شوالیه‌های میزگرد: شاه آرتور

شوالیه‌های میزگرد: شاه آرتور

نسخه‌ای جایگزین از افسانه شاه آرتور. آرتور در کودکی پس از کشته شدن پدرش، شاه اوتر پندراگون (Uther Pendragon)، و مادرش در جنگی که وورتیگرن (Vortigern) علیه آن‌ها به راه انداخته بود، یتیم می‌شود. وورتیگرن سپس تاج و تخت را تصاحب می‌کند. آرتور فرار کرده و در یک فاحشه‌خانه بزرگ می‌شود و اطلاعات کمی در مورد حق تولد خود دارد. وورتیگرن آرتور را مرده می‌خواهد تا مطمئن شود هیچ مدعی دیگری برای تاج و تخت وجود ندارد. افسانه‌ها پیش‌بینی می‌کنند که تنها پادشاه بعدی قادر خواهد بود شمشیر اکس‌کالیبور (Excalibur)، شمشیر اوتر، را از سنگی که در آن فرو رفته بیرون بکشد. بنابراین، وورتیگرن برای شناسایی آرتور، تمام مردان جوان هم‌سن آرتور را مجبور می‌کند تا برای بیرون کشیدن شمشیر تلاش کنند. حالا نوبت آرتور است.

سال انتشار: 2017 کارگردان: Guy Ritchie ژانر: Action، Adventure، Drama نویسندگان: Joby Harold، Guy Ritchie، Lionel Wigram امتیاز: 6.7

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 5

سخته که بخوام این بازسازی جدید از افسانه آرتور رو پیشنهاد بدم. فیلم خیلی خوبی نیست، اما طوری به نظر می‌رسه که شاید دیدنش روی پرده بزرگ سینما خیلی حال بده. متأسفانه، الان دیگه اکرانش تموم شده، و چون فیلم خیلی خوبی نیست، بعید می‌دونم دوباره اکران بشه. پس تنها راهی که دوست داشتم فیلم رو ببینم، دیگه وجود نداره. چون فیلم خیلی خوب نیست. این فیلم کملوت (Camelot) هست که از مسیر «سرزمین میانه» (Middle Earth) رد شده، و اگرچه من از این بریتانیایی‌های زرنگ و تندصحبت توی فیلم‌ها لذت می‌برم، اما فرمول گای ریچی (Guy Ritchie) اصلاً به درد این جور داستان‌ها نمی‌خوره. این آزمایش به زور توی اولین فیلم _شرلوک هولمز_ جواب داد، و از اون موقع به بعد، ریچی داره بیشتر و بیشتر از هدف دور می‌شه. حالا قراره فیلم بعدی‌اش _علاءالدین_ باشه؟ من اصلاً ارتباطی نمی‌بینم. حیفم میاد اینو بگم، ولی واقعاً دلم می‌خواد گای ریچی برگرده به ژانر تخصصی خودش. یا اگه دیگه از فضای گانگستری بریتانیایی خسته شده، به حداقل بره سراغ یه ایده اورجینال. _امتیاز نهایی: ۲.۵ ستاره - چیزهای زیادی داشت که جذبم کرد، اما در کل خوب از آب درنیومد._

2017-07-25


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

**برداشتی متفاوت از شمشیر در سنگ!** این یکی یه کم غافلگیرکننده بود. می‌دونستم فیلم گای ریچی (Guy Ritchie) هست و من از همه فیلم‌های قبلیش لذت برده بودم. اما به دلایلی، حس می‌کردم خیلی به این یکی علاقه‌ای ندارم. حتی تریلرش هم معمولی به نظر می‌رسید. حالا که فیلم رو دیدم، فهمیدم که کاملاً اشتباه قضاوت کرده بودم. هنوز هم شاهکار نیست، اما خیلی سرگرم‌کننده‌تره. گرافیک عالی بود. فضاها کاملاً ترغیب‌کننده بود که به فیلم بچسبی. داستان، صحنه‌های بدلکاری، همراه با بعضی صحنه‌های اسلوموشن، خیلی با جزئیات و به طرز قدرتمندی جذابه. همه داستان اصلی شاه آرتور رو می‌دونن. در این فیلم، داستان با درگیری دو برادر شروع می‌شه و بعدش یه مرد جوون رو نشون می‌ده که توی فاحشه‌خانه بزرگ شده. وقتی شهر کم‌کم تحت تأثیر افسانه‌ای قرار می‌گیره که شاهزاده افسانه‌ای به تاج و تخت برمی‌گرده، وورتیگرن (Vortigern) که حالا پادشاهه، قسم می‌خوره که اول اون رو پیدا کنه و تهدید رو از بین ببره. اما چیزی که بعد از اون سراغش میاد فراتر از انتظارشه. اون باید کاری رو که سال‌ها پیش نتونسته بود تموم کنه، به پایان برسونه. از طرف دیگه، آرتور همه حمایت‌ها رو داره، به خصوص شمشیر افسانه‌ای که از پدرش بهش رسیده. من انیمیشن دیزنی رو وقتی بچه بودم دوست داشتم. این فیلم کاملاً متفاوته. به عنوان یه فیلم لایو اکشن، انتظارات بیننده‌ها رو برآورده کرد. موسیقی هم یه مزیت دیگه بود. همه بازیگرا خوب بودن. ظهور چارلی هانام (Charlie Hunnam). فیلم‌های اخیرش دارن اونو به سطح بعدی می‌برن. قطعاً یه ستاره آینده‌داره. با وجود فروش ضعیف در گیشه، فیلم خیلی بهتریه. یک بار دیگه منتقدان فیلم کاملاً اشتباه کردن. خوب برای یک بار دیدن خوبه. **۷/۱۰**

2017-11-29


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

این روزها یه جورایی ماراتن فیلم دیدن بوده چون بچه‌ها از ۲۴ام اینجا بودن، برای همین حسابی از قفسه فیلم‌های ندیده‌ام کم کردیم. دیروز نوبت بازسازی افسانه‌های پندراگون (Pendragon) در قالب «شاه آرتور: افسانه شمشیر» بود. معمولاً به نظرم دستکاری کردن داستان‌های کلاسیک و امتحان‌شده کار خطرناکیه. می‌گن چیزی که خراب نیست رو درست نکن و از این حرفا. با این حال، این بازسازی به نظرم کاملاً سرگرم‌کننده بود. اساس داستان البته، و خوشبختانه، همونه: اوتر (Uther) کشته می‌شه، اکس‌کالیبور (Excalibur) توی سنگ گیر می‌کنه، آرتور شمشیر رو بیرون می‌کشه، کلی شمشیربازی، آرتور پادشاه می‌شه. البته جزئیات داستان خیلی بازسازی شده. فیلم با یه صحنه اکشن نسبتاً باحال شروع می‌شه که اوتر با موردِرِد (Mordred) (بله موردِرِد از همون صحنه‌های اول، همونطور که گفتم، بازسازی...) مبارزه می‌کنه، کسی که با جادوی سیاه و فیل‌های جنگی غول‌پیکر به کملوت (Camelot) حمله می‌کنه. نمی‌تونم زیاد در مورد اتفاقات حرف بزنم چون اسپویل می‌شه، اما شمشیر توی سنگ گیر می‌کنه و آرتور سر از... یه جای دیگه درمیاره. پس فیلم از همون اول دو چیز رو ثابت می‌کنه: اینکه برداشتی متفاوته از حماسه پندراگون و اینکه اکشن، جادوی سیاه و جلوه‌های ویژه زیادی داره. در این مرحله یه کم نگران بازسازی حماسه بودم، اما همونطور که خودتون از بالا نتیجه گرفتید، در کل از فیلم لذت بردم. فیلم در ادامه نشون می‌ده که آرتور با بدبختی بیشتری نسبت به داستان‌های سنتی بزرگ می‌شه، اما این کار رو تقریباً در حالت فست‌فوروارد انجام می‌ده و ما خیلی سریع به نقطه‌ای می‌رسیم که آرتور شمشیر رو از سنگ بیرون می‌کشه. اینجاست که یه کم با فیلم مشکل دارم. این لحظه یه کم ضد اوج و حتی ناامیدکننده بود. هیچ لحظه شگفت‌انگیز بزرگی وجود نداشت، فقط سردرگمی بود. همونطور که خلاصه فیلم اشاره می‌کنه، آرتور نه آمادگی داره و نه تمایلی به پادشاه شدن. بنابراین در این مرحله همه باید زحمت بکشن و اونو متقاعد کنن. من به ندرت این مفهوم قهرمان بی‌میل رو دوست دارم. خسته‌کننده‌ست! خوشبختانه آرتور یه گروه شاد از دوستان داره که کمکش می‌کنن مسیر درست رو انتخاب کنه و فیلم زمان زیادی رو صرف این بخش می‌کنه. آرتور یه جورایی نقش رابین هود رو توی جنگل داره و اون و رفقاش دارن وورتیگرن (Vortigern) رو اذیت می‌کنن. البته هر از گاهی آرتور به سمت سرنوشتش سوق داده می‌شه و وقتی تصمیم می‌گیره، خب شاید بهتره بگیم مجبور می‌شه، اکس‌کالیبور رو برداره، صحنه‌ها تبدیل به ضیافتی از جلوه‌های ویژه می‌شن. از نظر بازیگری و شخصیت‌ها، باید بگم که همه‌شون کارشون رو نسبتاً خوب انجام دادن. خود آرتور گیر نقش قهرمان بی‌میله، که همونطور که قبلاً نوشتم خیلی طرفدارش نیستم، اما کارش رو به اندازه کافی خوب انجام می‌ده. وورتیگرن به عنوان شخصیت بد اصلی بد نیست. من جادوگر رو دوست داشتم، هرچند بیشتر وقت‌ها داشت به دوردست‌ها نگاه می‌کرد و پلک می‌زد. البته وقتی این کار رو می‌کرد، اتفاقات مهمی می‌افتاد. اصلاً دلتون نمی‌خواد این دختر بهتون پلک بزنه! طبیعتاً همه چیز به آرامی به سمت درگیری بزرگ بین آرتور و وورتیگرن پیش می‌رفت و باز هم فکر می‌کنم این بخش نسبتاً خوب انجام شده بود. کلی اکشن، کلی جادو و کلی جلوه‌های ویژه. من واقعاً از نحوه پیش رفتن اتفاقات در پایان و تمام جلوه‌های بصری لذت بردم. یک چیزی که در این نسخه از داستان بیشتر دوست داشتم، (باشه، یه کم اسپویل جلوتره)، اینه که مثل داستان‌های معمول شاه آرتور به شکل غم‌انگیزی تموم نشد. حرف آخر اینکه، اگه نظرتون در مورد اینکه حماسه پندراگون باید چطور باشه، سفت و سخته، پس یه فیلم دیگه ببینید. اگه نه و دنبال یه ماجراجویی اکشن فانتزی خوب توی دنیای پندراگون هستید، ممکنه از این فیلم خوشتون بیاد. من که خوشم اومد!

2017-12-30


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

وقتی این فیلم سال پیش اومد، من گای ریچی (Guy Ritchie) رو نمی‌شناختم، برای همین فکر می‌کردم چرا مردم باید همچین فیلم‌های احمقانه‌ای بسازن. بعداً با گای ریچی و فیلم‌های فوق‌العاده‌اش آشنا شدم، اما هنوز این فکر تو ذهنم بود که چرا گای ریچی باید فیلمی بسازه که اینقدر با سبک خودش فرق داره. امروز بالاخره فیلم رو دیدم و از تمام چیزهایی که فکر می‌کردم پشیمونم. ده دقیقه اول یه کم حوصله‌تون سر می‌ره و با خودتون می‌گید چرا سبک خودش رو کنار گذاشته. بعدش اکشن واقعی شروع می‌شه و ما دیالوگ‌های، زاویه‌های دوربین، کات‌ها، موسیقی و همه چیزِ تیپیکال ریچی رو می‌بینیم! باز هم، این یه فیلم پرانرژیه بدون اینکه اکشنش بیش از حد باشه. علاوه بر این، این بار انگلستان رو در یه دنیای متفاوت و یه زمان متفاوت می‌بینیم. همچنین، جود لاو (Jude Law) در نقش پادشاه شیطانی... عالی بود. اما اگه دوست دارید شاه آرتور رو به روش سنتی‌تر، قدیمی و کلاسیک ببینید، فکر نمی‌کنم از این فیلم خوشتون بیاد.

2018-07-04


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 5

**کلی اکشن، کلی CGI، کلی پول، کلی اشتباه تاریخی، درک تاریخی کم و سرمایه‌گذاری کم روی شخصیت‌ها در فیلمی که ساخته شده تا فراموش بشه.** نمی‌تونم تعداد فیلم‌هایی که در مورد افسانه‌های آرتور، شخصیت‌ها یا عناصرش وجود داره رو بشمارم. می‌تونم چندین مثال بیارم، اما مطمئنم هر کدوم از خواننده‌ها از این موضوع آگاه هستن و حداقل دو یا سه فیلم در موردش دیدن. و حقیقت اینه که بعضی از این فیلم‌ها به یاد موندنی و برجسته هستن. بعضی‌ها هم نه. به نظر من، این فیلم خاص به زودی فراموش می‌شه. این فیلم به کارگردانی گای ریچی (Guy Ritchie)، کارگردان جاه‌طلبی که به همون راحتی که فیلم‌های رضایت‌بخش به ما می‌ده، با وحشت به ما حمله می‌کنه، قرار بود شروع یک مجموعه شش‌گانه باشه که هرگز نور روز رو نخواهند دید. در واقع، تولید و اکران این فیلم به قدری گران بود که هیچ شانسی برای سودآوری برای برادران وارنر (Warner Bros) نداشت، که البته پروژه رو کنسل کردن. بیاین رو راست باشیم، فیلم حتی بد هم نیست و به طور معقولی سرگرم‌کننده‌ست. با این حال، من این حس رو داشتم که فیلم واقعاً روی افسانه‌های آرتور شرط نبسته، بلکه فقط عناصر اصلی و نام شخصیت‌ها رو برداشته تا داستانی جدید خلق کنه که در اون جلوه‌های ویژه کامپیوتری (CGI) بتونن بدرخشن. در واقع، فیلم در ارزش‌های تولید و جنبه‌های فنی برجسته است: CGI کیفیت بالایی داره، صفحه رو با جلوه‌های بصری زیبا پر می‌کنه، و نبرد نهایی بین آرتور و وورتیگرن (Vortigern) شاید یکی از بهترین نمونه‌های پایان‌بندی باشه. جلوه‌های صوتی فوق‌العاده کار می‌کنن و یک اثر تقریباً غوطه‌ورکننده ایجاد می‌کنن، به خصوص اگه یه سیستم صدای فراگیر خوب داشته باشید. لباس‌ها، طراحی صحنه‌ها، همه چیز عالی و خیلی خوب انجام شده. فیلم گرون بود، اما ما پولی که سرمایه‌گذاری شده رو می‌بینیم. یکی دیگه از نقاط قوت فیلم، بازیگران پر زرق و برقشه که جود لاو (Jude Law) به طور خاصی در اون می‌درخشه. در واقع، این بازیگر در مرحله بسیار خوبی از حرفه‌اش قرار داره، پروژه‌هایش رو خوب انتخاب می‌کنه و نشانه‌های بلوغ و تعهد به کارش رو نشون می‌ده. در این فیلم، اونقدر ماهر و خوبه که تمام توجه رو می‌دزده و به شخصیتش هاله‌ای از بدخواهی و جنون نزدیک به واقعیت می‌ده که شایسته کسیه که قدرت فاسدش کرده. من کار دجیمون هونسو (Djimon Hounsou) رو هم خیلی دوست داشتم، و حتی چارلی هانام (Charlie Hunnam) هم خوب عمل کرد، اگرچه من واقعاً روشی که اون آرتور رو به تصویر کشید دوست ندارم. اریک بانا (Eric Bana) کار قابل قبولی داره، اما فضای زیادی برای انجام کار نداره، و بقیه بازیگران هم همینطور. فیلم برای زنان خوب نیست: آسترید فریزبی (Astrid Frisbey) به طرز مضحکی کم استفاده شده، در حالی که آنابل والیس (Annabelle Wallis) و پاپی دلِوین (Poppy Delevingne) تقریباً به سیاهی لشکر تقلیل پیدا کردن. این من رو به اولین مشکل فیلم می‌رسونه: فیلم بیش از حد امروزیه که بتونه حس و حال قرن ششم قبل از میلاد رو به من بده، دوره‌ای که اعتقاد بر اینه آرتور در اون وجود داشته. با وجود مناظر، لباس‌ها، و حتی حضور برخی عناصر معماری زیبا که ما با امپراتوری روم مرتبط می‌دونیم (آب‌نماهای تخریب شده، برخی طاق‌ها، حمام‌های عمومی قدیمی و حتی یک آمفی‌تئاتر)، شخصیت‌ها هرگز واقعاً مردم اون زمان نیستن و نحوه رفتارشون قرن ۲۱ رو لو می‌ده. و بعد ما هنوز اشتباهات تاریخی فاحشی مثل استفاده از شمشیرها (و سایر سلاح‌ها و لباس‌ها) مربوط به قرن ۱۳ و ۱۴ رو داریم، در فیلمی که قرار بوده تقریباً ۷۰۰ سال قبل از اون اتفاق بیفته. مثال دیگه از اشتباه تاریخی، حضور وایکینگ‌ها در فیلمه، در حالی که منطقی‌تر بود که پیکت‌ها (Picts)، آنگل‌ها (Angles)، جوت‌ها (Jutes) و حتی ساکسون‌ها (Saxons) حضور داشته باشن، که مردمانی هستن که ارتباط کمی با وایکینگ‌ها دارن، چون گسترش دریایی وایکینگ‌ها قرن‌ها بعد اتفاق افتاد. مشکل دیگه این فیلم، کارگردانی آشفته ریچیه. اونقدر شیفته CGI و جلوه‌های بصری شده بود که بقیه چیزها رو فراموش کرد. کار فیلمبرداری و سینماتوگرافی کاملاً ضعیف و متزلزله؛ تدوین هم به نظر می‌رسه کات‌های تصادفی داره و خیلی مؤثر یا ظریف نیست. موسیقی متن پیش پا افتاده‌ست و توی ذهن نمی‌مونه. علاوه بر این، زیاده‌روی در CGI و جلوه‌ها باعث شده فیلم ساختگی و خالی از احساس و قلب به نظر برسه، با این حال هنوز حس یه فیلم گرون‌قیمت رو می‌ده.

2022-06-19