یخزده
آنا (Anna) خوشبین و نترس، با کریستوف (Kristoff) کوهنورد و گوزنش اسون (Sven) همراه میشود و سفری حماسی را برای پیدا کردن خواهرش السا (Elsa) آغاز میکند؛ کسی که قدرتهای یخیاش پادشاهی آرندل را در زمستانی ابدی گرفتار کرده است. آنها در مواجهه با شرایطی شبیه به کوه اورست، ترولهای افسانهای و آدمبرفی خندهداری به نام اولاف (Olaf)، با عناصر طبیعت میجنگند تا پادشاهی را نجات دهند. السا از بیرون باوقار، سلطنتی و خویشتندار به نظر میرسد، اما در واقعیت با ترسی بزرگ زندگی میکند و با رازی قدرتمند دستوپنجه نرم میکند: او با قدرت خلق یخ و برف به دنیا آمده است. این یک توانایی زیبا، اما در عین حال بسیار خطرناک است. السا که هنوز خاطره لحظهای که جادویش نزدیک بود خواهر کوچکش آنا را به کشتن بدهد رهایش نمیکند، خودش را منزوی کرده و تمام لحظاتش را صرف سرکوب قدرتهای رو به رشدش میکند. اما فوران احساسات او جادو را فعال کرده و به طور تصادفی زمستانی ابدی به پا میکند که خودش هم نمیتواند متوقفش کند. او میترسد که در حال تبدیل شدن به یک هیولا باشد و هیچکس، حتی خواهرش، نتواند به او کمک کند.
سال انتشار: 2013 کارگردان: Chris Buck, Jennifer Lee ژانر: Animation، Adventure، Comedy نویسندگان: Jennifer Lee، Hans Christian Andersen، Chris Buck امتیاز: 7.4نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«فروزن»، جدیدترین نمایش موزیکال و پرزرقوبرق دیزنی، از اهمیت پذیرفتن ذات واقعی آدم میگه اما انگار با خودش در تضاده. این ماجراجویی انیمیشنی سهبعدی میخواد کلیشههای معمول فیلمهای پرنسسی دیزنی رو زنده کنه و تغییر بده، اما در عین حال میخواد به همون ظاهر تجاریش وفادار بمونه تا بتونه بیشترین فروش اسباببازی و کالا رو داشته باشه. فیلم دخترهای جوان رو تشویق میکنه که از هم حمایت کنن و به هم وفادار بمونن - پیامی که توی دنیای دخترهای بدجنس امروزی خیلی حیاتیه - البته تا زمانی که چند تا خواستگار خوشتیپ و موجودات بامزه و زبونباز هم دور و برشون باشن تا اونها رو کامل کنن. این تلاش برای ایجاد تغییر بدون اینکه واقعاً چیزی رو تغییر بدن، یکم مغرضانه به نظر میرسه. «فروزن» دقیقاً زمانی به سینماها اومده که عید شکرگزاری و فصل خرید تعطیلات نزدیکه. پتانسیل بازاریابیش واقعاً سرسامآوره. و طبق سنت فیلمهای برتری مثل «دیو و دلبر» و «پری دریایی کوچولو»، مطمئناً به زودی تئاتر موزیکال «فروزن» هم راهی برادوی میشه. آهنگها - که اگه نگیم هیتهای فوری هستن، ولی زنده و سرگرمکنندهان - از الان آمادهان. با این حال، دختربچهها عاشقش میشن. این غیرقابلانکاره. و فیلمِ کریس باک (Chris Buck) و جنیفر لی (Jennifer Lee) از نظر بصری واقعاً خیرهکننده است. قصر یخی باشکوه بالای کوه واقعاً ظریف و پرجزئیات ساخته شده، مخصوصاً توی حالت سهبعدی. اما اول باید شاهد داستان غمانگیز پرنسسهای فیلم باشیم - نه یکی، بلکه دو تا. فیلمنامه جنیفر لی که از داستان «ملکه برفی» هانس کریستین اندرسن الهام گرفته، کلی شوخیهای مدرن داره ولی همچنان ریشهاش توی سنتهای افسانهای اسکاندیناویه. وقتی اونها بچه بودن، آنا و السا همبازیهای شاد و دوستهای جدانشدنی بودن. اما قدرت خاص السا - توانایی تبدیل هر چیزی به یخ و برف با نوک انگشتهاش - وقتی به طور تصادفی به خواهرش ضربه میزنه، تبدیل به کابوسش میشه. یه پادشاه ترول جادویی آنا رو شفا میده و اون اتفاق رو از حافظهاش پاک میکنه، اما رابطه خواهرها دیگه مثل قبل نمیشه. پدر و مادر السا اون رو زندانی میکنن و درهای قصر رو میبندن، که این موضوع آنای کوچولو رو داغون میکنه. (از بین آهنگهای رابرت لوپز و همسرش، آهنگ غمگین «میخوای آدمبرفی بسازیم؟» از همه تاثیرگذارتره). اما وقتی به نوجوانی میرسن و نوبت السا میشه که در ۱۸ سالگی تخت پادشاهی رو تحویل بگیره، این دو تا یه تجدید دیدار عجیب دارن. آنای پرانرژی و عجیبوغریب (با صدای دلنشین کریستن بل) یکم استرس داره ولی از دیدن خواهرش خوشحاله. السای تودار و بیمیل (با صدای ایدینا منزل) همچنان فاصله میگیره و با دستکشهایی که دستش کرده امیدوار است چیزی رو منجمد نکنه و ذات واقعیش رو توی روز تاجگذاری لو نده. اما برخورد با یه پرنس عاشقپیشه که چشمش دنبال آناست، خشم السا رو برمیانگیزه و اون ناخواسته پادشاهی آفتابی و آروم رو توی یه زمستان همیشگی فرو میبره. السا که دستپاچه و ترسیده، خودش رو تبعید میکنه و فرار میکنه - که این موضوع فیلم رو ضعیف میکنه، چون اون پیچیدهترین و جذابترین شخصیت فیلمه. السا در راه رفتن به بلندترین کوهی که میتونه پیدا کنه، آهنگ «Let It Go» رو میخونه که در واقع بیانیه استقلال خودشه. این آهنگ همون دلیلیه که شما میخواید خوانندهای در سطح «منزل» این نقش رو بگه، و نقطه اوج موزیکال فیلمه. (هرچند تغییر ظاهرش از یه پرنسس مبادیآداب به ملکه یخی، اون رو شبیه زنهای خانهدار سریالهای واقعنما میکنه). بعد از اون، داستان روی تلاشهای آنا برای برگردوندن خواهرش و برقراری نظم توی پادشاهی تمرکز میکنه. توی این راه، اون از یه یخفروش به نام کریستوف (Jonathan Groff) و گوزن باوفاش اسون کمک میگیره. اونها با یه آدمبرفی آوازخوان به نام اولاف (با صدای جاش گد) آشنا میشن که آرزوش اینه که زیر گرمای خورشید تابستون لم بده. این گروه چهارنفره که شبیه گروه «جادوگر شهر آز» هستن، راهی قلعه یخی میشن. با اینکه مسیر ممکنه تکراری به نظر برسه، ولی مقصد غافلگیریهایی داره. بعضیهاشون یهو از ناکجاآباد میآن و خیلی خوب درنیومدن. اما اون اتفاق بزرگ - همونی که بازی رو در مورد پیامهای کلاسیک دیزنی عوض میکنه - همونیه که نه فقط برای دختربچهها، بلکه برای همه بینندهها مهمه. کاش همهچیز فیلم در حد همون استاندارد هوشمندانه بود.
2014-04-29
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
بعد از اون همه سر و صدایی که راه انداخته بود، مشتاق بودم ببینمش ولی یکم ناامید شدم. آره، انیمیشنش عالیه و تمام جزئیات خاص دیزنی رو داره و بعضی وقتها هم خندهداره. علاوه بر این، دو تا شخصیت زن قوی داره که برای نجات داستان نیازی به یه قهرمان مرد ندارن اما... اما هنوز هم همون پرنسسهای فوقزیبا و بینقص دیزنی هستن، انگار نمیتونن دخترهای معمولی از یه طبقه معمولی باشن، و نقش ملکه السا هم اونقدری که انتظار میرفت پررنگ نبود. فیلم بدی نیست، ولی بهترین هم نیست و به نظر من اصلاً به اندازه «گیسوکمند» (Tangled) بهم خوش نگذشت.
2015-01-11
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اگه از خوندن نقدهای بدون اسپویل من لذت میبرید، لطفاً وبلاگم رو دنبال کنید :) شش سال گذشته و «فروزن» تاثیر فرهنگی غیرقابلانکاری گذاشته. از آهنگ «Let It Go» گرفته تا کلی اسباببازی و کالا، کریس باک و جنیفر لی فیلمی ساختن که مردم نه تنها فراموشش نکردن، بلکه مدام سراغ قسمت دومش رو میگرفتن. همین الان هم «فروزن ۲» رکورد سومین افتتاحیه بزرگ انیمیشن تاریخ رو زده، که نشون میده عشق به این فرنچایز چقدر زیاده. اما خب، خودِ فیلم اول واقعاً چقدر خوبه؟ راستش رو بخواید، من تا همین هفته پیش که میخواستم برای دیدن قسمت دوم آماده بشم، فیلم رو کامل ندیده بودم. غافلگیر شدم چون انتظار نداشتم اینقدر ازش خوشم بیاد. «فروزن» واقعاً لایق این همه محبوبیته. با شخصیتهای خیلی جذاب، داستان خیلی روان پیش میره و سطح سرگرمی همیشه بالاست. چه به خاطر سکانسهای آوازخوانی عالی باشه و چه ماجراجوییهای هیجانانگیز، این فیلم هیچوقت از تب و تاب نمیافته. «فروزن» در نهایت همینه: یه فیلم شاد، سرگرمکننده و حالخوبکن. فیلم از فرمول دیزنی برای ساختن یه نسخه جدید از داستانی که قبلاً دیدیم پیروی میکنه. شخصیتها توی بچگی یه اتفاق تلخ رو تجربه میکنن. باید در حالی بزرگ بشن که با عواقب اون اتفاق دستوپنجه نرم میکنن. در نهایت بر اون مانع غلبه میکنن و تا ابد به خوبی و خوشی زندگی میکنن (یا حداقل تا قسمت بعدی). این مدل کلیشهای و عمومی دیزنی برای یه انیمیشن جدیده. با این حال، اشتباه نکنید: این فرمول عالی جواب میده. مطمئناً از نظر داستانی چیز جدیدی نداره، ولی باز هم تماشاش خیلی لذتبخش است. با وجود یه سری توضیحات اضافی و تنبلانه (ترولهای جادویی عملاً فقط برای توضیح دادن داستان اونجا هستن)، «فروزن» باز هم یه روایت جذاب و از نظر بصری خیرهکننده ارائه میده. باید روی این تاکید کنم: انیمیشن فوقالعاده است. جادوی السا بینقص و زیباست. آرندل یه مکان فوقالعاده است و کوههای برفی با ظرافت خیرهکنندهای طراحی شدن. آهنگ «Let It Go» همیشه به خاطر متن و ملودیش تو یادها میمونه، اما خودِ سکانس انیمیشنیش هم حیرتانگیزه. هر شخصیت کلی حس توی چهرهاش داره که باعث میشه بتونن هر کاری انجام بدن. «فروزن» شاید یه فیلم ساختارشکن نباشه، اما شخصیتهای جذابش باعث میشن اون داستان معمولی جواب بده. از رابطه پیچیده ولی صمیمی السا و آنا گرفته تا رفاقت کریستوف و اسون، من نگران همهشون هستم... مخصوصاً اولاف. میدونم، اولاف فقط نسخه آدمبرفیِ یه شخصیت کمدیه که برای خنده گذاشتنش. واقعاً داستان پیچیدهای نداره که نیاز به رشد زیادی داشته باشه. اما غیرممکنه عاشقش نشید. حضورش توی تکتک صحنهها غنیمته. هر جملهاش یا یه تیکه خندهداره یا یه نگاه ارزشمند به یه موضوع. به جز اون، بقیه شخصیتها داستانشون خیلی خوب بررسی شده، مخصوصاً السا و آنا. رابطهشون از یه نقطه داستانی شروع میشه که شاید یکم اغراقآمیز باشه، ولی به اندازه کافی متقاعدکننده است. در نهایت، موسیقی فیلم همونقدر که عالیه، مهمه. فراموش نکنیم که این یه موزیکال انیمیشنیه. مشخصه که «Let It Go» به خاطر متن گیرا، همخوانی موندگار و اهمیتش برای شخصیت، ملکه همه آهنگهاست. اما آهنگهای دیگه مثل «میخوای آدمبرفی بسازیم؟» و «برای اولین بار در طول قرنها» هم ملودی شیرینی دارن و به رشد شخصیت و داستان کمک میکنن. این چیزیه که من در مورد موزیکالها عاشقشم و دلیلی که دیزنی همیشه توی این زمینه موفقه: اینکه چطور یه آهنگ ساده میتونه کلی حرف درباره یه نفر بزنه یا داستان رو جلو ببره. به نظر من، این نسخه موزیکالِ قانون «نشون بده، نگو» هست. در آخر، «فروزن» شاید از نظر داستانی یه انیمیشن ساختارشکن نباشه، اما حدود ۱۰۰ دقیقه سرگرمی و شادی خالص رو هدیه میده. با یه تیم صداپیشگی استثنایی (ایدینا منزل، کریستن بل و جاش گد فوقالعاده هستن)، کریس باک و جنیفر لی تونستن فرمول دیزنی رو بگیرن و یه نسخه ارزشمند از اون الگوی کلاسیک بسازن. از شخصیتهای تاثیرگذار و خوشساخت گرفته تا کیفیت انیمیشن که چشمها رو نوازش میده، «فروزن» از اول تا آخرش حال آدم رو خوب میکنه. با داشتن چند تا آهنگ موندگار و گیرا، این فیلم به یکی از تاثیرگذارترین انیمیشنهای دهه از نظر فرهنگی تبدیل شد. کاش از توضیحات مستقیم کمتر استفاده میشد و ریسکهای بیشتری توی فیلمنامه میگرفتن، اما به عنوان یه کار انیمیشنی دیزنی، کاملاً استانداردهای این شرکت رو برآورده میکنه. امتیاز: B
2019-11-25
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
انیمیشن عالی و صداپیشگی خوب، اما داستانش یکم ضعیفه؛ هرچند در نهایت فیلم سرگرمکنندهایه. همچنین به نظرم موسیقی فیلم، به جز آهنگ «Let It Go» (که دیگه توی این چند سال بیش از حد همه جا پخش شده)، بقیهاش خیلی معمولی و فراموششدنی بود. **۳.۰ از ۵**
2020-02-24
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
به نظر من یکی از بهترینهای دیزنیه. نه در بالاترین سطح، ولی خیلی نزدیک به اون. «فروزن» موقع اکرانش واقعاً ترکوند، و حقش هم بود. مطمئناً خیلی گنده شد ولی این تقصیر فیلم نیست. تماشاش خیلی کیف میده، ریتم فیلم کاملاً درسته و قطعات موزیکال هم عالی هستن. چیزی که بیشتر از همه در مورد موسیقی من رو تحت تاثیر قرار میده اینه که موقع خوندن، داستان رو هم جلو میبره. مخصوصاً اول فیلم کلی آهنگ پشت سر هم هست که میتونست به معرفی داستان ضربه بزنه ولی اینطور نیست - در واقع بهترش هم میکنه. خود آهنگها فوقالعاده هستن و «Let It Go» هم که مشخصاً بیشترین تحسین رو گرفته. ایدینا منزل (Elsa) و کریستن بل (Anna) توی نقشهای اصلی عالی هستن، در حالی که جاش گد با نقش اولاف تقریباً کل صحنهها رو مال خودش میکنه - شخصیت خیلی خندهداریه! البته مخاطب هدفش بچهها هستن، ولی برای ما بزرگترها هم هنوز سرگرمکننده است - من توی این سالها چند بار دیدمش و هنوز هم کلی ازش لذت میبرم.
2020-08-31
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خب، ده سال طول کشید و اصرارهای برادرزادهام باعث شد بالاخره بشینم پاش، و با اینکه بدم نیومد، ولی واقعاً برام سخت بود بفهمم این همه سر و صدا برای چی بود. این یه اقتباس رنگارنگ از داستان «ملکه برفی» هانس کریستین اندرسنه که توش ملکه «السا» بعد از اینکه نزدیک بود خواهرش «آنا» رو بکشه، پادشاهی رو ترک میکنه - اون توانایی این رو داره که هر چی جلوش هست رو به یخ تبدیل کنه و این گاهی برای اطرافیانش خطرناکه! همونطور که با ناراحتی فرار میکنه، ناخواسته کل پادشاهی رو توی یه وضعیت یخی و بحرانی رها میکنه. حالا نوبت «آنا» است که به همراه آدمبرفی مهربون و گوزنش سعی کنه این طلسم رو باطل کنه. فیلم خیلی دوستانه و با انیمیشنهای جذاب جلو میره - مخصوصاً «اولاف» آدمبرفی، اما همهچیز واقعاً حول محور اون یه آهنگی میچرخه که ایدینا منزل با مهارتی اجراش میکنه که به نظر من، به راحتی بهترینِ این مدل آهنگهای قدرتمند دیزنیه. فکر نکنم حتی ترانهسراهای افسانهای مثل دان بلک و ریچارد استیلگو هم تا حالا تونسته باشن کلمه «فرکتال» رو توی آهنگهاشون جا بدن! مثل خیلی از افسانههای اندرسن، یه تاریکی خاصی توی داستان هست - این یکی اون جنبهها رو برای من بیش از حد تلطیف کرده، اما با این حال هنوز هم به موضوعات ترس و فریب اونقدری خوب میپردازه که مردم بفهمن داشتن یه قلب یخی فقط یه موضوع فیزیکی نیست. بعد از ده سال، هنوز هم ارزش دیدن داره و فکر کنم تا سالهای سال بچهها رو سرگرم نگه داره.
2022-08-02
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
طرفدار این فیلم نیستم. داستانش عالیه ولی آواز خوندنش رو مخه. البته بچهها عاشقشن.
2023-05-17