آبی گرمترین رنگ است
آدل (Adèle) دانشآموز دبیرستانی است که در حال کشف هویت زنانه خویش است. او با مردان قرار میگذارد اما رضایت جنسی در آنها نمییابد و از سوی دوست دختری که به او تمایل دارد، طرد میشود. او در رویای چیزی فراتر است. آدل با اما (Emma) آشنا میشود؛ دختری با روحیه آزاد که دوستان آدل به دلیل گرایش جنسیاش او را نمیپذیرند و به همین واسطه، اکثر آنها شروع به طرد کردن آدل نیز میکنند. رابطه او با اما فراتر از یک دوستی ساده میرود، چرا که اما تنها کسی است که آدل میتواند در کنارش خود واقعیاش را ابراز کند. آدل و اما در کنار هم، پذیرش اجتماعی، مسائل جنسی و طیف احساسی رابطه رو به بلوغ خود را کشف میکنند.
سال انتشار: 2013 کارگردان: Abdellatif Kechiche ژانر: Drama، Romance نویسندگان: Abdellatif Kechiche، Ghalya Lacroix، Jul Maroh امتیاز: 7.6نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
جدا از صحنههای جنسی مثبت ۱۸، سر و صدای این فیلم باعث شده بود فکر کنم داستان درباره دو نفریه که روی پوستر هستن. ولی از همون فریم اول، فیلم واقعاً فقط درباره یک نفره: آدل. اونقدر دوربین روی صورت آدل زوم میکنه که آدم گاهی ارتباطش رو با بقیه شخصیتها و دنیای اطرافش از دست میده. ولی همین کار باعث شد من خیلی جذب طرز فکرش بشم و داستان عشقش به اما برام خیلی تاثیرگذارتر بشه، با وجود تفاوت زبان و جزئیات خاص رابطهشون. این نزدیکی به شخصیت توی صحنه جدایی خیلی به کمکم اومد. اگه همینطوری نگاه کنی، فقط یه زن خیانتدیده رو میبینی و حماقت تلخ معشوقه خیانتکارش که داره برای یه هدف از دست رفته میجنگه. ولی چون ما اون خیانتکار رو خیلی خوب میشناسیم، دلم بیشتر سوخت، چون میدونستم چی باعث شد به اینجا برسه و ناراحت بودم که نمیتونست اون لحظه حرفش رو بزنه. این موضوع به بزرگترین دستاورد فیلم کمک کرد: نشون دادن اینکه چطور یه عشق پرشور مثل عشق اما و آدل میتونه در نهایت باعث بشه آدم اینقدر احساس تنهایی کنه.
2014-06-21
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
بعد از دیدن این فیلم، بدجوری قفل کردم روی آدل اگزارکوپولوس (Adele Exarchopoulos). حتی لازم نشد املای اسمش رو چک کنم. یه پوستر اختصاصی بزرگ ازش برای آپارتمانم سفارش دادم که هنوز یه جایی همونورهاست. مطمئنم حتی سعی کردم توی اسنپچت هم پیداش کنم. ممنون که خوندید.
2018-04-07
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«آدل» (آدل اگزارکوپولوس) توی مدرسه یه جورایی وصله ناجوره. اصلاً با بقیه جور نیست و کلاً قضیه «پسرها» براش جذابیتی نداره. خوشبختانه مدرسه یه آدم برونگرا هم داره: «اما» (لئا سیدو) با موهای آبی. همکلاسیهاش طردش کردن چون فکر میکنن برای بچههای معمولی زیادی عجیبه، ولی آدل به نظرش اما خیلی جذابه. بعد از اینکه با هم دوست میشن، آدل میفهمه که این رابطه چیزهای خیلی بیشتری براش داره: چیزهایی که هم جنبه مثبت دارن هم منفی و اون رو با نهایتِ لذت و درد آشنا میکنن. برای آدل این یه وسواس فکریه، یه شیفتگی، حتی یه اعتیاد؛ ولی آیا اما هم همین حس رو داره؟
راستش باید بگم اصلاً نیازی نبود این داستان سه ساعت طول بکشه. گاهی اوقات شبیه سریالهای عامهپسند و تکراری میشه و سرعت پیشرفتش مثل تجربههای واقعی زندگی خودمون خیلی کنده؛ آخه کی دلش میخواد زندگی واقعی رو دوباره با همون سرعت واقعی ببینه؟ با این حال، عبداللطیف کشیش کارگردان، وقت میذاره تا شخصیتپردازی زنها، خانوادههاشون و پسرهایی که در حاشیه هستن رو با دقت دربیاره. یه پویایی جذاب بین این دو نفر شکل میگیره، چون مسیر عشقشون اصلاً صاف و ساده نیست. با دیالوگهای نیشدار و یه سری صحنههای بیپرده، این فیلم یه داستان بالاتر از حد متوسط درباره چالشهای بیداری روحیه که با هورمونها و گیجی همراه شده. ارزش دیدن داره، ولی خب گاهی هم خستهکننده میشه.