War Dogs

War Dogs

در سال ۲۰۰۵، دیوید پاکوز در میامی فلوریدا زندگی می‌کند و به عنوان ماساژور مشغول به کار است و با دوست‌دخترش «ایز» زندگی می‌کند. دیوید که به دنبال منبع درآمد بیشتری است، تمام پس‌انداز زندگی‌اش را صرف خرید ملحفه‌های نخی باکیفیت مصری می‌کند تا آن‌ها را به خانه‌های سالمندان میامی بفروشد، اما این کار سودی برایش ندارد. در مراسم ختم یکی از دوستانش، دیوید با بهترین دوست دوران دبیرستانش، افرایم دیورولی، برخورد می‌کند که چند سال قبل برای کار با عمویش در فروش اسلحه به لس‌آنجلس رفته بود. افرایم حالا از عمویش جدا شده و شرکت خودش به نام AEY را تأسیس کرده که سفارش‌های تسلیحاتی دولت آمریکا برای جنگ عراق را تأمین می‌کند. زندگی دیوید زمانی تغییر می‌کند که دوست‌دخترش خبر بارداری‌اش را به او می‌دهد. افرایم به او پیشنهاد کار در AEY را می‌دهد و با وجود اینکه دیوید و ایز هر دو به شدت مخالف جنگ هستند، دیوید در نهایت می‌پذیرد و به دوست‌دخترش می‌گوید که از طریق رابط‌های افرایم، شروع به فروش ملحفه‌های نخی به دولت آمریکا کرده است.

سال انتشار: 2016 کارگردان: Todd Phillips ژانر: Biography، Comedy، Crime نویسندگان: Stephen Chin، Todd Phillips، Jason Smilovic امتیاز: 7.1

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

**جنگ مثل یک منطقه تجاری است، هر کسی می‌تواند بیزنس خودش را راه بیندازد.** ده سال پیش فیلم مشابهی با بازی نیکلاس کیج به نام «ارباب جنگ» ساخته شد. این فیلم بر اساس داستان دو جوانی است که وارد معامله اسلحه شدند، هرچند خیلی از اتفاقات داستانی شده است. جنگ یک تجارت است و این دو نفر سود زیادی از آن بردند. همه چیز از جایی شروع می‌شود که دیوید با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می‌کند و نمی‌داند چطور فرزند در راهش را بزرگ کند. در زمان مناسب، او دوست قدیمی‌اش افرایم را می‌بیند و تصمیم می‌گیرد با او شریک شود تا در مقیاس کوچک به ارتش آمریکا در خارج از کشور اسلحه برساند. اما وقتی فرصت بزرگی نصیبشان می‌شود، تصمیم می‌گیرند شانسشان را امتحان کنند. آن‌ها برای رسیدن به هدف، فراتر از توانشان تلاش می‌کنند. اما بدون اینکه بدانند عواقب کار چقدر جدی است، وارد قلمروی خطرناکی می‌شوند. این فیلم واقعاً شگفت‌انگیز است. شروعش کمی کند است اما بعد از ۱۰-۱۵ دقیقه بهتر و بهتر می‌شود. برای این بازیگران، این یک کار بزرگ بود و عالی از پس آن برآمدند. جونا هیل (Jonah Hill) سادگی‌اش باورنکردنی بود؛ شخصیتی کاملاً غیرقابل پیش‌بینی که هم خوب بود و هم منفی. مایلز تلر (Miles Teller) هم فوق‌العاده بود. داستان با صحنه‌ای شروع می‌شود که تفنگی به سمت او نشانه رفته و بعد فلاش‌بک شروع می‌شود. هر چه داستان جلوتر می‌رود، دیوانه‌وارتر می‌شود. زمان دو ساعته فیلم اصلاً خسته‌کننده نیست چون ریتم خوبی دارد. اخیراً زیاد آنا د آرماس (Ana de Armas) را در فیلم‌ها می‌بینم، تصادف عجیبی است که این همه فیلم از یک نفر را در زمان کوتاه ببینم. به هر حال، نقش او کوتاه اما خوب بود. به نظرم این یکی از بهترین فیلم‌های کارگردان سه‌گانه «هنگ‌اور» (Hangover) است. اگر از تم‌های «رویای آمریکایی» مثل فیلم‌های Pain & Gain یا «گرگ وال استریت» خوشتان می‌آید، از این هم لذت می‌برید. این فیلم هم با وجود الهام از واقعیت، رگه‌های کمدی دارد. یکی از پوسترهای فیلم ادای احترامی به «صورت زخمی» (Scarface) است که دلیل محکمی هم دارد. حتماً ارزش دیدن دارد! _امتیاز: ۸ از ۱۰_

2016-12-04