تاماهاوی استخوانی

تاماهاوی استخوانی

پس از آنکه یک قانون‌شکن ناخواسته گروهی از ترگلودیت‌های آدم‌خوار را به شهر آرام وسترن «برایت هوپ» هدایت می‌کند، این هیولاها چندین شهرک‌نشین، از جمله همسر یک دامدار محلی را می‌ربایند. دامدار، با وجود پای آسیب‌دیده‌اش، به یک گروه نجات کوچک متشکل از کلانتر، معاون مسن او و یک هفت‌تیرکش مصمم می‌پیوندد. آنچه در پی می‌آید، سفری به جهنم روی زمین است، زیرا این گروه متوجه می‌شوند که با دشمنی روبرو هستند که وحشی‌گری‌اش حد و مرزی نمی‌شناسد. داستان فیلم در اوایل قرن بیستم در مرز تگزاس و نیومکزیکوی امروزی اتفاق می‌افتد.

سال انتشار: 2015 کارگردان: S. Craig Zahler ژانر: Drama، Horror، Western نویسندگان: S. Craig Zahler امتیاز: 7.1

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

مطمئناً استخوان اختلاف خواهد بود...
«تاماهاوک استخوانی» (Bone Tomahawk) که توسط اس. کریگ زالر (S. Craig Zahler) نوشته و کارگردانی شده، با بازی کرت راسل (Kurt Russell)، پاتریک ویلسون (Patrick Wilson)، متیو فاکس (Matthew Fox)، ریچارد جنکینز (Richard Jenkins) و لیلی سیمونز (Lili Simmons) ساخته شده است. موسیقی متن اثر زالر و جف هریوت (Jeff Herriott) و فیلمبرداری توسط بنجی باکشی (Benji Bakshi) انجام شده است.
آه، بله، ترکیب وسترن ترسناک، چیزی که در بهترین حالت هم به دست آوردنش بسیار دشوار است، و سخت‌تر از آن این است که اگر کسی نه ترسناک دوست داشته باشد و نه وسترن، او را به این زیرژانر ترکیبی جذب کنی! این فیلمی است که فروشش سخت است، اثری با اصالت خیره‌کننده، اما در عین حال شایسته ادای احترام، که حس می‌کنید برای یک جامعه مخفی از طرفداران فیلم ساخته شده است. شاید جامعه‌ای شبیه قبیله ترگلودیت‌ها که بر جنبه ترسناک این داستان خاص تسلط دارند.
داستان در غرب وحشی می‌گذرد، جایی که پس از مجموعه‌ای از اتفاقات، سه نفر از زندان محلی توسط اعضای قبیله ترگلودیت ربوده می‌شوند، و چهار مرد برای مأموریت نجات راهی می‌شوند...
چقدر عالی است که روایتی پیدا کنیم که از اشاره به یکی از محترم‌ترین وسترن‌های تمام دوران نمی‌ترسد، اما در عین حال موجودیت خاص خود را دارد. «تاماهاوک استخوانی» بدون شک نظرات را قطبی خواهد کرد؛ کل بخش میانی شامل یک سفرنامه است که با شخصیت‌پردازی‌ها و نیاز به آماده‌سازی صحنه برای آنچه در یک‌سوم پایانی رخ خواهد داد، پمپاژ می‌شود. با این حال، حتی فکر کردن به اینکه بخش عمده این فیلم که شامل چهار سوار آخرالزمان است، صرفاً سینمای کند است، ناعادلانه است، زیرا کمدی سیاه در حال کار است – یک اسب نژادپرست؟ مطمئناً نه!
بنابراین فیلمنامه نه تنها با شوخ‌طبعی می‌درخشد، بلکه با درام نیز می‌تپد، درامی که از لجاجت انسانی ناشی می‌شود. چه مردانی که می‌دانند هر اتفاقی بیفتد، ممکن است به دلیل اشتباهات یا سوء مدیریت، یا فقط به خاطر رستگاری، با افتخار بمیرند، این مأموریت در ظاهر کاملاً احمقانه به نظر می‌رسد، اما در واقعیت چیزهای بیشتری در اینجا در جریان است.
و بدین ترتیب وحشت فرا می‌رسد، شخصیت‌ها به خوبی شکل گرفته‌اند، ما آن‌ها را می‌شناسیم و به آنچه برایشان اتفاق می‌افتد علاقه‌مندیم. دوست داشتن یا نداشتن بی‌ربط است، ما آن‌ها را لعنتی می‌شناسیم، بنابراین وقتی فیلم به اوج «فیلم درجه ب» خشمگین خود می‌رسد، فریاد زدن بر سر صفحه یا جمع شدن از درد به یک ضرورت تبدیل می‌شود. همانطور که وول خوردن...
«تاماهاوک استخوانی» با ریتم پیچیده، فیلمبرداری زیبا و اجرای فوق‌العاده توسط بازیگران درجه یکی که علاقه‌ای به صدرنشینی در تیتراژ یا شهرت پیاده‌روی مشاهیر ندارند، یک اثر کالت درجه یک است. زالر می‌تواند کسی باشد که باید زیر نظر داشت. ۹/۱۰

2016-02-14


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

**با وحشی‌ترین مردم بومی آمریکا آشنا شوید.**
این یکی از سه فیلم وسترنی بود که اخیراً پشت سر هم تماشا کردم. دو تای دیگر «رستگاری» (The Salvation) و «مرد خانه‌به‌دوش» (The Homesman) بودند. آن‌ها همه کاملاً با هم متفاوت بودند و من از تماشایشان لذت بردم.
نمی‌دانستم عنوان فیلم به چه معناست، اما قبل از تماشای آن متوجه شدم که به نوعی تبر مورد استفاده سرخپوستان آمریکایی اشاره دارد. بنابراین منتظر آن لحظه بودم تا بفهمم چرا فیلم این نام را دارد و سپس، اوه خدای من، بسیار شوکه شدم، تماشای آن بخش کاملاً ناراحت‌کننده بود. احساس کردم این یک نسخه وسترن از «تپه‌ها چشم دارند» (The Hills Have Eyes) است.
این یک فیلم جاده‌ای بود. سفر گروهی از مردم برای نجات کسانی که توسط برخی قبایل کوهستانی ربوده شده بودند. نجات، پرده سوم بود و بقیه فیلم در مورد این بود که چگونه آن‌ها به آن مکان دورافتاده می‌رسند. بدیهی است که ریتم کندی دارد، باعث می‌شود هر طور که می‌خواهید بنشینید، اما بعد از ۹۰ دقیقه بیشتر از قبل تمرکز خواهید کرد زیرا روایت پرتنش می‌شود. بهترین بخش فیلم که مخاطب در هر وسترنی به دنبال آن است، بالاخره فرا می‌رسد. ساده بود، اما بسیار قوی و آزاردهنده.
بازیگران نقطه قوت فیلم بودند، همه نقش خود را به بهترین شکل انجام دادند. حتی موسیقی و لوکیشن‌ها نیز بسیار زیبا و مناسب بودند. یکی از فیلم‌های وسترن نادری که دیده‌ام، با ترکیبی از وحشت و ترس. این ارزان‌ترین فیلم است و در عرض یک ماه فیلمبرداری شده، اما یک تولید خوب و فیلمی کاملاً غیرمنتظره است. احتمال ساخت دنباله وجود دارد، اما فکر نمی‌کنم ایده خوبی باشد مگر اینکه همان عوامل را حفظ کند. اگر با روایت کند مشکلی ندارید، از آن لذت خواهید برد. در مقایسه با شروع، وقتی تمام می‌شود، احساس رضایت خواهید کرد. این بزرگترین وسترن تمام دوران نیست، اما هنوز ارزش تماشا دارد. ۷/۱۰

2016-07-14


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

_**وسترن مستقل با ریتم آهسته و بازیگران باکیفیت که به اوجی قدرتمند می‌رسد**_
در دهه ۱۸۹۰، چهار مرد در جنوب غربی – یک کلانتر (کرت راسل)، معاون مسن او (ریچارد جنکینز)، یک هفت‌تیرکش (متیو فاکس) و یک سرکارگر گاوچران زخمی (پاتریک ویلسون) – راهی می‌شوند تا اسیرانی را که توسط یک قبیله مرموز و بی‌نام که چند روز با اسب فاصله دارند، ربوده شده‌اند، بازگردانند. لیلی سیمونز (Lili Simmons) نقش همسر دامدار را بازی می‌کند در حالی که دیوید آرکت (David Arquette) نقش یک قانون‌شکن بی‌ارزش را دارد. سید هیگ (Sid Haig) نقش کوچکی در افتتاحیه دارد.
«تاماهاوک استخوانی» (۲۰۱۵) برای یک وسترن مستقل که تنها ۱.۸ میلیون دلار هزینه داشته و در ۲۱ روز فیلمبرداری شده، بازیگران شگفت‌انگیز خوبی دارد. این اولین فیلمی بود که توسط اس. کریگ زالر نوشته/کارگردانی شد و او را به عنوان یک فیلمساز ماهر نشان می‌دهد، زیرا توانست با چنین بودجه کمی یک فیلم باکیفیت بسازد.
فیلم این اعتماد به نفس را دارد که وقت خود را صرف شخصیت‌های جالب و دیالوگ‌های روزمره سرگرم‌کننده کند، که یادآور تارانتینو است. لحظاتی از خشونت وجود دارد، اما این یک وسترن با ریتم آهسته است که به اوجی رضایت‌بخش می‌رسد. این یک وسترن منحصر به فرد است که سبک تارانتینو را با وسترن‌های واقع‌گرایانه روزمره مانند «مرد خانه‌به‌دوش» (۲۰۱۴) و فیلم‌های مستقل ترسناک و خشن مانند «گریه کن خون، آپاچی» (۱۹۷۰) ترکیب می‌کند. این فیلم از دو مورد آخر، به ویژه «گریه کن خون»، بهتر است، اما به دلیل کمبود بودجه کاملاً در حد و اندازه تارانتینو نیست. با این حال، خیلی هم دور نیست.
مدت زمان فیلم ۲ ساعت و ۱۲ دقیقه است و در مزرعه پارامونت، آگورا، کالیفرنیا فیلمبرداری شده است.
امتیاز: B+/A-

2020-11-23


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

زشت.
آنقدر چیزها برای دوست نداشتن، متنفر بودن، و/یا استفراغ کردن از این وحشت هولناک وجود داشت که کمی خجالت می‌کشم که چطور نمی‌توانستم صبر کنم تا کمی تنها شوم و «تاماهاوک استخوانی» را تماشا کنم. این یک فیلم وحشتناک و تهوع‌آور است که بیش از حد طولانی است، بیشتر خسته‌کننده است تا تعلیق‌آمیز، و صحنه‌ای دارد که مردی از خشتک تا چانه پوست سرش کنده می‌شود، خفه می‌شود و دو نیم می‌شود. فکر کردم کار گاومیش آبی در «اینک آخرالزمان» (Apocalypse Now) راحت‌تر بود.
این فیلم به طور مبهم «سیزدهمین سلحشور» (The Thirteenth Warrior) جان مک‌تیرنان را به یادم آورد (با کمی چاشنی «تلاش برای آتش»). در «سیزدهمین سلحشور»، یک دیپلمات عرب با بئوولف و گروهش همراه می‌شود. خون مانند سس اسپاگتی جاری می‌شود در حالی که «گیت‌ها» با قبیله‌ای از نئاندرتال‌های عنکبوت‌پرست می‌جنگند.
در اینجا، یک گروه کوچک از اهالی جنوب غربی دهه ۱۸۹۰ برای یک مأموریت نجات به بیابان‌های بدنامی می‌روند که توسط دسته‌ای از «ترگلودیت‌ها» اداره می‌شود.
در حالی که مک‌تیرنان روایت را با سرعتی استخوان‌شکن پیش می‌برد، «تاماهاوک استخوانی» استخوان‌ها را خرد می‌کند، پوست سر و اندام تناسلی را می‌بُرد و دوست داشتن شخصیت‌ها را تقریباً غیرممکن می‌سازد.
کرت راسل (Kurt Russell)، مردی که صدایش به اندازه نگاه سردش خشن است، آنقدر خویشتن‌دار است که آتشی که در «تومبستون» (Tombstone) به ارمغان آورد، تقریباً خاموش شده است. حدس می‌زنم فیلم سعی کرده قهرمانان را ناقص و باورپذیر نشان دهد، اما ما از قدم زدن بی‌پایان در مناطق دورافتاده جنوب غربی خسته می‌شویم در حالی که شخصیت‌ها از زبان‌های قدیمی استفاده می‌کنند.
همانطور که این را می‌نویسم، کم کم نظرم در مورد بی‌مزگی شخصیت‌ها تغییر می‌کند. شاید آن‌ها به روش خودشان، ضدقهرمانان طبقه کارگر باشند، اما من فقط کمی وحشی‌گری بیشتر از طرف «آدم‌های خوب» می‌خواستم.
حالا دکمه «ارسال» را می‌زنم و امیدوارم همسرم برای شام اسپاگتی درست نکرده باشد.

2023-02-02