اسپکتر
پیامی مرموز از گذشته، جیمز باند (James Bond) با بازی دنیل کریگ (Daniel Craig) را به ماموریتی خودسرانه در مکزیکوسیتی و در نهایت رم میفرستد؛ جایی که او با لوسیا سیارا (Lucia Sciarra) با بازی مونیکا بلوچی (Monica Belluci)، بیوه زیبا و ممنوعه یک جنایتکار بدنام، ملاقات میکند. باند به یک جلسه مخفیانه نفوذ میکند و از وجود سازمان شروری به نام «اسپکتر» (S.P.E.C.T.R.E) پرده برمیدارد. در همین حال در لندن، مکس دنبی (Max Denbigh)، رئیس جدید مرکز امنیت ملی، اقدامات باند را زیر سوال میبرد و ضرورت وجود سازمان MI6 به رهبری «ام» (M) با بازی رالف فاینز (Ralph Fiennes) را به چالش میکشد. باند به طور مخفیانه از ایو مانیپنی (Eve Moneypenny) و «کیو» (Q) کمک میگیرد تا دکتر مادلین سوان (Madeleine Swann)، دختر دشمن قدیمیاش آقای وایت (Mr. White) را پیدا کند؛ کسی که ممکن است کلید باز کردن گرههای شبکه اسپکتر باشد. مادلین به عنوان دختر یک آدمکش، باند را به شکلی درک میکند که دیگران نمیتوانند. همانطور که باند به قلب سازمان اسپکتر نزدیک میشود، به رابطه تکاندهندهای بین خودش و دشمنی که به دنبالش است، پی میبرد.
سال انتشار: 2015 کارگردان: Sam Mendes ژانر: Action، Adventure، Thriller نویسندگان: John Logan، Neal Purvis، Robert Wade امتیاز: 6.8نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اگه الان به عقب نگاه کنم، هیجانم برای اسپکتر (Spectre) یکم احمقانه به نظر میاد. بعد از اسکایفال (Skyfall)، کارگردان فیلم سام مندس (Sam Mendes) علناً گفت که دیگه فیلم باند نمیسازه. تازه، اسکایفال هم با هیچ معیاری بهترین فیلم باند نبود و خیلی بیش از حد طولانی شده بود. اما یه جورایی گول هایپِ دیدگاه مندس برای ادای احترام به باندهای کلاسیک رو خوردم؛ مخصوصاً با اون پوستر نمادین کریگ که ادای راجر مور رو درمیآورد و تریلرهایی که روی بازگشت به تمها و شرورهای قدیمی تاکید داشتن. اما اسپکتر هیچکدوم از اینها نیست؛ در عوض فیلمیه که حس میکنی همه عواملش فقط دارن وظیفهشون رو بدون هیچ ذوقی انجام میدن. اسپکتر خیلی تلاش میکنه ادای احترام به کلاسیکهای قدیمی جیمز باند باشه، اما در نهایت بیشتر شبیه مسخره کردن این سری فیلمها از آب درمیاد. اول از همه، فیلمنامه به طرز فجیعی ضعیف و پیشبینیشدنیه. باند از تیراندازی به تعقیب و گریز و بعد به صحنه جنسی میره و دقیقاً همون حرفها و کارهایی رو انجام میده که توی ۲۳ فیلم قبلی انجام داده بود. به جای یک داستان کامل، فیلم فقط مجموعهای از صحنههای اکشنه که خیلی شل و ول به هم چسبیدن. با اینکه بعضی از این صحنهها به تنهایی خوبن، اما تا به مبارزه دوم یا سوم برسید، نمیتونید جلوی خمیازهتون رو بگیرید. وقتهایی هم که خمیازه نمیکشید، دارید میخندید، اونم نه خنده از روی شادی! دیالوگها رسماً لوس و کلیشهای هستن. دیگه خبری از اون جذابیت نرم باند و تواناییش در نیش زدن به حریف با زبونش (به اندازه تفنگش) نیست. مثلاً یه جا بمب ساعتی پرتاب میکنه و میگه: «زمان چه زود میگذره!» باند توی یه ماموریت مخفیه که «ام» (جودی دنچ) از طریق یه پیام ویدیویی بعد از مرگش بهش سپرده. فیلم اصلاً تلاشی نمیکنه که مخاطب رو درگیر این ماموریت یا انگیزه باند برای پیدا کردن اوبرهاوزر (کریستوف والتز) کنه - که ظاهراً باز هم به پدرخوانده و دوران بچگیش ربط داره - اما هیچوقت برای داستان یا خود جیمز مهم به نظر نمیرسه. در همین حال، یه مدیر جدید به اسم مکس یا همون «سی» (اندرو اسکات) سعی داره تمام سازمانهای جاسوسی دنیا رو زیر یک شبکه نظارتی متحد کنه و با این کار برنامه دو-صفر رو منسوخ کنه. خوش به حالش، چون سام مندس خودش داره این کار رو براش انجام میده! با این حال، اسپکتر فیلم خوشساختیه. حدود پنج یا شش صحنه اکشن بزرگ داره که همهشون عالی فیلمبرداری شدن. اگه فقط تو حس و حال این هستید که مغزتون رو خاموش کنید و ویراژ دادن باند توی خیابونهای رم با یه آستون مارتین مدل اولیه رو ببینید، این فیلم برای شماست. اما همه چیز خیلی طول میکشه، که اگه اتفاق جالبی میافتاد مشکلی نبود، ولی تقریباً هیچ اتفاق خاصی نمیافته. باند توی یه موقعیت گیر میکنه و ازش خارج میشه، اونم در حالی که چندتا دیالوگ بیمزه و خندهدار میگه. دنیل کریگ هیچوقت به اندازه اسپکتر از شخصیت جیمز باند دور نبوده. باید بگم که من عاشق کریگ به عنوان بازیگر و جیمز باند هستم - اون باندِ مورد علاقه منه. اما اینجا، اصلاً شبیه جیمز باند نیست. مثلاً صحنهای که باند تفنگش رو میندازه توی رودخونه، اونقدر لوس و نمایشی انجام میشه که آدم خجالت میکشه. سخته بشه دقیقاً توضیح داد که کریگ کجای کار رو اشتباه رفته، اما وقتی ببینیدش، خودتون متوجه میشید. شاید سام مندس و نویسنده فیلم جان لوگان واقعاً موفق شدن یه ادای احترام کامل به دوران راجر مور بسازن؟ چون در واقعیت، هیچکدوم از اون فیلمها هم شاهکار نبودن. از اول تا آخر، اسپکتر حس فیلمی رو داره که انگار یه نفر فقط جاهای خالیِ یه فرمِ کلیشهای از صحنههای باند رو پر کرده و دعا کرده که وقتی میخونتش، یکم معنی بده.
2015-11-07
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خب، محبوبترین و سرسختترین جاسوس بریتانیایی سینما برگشته و جیمز باند افسانهای بیست و چهارمین حضورش رو روی پرده بزرگ در فیلم شیک و پرانتظار «اسپکتر» تجربه میکنه. طرفدارهای مامور ۰۰۷ در سراسر جهان طبیعتاً انتظارات خاص خودشون رو از ماموریتهای این جاسوس شیکپوش و مارتینیخور دارن. هر چی که طرفدارها برای قسمت بیست و پنجم در سر دارن، فعلاً باید به همین جریان محرک و پیچیدهای که در اسپکتر وجود داره بسنده کنن. دنیل کریگِ جدی و سختکوش برای چهارمین بار سوار بر اسب مراد شده تا نقش این ۰۰۷ زیرک رو بازی کنه. طبیعتاً طرفدارهای پر و پا قرص باند میتونن لیست فیلمهای کریگ رو ردیف کنن و اونها رو با هم مقایسه کنن. بعضیها ممکنه به اولین حضورش در «کازینو رویال» (۲۰۰۶) که یه معرفی فوقالعاده بود توجه کنن. در «ذرهای آرامش» (۲۰۰۸) اوضاع یکم قاطیپاتی بود و طرفدارها خیلی باهاش حال نکردن. خوشبختانه «اسکایفال» (۲۰۱۲) دوباره باند رو به اوج برگردوند. حالا «اسپکتر» (۲۰۱۵) سعی داره پیوندهای محکمی با ماجراجوییهای قبلی کریگ برقرار کنه. در واقع، اسپکتر یه یادآوری مفصل و هیجانانگیز از فیلمهای قبلی بانده که رگههایی از نوستالژی گذشته در تمام ارائهاش پاشیده شده. برای اکثر مخاطبها، اسپکتر صرفاً مثل یه پل برای رسیدن به قسمت بعدی عمل میکنه. صادقانه بگم، این فیلم همون ویژگیهای همیشگی که طرفدارها عاشقش هستن رو داره: سکانسهای اکشن نفسگیر، لوکیشنهای فوقالعاده، زنهای جذاب و فریبنده، تعقیب و گریزهای مجلل با ماشین، شرورهای بزرگتر از حد معمول و نوچههای وفادارشون، گجتهای تخیلی و تکنولوژیهای نوآورانه و بله... جیمز باندِ شکستناپذیر در خدمت شماست. با این حال، ایراد کوچیک اسپکتر اینه که میتونست خیلی بهتر از اینها باشه؛ گاهی اوقات حس میکنی فیلم فقط داره طبق یه فرمول تکراری جلو میره. البته اصلاً به سطح خستهکننده بودن «ذرهای آرامش» نمیرسه که خودش جای شکر داره. اسپکتر تجمل، رمز و راز، تعلیق و تنش رو در خودش داره. اما در کنار ویژگیهای جذاب (مثل سکانس افتتاحیه خیرهکننده در مکزیکوسیتی)، انتخاب آهنگ تیتراژ سام اسمیت به نام «Writing’s on the Wall» واقعاً جای سوال داره، چون اصلاً به فضای جیمز باند نمیخوره. حتی کسانی که طرفدار باند نیستن هم میدونن دوتا رکن اصلی این فیلمها، سکانس افتتاحیه و آهنگ تیتراژه. افتتاحیه عالیه، اما آهنگ سام اسمیت انگار مال یه برنامه تلویزیونی قدیمی دهه هفتاده! آدم دلش برای آهنگهای کلاسیک باند تنگ میشه. یه نکته دیگه اینکه تیپ و قیافه کریگ توی این فیلم خیلی شیکتر و «جیکیو» طور شده. از زمان راجر مور تا حالا، اینقدر لباسهای پر زرق و برق توی تن مامور ۰۰۷ ندیده بودیم. کریگ که همیشه به عنوان یه باندِ «کارگری» و خشن شناخته میشد، اینجا انگار داره توی سایه ظرافتهای کلاسیک قدم میزنه. در کل، حس و حال اسپکتر جایی بین اسطورهشناسی قدیمی و مدرن جیمز بانده. کارگردان سام مندس لحن درستی رو برای فیلم پیدا کرده و ارزشهای تولیدی فیلم، از طراحی صحنه گرفته تا لوکیشنها، واقعاً با شکوه هستن. هیچکس نمیتونه بگه اسپکتر از نظر بصری کم گذاشته. مندس هوشمندانه بازیگرهای اسکایفال رو هم برگردونده؛ دیدن رالف فاینز در نقش «ام» و بن ویشاو در نقش «کیو» واقعاً لذتبخش بود. در نهایت، طرفدارهای ۰۰۷ با دنیل کریگ و چهارمین حضورش در این فیلم پرجنبوجوش، پیوند خوبی برقرار میکنن. اسپکتر لحظات اوج و فرود خودش رو داره و گاهی معلوم نیست میخواد یه داستان مستقل باشه یا فقط یه ایستگاه برای مرور خاطرات گذشته. حکم نهایی اینه که اسپکتر در نهایت عطش شما رو برای دیدن جیمز باند شکستناپذیر سیر میکنه، چه بخواید با شهرت کلاسیکش تجدید دیدار کنید و چه دنبال یه تولید مدرن و هزارهسومی باشید. به قول کارلی سایمون، «هیچکس بهتر از او انجامش نمیدهد...» هرچند در دنیای جیمز باند، این بار میتونست یکم بهتر باشه.
2015-11-08
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه فیلم باندِ «استاندارد». تمام کلیشههایی که انتظار دارید توش هست، والتز یه شرورِ معمولی و قابلقبوله و سکانس افتتاحیه هم واقعاً تاثیرگذاره. چیز جدید دیگهای نداره...
2015-11-16
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
> شبیه فیلمهای معمولِ باند نیست، اما هنوزم سرگرمکننده است. چیزی که در مورد چندتا فیلم اخیر باند دوست داشتم این بود که از اون سبک همیشگی ۰۰۷ فاصله گرفته بودن، مثلاً دیگه بیش از حد به گجتهای جاسوسی تکیه نمیکردن. این تغییر از همون اولین روزی که دنیل کریگ نقش این جاسوس معروف رو گرفت شروع شد. به هر حال، اون آمادهترین (عضلانیترین) باندی هست که تا حالا دیدم و با اکران این فیلم داره ۱۰ سالگی حضورش رو جشن میگیره. اما سوال اینجاست که آیا فیلم دیگهای بازی میکنه یا کارش با این فرنچایز تموم شده؟ پایان گیجکننده فیلم این شک رو ایجاد میکنه. از نظر داستانی پایانش واضح بود، برای همین حس کردم یه جور خداحافظی برای کریگه. اما بعداً فهمیدم که منابع رسمی میگن باند ۲۵ هم با حضور او خواهد بود. «اسپکتر» سادهترین فیلم باندی بود که تا حالا دیدم، اما کیفیت ساختش اونقدر خوب بود که نمیشه ازش لذت نبرد. بازیگرها هم خوب بودن، هرچند نه اونقدر که انتظار داشتم. شاید خیلی از صحنهها برای یه فیلم باند معمولی به نظر میرسیدن و شبیه اکشنهای امروزی بودن، ولی اونقدرها هم که منتقدها میگن ناامیدکننده نبود. میدونید چی من رو ناامید کرد؟ وقتی گفتن حرف C مخفف چیه - واقعاً این بهترین کلمهای بود که در مقابل M (که انگار مخفف Moron یا احمقه) به ذهنشون رسید؟ به هر حال، فیلمهای جیمز باند همیشه بالا و پایین داشتن؛ فیلم قبلی یعنی «اسکایفال» یه بمب واقعی بود و حالا این فیلم در اون حد نیست. اما با تمام اکشنها و چرخشهای غیرمنتظرهاش، خیلی سرگرمکننده است. به عنوان یه فیلم جاسوسی خوب بود، اما به عنوان یه فیلم «باند» ممکنه یکم تو ذوقتون بزنه، پس بستگی داره چطوری بهش نگاه کنید. ولی راستش رو بگم، من لذت بردم. ۷ از ۱۰
2016-02-14
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
نقد کامل بدون اسپویل در وبسایت ما موجود است. «اسپکتر نمیتونه به اون پتانسیل عظیم روایت درگیرکننده و شخصیت منفی جذابش برسه، اما سام مندس هنوز هم موفق میشه یه فیلم جیمز باندیِ آبرومند بسازه. فیلمنامه با یه خط داستانی فرعیِ به شدت کسلکننده، مشکلات جدی ایجاد میکنه که روی ریتم فیلم (با اون زمان طولانیش) تاثیر منفی میذاره. علاوه بر این، حضور کمِ کریستوف والتز روی پرده، با وجود بازی درخشانش، واقعاً ناامیدکنندهست. خوشبختانه، صحنههای اکشنِ فکانداز، سطح فیلم رو بالا میبره و فیلمبرداری خیرهکننده (هویته ون هویتما) و بازیهای استثنایی هم به کمکش میان. رابطه شخصیتهای دنیل کریگ و لئا سیدو از نظر احساسی جذابه و باعث میشه ماموریت باند شبیه یه سفر شخصیِ جالب به نظر برسه. یکی از بهترین فیلمهای این فرنچایز جایی زیر این فیلمنامه آشفته دفن شده، اما چیزی که روی سطحه هم کلی نکات مثبت برای تحسین کردن داره.» نمره: B
2021-09-29
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
حالا که جودی دنچ از دنیای باند رفته، «ام» جدید (رالف فاینز) با فشار زیادی از طرف یه جوونِ نابغه به اسم «سی» (اندرو اسکات) روبروست تا برنامه ۰۰۷ رو تعطیل کنه و به یه سیستم بینالمللی و کامپیوتری برای جمعآوری اطلاعات تکیه کنه. نیازی به گفتن نیست که «۰۰۷» (دنیل کریگ) به این قضیه شک داره و بعد از یه تعقیب و گریز تا رم (از مسیر مکزیک) که حتماً میلیاردها هزینه داشته، سر از یه مجمع مخفی از جنایتکارهای بزرگ درمیاره که برای سازمانی به همین نام کار میکنن. در این مسیر، اون موفق میشه «کیو» (بن ویشاو) و «مانیپنی» (نائومی هریس) رو هم با خودش همراه کنه تا دخترِ دشمن قدیمیش «آقای وایت» رو پیدا کنه. این دختر - «مادلین» (لئا سیدو) - ممکنه بدونه چطور بهش کمک کنه تا قبل از اینکه دیر بشه، نقشههای این سازمان مخفی و مرگبار رو نقش بر آب کنه. صحنههای اکشن (طولانی) زیادی اینجا هست و گجتها هم خوب کار میکنن، اما داستان ضعیفه و شخصیتپردازیها لنگ میزنه. پویایی داستان فاقد حس خطره - ما از همون اول میدونیم کی پشت این نقشههای زیرکانه است و نه فاینز و نه اسکات چیز خاصی به فیلم اضافه نمیکنن. در واقع بازی دومی واقعاً ضعیفه. اون حس تهدیدی هم که قراره باشه، با حضور کمرنگ «هینکس» (دیو باتیستا) و کریستوف والتز اصلاً درنمیاد؛ حضور اونها اونقدر کمه که نمیتونه داستان رو قبل از اون پایانِ واقعاً مضحک نجات بده. سازندهها انگار مدام دارن سعی میکنن «باند» رو بازآفرینی کنن، بدون اینکه بفهمن هر چی بیشتر استانداردهای داستان رو فدا کنن و شخصیتهای کلاسیک رو ضعیف کنن، تاثیر این فرنچایز در بین بقیه فیلمهای این ژانر که نویسندگی قویتر و ستارههای جذابتری دارن، کمتر میشه. این فیلم از خیلی از کارهای دیگه دنیل کریگ کوتاهتره، که بابتش ممنونم چون از اول تا آخر یه اثر کاملاً متوسطه.
2022-10-22
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
کلمه «پیچیده و سردرگم» به ذهنم میاد، همینطور کلمه «غیرقابل تماشا». موقعی که اسپکتر اکران شد، من واقعاً از تصویرسازی دنیل کریگ که جیمز باندی بود که از جیمز باند بودن متنفره، خسته شده بودم. و حالا واقعاً ازش بدم میاد؛ یعنی قبلاً راجر مور باندِ مورد علاقه من نبود، ولی الان اون رو خیلی بیشتر از کریگ دوست دارم. اما... فیلمنامه کلاً داغون بود. فکر کنم سعی داشتن پیچ و خم به داستان بدن، اما توی هر پیچ فرمون رو اشتباه میچرخوندن، برای همین هیچکدوم از اون غافلگیریهایی که سعی میکردن بهت قالب کنن، جواب نمیداد. در نهایت این حس رو بهت میداد که فقط دارن برای گیج کردن مخاطب، داستان رو پیچیده میکنن، ولی بلد نبودن چطوری اون گیجی رو به یه حس معمایی تبدیل کنن. منظورم اینه که کریستوف والتز بازیگر بزرگیه، اما حتی اونم نتونست توی این داستانِ آشفته جای پای خودش رو پیدا کنه. اکشن فیلم هیچوقت هیجانانگیز یا حتی لذتبخش نبود... و همهی اینها این حس رو بهت میده که این یه فیلم بانده که توسط آدمهایی ساخته شده که یادشون رفته چطوری قصه بگن. و این با توجه به وضعیتی که سونی اون زمان داشت، کاملاً جور درمیاد؛ سال ۲۰۱۵ بود، درست قبل از دوران «داستان و شخصیتپردازی مهم نیست» در هالیوود. از اینجا به بعد فقط میتونه بدتر بشه.
2023-01-11
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**اسپکتر کلی استایل، کلاس، اکشن و لحظات تماشایی داره اما فیلم فاقد اون شور و اشتیاق کازینو رویال یا اسکایفال هست.** بعد از موفقیت وحشتناک اسکایفال، بازگشت سام مندس و معرفی کریستوف والتز به عنوان شرور داستان، انتظارات تا حد عجیبی بالا رفت. متاسفانه، این انتظارات اونقدر بالا بود که اسپکتر نتونست بهشون برسه. با اینکه داستان تلاش خوبی کرد تا همه فیلمهای باندِ کریگ رو به هم وصل کنه و یه مغز متفکر جنایی جدید رو معرفی کنه، اما کاملاً راضیکننده نبود و اون وزنی که انتظار میرفت رو نداشت. چندتا سکانس اکشن استثنایی وجود داشت، مخصوصاً صحنه افتتاحیه در مکزیکوسیتی که یکی از خیرهکنندهترین و تاثیرگذارترین صحنههای کل این فرنچایزه. مبارزه توی قطار با دیو باتیستا هم خیلی سرگرمکننده بود، اما بخش زیادی از اکشن فیلم انگار کنترلشده بود، مثل اینکه کریگ از این نقش خسته شده و دیگه نمیخواست توی بدلکاریها به خودش فشار بیاره. سیدو و بلوچی هر کدوم چیز جدیدی به نقش «باند گرل» اضافه کردن و عمق احساسیای رو نشون دادن که برای یه فیلم باند غیرمعمول بود. اسپکتر یه فیلم جاسوسی عالی و یه فیلم باندِ سرگرمکنندهست، اما متاسفانه در حد اون همه هایپ و انتظاری که براش ایجاد شده بود ظاهر نشد. بعد از اینکه کازینو رویال و اسکایفال خیلی فراتر از یه فیلم باند معمولی بودن، اسپکتر انگار به همون وضعیت موجود راضی شد (که هنوزم خوبه، اما همه مهرهها رو برای تبدیل شدن به یه اثر فوقالعاده داشت).
2023-02-11
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اسپکتر یه نگاه درونی به مشکلات فیلمهای مدرن باند داره. یعنی اینکه این فیلمها جواب نمیدن، چون ۰۰۷ درباره اکشن، مناظر عجیب و غریب، درخشش سینمایی، زنهای زیبا، گجتهایی که درست یا غلط کار میکنن و بیشتر از همه، درباره هوش، جذابیت و اتمسفره. مطمئن نیستم از کی فرمول فیلم از هیجانانگیز به کسلکننده تغییر کرد، احتمالاً حدود سال ۱۹۹۵، اما قبل از اون سال بود. و این تغییر باید به شکلی سازنده و جالب اتفاق میافتاد. در عوض، به یه کسالت مطلق تبدیل شد که حتی یک جنبه خوب هم نداره. انگیزه شخصیتها به جز ۰۰۷ اصلاً باورپذیر نیست. خلاقیت صفره. استراتژی صفره. دیالوگها نپختهست. این از تغییرات حدود سال ۱۹۷۰ انتظار میرفت، وقتی که صنف نویسندگان به شدت به استعداد و نویسندگی خوب حسادت کردن و فقط نویسندههای بیاسعداد رو بالا آوردن. و حالا همون نویسندهها شدن «داور» نویسندههای جدید؛ خدا به این فرهنگ رحم کنه. فرمت فیلم باید خیلی وقت پیش، حدود سال ۱۹۹۵، به «پسران و دختران ۰۰۷» تغییر میکرد، طوری که خود ۰۰۷ یه شخصیت پسزمینه باشه و بچههاش توی این دنیای «اکشن کمتر، کامپیوتر بیشتر» نقش اصلی رو داشته باشن. خیلی از ما این رو قبل از سال ۱۹۹۵ گفتیم. کاملاً واضح بود، اما ما توی دنیایی زندگی میکنیم که هالیوود در دهه هفتاد کاملاً به بیراهه رفت. «اسپکتر» با اون خط زمانیش یه جورایی این رو به ما نشون میده. باند با همون قدرت دشمن همیشگی روبرو میشه و با سیستمی میجنگه که عصر کامپیوتر رو میاره. شخصیت ۰۰۷ تنها چیزیه که توی این فیلمهای جدید نجات پیدا کرده. تقصیر دنیل کریگ نیست که گیر بدترین نویسندهها افتاده. کارگردانها هم که افتضاحن. حتی با وجود لوکیشنهای فوقالعاده، موفق میشن منظره رو بیروح جلوه بدن. آدم حس میکنه کارگردان واقعاً میگه: «چطوری میتونیم این منظره زیبا رو کسلکننده و افسردهکننده نشون بدیم؟ آهان! فهمیدم!» البته روزی میرسه که کریگ از این شهرت استفاده میکنه و فیلمهای واقعاً خوبی بازی میکنه که با اونها به یاد آورده بشه. این فیلم کلاً طبق فرموله. اکشنش بد نیست و به اندازه کازینو رویال افسردهکننده نیست، اما در کل کسلکننده و بیروحه.
2023-04-18
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
کلمات نمیتونن توصیف کنن که این فیلم چقدر خستهکنندهست.
2024-11-23