یک درد واقعی
دو پسرعموی نامتجانس برای یک تور در لهستان به منظور ادای احترام به مادربزرگ محبوبشان دوباره به هم میپیوندند، اما تنشهای قدیمی آنها در پسزمینه تاریخ خانوادگیشان دوباره سر باز میکند.
سال انتشار: 2024 کارگردان: Jesse Eisenberg ژانر: Comedy، Drama نویسندگان: Jesse Eisenberg امتیاز: 7.0نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
پیدا کردن خودمان، به ویژه فرآیند پیدا کردن آنچه از خودمان گم کردهایم، میتواند یک تجربه چشمگشا، روشنگر، اما گاهی دردناک باشد، به خصوص اگر ندانیم کجا باید دنبالش بگردیم. با این حال، برای بسیاری از ما، این چالشی است که اغلب سعی میکنیم با بررسی گذشتهمان، به ویژه گذشته خانواده و میراث آن، حل کنیم، به این امید که پاسخهایی را که به دنبالش هستیم، پیدا کنیم.
این همان جستجویی است که دو پسرعموی زمانی صمیمی، دیوید (جسی آیزنبرگ) و بنجی (کیران کالکین)، آغاز میکنند. آنها برای یک تور میراث خانوادگی صمیمی به لهستان سفر میکنند تا از خانه مادربزرگ فقید و محبوبشان، که بازمانده هولوکاست بود و پس از جنگ جهانی دوم به آمریکا مهاجرت کرد، دیدن کنند. اگرچه دیوید و بنجی زمانی بسیار نزدیک بودند، اما به مرور زمان از هم دور شدهاند و هر کدام به طور قابل توجهی متفاوت از دیگری شدهاند، اما امیدوارند از طریق این سفر زیارتی بسیار شخصی، ارتباط دیرینه خود را دوباره برقرار کنند.
با پیشرفت این اودیسه، آنها با تغییراتی که هم در رابطهشان و هم در درکشان از خودشان به وجود آمده، روبرو میشوند؛ از اهداف زندگی گرفته تا پیشینه فرهنگیشان به عنوان نوادگان یهودیان لهستانی و نحوه ارتباط اساسیشان با جهان. این فرآیند اغلب برای این جویندگان جدی دشوار است، به ویژه با توجه به کشف آنها که اگر واقعاً میخواهند خودشان را بهتر درک کنند، فقط تا حدی میتوانند به بیرون نگاه کنند و در عوض باید برای راهنمایی و بینش معنادار به درون خود بنگرند.
عنوان به درستی انتخاب شده فیلم، استعارهای مناسب در سطوح مختلف است، نه تنها در توصیف رفتار اغلب شیدایی، غیرمنطقی و غیرقابل پیشبینی بنجی، بلکه در توصیف رنجی که او و دیوید در عبور از این میدان مین احساسی متحمل میشوند.
این دومین تلاش جسی آیزنبرگ (بازیگر، نویسنده و کارگردان) واقعاً یک اثر چشمگیر است، حتی اگر فیلمنامه جادهای/رفاقتی آن نیاز به تنظیمات دورهای از نظر تمرکز و تعادل بین کمدی و درام داشته باشد. با این حال، مهمتر از آن، این یک اجرای برجسته برای کالکین است، که نشان میدهد با مطالب مناسب چقدر میتواند ماهر باشد، مطمئناً یک نقشآفرینی شایسته جایزه است. علاوه بر این، فیلمبرداری زیبا از مکانهای دیدنی لهستان و مناظر کشور، و همچنین موسیقی متن مناسب فردریک شوپن (Frédéric Chopin) را اضافه کنید، و یک اثر عمیقاً متفکرانه خواهید داشت، اثری که باید هر کسی را که در موقعیت پسرعموها قرار دارد، به تأمل وادارد، چیزی که همه ما میتوانیم هر از گاهی از آن بهره ببریم، مهم نیست در نهایت به دنبال چه چیزی هستیم.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«یک درد واقعی» که توسط جسی آیزنبرگ نوشته و کارگردانی شده، دو پسرعمو را پس از مدتها دوری دوباره به هم میرساند. دیوید (آیزنبرگ) و بنجی (کیران کالکین) با هم بزرگ شدند و آنقدر در دوران کودکی کنار هم بودند که مثل برادر بودند. آنها در زمان حال برای یک تور هولوکاست در لهستان ملاقات میکنند که با بازدید از خانهای که زمانی متعلق به مادربزرگشان بود، به اوج میرسد.
دیوید و بنجی با وجود اینکه چند ماه اختلاف سنی دارند، در دو مرحله متفاوت از زندگی هستند. دیوید شغل تمام وقت، همسر و فرزند دارد، در حالی که بنجی مجرد است و شغلی ندارد. در حالی که دیوید خاطرات خوبی از مادربزرگشان دارد، او شخص مورد علاقه بنجی در دنیا بود و مرگش تأثیر زیادی بر او گذاشته که هنوز نتوانسته با آن کنار بیاید.
این دو پسرعموی از هم دور شده، کاملاً متضاد یکدیگرند. دیوید محتاط عمل میکند و معمولاً بسیار ساکت است و به قوانینی که برایش تعیین شده پایبند است. بنجی رک، جذاب است و اهمیتی نمیدهد که مردم چه فکری میکنند. مردم همیشه میدانند او چه احساسی دارد، که همیشه چیز خوبی نیست زیرا خلق و خوی او در یک لحظه تغییر میکند.
اجراها جالب هستند زیرا جسی آیزنبرگ همیشه این نوع رفتار عصبی را به عنوان یک بازیگر داشته است (سریع صحبت میکند با مکثهای کم، در اطراف دیگران مضطرب است، کاملاً دست و پا چلفتی). این فیلمی است که او مینویسد، کارگردانی میکند و در آن بازی میکند تا نقش شخصیت منطقیتر از دو شخصیت اصلی را بازی کند. وقتی رفتار غیرعادی بنجی غیرقابل تحمل میشود، دیوید تحت فشار تلاش برای حفظ آرامش و عاقلتر بودن، از کوره در میرود. آیزنبرگ ناامیدی، خشم، غم و عشق را به شکلی قابل درک و باورپذیر به تصویر میکشد.
کیران کالکین تقریباً در هر صحنهای که حضور دارد، صحنه را میدزدد. بنجی به عنوان یک شخصیت، راهی دارد که بدون تلاش زیاد در مرکز توجه قرار گیرد. او حرف دلش را میزند و کاری را که میخواهد انجام میدهد. برایش مهم نیست که گستاخ، خاکی یا مثل یک عوضی به نظر برسد. او به طور ذاتی کاریزماتیک و بامزه است و پتانسیل زیادی برای تبدیل شدن به چیزی فراتر از آنچه هست، دارد. اما او همچنین شکسته است و کل گروه تور میتوانند این را ببینند. همانطور که بنجی دیوید را خسته میکند، گاهی اوقات برای مخاطب نیز میتواند طاقتفرسا باشد، اما این باعث میشود شخصیت بسیار واقعیتر به نظر برسد.
در «یک درد واقعی» مرز باریکی بین احترام گذاشتن و کفرگویی وجود دارد. دیوید نمیخواهد به هیچ وجه بیاحترامی کند، در حالی که بنجی تصمیماتش را بر اساس احساساتش میگیرد. به عنوان مثال، ژست گرفتن نمایشی و طنزآمیز در مقابل بنای یادبودی که به کسانی که جان خود را در طول جنگ از دست دادند، ادای احترام میکند، میتواند درمانی یا شرمآور تلقی شود. بعداً در فیلم، گروه تور مشکلی در سفر با واگن درجه یک قطار نمیبینند، در حالی که بنجی به شدت آزرده میشود، زیرا یهودیان مجبور بودند در انتهای قطار سوار شوند.
فیلم به گونهای نوشته شده است که با پیشرفت فیلم، کمی بیشتر در مورد هر پسرعمو آشکار میشود. آنچه به عنوان سفر دو پسرعمو به لهستان و ادای احترام به مادربزرگشان آغاز میشود، به نگرانی دیوید در مورد اینکه آیا بنجی میتواند به تنهایی زنده بماند، تبدیل میشود، در حالی که بنجی ناراحت است که دیوید دیگر زیاد با او تماس نمیگیرد زیرا او یک مرد خانواده با شغل است. آنها دو روی یک سکه هستند: یک پسرعمو زندگی را بیش از حد جدی میگیرد، در حالی که دیگری آن را به اندازه کافی جدی نمیگیرد. و به عنوان یک طرف بیطرف که شاهد این ماجراست، میتوانید مزایا و معایب هر دو طرف را ببینید. ازدواج کردن، داشتن فرزند و داشتن شغل تمام وقت، تمام وقت آزاد شما را میگیرد. از طرف دیگر، نداشتن شغل باعث میشود زمان بیشتری برای احساس اینکه هیچ کس برای شما وقت ندارد، داشته باشید. هر دو پسرعمو در بنبست هستند و شاید این پیام «یک درد واقعی» باشد: بساز و قدردان داشتههایت باش.
و فیلم به گونهای به پایان میرسد که هیچ چیز را حل نمیکند. به عنوان بزرگسالان، پیر میشویم، درگیر حرفهمان میشویم و از دوستان و خانوادهای که زمانی نزدیک بودند، به دلیل تعهداتمان به عنوان افراد مسئول، دور میشویم. «یک درد واقعی» به این مفهوم میپردازد. هر چقدر هم که بخواهیم اوضاع تغییر کند و عزیزانمان در امان و شاد باشند، قبل از اینکه به زندگیهای عادی و جداگانه خود برگردیم، کارهای محدودی میتوانیم انجام دهیم. فقط باید امیدوار باشیم که آن پیوند و نوستالژی مشترکمان تا زمانی که بتوانیم دوباره ملاقات کنیم، کافی باشد. صرفاً تماس گرفتن به این معنی نیست که اوضاع بهتر خواهد شد. این کار به آن عزیز نشان میدهد که شما اهمیت میدهید و گاهی اوقات همین کافی است.
«یک درد واقعی» از فراز و نشیبهای سفر با یک عضو خانواده استفاده میکند. شما آنها را دوست دارید و با آنها ارتباط عمیقی دارید، اما آنها همچنین شما را تا حد جنون آزار میدهند و به یاد میآورید که چرا بیشتر آنها را نمیبینید. جسی آیزنبرگ فیلمی ساخته است که از نظر احساسی قدرتمند و به طرز باورنکردنی قابل درک است، در حالی که کیران کالکین اجرایی خستهکننده و در عین حال مسحورکننده، مملو از عمق و جذابیت بیامان ارائه میدهد. نحوه چرخش فیلم حول چنین افراد پرنقصی باعث میشود آنها در واقعیت ریشه داشته باشند و «یک درد واقعی» به همین دلیل شبیه سینمای اصیل است.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم کوچک خوب و رفاقتی برای سفر. لحظات بامزه داشت. شخصیتها خوب بودند. توریستهای احمق که زندگی را برای مردم محلی سخت میکنند. بازیگری بهتر از «مگالاپولیس» قدرتمند بود. عنوان بسیار هوشمندانهای دارد.
2025-01-03
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«مادربزرگ دوری» فوت کرده و مقداری پول برای دو نوهاش گذاشته تا به لهستان سفر کنند و ببینند او در بحبوحه تهاجم نازیها و هولوکاست بعدی کجا بزرگ شده است. این دو پسرعمو هستند. «دیوید» (جسی آیزنبرگ) کمی خجالتی و شبیه آدمهای عجیب و غریب است که با همسر و فرزندش در نیویورک زندگی میکند. «بنجی» (کیران کالکین) کاملاً برعکس است. فردی با روحیه آزاد، متفکر و رک که اهمیت کمی به نظر دیگران میدهد. این دو به وضوح یکدیگر را دوست دارند، اما رفتار دومی همچنان همراه سفرش را آزار میدهد، به خصوص زمانی که آنها با سایر اعضای گروه تور در ورشو ملاقات میکنند.
آنچه در ادامه میآید، گواهی بر دیدگاه آیزنبرگ به عنوان نویسنده/کارگردان و همچنین انتخاب الهامبخش کالکین است. او از آن دسته همراهان تعطیلاتی است که من با کمال میل با یک نیزه زنگزده میکشتم. پر سر و صدا، گستاخ، خودرأی و گاهی اوقات در مرز بیرحمی، در حالی که با فحش دادن خود را به گروه تحمیل میکند. با این حال، به تدریج متوجه میشویم که هر دو مرد سپرهایی بالا بردهاند؛ هر دو به روش خود با مسائل روانشناختی نسبتاً عمیقی دست و پنجه نرم میکنند و حتی اگر این مسائل با هم در تضاد باشند، هنوز چیزهای بنیادی بیشتری آنها را به هم متصل میکند تا جدا. فرصتهای زیادی برای دیدن مناظر ورشو وجود دارد، و چند دقیقه دلخراش در اردوگاه مایدانک وجود دارد که کفشها، هزاران هزار کفش، شما را به لرزه میاندازد. این فیلم قدرتمند است و اغلب خندهدار، البته به شکلی تاریک، و از بسیاری جهات به خوبی در مجموعه اخیر درامهایی قرار میگیرد که درباره شیفتگی نسلهای جوانتر به وحشت جنگ است، در حالی که کسانی که آن را تحمل کردند، واقعاً میخواهند از آن عبور کنند و فراموشش کنند. همچنین نوری بر کل تجارت گردشگری در اطراف این بناهای تاریخی میاندازد و کاملاً روشن میکند که گاهی اوقات این سفرها میتوانند به یک تمرین تیک زدن آماری تبدیل شوند، به ویژه برای آمریکاییها، که میخواهند بگویند آن کار را «انجام دادهاند». معادل معماری «پنج بزرگ» سافاری.
در پایان، من «بنجی» را شخصیتی آسیبپذیر اما اساساً خودخواه و دوستنداشتنی یافتم - اما شرط میبندم بسیاری از کسانی که این را میخوانند، عمیقاً مخالف باشند. این اثبات میکند که این دو کار خود را به خوبی انجام دادند و توصیه میکنم برای دیدن دو اجرای قدرتمند و پر از شخصیت، آن را در سینما ببینید.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«یک درد واقعی» واقعاً تماشایی و محکم است. کمبودهایش را با قلب بزرگ و یک سفر جادهای رفاقتی معنادار جبران میکند. این فیلم به عنوان یک کمدی-درام توصیف شده و همینطور هم هست، اگرچه من میگویم بیشتر دومی است تا اولی؛ هرچند هنوز دوز قابل توجهی از کمدی دارد و سرگرمکننده است. کیران کالکین دلیل این موضوع است، او ستاره این نمایش خاص است و در تمام طول فیلم بامزه است - اگرچه وقتی مجبور است جدیتر بازی کند، این کار را با تأثیر بسیار خوبی انجام میدهد. جسی آیزنبرگ (که کارگردان هم هست) در کنار او بازی میکند، او نیز شخصیتش را واقعاً خوب بازی میکند. دو بازیگر قوی! ویل شارپ (Will Sharpe) و کورت اگییاوان (Kurt Egyiawan) نیز خوب هستند. یادم میآید بخشی از تریلر را دیدم و فکر کردم حال و هوای «هواپیماها، قطارها و اتومبیلها» را دارد، حدس میزنم به طور طبیعی سایههای کوچکی از آن وجود دارد، اما این اثر کاملاً چیز خودش است. قطعاً از تماشای پیشرفت آن لذت بردم.
2025-01-09