هتل بزرگ بوداپست
این فیلم ماجراهای ام. گوستاو (M. Gustave) با بازی رالف فاینز، مهماندار افسانهای یک هتل مشهور اروپایی در فاصله بین دو جنگ جهانی، و زیرو مصطفی (Zero Moustafa)، شاگرد هتلی که به مورد اعتمادترین دوست او تبدیل میشود را روایت میکند. داستان شامل سرقت و بازپسگیری یک نقاشی ارزشمند رنسانس و نبرد برای ثروت عظیم یک خانواده است؛ همه اینها در پسزمینه قارهای که به سرعت و به شکلی دراماتیک در حال تغییر است، رخ میدهد.
سال انتشار: 2014 کارگردان: Wes Anderson ژانر: Comedy، Drama نویسندگان: Stefan Zweig، Wes Anderson، Hugo Guinness امتیاز: 8.1نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یک فیلم خوشساخت دیگه از وس اندرسون (Wes Anderson). فاینز و رولوری عالی بازی کردن و تعداد بازیگرهای مشهور توی فیلم واقعاً خیرهکنندهست، اما سبک کار و فیلمنامه شبیه کارهای قبلیش بود. با این حال، سرگرمکنندهست.
2015-08-15
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم «هتل گراند بوداپست» اثر وس اندرسون، ستایشی است از فرهنگ و مد اروپای مرکزی در سالهای بین دو جنگ جهانی، و مرثیهای برای آنچه با ظهور فاشیسم و کمونیسم از دست رفت. داستان در سال ۱۹۳۲ در کشوری خیالی به نام زوبروکا (Zubrowka) میگذرد، اما خیابانها، نشانهای نظامی و نامهای آلمانی ساختگی که میبینیم، میتوانست متعلق به هر جایی بین آلمان تا استونی باشد. قهرمان داستان، گوستاو اچ. (Ralph Fiennes)، مهماندار هتل مجللی است که شکوهش با جنگ جهانی دوم از بین رفت. گوستاو در ظاهر یکی از بهترینهای حرفه خودش است که با سرعت برق و باد در هتل میچرخد تا رضایت مشتریان خاص و نخبه را جلب کند. در خلوت، او مردی خوشگذران با دهانی نسبتاً هرز است که به همخوابی با پیرزنهای ثروتمندی که مشتری هتل هستند، علاقه دارد. وقتی یکی از این پیرزنها، مادام سلین (Tilda Swinton)، میمیرد و پاپوشی برای قتل او برای گوستاو درست میشود، او باید با کمک شاگرد جدید هتل، زیرو مصطفی (Tony Revolori)، از دست قانون فرار کرده و قاتل واقعی را پیدا کند.
فیلمهای وس اندرسون به جزئیات بصری بینظیرشان معروفند و این فیلم هم مستثنی نیست. قاببندیهای دقیق، اشیاء فانتزی بیشمار در هر صحنه و جزئیات معماری، شبیه یک ماکت بزرگ هستند که روی پرده سینما جان گرفتهاند. جالب اینجاست که این دقت بصری با نوعی سادگی در شخصیتپردازی همراه شده است. اندرسون تعداد زیادی از بازیگرانی را که قبلاً با آنها کار کرده بود، مثل آدرین برودی، جف گلدبلوم، اد نورتون و بیل موری، برای نقشهایی آورده که از شرور اصلی تا نقشهای بسیار کوتاه (کمئو) متغیرند. این شخصیتها هرگز مثل گوستاو یا زیرو عمق پیدا نمیکنند و بازیگران حتی سعی نمیکنند شبیه اروپاییهای آن دوران به نظر برسند؛ مثلاً آدرین برودی فقط همان آدرین برودی همیشگی است. دو نقش مکمل به نظرم قویتر بودند: ویلم دفو در نقش یک نوچه تقریباً لال که ظاهرش ادای دینی به فیلمهای خونآشامی قدیمی است، و هاروی کایتل در نقش یک زندانی قدیمی. در حالی که خیلی از بازیگران خوشتیپ سعی میکنند آثار پیری را پنهان کنند، کایتل ۷۵ ساله ترسی از نشان دادن شکستگیهای سن و سالش نداشت.
متأسفانه، دیدن آمریکاییهای قرن بیست و یکمی که با لهجههای غلیظ نیویورکی در یک درام تاریخی راه میروند، کمی توی ذوق میزد. همچنین از استفاده از کلیشههای هالیوودی ناامید شدم، در حالی که فیلمهای قبلی اندرسون خیلی خاص و منحصربهفرد بودند. مثلاً واقعاً لازم بود دو بار صحنه آویزان شدن از لبه صخره در حالی که شرور بالای سر قهرمان ایستاده را ببینیم؟ و تعداد زیاد جزئیات داستانی که معرفی میشوند اما هرگز توضیح داده نمیشوند، باعث میشود آدم فکر کند فیلم برای راضی کردن استودیو، حذفیات زیادی داشته است. با این حال، اگر فیلمهای قبلی وس اندرسون را دوست داشتید، از این سبک «خانه عروسکی» او هم لذت خواهید برد. نکته دیگری که دوست داشتم، ساختار «داستان در داستان» فیلم بود. کل ماجرای گوستاو از روی نوشتههای خیالی نویسندهای روایت میشود که زیرو مصطفیِ میانسال (F. Murray Abraham) را در دهه ۶۰ میلادی ملاقات کرده است. متناسب با این لایه داستانی – و آثار اشتفان تسوایگ که منبع الهام اندرسون بوده – دیالوگهای این بخش به سبک رمانهای قدیمی، کمی خشک و غیرواقعی نوشته شدهاند. همچنین نسبت ابعاد تصویر برای هر لایه از فیلم تغییر میکند که یک هدیه کوچک برای عشقِ سینماهاست.