رمپیج
«آتنا-۱»، یک ایستگاه فضایی متعلق به شرکت دستکاری ژنتیکی «انرژین» (Energyne)، پس از جهش یافتن یک موش آزمایشگاهی و ایجاد ویرانی، نابود میشود. دکتر کری اتکینز، تنها بازمانده خدمه، از سوی مدیرعامل شرکت، کلر وایدن، دستور میگیرد تا محفظههای تحقیقاتی حاوی یک عامل بیماریزا (پاتوژن) را بازیابی کند. اتکینز موفق میشود با کپسول فرار پیش از انفجار ایستگاه بگریزد، اما به دلیل آسیبهای وارد شده توسط موش، کپسول هنگام ورود به جو متلاشی شده و او کشته میشود. قطعات در حال سقوط، بقایایی را در سراسر ایالات متحده بر جای میگذارند؛ از جمله در باتلاقهای فلوریدا که یک تمساح آمریکایی محفظه را میبلعد، و جنگلی در وایومینگ که یک گرگ خاکستری در معرض پاتوژن قرار میگیرد. دیویس اوکویه، نخستینشناس و سرباز سابق نیروهای ویژه ارتش آمریکا، در پناهگاه حیات وحش سن دیگو کار میکند. او با یک گوریل زال کمیاب به نام جورج دوست است که او را از دست شکارچیان نجات داده و با زبان اشاره با او ارتباط برقرار میکند. شبهنگام، یکی از محفظهها در زیستگاه جورج سقوط کرده و او در معرض پاتوژن قرار میگیرد...
سال انتشار: 2018 کارگردان: Brad Peyton ژانر: Action، Adventure، Sci-Fi نویسندگان: Ryan Engle، Carlton Cuse، Ryan J. Condal امتیاز: 6.1نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
راستش اولش گارد داشتم نسبت به این فیلم چون حس میکردم دوئین جانسون دیگه توی همه فیلما هست! اما... واقعاً خوب بود. بچهها عاشقش شدن و داستانش هم بد نبود. یه نگاهی بهش بندازید، پشیمون نمیشید.
2018-07-05
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم تغییرات خیلی بزرگ ولی احتمالاً لازمی نسبت به منبع اصلی (بازی ویدیویی) داشته. چیز خاصی توی «رمپیج» نیست که بخواید خیلی ازش بدتون بیاد، جز شاید استفاده بیش از حد از کلیشهها، اما چیز خاصی هم نداره که خیلی مثبت به چشم بیاد. راک مثل همیشه جذابه و طراحی موجودات هم بدک نیست، اما در کل از اون فیلمهاییه که فقط باید بشینی و بذاری اتفاق بیفته؛ میتونی امیدوار باشی که کمی سرگرم بشی، ولی قطعاً چیزی بهت اضافه نمیکنه. _امتیاز نهایی: ۲.۵ ستاره - کلی چیز داشت که برام جذاب بود، ولی در کل خیلی خوب از آب درنیومده بود._
2018-09-13
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این فیلم دقیقاً طبق دستورالعمل همیشگی اینجور فیلما ساخته شده: شرکتهای بزرگ بد هستن، علم ژنتیک خطرناکه، هیولاهای گنده هم باحالن. داستانش نسبتاً مسخرهست، از علم توش خبری نیست و تقریباً همه به جز قهرمان داستان احمقن. با وجود همه اینها، من از فیلم لذت بردم. با این انتظار نشستم پاش که «راک» و هیولاهای غولپیکر رو ببینم که همه چیز رو داغون میکنن و دقیقاً همین رو هم تحویل گرفتم. خود داستان ضعیفه و بخش علمیش هم که کلاً شوخیه؛ اینکه چطور این موجودات توی یه چشم به هم زدن اینقدر گنده میشن اصلاً با عقل جور درنمیاد. ولی خب، کی دلش میخواد توی یه فیلم اکشن وقتش رو تلف کنه تا بزرگ شدن حیوونا رو تماشا کنه؟ در ضمن، چه تصادف عجیبی که اون میمونه که طرف خوب داستانه، تنها کسیه که دندونهای نیش گنده، شاخ یا بقیه اعضای ترسناک درنمیاره! همونطور که گفتم داستان چرته، اما وقتی اکشن شروع میشه، همون مدل تخریبهای افراطی هالیوودیه که این روزها یکی از معدود کارهاییه که خوب بلدن انجام بدن. واقعاً لذت بردم، حتی با اینکه بعضی جاها خیلی خیلی احمقانه میشد. و اما «راک»؛ من واقعاً ازش خوشم میاد. شاید بگید قدیمیفکرم، اما قهرمانهای ماچو با تیکهکلامهای بامزه رو دوست دارم. طبق معمول، ارتشیهایی که سعی میکنن با هیولاها بجنگن، احمق نشون داده شدن و اعتمادبهنفس کاذبی دارن. هیولاها هم که طبیعتاً بهشون ثابت میکنن اشتباه میکنن. بعدش چیکار میکنن؟ هیچی، میخوان بمب اتم بزنن! خب، بمب اتم واقعی نبود ولی انداختن بمب MOAB وسط یه شهر بزرگ دستکمی از اون نداره. آخه مگه میشه یه شهر رو توی چند ساعت تخلیه کرد؟ یا مثلاً توی درگیری قبل از این تصمیم احمقانه، یه هواپیمای وارتاگ (Warthog) میفرستن که منطقی بود، ولی فقط یکی؟! شوخی میکنید؟ و اصلاً نگم براتون که این موجودات چطوری ضربات وارتاگ رو نادیده میگرفتن؛ این هواپیماها مخصوص نابود کردن تانکن! بگذریم، باز رفتم سراغ بحث علمی. آدمبدهها؛ مگه میشه آدمبده نداشته باشیم؟ «کلر وایدن» بد نبود، همون تیپ کلیشهای رئیس شرکتهای بزرگ که فقط به فکر سود خودشه. اما «برت وایدن» فقط رو مخ بود؛ احمق، احمق و بیش از حد بچهگونه. از همون صحنه اول دعا میکردم توسط موجودات خواهرش خورده بشه. خورده نشد، ولی مرگش به اندازه کافی رضایتبخش بود. با وجود همه اینها، همونطور که گفتم از فیلم خوشم اومد. دقیقاً همون چیزی بود که امیدوار بودم: یه ترن هوایی از اکشن و آشوب. راک عالی بود. همکارش دکتر کالدول بد نبود ولی زود فراموش میشه. اما مامور راسل در طول فیلم از یه مامور دولتی رو مخ به یکی از شخصیتهای محبوبم تبدیل شد. اون صحنهای که جلوی برت وایدن احمق رو میگیره و میذاره به سمت سرنوشت حقش بره، خیلی چسبید. از میمونه هم خوشم اومد، مخصوصاً شوخیهایی که با راک میکرد. نشون دادن انگشت وسط توسط یه میمون به راک شاید مسخره به نظر بیاد، ولی واقعاً خندهدار بود. خلاصه اینکه، اگه از فیلمهای هیولایی خوشتون میاد، دو ساعت سرگرمی خوب در انتظارتونه.
2018-10-07