Hacksaw Ridge

Hacksaw Ridge

داستان واقعی دزموند تی. داس (Desmond T. Doss)، مخالف جنگی که در نبرد اوکیناوا به دلیل شجاعت باورنکردنی و احترام به همرزمانش، مدال افتخار دریافت کرد. ما شاهد دوران کودکی او و چگونگی شکل‌گیری دیدگاه‌هایش، به ویژه اعتقادات مذهبی و موضع ضد کشتار او هستیم. همچنین سختی‌ها و مشکلاتی که داس پس از ثبت‌نام در ارتش ایالات متحده و تلاش برای تبدیل شدن به یک بهیار با آن‌ها روبرو شد را می‌بینیم. در نهایت، جهنم روی زمین یعنی «ستیغ هک‌سا» (Hacksaw Ridge) را مشاهده می‌کنیم.

سال انتشار: 2016 کارگردان: Mel Gibson ژانر: Biography، Drama، History نویسندگان: Robert Schenkkan، Andrew Knight امتیاز: 8.1

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

بین تمام فیلم‌هایی که نامزد بهترین فیلم شدن، یکی هست که اصلاً بهش توجه نمی‌شه. در مورد Hacksaw Ridge، حواشی دور فیلم اصلاً ربطی به خود فیلم نداره، چون هویتش انگار فقط روی بازگشت مل گیبسون (Mel Gibson) متمرکز شده.

2017-02-18


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

اولین بار Hacksaw Ridge رو نوامبر پارسال وقتی تازه اکران شده بود دیدم... رفتم سانس بعدازظهر و سالن پر بود. از همون سکانس اول تا آخرش مات و مبهوت بودم. این بهترین فیلمیه که تو این چند وقت اخیر دیدم. ۳۰ دقیقه آخر فیلم، اشک از روی گونه‌هام سرازیر بود. بعد از تموم شدنش، ۵ دقیقه ایستاده تشویق کردن. «شجاع‌دل» (Braveheart) فیلم محبوب تمام دوران منه و بیشتر از ۲۰۰ بار دیدمش، ولی این فیلم ممکنه جای اون رو بگیره. تا حالا ۶ بار دیدمش و هر بار گریه کردم. خیلی فیلم احساسیه. داستان این قهرمان، دزموند داس (Desmond Doss)، واقعاً الهام‌بخشه. ممنون از مل گیبسون و دزموند داس جونیور که گذاشتن در مورد این مرد فوق‌العاده بیشتر بدونیم. حق هوگو ویوینگ (Hugo Weaving) رو برای نامزدی اسکار خوردن. اندرو گارفیلد (Andrew Garfield) با بازیش منو شگفت‌زده کرد و این بهترین بازی وینس وان (Vince Vaughn) هم هست. این بهترین فیلم سال ۲۰۱۶ بود.

2017-02-21


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

**در خط مقدم، هدفش نجات جان انسان‌ها بود.** فیلم عالی بود، عمدتاً به خاطر پیام خوبی که داشت. فقط این نیست، فیلم با کادر بازیگری فوق‌العاده و بازی‌های درخشانشون خیلی خوب ساخته شده. جلوه‌های ویژه درجه یک بود و لوکیشنی که بیشتر نیمه دوم فیلم اونجا می‌گذره هم عالی طراحی شده بود. این یه محصول مشترک آمریکا و استرالیاست. مل گیبسون (Mel Gibson) بعد از دقیقاً یک دهه، با قدرت به صندلی کارگردانی برگشت. فیلم نامزد شش جایزه اسکار شد، حالا باید منتظر موند و دید چند تا جایزه می‌بره. تم فیلم جنگ جهانی دوم بود و بر اساس یه شخصیت و اتفاقات واقعی ساخته شده. داستان یه جوون آمریکایی به اسم دزموند داس (Desmond Doss) رو می‌گه که برای خدمت به کشورش وارد ارتش می‌شه. اما به خاطر دیدگاه‌های مذهبیش، موقع آموزش به مشکل می‌خوره. بعد از اینکه موفق می‌شه دوره رو تموم کنه، بقیه فیلم روی شجاعت اون در میدان نبرد مقابل نیروهای ژاپنی در اوکیناوا، تو جایی به اسم «ستیغ هک‌سا» تمرکز می‌کنه. داستان بر اساس یکی از ده فرمان ساخته شده. داس که به شدت به اون اعتقاد داره، همین ایدئولوژی رو با خودش به منطقه جنگی می‌بره. تمام بخش‌های اولیه فیلم نشون می‌ده که چرا اون انقدر روی این موضوع حساسه. مخصوصاً بعد از دعوا با برادرش تو بچگی و بعدش نجات یه آدم که تو تصادف رانندگی به شدت زخمی شده بود، اونم درست قبل از اینکه تصمیم بگیره بره ارتش. پس این فیلم هم یه فیلم جنگیه و هم یه تم ضد جنگ داره. از همه مهم‌تر، شجاعت مردی رو به ما نشون می‌ده که انگار یه گاندی در میدان نبرده. اون کاری رو کرد که بهش باور داشت، ولی دیدگاه من متفاوته. من فیلم رو به عنوان یه اثر زندگی‌نامه‌ای و پیامی که داشت دوست داشتم. خیلی هم سرگرم‌کننده بود، اما وقتی بحث باور داس پیش میاد، فکر می‌کنم یه جای کار می‌لنگید. اگه واقعاً به اون فرمان پایبند بود، اصلاً نباید وارد ارتش می‌شد. این قانون اصلی اون فرمانه اگه کسی بخواد بهش عمل کنه. اون فقط یه آدم خاص با چنین ایده‌ای بود و شانس آورد که تونست تو اون شرایط خصمانه با موفقیت انجامش بده. فقط اگه از دید یه آدم بی‌خدا به کل ماجرا نگاه کنید، چنین حسی بهتون دست می‌ده. یکی از دلایل اصلیش هم اینه که اون با اجازه دادن به مرگ دشمنش، جون آدم‌های خودش رو نجات می‌ده. ولی در کل تلاش قابل تقدیری بود، حداقل از دید آمریکایی‌ها. یه قهرمان واقعی برای کشورش. یکی از بهترین فیلم‌های جنگی تاریخ. به جای اینکه بگم حتماً ببینید، می‌گم از دستش ندید. _۷.۵/۱۰_

2017-02-24


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

«بیشتر این مردها مثل تو فکر نمی‌کنن، ولی به شدت به این باور دارن که تو چقدر به باورت ایمان داری.» Hacksaw Ridge به کارگردانی مل گیبسون (Mel Gibson) و نویسندگی رابرت شنکان (Robert Schenkkan) و اندرو نایت (Andrew Knight) ساخته شده. این فیلم بر اساس مستند «مخالف وجدانی» محصول ۲۰۰۴ هست. بازیگرانی مثل اندرو گارفیلد، سم ورثینگتون، وینس وان، لوک بریس، ترزا پالمر، رایان کور، هوگو ویوینگ و ریچل گریفیتس در اون بازی می‌کنن. موسیقی اثر رو روپرت گرگسون-ویلیامز ساخته و فیلم‌برداریش هم با سایمون داگان بوده. فیلم تصویری از قهرمانی‌های واقعی دزموند داس (Desmond Doss) هست، یه بهیار صلح‌طلب آمریکایی در جنگ جهانی دوم در نبرد اوکیناوا. چقدر خوبه که گیبسون دوباره به کارگردانی برگشته، مخصوصاً وقتی سراغ خشونت‌های جنگ و داستان‌های انسانی مهم درون اون می‌ره. داستان دزموند داس واقعاً الهام‌بخشه و گیبسون و تیمش به خوبی از پس روایتش براومدن. نیمه اول فیلم جزئیات بزرگ شدن داس، پیشینه خانوادگی، باورها و شکل‌گیری رابطه عاشقانه‌اش با دوروتی شوت (Dorothy Schutte) رو نشون می‌ده. بعد از حمله به پرل هاربر، اون داوطلب خدمت می‌شه و ما شاهد پادگان آموزشی هستیم که پر از قلدری و طرد شدنه، چون داس حتی حاضر نیست به تفنگ دست بزنه، چه برسه به اینکه ازش استفاده کنه! بعد از اینکه کشمکش‌های سیاسی-نظامی تموم می‌شه، داس و بقیه لشکر ۷۷ پیاده‌نظام به اوکیناوا اعزام می‌شن تا «صخره مائدا» (ستیغ هک‌سا) رو تصرف کنن. جایی که یه اسطوره واقعی متولد می‌شه. طبق امضای همیشگی گیبسون، صحنه‌های نبرد به طرز وحشتناکی واقعی و خونین هستن و فجایع جنگ برای تاثیرگذاری دراماتیک کاملاً عریان نشون داده می‌شن. در میان این قتل‌عام که به زیبایی در میان دود و غبار و منظره‌ای ویران شده به تصویر کشیده شده، داس (با بازی درخشان گارفیلد) می‌درخشه. از دل این دیوانگی، انسانیت در خالص‌ترین و واقعی‌ترین شکلش بیرون میاد و باعث می‌شه مخاطب میخکوب بشه. ۹/۱۰

2019-05-26


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

***ادای احترام به یک «همکار وجدانی» واقعی در جنگ جهانی دوم*** بعد از پرل هاربر، دزموند داس (Desmond Doss) از لینچ‌برگ ویرجینیا، به ارتش آمریکا ملحق می‌شه تا بهیار بشه و در نبرد اوکیناوا خدمت کنه. به عنوان یک ادونتیست روز هفتم و مخالف جنگ، هدفش نجات جان انسان‌ها بود نه کشتن، که طبیعتاً باعث ایجاد مشکلاتی با همرزمانش می‌شه؛ تا زمانی که شجاعت اون رو در نبرد می‌بینن. ترزا پالمر (Teresa Palmer) نقش نامزد داس رو بازی می‌کنه و وینس وان (Vince Vaughn) هم گروهبان آموزشیه. فیلم Hacksaw Ridge (۲۰۱۶) به کارگردانی مل گیبسون، یه اثر محترمانه و جذاب در مورد جنگ جهانی دومه که شامل سکانس‌های معمول آموزشی در نیمه اول و نبردهای شدید در نیمه دومه. نکته منحصربه‌فرد اینجا اینه که قهرمان شجاع داستان از سلاح استفاده نمی‌کنه و مصممه که در میانه دیوانگی جنگ فقط جان انسان‌ها رو نجات بده. این یه داستان واقعی جالبه که باید گفته می‌شد و Hacksaw Ridge فیلم جنگی خوبیه که فقط با غلو کردن بیش از حد در قهرمان‌بازی‌ها و کم‌عمق بودن شخصیت‌های فرعی (که اونا رو بی‌جذابیت کرده) یکم ضربه خورده. این موضوع دقیقاً برعکس فیلم فوق‌العاده «جوخه» (Platoon - ۱۹۸۶) هست که شخصیت‌های چندبعدی زیادی داشت. فیلم در مورد فردیه که به صلح‌طلبی مطلق اعتقاد داره، یعنی رفتاری صلح‌آمیز که حتی در پاسخ به شر یا برای دفاع ملی هم حاضر به خشونت نیست. اون فکر می‌کنه این موضوع در کتاب مقدس و به خصوص عهد جدید تایید شده، اما اینطور نیست. کتاب مقدس از صلح‌طلبی محدود حمایت می‌کنه، یعنی رفتاری صلح‌آمیز که فقط در صورت توجیه قانونی به خشونت متوسل می‌شه. دستور مسیح برای «سیلی خوردن و آن طرف صورت را آوردن» مربوط به پاسخ به توهین بود، نه جنایت یا دفاع از کشور. برای اثبات، تیم همراه عیسی صندوق پول داشتن و بعضی از کارگراش برای محافظت در برابر دزدها و قاتل‌ها در سفرهاشون شمشیر حمل می‌کردن. می‌بینید، مسیح و شاگردانش صلح‌طلب مطلق نبودن. در دو مورد، مسیح شلاق به دست گرفت و همه احمق‌ها رو از معبد بیرون کرد – میزها رو واژگون کرد و فریاد زد. اون یه «ترس مقدس» بود، به همین سادگی، و همین باعث شد رهبران مذهبی ازش بترسن و نقشه قتلش رو بکشن. صلح‌طلب‌های بی‌خطر کسی رو نمی‌ترسونن. علاوه بر این، رومیان ۱۳ به وضوح می‌گه که قوانین عادلانه دولت‌های انسانی از طرف خدا برای مجازات مجرمان داخلی و خارجی که جان شهروندان رو تهدید می‌کنن، تعیین شده. این شامل حق اعدام در صورت لزوم هم می‌شه. اکثر مسیحیان عاقل این رو می‌فهمن، اما چند تا افراطی مثل داس در فیلم هستن که حاضر نیستن با کتاب مقدس در این مورد به تعادل برسن و اصرار دارن که درگیری خشونت‌آمیز هیچ‌وقت مناسب نیست. اونا اشتباه می‌کنن. گاهی اوقات لازمه، مثل وقتی که ژاپنی‌ها بدون دلیل به پرل هاربر حمله کردن و بیش از ۲۳۰۰ بی‌گناه رو کشتن. فیلم ۲ ساعت و ۱۹ دقیقه است و در نیو ساوت ولز استرالیا فیلم‌برداری شده. نمره: -B

2019-12-01


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

**یه فیلم واقعاً خوب که فقط تو بعضی جزئیات ضعف داره.** این اولین فیلم جنگی مل گیبسون (Mel Gibson) نبود. اون قبلاً حداقل یه فیلم با تم نظامی به اسم «ما سرباز بودیم» (We Were Soldiers) در مورد ویتنام ساخته بود. اما به نظر من، این فیلم با دنبال کردن خانواده داس، یه خانواده روستایی از ویرجینیا و مسیر زندگی یکی از بچه‌هاشون یعنی دزموند، به موضوعات انسانی و صمیمی‌تری می‌پردازه. دزموند که پسر یه مادر به شدت مذهبی و بزرگ‌شده در یک خانواده ادونتیست بود، در کودکی یاد می‌گیره که خشونت رو رد کنه (فیلم دعوای بین دو برادر رو نشون می‌ده که می‌تونست خیلی بد تموم بشه، اما در واقعیت این دعوا بین پدر دزموند و برادرزنش بود) و به شدت از ایمان و مذهبش پیروی کنه. وقتی آمریکا در جنگ جهانی دوم به متحدین می‌پیونده، برادرها تصمیم می‌گیرن اعزام بشن، اما دزموند اصرار داره که با شرایط خودش این کار رو بکنه، یعنی به عنوان بهیار جنگی، بدون استفاده و حمل هیچ سلاحی. معلومه که ارتش آمریکا این رو به راحتی قبول نمی‌کنه. فیلم داستان رو یکم طولانی روایت می‌کنه و حسابی همدردی ما رو جلب می‌کنه، اما با وجود اینکه خیلیا شاکی بودن که نیمه اول فیلم کنده و خسته‌کننده است، من این حس رو بیشتر تو صحنه‌های طولانی نبرد داشتم، هرچند می‌فهمم چی باعث شده گیبسون اونا رو با این همه جزئیات نشون بده. با این حال باید رک بگم: صحنه‌های نبرد عالی هستن، با جزئیات زیاد و درجه بالایی از خشونت عریان. متاسفانه دیالوگ‌ها خیلی خوب نیستن و یکم کلیشه‌ای به نظر میان، و دیدن این موضوع تو فیلمی با این همه ویژگی مثبت، رو اعصابه. فیلم همچنین سعی می‌کنه یه داستان فرعی عاشقانه حول محور زن اول دزموند ایجاد کنه، اما خوب پیش نمی‌ره و محتواش واقعاً ضعیفه. در کل، گیبسون در کارگردانی خوب عمل کرده، هرچند برای بیننده دقیق جای تعجب نداره. اون کلی فیلم موفق تو کارنامه‌اش داره و در کنار کلینت ایستوود و بردلی کوپر، یکی از بازیگراییه که من بیشتر از همه دوست دارم روی صندلی کارگردانی ببینمشون. تا قبل از این، هیچ‌وقت واقعاً به ارزش بازیگرای این پروژه فکر نکرده بودم. بعضیاشون رو اصلاً درست نمی‌شناختم. اندرو گارفیلد (Andrew Garfield) یه نمونه‌اشه: تو کارهای دیگه دیده بودمش ولی هیچ‌وقت کاملاً منو متقاعد نکرده بود، واسه همین اینجا از بازیش خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم. سم ورثینگتون (Sam Worthington) هم خیلی خوب بود. هوگو ویوینگ (Hugo Weaving) عالیه و وینس وان (Vince Vaughn) هم لایق تحسینه. فقط ترزا پالمر (Teresa Palmer) انگار سخت‌تر می‌تونست خودش رو با نقش وفق بده، شاید به خاطر متن ضعیفی که بهش داده بودن. از نظر فنی، فیلم چیزهای خوب زیادی برای تماشا داره، از روش نسبتاً دقیقی که گیبسون برای بازسازی محیط نبرد و جنگ به کار برده، از پادگان آموزشی گرفته تا میدان نبرد. برخلاف خیلی از فیلم‌های قبلیش که کارگردان حقیقت تاریخی رو زیر پا می‌گذاشت، اینجا به نظر می‌رسه تلاش صادقانه‌ای برای احترام به اون کرده. جلوه‌های بصری و ویژه واقعاً خوبن و CGI استفاده شده عالیه و واقع‌گرایی عجیبی به فیلم داده، مخصوصاً تو صحنه‌های نبرد. طراحی صحنه و لباس هم جالبه. من مخصوصاً از لباس فرم قدیمی که ویوینگ تو یه سکانس کوتاه پوشیده بود خوشم اومد. فیلم‌برداری هم از همه این‌ها نهایت استفاده رو می‌بره و دوربین هوشمندانه حرکت می‌کنه و ما رو می‌بره وسط دعوا، طوری که با اون سربازها زجر می‌کشیم و حسشون رو درک می‌کنیم، چیزی که موسیقی متن گرگسون-ویلیامز حتی بیشترش می‌کنه.

2022-09-08


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

نمی‌خوام بگم از مل گیبسون (Mel Gibson) به عنوان بازیگر بدم میاد، چون تو کلی فیلم بازی کرده که عاشقشونم... ولی مثل کلینت ایستوود (Clint Eastwood)، کارگردان خیلی بهتریه تا بازیگر. Hacksaw Ridge دقیقاً یکی از اون فیلم‌هاییه که توش کارش رو عالی انجام داده... متاسفانه چون مل گیبسون کارگردانه، با یه قتل‌عام اغراق‌آمیز طرفیم که اصلاً ملایم نیست. ولی نمی‌شه به گیبسون ایراد گرفت که چرا یه فیلم «گیبسونی» ساخته، وقتی می‌رید سراغ فیلمش باید این رو بدونید. و اون واقعاً تونست از اندرو گارفیلد (Andrew Garfield) بازی بگیره، که شاید براش جایزه نیاره ولی قطعاً باید بیاره، چون این کار در حد معجزه‌ست... و همین حضور گارفیلد بود که باعث شد من به اشتباه چند سال تماشای فیلم رو عقب بندازم. اون تو این فیلم مثل یه بازیگر واقعی به نظر میاد، با اون لهجه و همه چیز. و بعد هم که داستان یه صلح‌طلبه که برای نجات جان انسان‌ها به جنگ رفته... و در نهایت این طبق تعریف دقیق کلمه، خیلی نجیبانه است و شما این رو در طول فیلم حس می‌کنید، که احتمالاً هدف اصلی فیلم هم همینه... با وجود اون همه خون و خون‌ریزی اغراق‌آمیز.

2023-01-11


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

اندرو گارفیلد (Andrew Garfield) اینجا بازی قدرتمندی در نقش یه مخالف جنگ واقعی در طول جنگ جهانی دوم ارائه می‌ده؛ کسی که از حمل سلاح خودداری کرد ولی به همون اندازه مصمم بود که نقش خودش رو به عنوان بهیار ارتش ایفا کنه. اون نقش دزموند داس (Desmond Doss) رو بازی می‌کنه، یه مسیحی مومن که تو پادگان آموزشی کلی از همکاراش حرف و آزار می‌شنوه، چون با اینکه داوطلب شده ولی از یه تبصره قانونی برای دوری از تفنگ استفاده می‌کنه! تحقیری که می‌کشه و خشونت و کینه‌ای که بهش روا می‌شه، اون رو از تموم کردن دوره منصرف نمی‌کنه - حتی تا جایی که خطر دادگاه نظامی بالای سرش میاد. چیزی که از همون اول مشخصه اینه که اون اصلاً ترسو نیست، و وقتی بالاخره به یه جبهه جنگی وحشتناک تو جایی که به درستی «ستیغ هک‌سا» نامیده شده اعزام می‌شه، فرصت پیدا می‌کنه تا به همه و خودش ثابت کنه که مرد عمل هست یا نه. تاریخ، بخشی از تعلیق و خطر فیلم رو لو می‌ده، ولی این یعنی لازم نیست وقت زیادی رو صرف شخصیت‌پردازی و داستان‌سرایی کنیم، پس می‌تونیم از این تلاش احساسی گارفیلد و همچنین بازی ظریف هوگو ویوینگ (Hugo Weaving) در نقش پدرش که سرباز جنگ جهانی اول بوده لذت ببریم. مل گیبسون، سایمون داگان و بری رابیسون ما رو وسط یه سری سناریوهایی می‌ندازن که بوی واقعیت، کثافت، لجن، خون و ترکش می‌دن. فیلم در عین حال فضیلت‌ها رو ستایش می‌کنه و تعصباتی رو که درگیری‌های مسلحانه نسبت به افرادی که با قوانین پذیرفته شده ارتش سازگار نیستن نشون می‌ده، به چالش می‌کشه. بین فیلم‌های جنگی، این یکی از متقاعدکننده‌ترین‌هاست که حس واقعی خطر و زشتی جنگ و شجاعت رو به تصویر می‌کشه. برای دیدن تاثیر کامل فیلم‌برداری، بهتره فیلم رو روی پرده بزرگ ببینید، ولی حتی تو تلویزیون هم این یه داستان جذاب از مردیه که ماموریتش از چندین جهت آدم رو به فکر فرو می‌بره و واقعاً ارزش دیدن داره.

2025-04-16