دختر گمشده
در پنجمین سالگرد ازدواجشان، Nick Dunne (نیک دان) گزارش میدهد که همسرش Amy (ایمی) ناپدید شده است. تحت فشار پلیس و جنون رسانهای فزاینده، تصویر نیک از یک پیوند سعادتمندانه شروع به فروپاشی میکند. به زودی دروغها، فریبها و رفتارهای عجیب او باعث میشود همه یک سوال تاریک بپرسند: آیا نیک دان همسرش را کشته است؟
سال انتشار: 2014 کارگردان: David Fincher ژانر: Drama، Mystery، Thriller نویسندگان: Gillian Flynn امتیاز: 8.1نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تیم بازیگری خوب و داستان مناسبی داره، هرچند پایانش خیلی متقاعدکننده نیست. تدوین فیلم واقعاً خوبه و Rosamund Pike (رزمند پایک) واقعاً ترسناکه. شاهکار نیست اما با توجه به کمبود فیلمهای قابلقبول در این اواخر، فیلم خیلی خوبیه.
2015-05-30
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
Rosamund Pike (رزمند پایک) در نقش همسری که بهش ظلم شده فوقالعادهست و Ben Affleck (بن افلک) هم در نقش شوهر خیلی خوب بازی کرده. داستان پیچیدهای داره و آدم یه جاهایی فکر میکنه دیگه داره زیادهروی میشه، اما پایان فیلم نشون میده که شخصیت پایک یه سایکوپاتِ باهوش و آسیبدیدهست. توی سکانس نهایی، حتی اگه یکم دور از ذهن به نظر برسه و حتی اگه فکر کنید افلک حقشه که هر بلایی سرش میاد، اون نگاهی که پایک به دوربین میندازه، تجسم شرارت خالصه. همونطور که دختر کوچیکم وقتی بچه بود میگفت، اون «چشمهای ترسناکی» داره.
2017-10-26
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«این مرد ممکنه واقعاً من رو بکشه». داستان درباره Nick Dunne (نیک دان) هست که متوجه میشه همسرش ناپدید شده. با افزایش فشار پلیس و رسانهها، ظاهرِ یک زندگی مشترک عاشقانه و شاد فرو میریزه و در میان دروغها و رفتارهای نیک، این سوال باقی میمونه که آیا اون زنش رو کشته؟ David Fincher (دیوید فینچر) وقتی پای کارگردانی وسط باشه یه استاد تمامعیاره، چون Gone Girl (دختر گمشده) یکی از بهترین فیلمهای ساله. Ben Affleck (بن افلک) برای این نقش عالی بود، چون افلک در طول دوران کاریش کلی از طرف رسانهها و منتقدها که تقریباً توی هر نقشی میکوبیدنش، نفرت دریافت کرده بود. به خاطر همین هم توی این فیلم درخشید. بازی Rosamund Pike (رزمند پایک) توی این فیلم خالصانه، درخشان و تماشایی بود. اونقدر توی این نقش خوب بود که احتمالاً نامزد اسکار بشه. Tyler Perry (تایلر پری) هم توی این فیلم واقعاً خوب بود و از گفتن این حرف تعجب میکنم چون آقای پری توی فیلمهای افتضاحی مثل سهگانه MADEA و Alex Cross بازی کرده بود. اما اینجا خوب عمل کرد. چیزی که این فیلم به شکلی درخشان نشون میده، نگاه ما به رسانههای امروزیه؛ چون اکثر داستانهایی که توی اخبار میشنوید ممکنه درست نباشن و رسانهها میتونن با پخش دروغ درباره آدمها، زندگیشون رو نابود کنن. همه همیشه حرف رسانهها رو باور میکنن، چه راست باشه چه دروغ، چون ما نمیدونیم اون شخصی که توی اخباره داره چی میکشه، و این فیلم این پیام رو به بهترین شکل منتقل کرد. تنها مشکلم با فیلم، شخصیت Neil Patrick Harris (نیل پاتریک هریس) بود. نمیگم بازیش بد بود، اما شخصیتش به نظرم ریتم فیلم رو کند کرد. در کل Gone Girl یه فیلم فوقالعادهست.
2020-01-27
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اگه از خوندن نقدهای بدون اسپویل من لذت میبرید، لطفاً وبلاگم رو دنبال کنید. این آخرین فیلم دیوید فینچر هست که قبل از «منک» (Mank) نقد میکنم. من فیلمهای Se7en، Fight Club، Zodiac و The Social Network رو دیدم و حالا نوبت Gone Girl رسیده. مشخصه که فینچر دوست داره با آدمهایی که میشناسه کار کنه؛ Jeff Cronenweth مدیر فیلمبرداری نصف فیلماش بوده، Kirk Baxter توی تیم تدوین و Trent Reznor و Atticus Ross هم برای موسیقی متن. حتی طراح صحنهاش هم از زمان زودیاک باهاش بوده. اما فینچر همیشه با نویسندههای مختلف کار میکنه و این بار با یه فیلمنامهنویس تازهکار یعنی Gillian Flynn (گیلیان فلین) همکاری کرده که نویسنده خودِ رمانی هست که فیلم از روش اقتباس شده. معمولاً وقتی بحث نویسندهها میشه، من این تغییر مدیوم رو با کمی تردید نگاه میکنم چون نوشتن کتاب دقیقاً مثل نوشتن فیلمنامه نیست. با این حال، فلین تمام شک و تردیدهای من رو از بین برد و یکی از بهترین فیلمنامههای سال ۲۰۱۴ رو ارائه داد. از ناپدید شدن فوقالعاده جذاب و گیجکننده ایمی گرفته تا تم زیرپوستی درباره نحوه برخورد مطبوعات و رسانهها با این نوع اخبار، فیلمنامه فلین به طرز چشمگیری میتونه هر روایت رو به بهترین شکل ممکن پیش ببره. با استفاده عالی از برچسبهای زمان و تاریخ، بیننده وقایعی رو که به اون روز تراژیک ختم میشه، از دیدگاههای مختلف، عمدتاً ایمی و نیک، دنبال میکنه. بزرگترین دستاورد این داستان اینه که چطور نفوذ مطبوعات روی فکر بیننده درباره شخصیتها تاثیر میذاره، درست مثل زندگی واقعی. امروزه مردم حتی روی مقاله کلیک نمیکنن تا متن کامل رو بخونن؛ یه تیتر ساده، هرچقدر هم از حقیقت دور باشه، برای شروع یه بحث آنلاین جهانی کافیه. همین موضوع برای شبکههای تلویزیونی و برنامههای خبریشون هم صدق میکنه. این من رو میرسونه به Ben Affleck (بن افلک) و چیزی که من اون رو یکی از بهترین انتخابهای بازیگر در اون دهه میدونم. اگه نمیدونید، افلک در تمام طول زندگیش توسط خبرنگارهایی تعقیب شده که تمام تلاششون رو کردن تا زندگی خصوصیش رو فاش کنن. نیک هم دقیقاً با همین مانع روبرو میشه. اخبار مداومی درباره ایمی وجود داره و فقط مسئله زمانه تا نیک به عنوان یه شوهر وحشتناک و در نهایت قاتل بدیهی متهم بشه، حتی اگه مطبوعات نتونن یه مدرک واحد پیدا کنن. افلک حتی نیاز نداره شخصیت جدیدی خلق کنه چون تجربه زندگی لازم برای ارائه یه بازی کاملاً درخشان رو داره. قطعاً یکی از بازیگرهای محبوب منه. حالا که بحث بازیگریه، باید از Rosamund Pike (رزمند پایک) هم بگم. تفسیر اون از نقش ایمی تقریباً نقطه مقابل افلک هست؛ به این معنا که افلک یه نمایش به ظاهر ساده اما قدرتمند داره، در حالی که پایک نقشی بسیار پیچیده و لایهلایه داره. اون میتونه تهدیدآمیز و ترسناک باشه اما در عین حال مهربون و دوستداشتنی. معمای ناپدید شدنش بیشتر بر اساس یه معمای دیدگاهیه. صادقانه بگم، این احتمالاً بهترین بازی دوران کاری پایک هست. Carrie Coon (کری کون) هم در نقش خواهر نیک عالیه. شیمی اون با افلک حرف نداره. Tyler Perry (تایلر پری) هم در نقش وکیل نیک خیلی خوبه، اما Kim Dickens در نقش کارآگاه Rhonda Boney حتی بهتره. فیلمنامه فلین پر از پیچ و خم هست، اما پرده سوم یه چرخش غیرمنتظره و شوکهکننده داره که به یه پایان قدرتمند ختم میشه و اکثر مخاطبها رو، از جمله خود من، مات و مبهوت میذاره. دو تا مشکل کوچیک دارم. یکی نیل پاتریک هریس که به نظرم بازیگر مناسبی برای این نقش نبود. این یه فیلم کلاسیک فینچریه: تاریک، غمانگیز و با سهم خودش از خشونت و خون. در واقع، یکی از حالبهمزنترین صحنههای استفاده از خون رو داره. هریس بازیگر خوبیه اما از بقیه کست جدا میزنه. مشکل دیگه هم چند تا جزئیات داستانیه که باورپذیری همه چیز رو یکم زیر سوال میبره. با این حال، این هنوز هم یه فیلم فوقالعادهست و گواه دیگهای بر فیلمسازی بصری استادانه دیوید فینچره. Gone Girl از نظر فنی باشکوهه، اما این فیلمنامه گیلیان فلین هست که صحنه رو مال خودش میکنه. با وجود اشتباه در انتخاب نیل پاتریک هریس و چند تا ایراد جزئی در بازپرسی، بقیه چیزها این اثر رو به یکی از بهترین فیلمهای دهه ۲۰۱۰ تبدیل میکنه.
2020-11-25
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**یک فیلم عالی که هیچوقت اجازه نمیده احساس راحتی کنید و جایی که هیچ چیز اونطور که به نظر میرسه نیست.** این از اون فیلمهاییه که میتونه آدم رو عصبی و کلافه کنه، اما عاشق تماشاش هستیم. در واقع، یادم نمیاد فیلمهای زیادی دیده باشم که شخصیت اصلیش تا این حد مستحق تنفر من باشه. نمیخوام اتفاقات فیلم رو لو بدم، اما این از اون فیلمهاییه که ظاهر میتونه فریبنده باشه. داستان روی ناپدید شدن یه زن و تلاشهای شوهرش برای پیدا کردن اون تمرکز داره. از نظر ما، واضحه که اون واقعاً میخواد زنش رو پیدا کنه، شاید حتی بیشتر از پدر و مادر زن که انگار فقط دارن از فرصت برای تبلیغ کتابهای کودکشون استفاده میکنن. اما کمکم، اون به مظنون یک پرونده قتل فرضی تبدیل میشه. David Fincher (دیوید فینچر) کارگردانیه که قبلاً ارزش خودش رو ثابت کرده: من عاشق «هفت»، «بازی»، «باشگاه مشتزنی» و «زودیاک» بودم، اما از «شبکه اجتماعی» یا «بنجامین باتن» خیلی خوشم نیومد. توی این فیلم، اون با مهارت کارگردانی میکنه، اما بدون انتخابهای بحثبرانگیز هم نیست: برای من، مهمترین چرخش داستان خیلی زود اتفاق میافته و پایان فیلم هم تنبلانه و بیش از حد ناگهانیه. بقیه چیزها فوقالعاده خوب انجام شده و فیلم یه ساختار تدریجی داره که جزئیات توش اساسی و خیلی فکر شده هستن. کار Ben Affleck (بن افلک) رو خیلی دوست داشتم. برای من، این یکی از بهترین فیلمهاییه که این بازیگر تا به امروز بازی کرده. تعهدش رو حس میکنیم، روشی که شخصیت رو پرورش میده و اجازه میده هر لحظه پریشانتر و تسلیمتر به نظر برسه، مثل کسی که داره توی یه کابوس زندگی میکنه و فقط میخواد تموم بشه. در کنار این بازیگر مشهور، Rosamund Pike (رزمند پایک) حضور داره، یه «بانوی یخی» واقعی که به نقشهای سرد عادت داره. اون بازیگر محبوب من نیست، اما هر چیزی که شخصیتش نیاز داشت رو ارائه داد: سردی، ذهنی باهوش و تیز، کنترل نفس شدید جسمی و عاطفی، روحیهای حسابگر و چهرهای شیرین و فرشتهگونه. بین بازیگرهای مکمل هم نامهای خوبی داریم، مثل تایلر پری صمیمی، کری کونِ متمرکز و نیل پاتریک هریسِ مرموز. از نظر فنی، استفاده هوشمندانه از فیلمبرداری که تقریباً هیچوقت گرم و دلپذیر نیست، قابل ستایشه. فیلم هیچوقت ما رو راحت نمیذاره و تنش دراماتیک خودش رو به شکلی محکم ایجاد میکنه. طراحی صحنه و لباس هم کمک میکنن، اون خونه بزرگ برای فقط یه زوج، با نشونههای کمی از گرمای انسانی و شادی. در نهایت، موسیقی متن هم یه لمس شوم و عمیقاً اتمسفریک اضافه میکنه که نمیشه نادیدهاش گرفت.
2023-09-05
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«نیک» (بن افلک) ظاهراً با «ایمی» زیبا و باهوش (رزمند پایک) ازدواج موفقی داره تا اینکه یه شب میاد خونه و با یه میز شکسته و غیبت زنش روبرو میشه. پلیسها از راه میرسن و خیلی زود بو میبرن که یه جای کار میلنگه. نیک همراه با پدر و مادر ایمی تمام کارهای تبلیغاتی معمول رو انجام میدن اما فایدهای نداره. بعد پلیس شک میکنه که نکنه نیک داره دروغ میگه، و این شک وقتی بیشتر میشه که سرنخهایی پیدا میکنن که نشون میده اون یه آدم خیانتکار و وحشیه و ایمی میترسیده که نیک بکشتش. با زیاد شدن مدارک، کسی روی بیگناهی نیک شرط نمیبنده، پس اون با حمایت خواهرش «مارگو» (کری کون)، وکیل مشهور «بولت» (تایلر پری) رو استخدام میکنه و شروع میکنن به تحقیق. اونها برای حقیقتی که کشف میکنن اصلاً آماده نیستن. هرچی بیشتر میفهمیم کی چه بلایی سر کی آورده، بیشتر غرق در این شبکه پیچیده از دروغ، فریب و شرارت خالص میشیم. به نظر من، این بهترین فیلم افلک هست چون شخصیتش واقعاً درگیر ماجراست و با زیاد شدن تنش، اون هم تمام تلاشش رو برای نقشآفرینی میکنه. پایک هم در نقش ایمیِ خبیث که به خوبی بلده در ابعاد بزرگ بقیه رو بازی بده، عالی ظاهر شده. اقتباس نویسنده از رمان خودش به گیلیان فلین و دیوید فینچر اجازه داده تا از تمام پتانسیل بازیگرها استفاده کنن تا هر نوع کلیشه سمی جنسیتی که رسانهها میسازن رو به تصویر بکشن. راستش رو بگم، از گرهگشایی آخر فیلم خیلی خوشم نیومد. یه جورایی حس کردم کل این تمرین دقیق و حسابشده رو یکم خراب کرد، اما برای اون ۲ ساعت و نیم قبلش، واقعاً حواس آدم رو کاملاً جمع نگه میداره.
2025-01-22