The White Queen
روایتی از یکی از دراماتیکترین و پرآشوبترین دوران تاریخ انگلستان. داستانی از عشق و شهوت، فریب و اغواگری، خیانت و قتل که به شکلی منحصربهفرد از دیدگاه سه زن متفاوت اما به یک اندازه سرسخت روایت میشود: الیزابت وودویل (Elizabeth Woodville)، مارگارت بیوفورت (Margaret Beaufort) و آن نویل (Anne Neville). آنها در مسیر دستیابی به قدرت، با دسیسهچینی، فریبکاری و اغواگری راه خود را به سوی تخت پادشاهی انگلستان باز میکنند. سال ۱۴۶۴ است، پیش از آنکه سلسله تودور بر کشور حکومت کند، و جنگی ویرانگر بر سر اینکه چه کسی پادشاه برحق است، سرتاسر انگلستان را در بر گرفته است. این یک نزاع تلخ میان دو شاخه از یک خانواده است: خاندان یورک و خاندان لنکستر. ادوارد چهارم، جوان خوشسیمای خاندان یورک، با کمک لرد وارویک ملقب به «شاهساز» که استاد فریبکاری است، به عنوان پادشاه انگلستان تاجگذاری میکند. اما وقتی ادوارد عاشق یک زن عامی زیبا از خاندان لنکستر به نام الیزابت وودویل میشود، نقشههای وارویک برای کنترل تخت پادشاهی نقش بر آب میشود. در ادامه، مبارزهای خشونتآمیز و پرمخاطره میان الیزابت، سرسختترین دشمنش مارگارت بیوفورت از خاندان لنکستر، و آن نویل که مهرهای در بازی قدرت پدرش است، در میگیرد؛ در حالی که هر یک از این زنان برای تصاحب تاج و تخت تلاش میکنند.
سال انتشار: 2013 کارگردان: ژانر: Drama، History، Romance امتیاز: 7.7نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**یک مینیسریال خوشساخت درباره زنان و نقش سیاسیشون در یکی از دورانهای پرآشوب تاریخ.**
من تا حالا چندتا سریال تاریخی دیدم و تقریباً همهشون به دلایل مشابهی متمایز میشن و توی تلههای یکسانی هم میافتن. مخصوصاً سریال معروف و موفق «تودورها» (The Tudors) و یکی دیگه که کمتر شناخته شده یعنی «بورجیاها» (The Borgias) رو یادمه. بعد از دیدن این سریالها، حس میکنم همهشون شبیه هم هستن، هرچند زمان، بستر، شخصیتها و جغرافیای متفاوتی رو روایت میکنن. حتی بعضیها میگن (و منم میفهمم چرا) که این مینیسریال (یک فصل، ده قسمت) پیشدرآمدی برای «تودورها» است. در واقع اینطور نیست، بازیگرها و عوامل فرق دارن، اما میتونست باشه.
دوره تاریخی که پوشش داده شده حدود سی ساله و با به تخت نشستن خاندان یورک توسط ادوارد چهارم شروع میشه. بخش زیادی از سریال روی شخصیت این پادشاه کاریزماتیک و فرمانده نظامیش، ریچارد نویل (ارل وارویک) تمرکز داره. با این حال، غذای اصلی این سریال، زنها و تواناییشون در تأثیرگذاریه: پادشاه یک ازدواج بحثبرانگیز با ایزابل ریورز میکنه که به منافع وارویک ضربه میزنه و باعث ایجاد رقابت بین خاندان نویل و ریورز میشه. «شاهساز» هم بعدش به فرانسه میره و جلوی یک زن قدرتمند دیگه زانو میزنه: مارگارت آنژو، همسر پادشاه برکنار شده که از روابطش با خاندان سلطنتی فرانسه برای جمعآوری پول و سرباز برای خاندان لنکستر استفاده کرد.
سریال به خوبی نشون میده که چطور حمایت اشرافزادگان بزرگ، مسیر حوادث رو تعیین میکرد. با وفادار موندن به کتاب فیلیپا گری، سریال به این خانمها اهمیت زیادی میده، مخصوصاً آن نویل. البته من به عنوان یک مورخ شک دارم که آن نویل واقعاً انقدر زن قدرتمند و تأثیرگذاری بوده باشه؛ به نظر میرسه اون بیشتر شبیه یک مهره پیاده در بازی قدرت بوده که حرف زیادی برای گفتن نداشته.
سریال از نظر فنی خیلی شیکه و از لوکیشنهای بلژیک به بهترین شکل استفاده کرده. لباسها هم عالی طراحی شدن، به جز نبود کلاه و پوشش سر که توی اون زمان بخش جداییناپذیر مد بوده. بازی ربکا فرگوسن (Rebecca Ferguson) واقعاً تحسینبرانگیز و متقاعدکننده است. بقیه بازیگرها هم تلاششون رو کردن، هرچند گاهی دیالوگها کمی لوس میشه یا رفتار شخصیتها بیش از حد امروزی به نظر میرسه. در کل سریال خوب و جالبیه و نسبت به «تودورها» در رعایت جزئیات تاریخی کمی بهتر عمل کرده.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
با برکناری هنری ششم، جنگهای رزها در قرن پانزدهم انگلستان با پیروزی یورکها به پایان رسیده و ادوارد چهارم جوان (با بازی مکس آیرونز) تخت رو تصاحب کرده. داستان از جایی شروع میشه که اون با الیزابت گری (ربکا فرگوسن) ملاقات میکنه و شیفته زیبایی و شجاعتش میشه و با وجود مخالفتهای ارل وارویک، باهاش ازدواج میکنه. اما ملکه شدن به معنی پذیرفته شدن توسط اشراف و خانواده سلطنتی نیست و همین موضوع باعث شروع دسیسهها و بازیهای سیاسی پیچیدهای میشه.
این دورهای از تاریخه که پر از توطئه و خیانته، جایی که قسم خوردن ارزش کمی داره و وقتی پای پادشاهی وسط باشه، خانواده حتی از اون هم بیارزشتر میشه. فرگوسن اینجا واقعاً درخشیده و شیمی بین اون و مکس آیرونز و جنت مکتیر (در نقش مادرش) خیلی خوب از آب دراومده. سریال ظاهر خیلی باکلاسی داره و با اینکه بخش زیادی از داستان بر اساس حدس و گمانه و شاید تاریخدانهای سختگیر رو راضی نکنه، اما یک درام تاریخی سطح بالا و جذاب درباره تلاش یک داستان عاشقانه برای بقاست.