچهها، نه تنها من بلکه بچههام هم حدس زدن کار کیه. کلاً دو تا چیز رو توی این فیلم دوست داشتم: یکی بازی دونالد ساترلند که واقعاً خوب بود، و یکی هم پایانبندی که با وجود ۱۰۰ درصد قابل پیشبینی بودن، راضیکننده بود. به نظر من فیلم همونجا تموم شد و بقیهاش فقط صحنههای اضافی و خستهکننده بود.
2017-04-16
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
بالاخره رسیدیم به گرهگشایی نهایی. رئیسجمهور «کوین» (جولیان مور) جاهطلب فکر میکنه شورشیهای منطقه ۱۳ دست بالا رو دارن و با استفاده از «کتنیس» (جنیفر لارنس) به عنوان نماد تبلیغاتیشون، راهی قلب کپیتول میشه تا «اسنو» (دونالد ساترلند) رو که دیگه ضعیف شده و حال و روز خوشی نداره، از تخت پایین بکشه. چیزی که در ادامه میبینیم یه سری ماجراجوییهای قابل پیشبینیه که دیگه واقعاً برام جذابیتی نداشت. اینکه کی به کی چیکار میکنه توی این فرنچایز طولانی و تکراری دیگه اهمیتی نداشت. شخصیتهایی که اولش جالب بودن، حالا دیگه خستهکننده شدن. «پیتا» (جاش هاچرسون) حضور کمی داره و همهاش باید از دست دولتی که بهش دارو تزریق کرده نجات داده بشه. «گیل» (لیام همسورث) هم کار خاصی نداره جز اینکه از دست جلوههای ویژه ضعیف فرار کنه و خوشتیپ به نظر بیاد. این یه فیلم اکشنه، پس دنبال دیالوگهای عمیق نباشید. در کل، تموم شدنش بیشتر باعث آرامش بود تا لذت. بالاخره این مجموعه رفت که یه خواب طولانی بکنه.
2022-06-02