ربودهشده ۳
لیام نیسون در نقش برایان میلز، مأمور سابق عملیاتهای مخفی بازمیگردد. آشتی او با همسر سابقش که مدتها منتظرش بود، با قتل وحشیانه او به شکلی تراژیک پایان مییابد. میلز که لبریز از خشم است و برای این جنایت پاپوش برایش دوختهاند، فراری میشود تا از تعقیب بیامان سیا (CIA)، افبیآی (FBI) و پلیس بگریزد. برای آخرین بار، میلز باید از «مجموعه مهارتهای خاص» خود استفاده کند تا قاتلان واقعی را پیدا کرده، عدالت منحصر به فرد خود را اجرا کند و از تنها چیزی که اکنون برایش مهم است، یعنی دخترش، محافظت کند.
سال انتشار: 2014 کارگردان: Olivier Megaton ژانر: Action، Crime، Thriller نویسندگان: Luc Besson، Robert Mark Kamen امتیاز: 6.0نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
> اگر به عنوان یک فیلم مستقل به آن نگاه کنید خوب است، نه به عنوان بخشی از سری تیکن (TAKEN).
راستش فیلم بدی نبود، واقعاً از تماشایش لذت بردم. اما مرتبط بودن با «تیکن» و اینکه سومین فیلم این سری بود، نقطه ضعفش محسوب میشد. چون برخلاف دو فیلم اول، این یکی تا حدودی از تم اصلی فاصله گرفته بود. به جز بازیگران دو قسمت قبلی، داستان در فضای کاملاً متفاوتی اتفاق میافتد. در هر سه فیلم، تماس تلفنی بین پدر و دختر حفظ شد، اما به اندازه قسمت اول تأثیرگذار نبود و فقط به یک امضای تجاری برای این سری تبدیل شده بود. نیمه اول فیلم معما ایجاد میکند و نیمه دوم آن را حل میکند. همانطور که انتظار میرفت، ساختار کلی این سهگانه را داشت، اما یک چهارم پایانی شبیه به «مأموریت غیرممکن» شد. در فیلمهای «تیکن»، برایان میلز (شخصیت اصلی ما) به تنهایی کار میکند، اما اینجا او با یک متخصص تکنولوژی و دیگران تیم تشکیل داد. این خیلی جالب به نظر نمیرسد، حداقل سعی کردند با فیلم اصلی متفاوت باشند. برای طرفداران «تیکن» کمی ناامیدکننده است، اما اگر به عنوان یک فیلم اکشن تکقسمتی و مستقل به آن نگاه کنید، گزینه خوبی است. بله، اگر به این سری وصل نبود، میتوانست اکشن بهتری باشد. امیدوارم همانطور که گفتهاند، همه چیز همینجا تمام شود. به عنوان یک سهگانه شکست خورد، یا شاید بتوانیم به آن نمره ۵۰-۵۰ بدهیم. اما قسمت اول یک شاهکار و یک اثر جریانساز بود. ۶.۵/۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
لیام نیسون سرسخت و پرانرژی (در نقش برایان میلز، مأمور سابق سیا) برای سومین و ظاهراً آخرین بار در «تیکن ۳» به فرم مبارزه بازگشته است. این تریلر جنایی اکشنِ خسته و بیرمق توسط فیلمساز فرانسوی، اولیویه مگاتون («تیکن ۲»، «ترانسپورتر ۳») کارگردانی شده و نویسندگی آن بر عهده لوک بسون و رابرت مارک کامن بوده است. واضح است که نیسون و شرکا میخواهند آخرین قطرات باقیمانده از فرنچایز «تیکن» را بچلانند، چرا که این سهگانه با یک ناله خستهکننده به پایان میرسد. «تیکن ۳» که فاقد خلاقیت و دندان است و با باک خالی حرکت میکند، مسیر پرجنبوجوش خود را طی کرده تا نیسونِ سالخورده فقط هدف بگیرد، شلیک کند و چند نفر را به همان سبک تکراری لتوپار کند.
بعد از دو قسمت قبلی که لوکیشنهای خارجی پر زرقوبرق بخش مهمی از جذابیت دنیای «تیکن» بودند، «تیکن ۳» به حیاط خلوت تکراری لسآنجلس محدود شده که قطعاً فاقد هیجان عجیبوغریب و پویایی بصری مناظری مثل پاریس و استانبول است. در واقع، گفته میشود نیسون ایده بازی در «تیکن ۳» را رد کرده بود مگر اینکه موضوع آدمربایی دیگری در کار نباشد. هان؟ چرا از المان آدمربایی دوری کردید وقتی دقیقاً همان ترفندی بود که تجربه «تیکن» را ملموس و پر تپش میکرد؟ با این حال، این کوچکترین مشکل «تیکن ۳» است؛ فیلم درگیر مسخرهبازیهای ساختگی شامل تعقیب و گریزهای کلیشهای، تیراندازیهای سطحی و حضور بیشمار گانگسترهای روسی است که طبق معمول در فیلم رژه میروند. مهمتر از همه، حتی نیسون هم به نظر بیانگیزه میآید؛ برایان میلزِ رباتیک او فقط مراحل را طی میکند تا شاید نکته مثبتی در این ماجراهای اجباری پیدا کند که صحنه به صحنه به سختی جلو میروند.
اولین قسمت «تیکن» مخاطبان را غافلگیر کرد چون نیسونِ پخته را در نقش میلز نشان داد؛ یک سلاح انسانی سابق سیا که برای انجام وظایف پدرانهاش، قاچاقچیان آلبانیایی که جرأت کرده بودند دختر نوجوانش کیم (مگی گریس) را بدزدند، قلعوقمع کرد. در «تیکن ۲»، دشمنان سر میلز را در سینی میخواستند چون او قلمرو آنها را در راه نجات فرزندش ویران کرده بود. حالا میلز خودش را در معرض خطر میبیند، آن هم به خاطر قتل وحشیانه همسر سابقش لنور (فامکه یانسن). لسآنجلس گوش به زنگ باش... برایان میلزِ کلافه در حالت بقا قرار گرفته است. سوال اینجاست: خون چه کسی در این مسیر ریخته خواهد شد؟
قبل از مرگ بیدلیل لنور، او به دیدن همسر سابقش برایان رفته بود و احساسات بین آنها هنوز قوی بود. میلز هنوز به لنور علاقه داشت اما نمیتوانست به احساساتش عمل کند. لنور بیچاره در ازدواج فعلی ناموفقش با یک آدم پولدارِ نچسب به نام استوارت سنت جان (دوگری اسکات) گیر افتاده بود. در پی مرگ لنور، میلزِ پریشان و درمانده متوجه میشود که در چه دردسر بزرگی افتاده است. بله دوستان، به نظر میرسد میلز فراری است و باید بیگناهیاش را ثابت کند و قاتلانی که لنور را سلاخی کردند پیدا کند. میلز همچنین نگران محافظت از دختر دانشجویش کیم است. در این میان، بازرس ارشد پلیس لسآنجلس، فرانک دوتزلر (فارست ویتاکر، برنده اسکار) باید میلزِ سرکش را ردیابی کند و از ماجرای قتل لنور سر در بیاورد. میلز مثل همیشه زیرک و گریزپا نشان میدهد و ردپای همیشگیاش یعنی جنازههای لتوپار شده و گلولههای سرگردان را در خیابانهای پر هرجومرج کالیفرنیای جنوبی به جا میگذارد.
ظاهراً نوآوری جذابِ یک نیسونِ غولپیکر و میانسال که در صحنههای اکشن منفجر میشود، قبلاً جواب داده بود. بالاخره «تیکن» به تنهایی اعتبار نیسون را در گیشه احیا کرد و او را به یک قهرمان سینمایی برای جوانان و همسنوسالهای خودش تبدیل کرد. اما بار سوم دیگر خبری از آن جذابیت نیست. متأسفانه «تیکن ۳» به شکلی بیمغز اجرا شده و میلز یا سازندگان پشت این اثر توخالی، برای پایان دادن به این ماجرای جنایی سه قسمتی، به ته دیگِ ایدهها رسیدهاند. بیایید با واقعیت روبرو شویم... همه ما جذب این داستان اکشنِ به ظاهر پرضرب شدیم که دیگر آن گرمای ویرانگری را که زمانی با اعتماد به نفس کامل داشت، تولید نمیکند.
تیکن ۳ (۲۰۱۵) - ۱ ساعت و ۴۹ دقیقه
ستارگان: لیام نیسون، فارست ویتاکر، فامکه یانسن، مگی گریس و دوگری اسکات
کارگردان: اولیویه مگاتون
درجه سنی: PG-13
ژانر: اکشن و ماجراجویی / جنایی / معمایی
امتیاز منتقد: ۲ ستاره (از ۴ ستاره)
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
منتظر این فیلم بودم و باید بگویم که کمی ناامید شدم. یک فیلم اکشنِ به اندازه کافی خوب است اما فیلمنامه جای کار دارد. بخش بزرگی از فیلم واقعاً خوب است، اما صحنههای کلیدی وجود دارد که به نظر من فیلم را تا سطح یک اثر متوسط پایین میآورد. طرح داستان کاملاً کلاسیک است و نه خیلی هوشمندانه است و نه اورجینال. هالیوود وقتی میخواهد قسمت سوم یک سری را بسازد، تمایل دارد به المانهای «مطمئن» قدیمی تکیه کند. مثلاً قهرمان داستان توسط قانون یا دولت تعقیب شود، یا یکی از شخصیتهای اصلی (یا حداقل دوستداشتنی) کشته شود. در این فیلم هر دو کار را انجام دادهاند. نمیدانم چرا این همیشه راه حل استاندارد به نظر میرسد چون من اصلاً از آن خوشم نمیآید. آیا واقعاً مخاطبان عام سینما گول این فیلمنامههای ارزان را میخورند؟ حدس میزنم همینطور باشد چون این فرمول بارها و بارها تکرار میشود. خب، من در جایگاهی نیستم که سلیقه دیگران را قضاوت کنم و اگر حسابدار صنعت سینما بودم، وظیفهام این بود که تا حد ممکن پول در بیاورم، فارغ از اینکه فیلم خوبی میشود یا نه. اما من نیستم. من مصرفکننده فیلم هستم و نظر شخصیام این است که این المانهای داستانی خیلی دمدستی هستند و واقعاً به سلیقه من نمیخورند. اما خب، این فقط نظر من است.
به هر حال، فیلم واقعاً بد نیست. یک اکشنِ قابل قبول است و در کل بازی لیام نیسون را دوست دارم. او همان قهرمانِ نیمهغمگین، ساکت و از همه مهمتر، بزنبهادری است که من میپسندم. او تقریباً تنها کسی است که فیلم را سرپا نگه داشته. البته شاید این حرف کمی بیانصافی باشد؛ فارست ویتاکر هم کارش را خیلی خوب انجام میدهد. بقیه شخصیتها بیشتر نقش پرکننده دارند. شرور اصلی داستان خوب شروع کرد اما هرگز فرصت درخشش پیدا نکرد و صحنههای پایانی و رویارویی بزرگ... خب، بگویم افتضاح بود بهتر است. این ما را به مشکل اصلی من با فیلم میرساند. تا اینجای کار، لیام نیسون واقعاً نقش یک ماشین کشتار بزرگ و ماهر را بازی میکرد. نحوه ورود او با کمک دوستانش به مخفیگاه دشمن شاید خیلی نوآورانه نبود (قبلاً مشابهش را دیده بودیم) اما حداقل حرفهای بود. اما بعد از آن، فیلم تبدیل به یک جوک مسخره شد. نه تنها قهرمان ما با یک کلت کوچک وارد یک دژ مستحکم میشود، بلکه هر بار که موفق میشود یک اسلحه درست و حسابی از دشمنانِ به شدت بیعرضه بگیرد، آن را دور میاندازد و دوباره یک کلت کوچک برمیدارد. آخه چرا...؟ بعد هم آن مبارزه بزرگ و مسخره در پایان که شرور داستان با لباس زیر این طرف و آن طرف میدود. واقعاً خجالتآور بود. شاید میتوانستم با قضیه لباس زیر کنار بیایم اگر لیام نیسون ناگهان تمام حرفهایگریاش را از دست نمیداد. جدا از سندروم اسلحه کوچک که گفتم، او فقط اجازه میدهد این دیوانه او را بزند تا اینکه در آخرین لحظه، به طرز معجزهآسایی حالش خوب میشود و پیروز میشود. چند جرقه کوچک از هوشمندی در کل صحنه وجود داشت اما هرگز از آنها استفاده نشد. در کل، میگویم این یک فیلم اکشنِ نسبتاً خوب و سرگرمکننده بود اما انتظار بیشتری از آن داشتم. اگر یک سوم پایانی فیلم با دو سوم اول همخوانی داشت، امتیازم بالاتر میبود. شاید لیام نیسون با وجود اینکه خیلی دوستش دارم، ستاره آنقدر بزرگی نباشد که نقشهایش را خودش انتخاب کند، اما باید بگویم که باید کمی وسواسیتر عمل کند و قبل از امضا کردن، فیلمنامه را بخواند.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
میتونم با ۴۷ تا کات و دوربین لرزانی که به زور میخواد بدوئن بلد نبودن لیام نیسون رو مخفی کنه کنار بیام. میتونم با قضیه اجتنابناپذیرِ «پول بیشتر یعنی انفجار بیشتر!» در اینجور فرنچایزها کنار بیام. حتی میتونم به خودم فشار بیارم و با حذف شدنِ زودهنگام یکی از بازیگران زن محبوبم که «تیکن ۳» بابتش اینقدر فحش خورد کنار بیام. اما چیزی که نمیتونم تحمل کنم اینه که فیلم در نیمه دوم چقدر احمقانه میشه. هر پنج دقیقه یک بار من یا هماتاقیام مجبور بودیم سر چیزهایی که روی پرده اتفاق میافتاد داد بزنیم «چی!؟» و به تصمیمات مختلف احمقانه و بیمعنی که گرفته میشد بد و بیراه بگیم.
_امتیاز نهایی: ۱.۵ ستاره از ۵: خستهکننده و ناامیدکننده. تا جای ممکن ازش دوری کنید._
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تیکن ۳ سعی میکند زاویه جدیدی به این فرنچایز بدهد و از «مأموریت نجات» همیشگی به یک تریلر در سبک فراری تغییر مسیر دهد، اما خیلی موفق نیست. داستان در مقایسه با دو قسمت اول ضعیفتر به نظر میرسد و به پیچشهای قابل پیشبینی و نبود تعلیق واقعی تکیه دارد. فیلمنامه در اتصال منطقی داستان مشکل دارد و باعث میشود فیلم بیشتر شبیه یک دنباله غیرضروری باشد تا یک پایانبندی مناسب. کارگردانی به شدت بر کاتهای سریع و سکانسهای اکشن لرزان تکیه دارد که گاهی اوقات باعث میشود فیلم بیشتر آشفته به نظر برسد تا هیجانانگیز. برخی لحظات خوب هستند، اما بقیه انگار فقط برای رفع تکلیف ساخته شدهاند. لیام نیسون هنوز هم بازی محکمی ارائه میدهد و با حضور همیشگیاش فیلم را جلو میبرد، اما بازیگران مکمل کار خاصی برای ارتقای فیلم انجام نمیدهند. فیلمبرداری معمولی است و برجسته نیست، و صحنههای اکشن از تدوین بیش از حد رنج میبرند که دنبال کردن آنها را سخت میکند. موسیقی متن بد نیست اما چیز ماندگاری ندارد. با اینکه لحظات سرگرمکنندهای وجود دارد، اما فیلم فاقد اجرای دقیقِ اولین تیکن است و در نهایت به یک اثر فراموششدنی در این سهگانه تبدیل میشود. ارزش یک بار دیدن را دارد، اما چیز خاصی نیست.
2025-03-12