Inside Llewyn Davis

Inside Llewyn Davis

داستان یک هفته از زندگی یک خواننده جوان موسیقی فولک را دنبال کنید که در سال ۱۹۶۱ در میان حال و هوای موسیقی فولک محله گرینویچ ویلج (Greenwich Village) روزگار می‌گذراند. او با گیتاری در دست، در سرمای بی‌رحم زمستان نیویورک، در تلاش است تا به عنوان یک موسیقی‌دان در برابر موانعی که به نظر عبورناپذیر می‌آیند — و برخی از آن‌ها ساخته دست خودش هستند — به موفقیت برسد.

سال انتشار: 2013 کارگردان: Ethan Coen, Joel Coen ژانر: Drama، Music نویسندگان: Joel Coen، Ethan Coen امتیاز: 7.4

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

اولش خیلی با سختی‌های لوین دیویس همزادپنداری می‌کردم — فکر کنم سخت بشه موسیقی‌دانی رو پیدا کرد که این حس رو نداشته باشه — اما تا آخر فیلم، متوجه شدم که نه تنها خیلی از این مشکلات رو خودش برای خودش درست کرده، بلکه حس می‌کنم لوین قراره بارها و بارها توی این چرخه گیر بیفته، قبل از اینکه اوضاعش بهتر بشه یا کلاً به ته خط برسه. از نظر موسیقی، لوین یه آدم کله‌شق و پراحساس به نظر میاد. اون دقیقاً همون کسیه که دلم می‌خواد اون آهنگ‌های فولک غمگین و خسته از دنیا رو بخونه، حداقل در مقایسه با اون اجراکننده‌های اتوکشیده‌ای که در طول فیلم باهاشون روبرو می‌شه. با این حال، به نظر می‌رسه اون روح و احساسش از تراژدی‌ها (خودکشی شریک موسیقی سابقش) و اضطراب‌هاش (رابطه با خانواده و معشوقه‌های سابق) میاد؛ مشکلاتی که اونقدر لجباز یا ضعیف هست که نمی‌تونه درست باهاشون کنار بیاد. اون فقط به لطف یه سری آدم که بهش رو می‌دن، داره به زندگی ادامه می‌ده. مدام بهش پیشنهاد می‌شه که روی کاناپه خونه بقیه بخوابه، حتی بعد از اینکه لوین به صاحب‌خونه‌ها توهین می‌کنه. صاحب یک کلاب هنوز به عنوان اجراکننده بهش وقت می‌ده، حتی بعد از اینکه به خاطر تیکه انداختن به بقیه اجراکننده‌ها، با زور از کلاب بیرونش کردن. خیلی سخته وقتی وسط یک چرخه باطل هستی و داری تلاش می‌کنی فقط سرت رو از آب بیرون نگه داری، بفهمی که توی چه وضعیتی گیر کردی. وقتی ارتباط برقرار کردن با آدم‌ها برات به اندازه لوین سخت باشه، اوضاع بدتر هم می‌شه. حس می‌کنم برادران کوئن این موضوع رو درک می‌کنن، جدی‌اش می‌گیرن و با این حال، از دل اون چیزی ساختن که هم من رو خندوند و هم کاملاً غرق خودش کرد.

2014-06-21


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

«لوین» (با بازی اسکار آیزاک)، نوازنده مشتاق موسیقی فولک، خودش رو در زمستان ۱۹۶۱ در گرینویچ ویلج نیویورک می‌بینه که سعی داره از راه هنرش نون دربیاره. اون توی کلاب‌ها چهره شناخته‌شده‌ایه چون سال‌ها عضو یک گروه دونفره بوده، اما حالا به عنوان یک هنرمند تک‌خوان، کار براتش خیلی سخت شده. آرزوهاش انگار چشماش رو بستن و رفتارهای نسبتاً عجیبش باعث شده رابطه‌اش با بقیه رفقای فولک‌خوانش مثل «جیم» (جاستین تیمبرلیک) و «جین» (کری مولیگان) که مدام روی کاناپه‌شون تلپ می‌شه، شکرآب بشه. برای اینکه بدبختی‌هاش تکمیل بشه، مدیر برنامه‌هاش «مل» (جری گریسن) هم واقعاً به درد نخوره و آلبومش هم اصلاً فروش نمی‌ره. با خودش فکر می‌کنه: «می‌دونم، باید حال و هوام رو عوض کنم». یک ملاقات اتفاقی با «ترنر» مرموز (جان گودمن) و راننده کم‌حرفش «جانی» (گرت هدلند)، اون رو برای یک مصاحبه با «باد» (اف. موری آبراهام) که استعدادها رو کشف می‌کنه، به شیکاگو می‌کشونه. آیا هیچ‌کدوم از این‌ها به باب دیلنِ نوپای ما کمک می‌کنه که پیشرفتی کنه؟

درام فیلم خیلی صمیمی روایت شده و فیلمبرداری دقیقش به خوبی اون طوفان احساسی رو که این مرد توش دست و پا می‌زنه نشون می‌ده؛ مردی که سعی می‌کنه بین جستجوی کمال‌گرایانه و خالصانه‌اش برای هنر و درک دنیای واقعی — که اصلاً باهاش راه نمیاد — تعادل برقرار کنه. یک آهنگ عالی هم هست که خودش، تیمبرلیک و آدام درایور («ال») که نقش کوتاهی داره اما عالیه، با هم می‌خونن؛ اونجا معلوم می‌شه آدام درایور هم زمان‌بندی موسیقیایی خوبی داره و هم حس طنز بالا! به نظر می‌رسه این فیلم یک کار دلی بوده؛ نه فقط برای کوئن‌ها، بلکه برای آیزاک که واقعاً برای این نقش مایه گذاشته. فیلم یکم پرحرفه، اما بازیگرها باعث می‌شن که بخش‌های مختلف زندگی و سفرهای اون برای رسیدن به یک چیز ناملموس، جذاب باقی بمونه. اوه، و واقعیت داره؛ بقیه آهنگ‌های دیلن رو خیلی بهتر از خودش می‌خونن!

2024-03-30