پنجاه سایه گری
آناستازیا استیل (Anastasia Steele)، دانشجوی ادبیات انگلیسی در دانشگاه ایالتی واشینگتن، به عنوان لطفی در حق هماتاقیاش کیت کاوانا (Kate Kavanagh)، میپذیرد که با یک میلیاردر به نام کریستین گری (Christian Grey) برای روزنامه دانشگاه مصاحبه کند. در طول مصاحبه، کریستین گری به آناستازیا علاقهمند میشود. مدت کوتاهی پس از آن، او به ابزارفروشیای که آناستازیا در آن کار میکند میرود و به او پیشنهاد میدهد که برای مقالهای که با او مصاحبه کرده بود، یک جلسه عکاسی انجام دهند. بعداً، گری او را به یک کافه دعوت میکند و همچنین نسخههای چاپ اول دو رمان توماس هاردی، از جمله «تس از خانواده دوربرویل» (Tess of the d'Urbervilles) را برایش میفرستد که در کارتی همراه آن، جملهای از کتاب درباره خطرات روابط نوشته شده است. پیگیریهای او در نهایت نتیجه میدهد و آناستازیا و گری رابطه عاطفی خود را آغاز میکنند. در طول رابطه پرفراز و نشیبشان، آناستازیا به تدریج از گذشته تاریک گری باخبر میشود و متوجه میشود که او نه برای هیچ زنی مناسب است و نه حتی برای خودش. اگرچه او از روابط جنسی خاص با گری لذت میبرد، اما احساس میکند باید قدمی بردارد که تمام قدرت و شجاعتش را میطلبد، چرا که کریستین گری مرد بسیار خطرناکی است.
سال انتشار: 2015 کارگردان: Sam Taylor-Johnson ژانر: Drama، Romance، Thriller نویسندگان: Kelly Marcel، E.L. James امتیاز: 4.2نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
راستش خیلی وقت بود فیلم به این بدی ندیده بودم. فیلمنامه واقعاً... احمقانه است و دیالوگها از اون هم بدتر. شخصیتها اصلاً باورپذیر نیستن. منظورم اینه که وقتی «گرگومیش» (Twilight) رو میبینی، کل داستان رو قبول میکنی چون فانتزیه و خب... فقط یه داستان احمقانه درباره خونآشامهاست، اما این یکی دیگه خیلیییی بد بود. من کتاب رو نخوندم ولی حدس میزنم مشکل فقط از فیلم نباشه و احتمالاً دارن چیزی رو اقتباس میکنن که از همون اول بد بوده. بدترین قسمتش اینه که من از بازی دورنان (Dornan) در سریال Fallen خوشم میاومد، اما این فیلم باعث شد بفهمم چقدر توانایی بازیگریاش محدوده. البته داکوتا جانسون (Dakota Johnson) خیلی بد نیست. بازیها قابل قبوله، مشکل اینجاست که آدم از چنین شخصیت احمقانهای متنفر میشه. این فیلم هم رفت توی لیست خیلی کوتاه فیلمهایی که وسطش جدی به فکرم رسید بیخیال تماشاش بشم. هرچند که متأسفانه ساعت دومش رو هم هدر دادم و دیدم.
2016-02-22
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
نامزدم طرفدار پر و پا قرص این فیلمهاست... و این رو فقط به این خاطر میگم که اون توی تشخیص فیلمهای اروتیک عامهپسند از من هم سختگیرتره. پس خلاصه بگم که فیلم کاملاً نظرش رو جلب کرد. از طرف خودم، من یک شب توی فرودگاه لسآنجلس کتابش رو خریدم که موقع توقف پرواز بخونم، اما وقتی رسیدم به جایی که «گری» گوشی رو برداشت تا هلیکوپتر خبر کنه و شروع کرد به استفاده از اصطلاحات راننده کامیونها، خوندن رو ول کردم. نه! دیگه نمیتونستم ادامه بدم! راستش بعد از اون صحنه اصلاً نمیخواستم فیلم رو ببینم. اما بیاید صادق باشیم، شما برای دیالوگ یا داستان پای تماشای این فیلم نمیشینید. شما به خاطر صحنههای جنسی میبینیدش. و بین تمام قسمتها، این یکی واقعاً بیشتر از همه حق مطلب رو ادا میکنه. و برخلاف بقیه دنبالهها، ادعا نمیکنه که درباره چیز دیگهایه. خودش رو به عنوان فیلمی درباره سکس فانتزی تبلیغ میکنه و دقیقاً هم همون رو تحویل میده. پس ده ستاره. دقیقاً همون چیزیه که ادعا میکنه و به قولش عمل میکنه.
2023-01-13
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من هیچوقت کتاب رو نخوندم و دیویدی این فیلم هم سالها توی کارتن بود تا اینکه اخیراً فهمیدم نامزد اسکار و گرمی شده و گفتم یه شانسی بهش بدم. داستان درباره «آناستازیا» (داکوتا جانسون) هست که میره با یه میلیاردر خوشتیپ به اسم «کریستین» (جیمی دورنان) توی دفتر لوکسش مصاحبه کنه. یه کم لاسزنی پیش میآد و اونم خیلی واضح نشون میده که علاقهمنده - اما دختر، وقتی میفهمه که ابزارهای فانتزی گری چه معنایی دارن، حسابی غافلگیر میشه! چیزی که در ادامه میبینیم، به نظرم یه تلاش خیلی لوس برای ساخت یه فیلم نیمهپورن بود که جذابیتش در حد بیرون گذاشتن سطل زباله دم دره! دورنان ظاهر خوبی داره، اما به جز اون، ما با یه سری صحنههای بیروح، با تولید ضعیف و نورپردازی بد طرف هستیم که تا ابد کش میان. اصلاً لازم نیست بازیگری یا فیلمنامه رو نقد کنیم، چون اصلاً مهم نیستن. این فقط یه تلاش ضعیف برای سرگرم کردن یا شوکه کردن (یا هر دو) بود که در هیچکدوم موفق نشد. تحریککننده؟ اصلاً - فقط خستهکننده. هلیکوپتر قشنگی داشت ولی آهنگش هم هیچکدوم از اون جایزهها رو نبرد.
2024-06-03
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم «پنجاه طیف خاکستری» دقیقاً همون چیزی بود که انتظار داشتم. امیدوار بودم خیلی لوس و آزاردهنده نباشه، اما دقیقاً همینطوره. انصافاً بخوام بگم، جزو فیلمهای خیلی خیلی بد دستهبندیاش نمیکنم، اونم فقط به خاطر دو بازیگر اصلی و موسیقیاش (که الان دیگه خیلی معروفه). شیمی بین داکوتا جانسون و جیمی دورنان به اندازه کافی خوب هست؛ اونا بازیگرهای خوبی هستن و میتونن لحظات کسلکننده زیادی رو قابل تحمل کنن. تنها مشکلی که باهاشون دارم لهجه دورنان هست. من اون رو با صدای ایرلند شمالیاش میشناسم، برای همین حرف زدن آمریکاییاش یه کم برام غیرطبیعی بود. البته این فیلمی هست که عمدتاً درباره سکسه، که فکر کنم بخشهاییاش اوکی باشه ولی خیلی جاهاش باعث میشد حالم بد بشه یا احساس خطر کنم (که امیدوارم دومی هدف سازندهها بوده باشه). زمان فیلم باید کوتاهتر میشد، آدم حس میکنه شخصیتها مدام دور خودشون میچرخن - یه فیلم ۹۰ دقیقهای براش کافی بود. موسیقی فیلم واقعاً خوبه. اعتراف میکنم که از قبل آهنگهای الی گولدینگ و د ویکند رو دوست داشتم، و جالب بود که به فیلمی که باعث معروفیتشون شد وصلشون کنم. در کل، فیلم من نبود. ولی کنجکاوم بدونم چطوری تونستن این رو تا سه قسمت کش بدن.
2025-06-03