وحشی

وحشی

با از هم پاشیدن زندگی مشترک و مرگ مادرش، شریل استرید (Cheryl Strayed) تمام امیدش را از دست داده است. او پس از سال‌ها رفتارهای بی‌پروا و مخرب، تصمیمی عجولانه می‌گیرد. شریل بدون هیچ تجربه‌ای و تنها با تکیه بر اراده‌ای پولادین، بیش از هزار مایل از مسیر «پاسیفیک کرست» (Pacific Crest Trail) را به تنهایی پیاده‌روی می‌کند. فیلم «وحشی» به زیبایی ترس‌ها و لذت‌های زن جوانی را به تصویر می‌کشد که با وجود تمام سختی‌ها، در سفری که او را به مرز جنون می‌کشاند، قوی‌تر می‌کند و در نهایت التیام می‌بخشد، به جلو گام برمی‌دارد.

سال انتشار: 2014 کارگردان: Jean-Marc Vallée ژانر: Adventure، Biography، Drama نویسندگان: Nick Hornby، Cheryl Strayed امتیاز: 7.1

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7.5

> بازگشت به جایی که از آن آمده‌ایم برای احیای زندگی.

از وقتی فیلم «باشگاه خریداران دالاس» (Dallas Buyers Club) سه تا مجسمه طلایی اسکار رو برد، کارگردانش حسابی رفت زیر ذره‌بین. ولی من قبل از اون هم از فیلم‌هاش لذت می‌بردم و این یکی هم یه درام ماجراجویانه فوق‌العاده دیگه است که بر اساس یه سفر واقعی به دل طبیعت ساخته شده. شریل استرید (Cheryl Strayed) که داستان فیلم بر اساس زندگی اونه، در صحنه اول فیلم حضور کوتاهی داره؛ جایی که نسخه سینمایی خودش رو پیاده می‌کنه و براش آرزوی موفقیت می‌کنه.

دنیا گرده، نمی‌تونی از مشکلاتت فرار کنی. اگه این کار رو بکنی، ممکنه دقیقاً همون‌جایی برسی که شروع کرده بودی. واسه همینه که بهش می‌گن چرخه زندگی، هی دور خودش می‌چرخه. می‌تونی مشکلاتت رو تو خودت مخفی کنی، ولی این کار ممکنه به افسردگی ختم بشه. گاهی وقتی یه تجربه اشتباه از آب درمیاد، بهتره همه چیز رو از صفر و با یه روش دیگه شروع کنی. در زندگی ما انسان‌ها هم بعضی‌ها همین کار رو می‌کنن؛ برمی‌گردن به ریشه‌هاشون تا زندگی از دست رفته رو بازیابی کنن. البته همه این‌ها رو گفتم چون این فیلم از یه اتفاق واقعی الهام گرفته.

به نظرم این فیلم خیلی بیشتر به فیلم استرالیایی «ردپاها» (Tracks) نزدیک بود تا فیلم «به سوی طبیعت وحشی» (Into the Wild). مشخصه که هم فیلم استرالیایی و هم این یکی درباره دو تا زن جوون هستن، اما نکته اینجاست که داستان به انگیزه‌های متفاوت اونا برای این سفر می‌پردازه. فیلم استرالیایی از نظر چالش‌های مسیر یه سر و گردن بالاتر بود و من از روایت گرفته تا فیلمبرداری، موسیقی و بازی‌هاش رو بیشتر دوست داشتم. چون هر دو بر اساس داستان واقعی بودن، به تلاش فیلمسازها برای به تصویر کشیدنشون احترام می‌ذارم و به اون دو بانوی باشکوه درود می‌فرستم. در هر دو فیلم، هر دو زن از نظر روانی تحت تاثیر دوران قبلی زندگی‌شون بودن که یکی از دلایل پناه بردنشون به طبیعت وحشی بود. حس می‌کنم فیلم «ردپاها» به جای این فیلم باید نامزد اسکار می‌شد.

> من همیشه دخترِ کسی، مادرِ کسی یا همسرِ کسی بودم.
> هیچ‌وقت نتونستم خودم پشت فرمان زندگی خودم بشینم.

سال ۲۰۱۴ برای ریس ویترسپون (Reese Witherspoon) سال فوق‌العاده‌ای بود. احیای دوباره دوران کاری با فیلم‌های بیوگرافی و الهام‌بخش در دورانی که فیلم‌های علمی-تخیلی و فانتزی همه جا رو گرفتن. اون سال محبوب منتقدها بود. یادتون باشه که برای بازیش تو این فیلم نامزد اسکار شد. چیزی که من رو ناامید کرد، بخش ماجراجویی فیلم بود؛ اون چیزی نبود که انتظار داشتم. سختی‌های مسیر در مقایسه با بقیه فیلم‌های سفر برای خودشناسی، اونقدرها به دل آدم نمی‌نشست. سنگینی کوله‌پشتی یا از دست دادن ناخن پا، تاثیر زیادی روی من نداشت چون اینا اتفاقات طبیعی این مسیر هستن. این مسیر PCT خیلی خوب برنامه‌ریزی شده و کوهنوردها تا حدودی با آذوقه‌هایی که در طول مسیر هست حمایت می‌شن. تنها کاری که باید بکنن دوری از حیات وحش و مراقبت از غریبه‌هاست. در مقابل، چیزی که تو فیلم دوست داشتم، کنار آمدن با افسردگی بود. بدون اون فلاش‌بک‌ها، این فیلم هیچی نداشت. واقعاً این داستان همه‌اش درباره شفای روحیه. دردی که با خودش حمل می‌کرد رو می‌خواست از بدن و ذهنش بیرون بریزد و این سفر بهش کمک کرد. نکته جالب اینه که من لورا درن (Laura Dern) رو از همه بیشتر تو فیلم دوست داشتم. هم شخصیتش و هم دیالوگ‌هاش خیلی الهام‌بخش بود. نامزدی‌اش برای نقش مکمل کاملاً حقش بود. می‌تونم این فیلم رو بارها و بارها فقط به خاطر اون ببینم. در کل دوستش داشتم ولی نه کاملاً. دلیلش هم فیلم «ردپاها» است. فکر کنم این فیلم بد موقعی اکران شد یا شاید من وقتی دیدمش که خاطره اون یکی فیلم هنوز تو ذهنم تازه بود. در هر صورت، موفقیت موفقیته و من به هر دو فیلم احترام می‌ذارم. چه از فیلم خوشتون بیاد چه نه، این یه بحث ثانویه است؛ ولی برای دیدن ماجراجویی خارق‌العاده یه زن معمولی، حتماً باید ببینیدش. ۷.۵ از ۱۰.

2015-06-30


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

«من در زندگی واقعی‌ام تنهاتر از اینجام. البته دلم برای دوستام تنگ شده، ولی اینجوری نیست که کسی تو خونه منتظرم باشه.»

تا الان ندیده بودمش چون بقیه بهم گفته بودن فکر نمی‌کنن فیلم خوبی باشه، ولی من واقعاً بدم نیومد. خوشم میاد که بر اساس یه داستان واقعیه و این به سفرش وزن و اعتبار می‌ده. اگه از فیلم‌هایی درباره خلوت با خود و تامل خوشتون میاد، این فیلم خیلی خوبیه.

2025-01-01