آذرخش ها
پس از اینکه تیمی غیرمتعارف از ضدقهرمانان خود را در تلهای مرگبار گرفتار میبینند، باید مأموریتی خطرناک را آغاز کنند که آنها را مجبور میکند با تاریکترین زوایای گذشته خود روبرو شوند.
سال انتشار: 2025 کارگردان: Jake Schreier ژانر: Action، Adventure، Crime نویسندگان: Eric Pearson، Joanna Calo، Kurt Busiek امتیاز: 7.1نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم «تاندربولتز*» به کارگردانی جیک شرایر (Jake Schreier) و نویسندگی اریک پیرسون (Eric Pearson) و جوآنا کالو (Joanna Calo)، پوچیای را به تصویر میکشد که یلنا بلووا (Yelena Belova) را احاطه کرده است. او در حال انجام کارهای روتین برای گروه آکس به رهبری والنتینا آلگرا د فونتین (Julia Louis-Dreyfus) است. یلنا هنوز از مرگ ناتاشا/بیوه سیاه (Black Widow) بهبود نیافته و از آدمکشی و انجام وظایف شرورانه برای پول خسته شده است. پس از ملاقات با پدرخواندهاش، الکسی شوستاکوف (David Harbour)، یلنا تصمیم میگیرد مسیر درست را در پیش بگیرد و تلاش کند قهرمان باشد. متأسفانه برای او، د فونتین در حال حاضر تحت بازجویی دولت است و در آستانه استیضاح قرار دارد. آخرین کار یلنا فقط بهانهای است برای د فونتین تا تمام سرنخهای شل را جمع کند و بیگناه به نظر برسد. یلنا خود را در یک کورهی بزرگ زبالهسوز همراه با مأمور ایالات متحده (Wyatt Russell)، گوست (Hannah John-Kamen)، تسکمستر (Olga Kurylenko) و مردی که دچار فراموشی شده و باب (Lewis Pullman) نام دارد، گرفتار میبیند.
«تاندربولتز*» به دلایل مختلفی یک فیلم ابرقهرمانی عجیب است. دینامیک ضدقهرمانی فیلم، از قبل جذابیت یک «نگهبانان کهکشان» یا «جوخه انتحار» ناکارآمد را به آن میدهد؛ جایی که یک مشت طردشده با همکاری به عنوان یک تیم، پناهگاه و رستگاری پیدا میکنند. اما نویسندگی فیلم جالب است زیرا «تاندربولتز*» توسعه شخصیت سنتی ندارد. چیزی که این شخصیتها در آن مشترک هستند، فقدان است. در یک افشاگری که احتمالاً حدس زدنش سخت نیست، باب چیزی فراتر از آن چیزی است که «تاندربولتز*» نشان میدهد. بدون اینکه مسیر فیلم با این شخصیت را کاملاً لو بدهم، باب میتواند خاطرات دیگران را با لمس فیزیکی ببیند. اگرچه این منجر به افشاگریهای جالبی از گذشته برخی شخصیتها میشود، اما هرگز واقعاً عمیق نمیشود، حتی زمانی که باب تصمیم میگیرد کمی بیشتر در مورد آنچه پشت سر گذاشته صحبت کند. با توانایی باب در ورود به ذهن افراد به میل خود، پایان «تاندربولتز*» یک عنصر شبیه به «تلقین» (Inception) دارد، اما بیشتر نبردی با شیاطین درونی است تا یک زد و خورد تمامعیار با جلوههای ویژه کامپیوتری. اعضای تاندربولتز* از موانع رؤیایی عبور میکنند که فیزیک را تغییر میدهند، در حالی که به هر شخصیتی که در آن سکانس پیشرو است، منتقل میشوند (فیلم معمولاً بین یلنا و باب در نوسان است). اما اتحاد این شخصیتها همچنان بر پایه تروما و فقدان استوار است.
یلنا به دنبال چیزی است که پوچی درونش را پر کند. الکسی از زمان وقایع «بیوه سیاه» دیگر نگهبان سرخ (Red Guardian) نبوده و اکنون برای امرار معاش با یک لیموزین قرمز رانندگی میکند. او هر آنچه از وضعیت ابرسرباز رو به زوالش باقی مانده بود را کاملاً از دست داده است. گوست دیگر برای کنترل قدرتها یا وضعیت مولکولی خود تلاش نمیکند، اما در این فیلم برای یافتن هدف تلاش میکند. به جز دعوا و جروبحث با همه، گوست چیز زیادی به فیلم اضافه نمیکند. مأمور ایالات متحده (U.S. Agent) در انکار این است که دیگر کاپیتان آمریکا نیست. او طوری رفتار میکند که انگار همه چیز به نفع اوست، اما در ابتدا پس از وقایع «فالکون و سرباز زمستان» همه چیز را از دست داده است. والنتینا آلگرا د فونتین در آستانه از دست دادن هر چیزی است که سعی در ساختن آن داشته است. باب همیشه تنها بوده است. او هرگز دوستی نداشته و خلأیی که این موضوع در درون او ایجاد کرده، به معنای واقعی کلمه یک ابزار داستانی برای اواخر فیلم است. باکی (Sebastian Stan) در کنگره فعالیت داشته، اما از زمانی که سم ویلسون (Sam Wilson) کاپیتان آمریکای جدید شد، کمی سرگردان بوده است. او به طور نه چندان مخفیانه بخشی از تحقیقات استیضاح د فونتین است و به تنها روشی که سرباز زمستان (The Winter Soldier) میتواند، به دنبال نوعی مدرک محکم میگردد.
ارزش سرگرمی فیلم بیشتر به این بستگی دارد که این گروه از طردشدگان و «قهرمانان» تحمیلی، چقدر بعید است که وقتی همه در یک ساختمان گیر افتادهاند، با هم کار کنند. آنها در ابتدا بیش از حد لجباز هستند که با هم همکاری کنند و تنها زمانی که متوجه میشوند دیگر افراد لباسپوش اطرافشان چقدر نقص دارند، شروع به تشکیل یک تیم مناسب میکنند. «تاندربولتز*» عمق زیادی ندارد، اما برای چیزی که هست سرگرمکننده است و بسیار لذتبخشتر از «کاپیتان آمریکا: دنیای جدید شجاع» است. این فیلم عمدتاً در حال آمادهسازی یک تیم جدید شبیه به انتقامجویان (Avengers) برای فاز بعدی دنیای سینمایی مارول (MCU) است، اگرچه کاپیتان آمریکای سم ویلسون هم کار مشابهی انجام میدهد. دیدن فیلم فقط به خاطر باب ارزش دارد. این شخصیت پتانسیل جدی دارد و لوئیس پولمن (Lewis Pullman) در اجرای خود یک جذابیت گیجکننده دارد که با یکی از قدرتمندترین شخصیتهای MCU همخوانی دارد. «تاندربولتز*» پر از صحنههای اکشن و خفن است. فلورنس پیو (Florence Pugh) فوقالعاده است و باب باحالترین شخصیتی است که در مدت زمان طولانی وارد MCU شده است. ضدقهرمانها بالاخره دوباره بامزه شدند.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«تاندربولتز» واقعاً من را غافلگیر کرد. انتظار یک تیمآپ سرگرمکننده مارول را داشتم، اما چیزی بهتر گیرم آمد: داستانی تازه، شوخطبعی فوقالعاده و شخصیتهای کاملی که باعث شد در دنیای سینمایی مارول (MCU) متمایز باشد. سکانس فرار از «خزانه» خندهدار و بهیادماندنی بود و روحیه آشفته و شوخیهای بامزه بین اعضای تیم را به خوبی به تصویر کشید. والنتینا آلگرا د فونتین (Valentina Allegra de Fontaine) یک شرور برجسته است؛ او باهوش، حیلهگر و به طرز قانعکنندهای شیطانی بود. پویایی شخصیتها عالی بود. یلنا بلووا (Yelena Belova) از نظر احساسی فیلم را هدایت میکند، در حالی که باکی بارنز (Bucky Barnes) قابل درکتر و دوستداشتنیتر از همیشه به نظر میرسد. باب یک افزودنی سرگرمکننده بود که شوخطبعی ظریفی به همراه داشت و چند لحظه برجسته خلق کرد که به ضربآهنگهای احساسی داستان افزود و چند لحظه پر تنش را به وجود آورد. بقیه اعضای تاندربولتز شامل نگهبان سرخ (Red Guardian)، گوست (Ghost) و مأمور ایالات متحده (U. S. Agent) نیز میدرخشند و تیمی آشفته، سرگرمکننده و به طرز شگفتانگیزی قابل حمایت ایجاد میکنند. کارگردان جیک شرایر (Jake Schreier) موفق میشود تعادل کاملی بین احساسات، شوخطبعی و اکشن برقرار کند و در میان هیجان، به فیلم قلب واقعی ببخشد. اگرچه پایان فیلم کمی غیرمعمول بود، اما به خوبی کار کرد. میتوانید پایان و کل فیلم را جسورانه، خلاقانه و قطعاً بهیادماندنی بنامید. در مجموع، «تاندربولتز» یک ماجراجویی بسیار لذتبخش در MCU است که کمی متفاوت از هنجار است – به بهترین شکل ممکن. صحنه پس از تیتراژ را از دست ندهید که من را برای آنچه مارول در آینده دارد، بسیار هیجانزده کرد.
2025-05-01
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
نقد کامل و بدون اسپویل در [لینک] موجود است.
«تاندربولتز*» یک فیلم ابرقهرمانی استثنایی است، دقیقاً به این دلیل که روی کاوش عمیق شکنندگی انسان تمرکز میکند. اولویت دادن به درگیریهای درونی قهرمانان شکستخوردهاش به جای جلوههای صوتی و تصویری صرف، بلوغ نادری را در فرنچایزی نشان میدهد که اغلب به دلیل قربانی کردن محتوا به نفع مقیاسهای کلیشهای مورد انتقاد قرار میگیرد. این رویکرد جسورانه به بازیگران اجازه میدهد بدرخشند – به ویژه فلورنس پیو (Florence Pugh) که قاطعانه خود را به عنوان یکی از ستونهای اصلی MCU تثبیت میکند. جیک شرایر (Jake Schreier) با بررسی مضامینی مانند افسردگی، غم، رهاشدگی و برقراری ارتباط مجدد با صداقت و دقت، این بلاکباستر را به یک تأمل تأثیرگذار در مورد هدف مشترک و معنای زندگی با زخمهای باز تبدیل میکند. در فضایی که مملو از فرمولهای بازیافتی است، مارول چیزی شجاعانه انسانی ارائه کرده است – که این قطعه پایانی فاز پنجم را نه تنها یکی از بزرگترین شگفتیهای سال، بلکه یکی از تأثیرگذارترین آثار احساسی در کل دنیای سینمایی مارول میسازد.
امتیاز: A
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
راستش خیلی علاقهای به دیدنش نداشتم، اما میخواستم همسرم رو برای شب قرار ببریم سینما، پس رفتیم و...
... هیچ چیز توی فیلم باعث نشد واقعاً به فیلمی که داشتیم میدیدیم علاقهمند بشیم. اتفاقات زیادی میافتد که داستان طلب میکند بیفتند. کلی اتفاقات تصادفی و راحت در طول فیلم پخش شده که قهرمانان میتوانند از آنها استفاده کنند چون برای پیشبرد داستان لازم است. حس میکنم شخصیتها از سریالهای دیگر مارول آمدهاند، که اکثر آنها را من و همسرم هیچوقت حوصله تماشا کردنشان را نداشتیم یا بعد از چند قسمت اول رهایشان کردیم. و وقتی از سینما بیرون اومدیم، حتی کمتر از قبل بهش علاقه داشتیم.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
قرار است ابرقهرمانها افراد خاص و با استعدادی باشند، بنابراین منطقی است که فیلمهای مربوط به آنها نیز به همان اندازه خاص باشند. با این حال، همانطور که در سالهای اخیر بیش از حد آشکار شده، این کیفیت به دلیل اشباع بیش از حد در بازار سینما، به طور پیوسته در حال فرسایش است؛ شرایطی که به طور طبیعی این سؤال را مطرح میکند که وقتی این همه فیلم ابرقهرمانی وجود دارد، چقدر میتوانند خاص (یعنی متفاوت یا متمایز) باشند؟ متأسفانه، این مسئله کلیدی است که این جدیدترین اثر دنیای مارول را تحت فشار قرار میدهد. اگرچه این فیلم به عنوان معرفی یک گروه جدید از ابرقهرمانان مارول عمل میکند، اما با توجه به بسیاری از آثار مشابهی که پیش از آن در این ژانر آمدهاند، چندان نوآورانه نیست. با وجود چند تغییر جزئی در این روایت فرمولیک و کهنه، از بسیاری جهات، داستان فیلم احساس میشود که از عناصر ماجراهای ابرقهرمانی دیگر سرهمبندی شده است. به عنوان مثال، گروه قهرمانان اینجا عمدتاً مجموعهای از افراد ناجور شجاع هستند که یادآور آثار فرنچایز «جوخه انتحار» هستند. سپس دستیاران خنگ و نردی وجود دارند که احساس میشود از فیلمهای «ددپول» (Deadpool) گرفته شدهاند. و چالش اصلی که این شخصیتها با آن روبرو هستند، ناشی از تهدید فناوری تسلیحاتی مشکوک است که توسط یک رهبر قدرتطلب به کار گرفته میشود، سناریویی که در قلب فیلمهایی مانند «مردان ایکس: روزهای گذشته آینده» (۲۰۱۴) و «لوگان» (۲۰۱۷) قرار دارد. در نتیجه، این وصلهکاری عناصر، خط داستانی را ایجاد میکند که اغلب اجباری و تا حدودی نامنسجم، اما در نهایت قابل پیشبینی به نظر میرسد. چند انحراف آن از مسیر امتحانشده و درست، اگرچه تا حدودی جالب هستند، اما احساس میشود برای ساکت کردن منتقدان به عنوان شواهدی از تلاش تولید برای گنجاندن مطالب جدید و تازه، در فیلم قرار داده شدهاند. نکته مثبت این است که «تاندربولتز*» دارای برخی شوخیهای کمدی واقعاً خندهدار و بازیهای قابل تحسین از فلورنس پیو (Florence Pugh)، سباستین استن (Sebastian Stan) و جولیا لوئیس-دریفوس (Julia Louis-Dreyfus) است، اگرچه سکانسهای اکشن کمی کهنه به نظر میرسند و جلوههای ویژه کامپیوتری نهچندان چشمگیر نیاز به تقویت دارند. کارگردان جیک شرایر (Jake Schreier) کار شایستهای انجام میدهد تا کاری را که این فیلم اساساً برای آن طراحی شده بود، انجام دهد – یعنی دادن یک دوز دیگر از آنچه طرفداران دوآتشه مارول واقعاً میخواهند. و تا آنجا که پیش میرود، خوب است. اما از نظر سهم آن در تاریخ سینما، این فیلم به هیچ وجه بهیادماندنی نیست، به خصوص از نظر اصالت. به هر حال، قرار است از قالبهای شیرینیپزی برای درست کردن شیرینی استفاده شود، نه فیلم.
2025-05-04
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
همین الان «تاندربولتز» رو دیدم و صادقانه بگم... اصلاً انتظارش رو نداشتم. با انتظارات خیلی پایین رفتم – فکر میکردم یه فیلم فیلر دیگه از مارول باشه – اما در واقع خیلی بیشتر از حد انتظارم بود. شخصیتها شیمی خوبی داشتند، اکشن محکم بود، و چند لحظه احساسی وجود داشت که من رو غافلگیر کرد (به شکل خوب). قطعاً تیمآپ ابرقهرمانی معمولی شما نیست؛ کمی خشنتر و واقعگرایانهتر به نظر میرسید. نمیگویم عالی است، اما به بهترین شکل ممکن من را شگفتزده کرد. اگر شک دارید، حتماً بهش فرصت بدید. خیلی بهتر از چیزی بود که فکر میکردم.
2025-05-06
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلمی شگفتانگیز
2025-05-06
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«تاندربولت» واقعاً من را با توسعه قدرتمند شخصیتها و فیلمبرداری خیرهکنندهاش تحت تأثیر قرار داد. هر شخصیت با عمق و دقت معرفی و ساخته شد، که باعث شد سفر آنها جذاب و معنادار به نظر برسد. خط داستانی با سرعت ثابتی پیش رفت و به بینندگان اجازه داد با احساسات و انگیزههای بازیگران ارتباط برقرار کنند. یکی از بزرگترین نکات برجسته فیلم، فیلمبرداری بود – که کاملاً درجه یک بود. تصاویر هر لحظه را به زیبایی ثبت کردند و تأثیر کلی داستان را افزایش دادند. چه یک سکانس اکشن پر تنش باشد و چه یک صحنه احساسی آرام، کار دوربین تجربه را ارتقا داد. در مجموع، «تاندربولت» فیلمی خوشساخت است که به دلیل داستانسرایی قوی، قوسهای شخصیتی و جذابیت بصریاش متمایز میشود. قطعاً ارزش دیدن دارد!
2025-05-06
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
کلاه از سر برمیدارم برای فلورنس پیو (Florence Pugh) که مقداری کاریزما به این فیلم تزریق کرد، اما در غیر این صورت، تفاوت چندانی با موج اخیر ماجراهای مارول با مضمون «نجات سیاره» ندیدم که از یک الگوی قابل پیشبینی پیروی میکند: چند بار از چاله به چاه افتادن قبل از اینکه با یک اعلامیه غرورآمیز به اوج برسد که یک فرنچایز جدید متولد شده است. معلوم میشود که «یلنا» (پیو) سالها به عنوان یک قاتل برای «وال» (جولیا لوئیس-دریفوس) کار میکرده است، که به نظر میرسد مدیر سیا (CIA) است و پروژههای غیررسمی و بدون محدودیت را در سراسر جهان اجرا میکند و سعی دارد نظم جهانی خاص خود را تحمیل کند. البته، کنگره ایالات متحده حالا یقهاش را گرفته است – بنابراین وقت آن است که تمام سرنخهای شل را از بین ببرد. البته، این کار طبق برنامه پیش نمیرود و به جای خلاص شدن از شر شواهد مجرمانه، او صرفاً یک تیم بعید از کارمندان سابق آژانس را تحریک میکند تا انتقام خودشان را بگیرند. در همین حال، «سرباز زمستان» سابق به مجلس راه یافته و اکنون مصمم است با کسانی که «وال» را استیضاح میکنند همکاری کند تا او را به پای میز محاکمه بکشاند. به نظر میرسد «باکی» (سباستین استن) باید به این گروه نامتجانس بپیوندد، زیرا مشخص میشود که یکی از اعضای آنها، «باب» (لوئیس پولمن) بیادعا و پیژامهپوش، ممکن است شباهت بیشتری به «برایتبرن» (Brightburn) داشته باشد تا «سوپرمن». آنچه اکنون در پی میآید، تمرین معمول تیمسازی است، زیرا آنها یاد میگیرند به یکدیگر اعتماد کنند، اسرار گذشته معمولاً آشفته خود را فاش کنند و البته، حسابی کتک بزنند. دیوید هاربر (David Harbour) با اشتیاق شخصیت «نگهبان سرخ» خود را ارائه میدهد، همانطور که پیو (Pیو) کمی تهدیدآمیز عمل میکند، اما بقیه اعضای گروه همگی فوراً فراموششدنی هستند و اگرچه ظاهراً تاریکتر از بسیاری از آثار معاصر خود است، اما همچنان از مشکل همیشگی کل MCU رنج میبرد: آنها این شخصیتهای شرور را با تواناییهای روانی و فیزیکی فوقالعاده معرفی میکنند و با این حال شما همیشه میدانید که در پایان، همه چیز به خوبی و خوشی تمام خواهد شد. با این حال، تا انتهای تیتراژ صبر کنید، شاید برای تأثیرگذارترین بخش این فیلم. به هر حال، همه چیز در مورد این است که چه کسی برند را میفروشد.
2025-05-07
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فقط یک فیلم متوسط دیگر. سعی کردند آن را در مورد سلامت روان بسازند، اما هیچ عمق احساسی یا انسجامی نداشت. به نظر میرسید داستانی یک روزه است که با پایانی وحشتناک تکمیل شده است. پر از حفرههای داستانی بود، مثلاً چطور شخصیت شرور تونست توی چند ساعت مغزشویی کنه؟ پیو چند اجرای خوب داشت. بقیه بازیگران بیمزه و آزاردهنده بودند. شوخیهای اجباری هم آزاردهنده به نظر میرسیدند. به طور خلاصه، یک «اوهوم» دیگر از مارول، که ۱۰۰ بار قبلاً دیدهاید.
2025-05-08
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اگر مطمئن نیستید که این یک شکست دیگر از مارول است یا نه، میتوانم به شما بگویم که اینطور نیست. همه چیز فوقالعاده است، از اکشن گرفته تا پیام سلامت روان. من آن را بررسی میکنم...
اکشن: ۱۰/۱۰ - طراحی صحنههای مبارزه واقعگرایانه و برای هر شخصیت متفاوت است. صحنههای تیراندازی زیادی وجود دارد، با انفجارهای فراوان. بهترین چیز این است که در پایان خبری از پرتو آسمانی نیست.
نویسندگی: ۱۰/۱۰ - هیچ چیز عجولانه به نظر نمیرسد، ریتم خوبی دارد و به نظر میرسد شخصیتها در طول داستان رشد میکنند.
بازیگری: ۰۸/۱۰ - یلنا (Yelena) و باب (Bob) برخی از بهترین و قابل درکترین دیالوگها را دارند و بازیگران کار بزرگی در به تصویر کشیدن احساسات شخصیتها انجام میدهند.
انتخاب بازیگر: ۱۰/۱۰ - همه شبیه شخصیتهای مربوطه خود هستند. یلنا طوری به نظر میرسد که انگار از اتاق سرخ (Red Room) آمده است. نگهبان سرخ (Red Guardian) طوری به نظر میرسد که هنوز قوی است، اما مدتی است که در صحنه اکشن نبوده است. همین امر در مورد باکی (Bucky) نیز صدق میکند.
شوخطبعی: ۰۸/۱۰ - کمدی نگهبان سرخ چیزی است که تقریباً هیچ کس نمیتواند از آن پیشی بگیرد، که البته به این معنی نیست که شخصیتهای دیگر خندهدار نیستند. اگرچه گاهی اوقات زمانبندی کمدی آنها اشتباه است، اما شرط میبندم چند بار خواهید خندید.
پیام: ۱۰/۱۰ - مفهوم سلامت روان چیزی است که دائماً در این فیلم مطرح میشود. یلنا احساس پوچی میکند و این کارها را به عنوان یک حواسپرتی انجام میدهد، و باب در تاریکی خود گیر کرده است. مفهوم حرکت به سمت نور، به جای تاریکی، پیام اصلی این فیلم است. با این اوصاف، اگر با دقت توجه کنید، با یادگیری چیزی در مورد سلامت روان، فیلم را ترک خواهید کرد. در مجموع، من به این فیلم ۱۰/۱۰ میدهم. تماشای آن ضروری است.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«تاندربولتز*» – سی و ششمین اثر خوب برای دنیای سینمایی مارول (MCU). انتظار داشتم این فیلم از نظر شوخطبعی کمی قویتر باشد، اما قطعاً هنوز هم فیلمی است که آن را لذتبخش میدانم. دلیل اصلی آن بازیگران هستند که همگی موفق به ارائه یک عملکرد رضایتبخش میشوند. با این حال، فلورنس پیو (Florence Pugh) به وضوح از نظر من برجسته است. لوئیس پولمن (Lewis Pullman) در نقش خود قوی است، همین را میتوان در مورد سباستین استن (Sebastian Stan) گفت. من شخصاً میخواستم بیشتر دیوید هاربر (David Harbour) را ببینم، او قطعاً بامزهترین فردی است که در این فیلم ۲۰۲۵ ظاهر میشود. جولیا لوئیس-دریفوس (Julia Louis-Dreyfus) کمی ناامیدکننده است. فکر نمیکنم شخصیت او به اندازه کافی جالب باشد که تا این حد در داستان حضور داشته باشد و به اندازه د فونتین (de Fontaine) در طرح داستان نقش اساسی ایفا کند. تقریباً مطمئنم که در آینده برای به یاد آوردن نقش دریفوس در این فیلم مشکل خواهم داشت.
2025-06-03
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
هوملندر (Homelander) سیاه شده، عزیزم. شوخی کردم. او به جای کشتار با لیزر چشم، مردم را افسرده میکند و به آنها زندگی ابدی در فضای امنشان میدهد. چهره سیاهش نشاندهنده احساسات منفی است! صادقانه بگویم، اگر پدرم از پنجره فریاد میزد که چقدر زندگیام را هدر میدهم و هوا چقدر خوب است، مشکلی نداشتم که در زیرزمین بنشینم، تلویزیون تماشا کنم و بازیهای ویدیویی انجام دهم. هرگز پیر نشدن، چمن زدن، سرطان پوست گرفتن، از دست دادن آن توپ در لیگ کوچک. هوملندر را دوباره سیاه کنید. نکته انحرافی این است که همه بدتر از همتای خود هستند. فکر میکردم این فیلم بدتر از تماشای ۳ کاپیتان آمریکای مزخرف، ۱ نایتکرالر (Nightcrawler) جذاب و ۱ بیوه سیاه جوان باشد که با جرم و جنایت مبارزه میکنند. اما آنها از جرم حمایت میکنند در حالی که از یکدیگر حمایت میکنند تا با شکستهای شخصی خود روبرو شوند و رستگاری را از طریق عمل مثبت پیدا کنند! الین (Elaine) به عنوان مدیرعامل ووت (Vought) خوب عمل میکند، شوخطبعی به خوبی ادغام شده و اتفاقات کافی برای پر کردن زمان اجرا رخ میدهد که در مقایسه کوتاه است. امیدوارم قبل از تماشای این نقد درخشان را نخوانید، زیرا تا حدی به دلیل انتظارات فوقالعاده پایین، زمان اجرای ۳ ساعته و جذب مقدار زیادی منفیگرایی است.
2025-07-01
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اوقات فوقالعادهای با این فیلم داشتم. شوخ، سرگرمکننده و در عین حال بسیار تأثیرگذار و جدی در مورد مسائل انسانی که واقعاً اهمیت دارند. حتماً باید دید!
2025-07-12
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
حدس میزنم بد نبود. چند بار خندیدم، اما گریه نکردم. به طور شگفتانگیزی متوجه زمان طولانی فیلم نشدم، پس نمیتوانست آنقدرها هم بد باشد. اگر نیاز دارید ۳ ساعت وقت بگذرانید و میخواهید با دنیای مارول بهروز بمانید، میتوانید این ژامبون را روی صورت خود بگذارید.
2025-08-14