Altered Carbon
سریال کربن تغییر یافته (ALTERED CARBON) در آیندهای روایت میشود که در آن هوشیاری انسان دیجیتالی شده و در «استکهای قشری» که در ستون فقرات کاشته میشوند، ذخیره میگردد. این فناوری به انسانها اجازه میدهد تا با انتقال خاطرات و هوشیاری خود به بدنهای جدید یا همان «اسلیوها»، از مرگ فیزیکی نجات یابند. داستان درباره سرباز آموزشدیدهای به نام تاکشی کواچ (Takeshi Kovacs) است که به دستور لورنس بنکرافت (Laurens Bancroft)، اشرافزادهای بسیار بانفوذ، از زندانی در خارج از زمین دانلود شده و وارد یک بدن رزمی میشود. بنکرافت کشته شده بود و آخرین نسخه پشتیبان خودکار از «استک» او ساعاتی قبل از مرگش تهیه شده بود، به همین دلیل او هیچ خاطرهای از اینکه چه کسی و چرا او را کشته، ندارد. در حالی که پلیس آن را خودکشی اعلام کرده، بنکرافت متقاعد شده که به قتل رسیده و از کواچ میخواهد تا حقیقت را کشف کند.
سال انتشار: 2018–2020 کارگردان: ژانر: Action، Adventure، Drama نویسندگان: Laeta Kalogridis امتیاز: 7.9نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
طراحی مبارزات برای یه سریال تلویزیونی بد نیست. داستان جالبی هم داره. اما اجرای افتضاح! منظورم اینه که وقتی آدما توی بیشتر از یه سیاره پخش شدن و میتونن تجربیاتشون رو از یه بدن به بدن دیگه منتقل کنن، تمام چیزی که نصیب ما میشه مانیتورهای خمیده، تبلت و یه سری تغییرات جزئی در طراحی متریال گوگل هست؟ ترجیح میدادم بخشهای مبارزه رو حذف میکردن و پولش رو خرج یه طراحی آیندهنگرانه درستوحسابی میکردن. شایدم به خاطر همینه که یکی میشه کوبریک و اینا میشن کسایی که سریالشون توی نتفلیکس کنسل میشه. و البته، انگار تنها تمایلات جنسی موجود فقط دگرجنسگراییه. از طرف دیگه، زنها هم به نظر نمیرسه چیزی فراتر از یه اکسسوری ساده باشن، مگه اینکه برای «برادر بزرگ» کار کنن و از امنیت کسایی که خودشون سیستم هستن محافظت کنن. در مورد آدمبدهها هم که: روسها. میدونید دیگه، حداقلِ لطف سفیدپوستانه برای اینکه یه رنگینپوست رو سراغتون نفرستن. همچنین اگه تفکرات مارکسیستی کمتری داشت خوشحالتر میشدم، ولی خب نویسندهش بریتانیاییه و اونجا دنیا رو جور دیگهای نمیبینن. در نهایت، مشکل اصلی پایانبندیه. خیلی بد کار شده. هر شخصیت خبیثی میاد و نقشههاش رو توضیح میده، درست مثل فیلمهای مسخره هالیوودی. و اونجاست که معلوم میشه دستور کار سیاسی تنها انگیزه ساخت سریال بوده. پیشنهادم اینه که دو قسمت آخر رو نبینید، هرچند اینجوری کلاً هدف دیدن بقیه سریال هم زیر سوال میره.
2021-03-15
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تنها سریالیه که از زمان پخش اولین قسمتش، حداقل سالی سه بار دیدمش. یه دلیلش اینه که کلاً دو فصله، ولی دلیل اصلیش اینه که عاشق سبک سایبرپانک و علمی-تخیلی هستم؛ عاشق جزئیات ریزی که هر بار میبینم متوجهشون میشم، داستانهایی که به وضعیت بشر میپردازن و ایده کلی پشت داستان. این اصلاً یه نقد عمیق نیست، حتی بعد از سالها تماشا کردنش، ولی اگه به هر کدوم از دلایلی که گفتم علاقه دارید، از اکثر قسمتهای فصل اول لذت میبرید. و اگه آدم رمانتیکی هستید، فصل دوم هم به دلتون میشینه. ممکنه توی اینترنت نظرات یا نقدهایی ببینید که از فصل ۲ به خاطر ناهماهنگی در رفتار شخصیت اصلی بدشون میاد. اما بعد از چندین بار دیدن این سریال، با اطمینان میگم که شخصیت کواچ حتی از همون فصل ۱ جوری چیده شده بود که به یه آدم رمانتیک تبدیل بشه. حتی یکی از آهنگهای تم سریال هم به شدت رمانتیکه. و در آخر، یه پرش زمانی ۳۰ ساله بین فصل ۱ و ۲ وجود داره؛ شخصیت، رفتار، کدهای اخلاقی و کلاً همه چیزِ یه آدم میتونه توی ۳۰ سال تغییر کنه، مخصوصاً وقتی ۳۰ سال تمام شکست خورده باشه. چندین بار دیدن لازم بود تا اینو بفهمم، ولی حالا که فهمیدم، نمرهم رو از ۹ به ۱۰ تغییر دادم. این سریال عالیه. اونقدر ازش لذت بردم که الان دارم کتابهاش رو میخونم، که البته داستانها و خطهای زمانی خیلی متفاوتی دارن، و فعلاً عاشق هر دو هستم.
2023-06-16
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
## **نقد سریال کربن تغییر یافته (Altered Carbon) محصول ۲۰۱۸: یک شاهکار ناقص - ۸/۱۰**
*کربن تغییر یافته* سریالیه که با یکی از عجیبترین تضادها در تلویزیون مدرن شناخته میشه: فصل اولی که یه علمی-تخیلی آرمانگرا و تقریباً بینقصه، و فصل دومی که تقریباً تمام چیزهایی که باعث عالی بودنش شده بود رو به باد میده. تجربه کلی دیدن این سریال یه سفر کلافهکننده ولی در نهایت ارزشمنده که به لطف درخشش بینظیر و دستنیافتنی فصل اولش سرپا مونده.
### فصل ۱: یک ۱۰/۱۰ تمامعیار - انفجار مغزی
فصل اول یه دستاورد بزرگ و موندگاره. یه حماسه سایبرپانک نئو-نوآر و غلیظ که شما رو پرت میکنه به دنیایی که هوشیاری دیجیتالی شده، در «استکها» ذخیره میشه و بین بدنها («اسلیوها») جابجا میشه. مفاهیم سریال انقلابی بودن: وحشت وجودیِ قرار دادن هوشیاری یه بچه در بدن یه پیرمرد به خاطر اولویتهای اداری، امتیاز ابدی «متها» (ثروتمندان نامیرا) که از خودشون در ماهوارههای مدار زمین نسخه پشتیبان میگیرن، و سیستم جزایی ترسناکِ نگهداری ذهن مجرما در جهنمهای مجازی. اینها فقط یه سری ایده دهنپرکن نبودن. **این سریال برای من یه انفجار مغزی بود که قبلاً مشابهش رو ندیده بودم**، چون هر ایدهای ریشه در شخصیتپردازی عمیق داشت. از طریق تحقیقات تاکشی کواچ (Takeshi Kovacs)، ما روانِ پیچیده شخصیتهایی رو کاوش کردیم که با هویتهای گمشده، تروماهای عاریهای و این سوال اساسی دستوپنجه نرم میکردن که وقتی بدن فقط مثل یه لباسه، «خودِ» آدم واقعاً چیه؟ مونولوگهای درونی، روایت بصری و **انتخاب بازیگر عالی** (مخصوصاً فیزیک خسته و دنیا دیده جوئل کینامن و شرارتِ اشرافی جیمز پیورفوی) دنیایی خشن، از نظر فلسفی غنی و کاملاً مسحورکننده خلق کرد. این فصل یه ۱۰ از ۱۰ بود: بلندپروازانه، هوشمندانه، شیک و از نظر احساسی تاثیرگذار.
### فصل ۲: یک ۵/۱۰ ناامیدکننده - افول بزرگ
انتظار برای فصل ۲ خیلی زیاد بود و همین باعث شد شکستش خیلی سنگین به نظر بیاد. تغییر بازیگر کواچ و جایگزینی آنتونی مکی، هرچند با منطق دنیای سریال جور درمیاومد، اما اون شیمی خاص و جذاب فصل اول رو از بین برد. داستان کارآگاهی غلیظ و چندلایه جای خودش رو به یه روایت جستجوگرانه سادهتر و معمولیتر داد. سوالات عمیق فلسفی با صحنههای اکشن سطحیتر عوض شدن و اون زیباییشناسی نئو-نوآر خیرهکننده و بارونزده، جاش رو به یه ظاهر علمی-تخیلی کلیشهای داد. شبکه پیچیده انگیزههای شخصیتها از هم پاشید و به چیزی تبدیل شد که خیلی کمتر آدم رو جذب میکرد. این فصل یه افت شدید در ابعاد، هوشمندی و تاثیرگذاری بود.
### حکم نهایی
**۸/۱۰ - گواهی بر اوجهای بینظیر**
نمره کلی یه میانگینه که تمام واقعیت رو نمیگه. این نمرهایه که به شدت توسط دستاورد بزرگ فصل ۱ محافظت میشه؛ فصلی که اونقدر دقیق ساخته شده، اونقدر ذهن رو تحریک میکنه و اونقدر از نظر بصری جسورانهست که اشتباه فاحش فصل بعدش رو جبران میکنه. *کربن تغییر یافته* فقط به خاطر فصل اولش یه اثر واجب برای تماشاست؛ یه قطعه پیشگامانه در داستانگویی علمی-تخیلی. فقط وقتی تیتراژ قسمت آخر فصل ۱ میاد، فرض کنید سفر تموم شده و فصل ۲ رو مثل یه پینوشت جداگانه و ضعیف برای یه شاهکار واقعی در نظر بگیرید.