جنگ ستارگان: آخرین جدای
استاد جدای در تبعید، لوک اسکایواکر (Luke Skywalker)، با بیمیلی تلاش میکند ری (Rey) جوان و امیدوار را در مسیر نیرو هدایت کند، در حالی که لیا (Leia)، پرنسس سابق که اکنون ژنرال شده، سعی میکند باقیمانده نیروهای مقاومت را از چنگال بیرحم و مستبد «محفل اول» (First Order) نجات دهد.
سال انتشار: 2017 کارگردان: Rian Johnson ژانر: Action، Adventure، Fantasy نویسندگان: Rian Johnson، George Lucas امتیاز: 6.8نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
قبل از اینکه برم «آخرین جدای» رو ببینم اونقدر چت کرده بودم که واقعاً معجزه بود فهمیدم چطوری باید وارد سالن سینما بشم. با بچهها حسابی بنگ زدیم، اونقدر که قشنگ حس میکردم مغزم داره ذوب میشه. یه جا یکی پرسید «ما کجاییم؟» و در حالی که من داشتم فلسفی به قضیه فکر میکردم، یکی دیگه اشاره کرد که تو پارکینگ سینما هستیم و تازه دوزاریمون افتاد که اومدیم «آخرین جدای» رو ببینیم! اصلاً تو حال خودم نبودم، واسه همین از روش همیشگیم استفاده کردم؛ عینک دودی زدم و یه عصای سفید دستم گرفتم که مثلاً بگم یه آدم نابینای بیچارهام که داره تلوتلو میخوره تا کسی نفهمه چقدر پاتیل هستم. معمولاً این کار رو برای رد شدن از سکیوریتی کنسرتهای راک انجام میدم و اصلاً به ذهنم نرسید که آخه یه آدم کور که نمیتونه فیلم ببینه! ولی خب جواب داد و نشستیم رو صندلیهامون. یه مشت بچه روانی پشت سرمون نشسته بودن و هی لگد میزدن به صندلیم، هی لگد، هی لگد... منم درِ نوشابه خانوادهام رو باز کردم و همینطوری از پشت شونهام پاشیدم عقب. بنگ! صاف خورد به هدف! جوجهفکلیها در حالی که غرق نوشابه چسبناک شده بودن با نقنق و عصبانیت رفتن پی کارشون و ما هم بهشون میخندیدیم و میگفتیم «بازندهها»، خیلی حال داد! بعد فیلم شروع شد. صداش عالی بود ولی تصویر خیلی تاریک بود، هیچی معلوم نبود. شروع کردم به داد زدن که «نور رو زیاد کنید! نور رو زیاد کنید!» و منتظر بودم بقیه هم باهام همصدا بشن، ولی بعد فهمیدم هنوز عینک دودیِ مخصوصِ کورها رو چشممه. برداشتمش و بله، تصویر شفاف شد. یه نبرد فضایی بزرگ داشت اتفاق میافتاد، ما هم ویپهامون رو درآوردیم و شروع کردیم به کام گرفتن. دوستدخترم هی پیام میداد و غر میزد که سر راه واسش نوار بهداشتی بخرم. وات د فاک؟؟ بهش پیام دادم پاشو از اون جای گندهات و خودت برو بخر. بعدش یه رگبار پیامهای چرت و پرت اومد که تو آشغالی و تو فلان و بهمانی... منم یه عکس از باسنم واسش فرستادم، زنیکه فلانفلانشده. خلاصه، ظاهراً از نظر اون مسئول سالنِ اسکل، این کار «نمایش غیراخلاقی» بود و خلاصه مجبور شدیم از سینما بزنیم بیرون. موقع بیرون رفتن همون بچههای روانی رو تو لابی دیدیم که داشتن به ما میخندیدن و به ما میگفتن «بازندهها»... میخواستم وقتی اومدن بیرون حالشون رو بگیرم و حتی یه نقشه کشیده بودم که این بار با آب یخ خیسشون کنیم، ولی تهش دوباره رفتیم فضا و بعدش هم برگر کینگ.
2017-12-22
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
پسر بزرگم و البته خودم، خیلی وقت بود که میخواستیم این فیلم رو ببینیم، حتی قبل از کریسمس که توی ژنو اکران شد، ولی بلیطهاش کلاً فروش رفته بود (مگر اینکه میخواستی گوشهترین جای سالن بشینی). بالاخره برای دیروز بلیط گرفتم و... خب اینم از نظرات پراکنده من درباره فیلم. طبق معمولِ اینجور فیلمها که طرفدارهای زیادی دارن، صداهای مخالف هم زیاده. بعضیها ظاهراً اونقدر شاکیان که میخوان این فیلم کلاً از تاریخ حذف بشه. خب، نظر من اینه که این آدمها باید بزرگ بشن یا بیخیال بشن، یا هر دو. لوک دیگه اون پسر مزرعهدار جوونی نیست که برای نجات دنیا اینور و اونور میدوید. دنیای جنگ ستارگان و شخصیتهاش دارن تکامل پیدا میکنن و راه درستش هم همینه. وقتشه که نسل بعدی مشعل رو به دست بگیره. هم من و هم پسرم واقعاً از فیلم خوشمون اومد. بعد از اون اپیزودهای افتضاح ۱ تا ۳ (جار جار بینکس هنوز توی خواب دست از سرم برنمیداره)، واقعاً از فیلمهای جدید جنگ ستارگان لذت بردم. از «نیرو برمیخیزد» (The Force Awakens) خوشم اومد ولی قبول دارم که یکم شبیه بازسازی «امیدی تازه» (A New Hope) بود. این یکی نه تنها حس تکراری بودن نمیده، بلکه انگار فصل جدیدی رو توی دنیای جنگ ستارگان باز میکنه. جلوههای ویژه همونقدر خوبه که از یه فیلم جنگ ستارگان انتظار میره. داستان تازه و خوب پرداخته شده. قطعاً اسکار نمیبره ولی من دوستش داشتم. همهچیز رو جلو میبره و در عین حال فضای کافی برای اکشن و یکم طنز هم میذاره. شخصیتها تقریباً همگی خوبن و خوب بازی شدن. مشتاقم بیشتر ازشون ببینم، مخصوصاً ری (Rey) و پو (Poe). درباره فین (Finn) و رز (Rose) خیلی مطمئن نیستم ولی میشه باهاشون کنار اومد. کایلو رن (Kylo Ren) هنوز نتونسته جای دارث ویدر (Darth Vader) رو پر کنه ولی پتانسیلش رو داره. برخلاف اسنوک (Snoke)، فکر میکنم کایلو باید ماسک بزنه. دو تا شخصیتی که اصلاً خوشم نیومد ژنرال هاکس (General Hux) و دیجی (DJ) بودن. اولی که کلاً بیعرضه بود. نمیدونم قرار بود جنبه کمدی داشته باشه یا نه، ولی به نظر من نبودنش بهتر از بودنشه. دیجی هم که خب، فکر کنم قرار بود ازش بدمون بیاد که خب موفق هم شد، ولی اینجور آدمهای عوضی فقط رو اعصاب من میرن. توی فیلم ندیدیم که بمیره، پس اگه قراره برگرده، امیدوارم فقط برای این باشه که اون اشتباه رو جبران کنن... اونم به وحشیانهترین و دردناکترین شکل ممکن. البته چند تا سفینه جدید هم دیدیم و طبق معمولِ امپراتوری، هر چی بزرگتر بهتر... یا شایدم نه. درباره این طراحیهای جدید مطمئن نیستم. حداقل شبیه یه «استار دیسترویر» (Star Destroyer) بزرگشده نبودن. یه چیزی که توی اولین نبرد خیلی رو مخم بود، این بمبافکنهای به اصطلاح شورشیها بود. کدوم احمقی اینها رو طراحی کرده؟ از خیلی جهات غلط بودن. خود طراحیشون که مسخره بود. سرعتشون هم از یه کک روی قیر کمتر بود. جدی، بمبافکن فضایی که اینقدر آروم میره؟ اصلاً چرا باید توی فضا «بمبافکن» داشته باشیم؟ و بزرگترین سوتی این طراحی مسخره... انداختن بمبها به صورت عمودی؟ توی فضا؟ آخه چطوری سقوط میکنن؟ آره، موقع افتادن بمبها صحنه قشنگی بود... البته اگه دانش فیزیکت در حد یه سیاستمدار معمولی (و ظاهراً چند تا از کارکنان هالیوود) باشه. در هر صورت، روی هم رفته من و پسرم دو ساعت و نیم حسابی سرگرم شدیم. امیدوارم فیلم بعدی مسیرهایی که این فیلم باز کرد رو ادامه بده. باید بگم که آخر فیلم از وضعیت ضعیف نیروهای مقاومت یکم دلم سوخت، پس امیدوارم نویسنده بعدی این قضیه رو کش نده. یه راه برای نابود کردن جنگ ستارگان برای من اینه که اون رو تبدیل کنن به چیزی شبیه «Battlestar Galactica» که بازماندهها مدام در حال فرار از امپراتوری باشن. حالا وقتشه که مقاومت ضربه بزنه و ری (Rey) قدرتهای جدای خودش رو کامل کنه.
2017-12-27
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
چیزهای زیادی توی «آخرین جدای» هست که آدم عاشقشون بشه. تماشای این هشتمین فیلم از حماسه «جنگ ستارگان» واقعاً سرگرمم کرد، حتماً دوباره میبینمش، صحنههای واقعاً زیبایی داره و از این حرفها. اما کاملاً با فیلم موافق نیستم. فیلم برای تماشا کردن سرگرمکننده است و اگه به عنوان یه اثر مستقل بهش نگاه کنی، فیلم خوبیه، اما خیلی چیزها توش... بیمعنیه. نمیگم کل فیلم بیمعنی بود، حرفهای زیادی برای گفتن داره و جایگاهش به عنوان اپیزود هشتم درسته، اما لحظاتی توی فیلم شروع میشه که تا تیتراژ آخر عملاً به هیچجا نمیرسه و بینتیجه میمونه. فراتر از اون، فیلم سراغ ایدههایی از کل حماسه جنگ ستارگان میره و اونها رو هم بیمعنی میکنه. _امتیاز نهایی: ۲.۵ از ۵ - کلی بخش جذاب داشت، ولی در کل خیلی خوب چفت و بست نشده بود._
2017-12-29
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
واقعاً ناامیدکننده بود. قهرمانهای جنگ ستارگان عملاً زندگیشون رو هدر دادن و به هیچچیزی نرسیدن. به ما قول دنباله داده بودن ولی یه چیز تکراری تحویلمون دادن. من یکی که خیلی دوست داشتم ساخته شدن «جمهوری کهکشانی» در برابر تروریستهای باقیمانده از امپراتوری رو ببینم. به جاش، یه لوکِ شکستخورده، یه لیای شکستخورده و یه چوباکای بیخاصیت نصیبمون شد و یه اتحاد شورشی که انگار بعد از اپیزود ۶ هیچ کار مفیدی انجام نداده. راستش پذیرفتن اپیزودهای ۱، ۲ و ۳ به عنوان داستان اصلی برام راحتتر از این آشغاله. من که تو ذهن خودم تصمیمم رو گرفتم، این فیلمها اصلاً جزو داستان حساب نمیشن.
2017-12-31
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«آخرین جدای» با یه حس خیلی پرتنش شروع شد و حسابی حواس بیننده رو جمع کرد، از جمله خود من (من همه اپیزودهای جنگ ستارگان رو دیدم واسه همین این مدل سناریوها برام آشناست). این حس حماسی و تنشزا کل فیلم رو پر کرده بود، واسه همین حتی با اینکه یکم طولانیه، آدم خوابش نمیبره :) با این حال، صحنههای مربوط به ری (Rey) و لوک (Luke) توی اون سیاره جزیرهایِ دورافتاده خیلی آروم و عمیق بود. شبیه صحنهای بود که توی اپیزود قبلی لوک داشت از استاد یودا (Yoda) کمک میگرفت. اما این یکی پیچیدهتر به نظر میرسید، چون یودا هیچوقت حتی ذرهای هم پلید نشون داده نشده بود. یه جزئیات کوچیک که به نظرم اضافی و غیرقابلباور بود، زنده موندن پرنسس لیا (Leia) بود. چطوری پرواز کرد و برگشت به سفینه؟ تا جایی که من دیدم، هیچ دلیلی توی فیلم براش آورده نشد. این باعث میشه شک کنی که آیا اونم قراره کسی باشه که مثل یه جدای از «نیرو» استفاده میکنه یا نه، ولی خب فقط میتونی حدس بزنی. یه نقد جدی دیگه هم که داشتم درباره نقش کایلو رن (Kylo Ren) بود. اون شخصیت پیچیدهایه و من تا آخر داستان هم مطمئن نبودم به چی باور داره. اوج این پیچیدگی صحنهای بود که اسنوک (Snoke) رو کشت و کنار ری (Rey) جنگید و سعی کرد اون رو متقاعد کنه که برای ساختن «یه دنیای جدید» بیاد. اما این پیچیدگی خیلی راحت اومد و رفت. داستان دوباره به همون روال قدیمی برگشت و بن سولوی (Ben Solo) همیشه عصبانی و بیقدرت ما، دوباره همون نقش سادهلوحانه یه آدم بدِ کلیشهای رو بازی کرد. این نقش به اندازه کافی پیچیده طراحی شده، اما (در مقایسه با لرد دارث ویدر سابق) ثبات و پویایی لازم رو نداره.
2018-01-12
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
کلاً هر چی از لور (Lore) و قوانین دنیای جنگ ستارگان ساخته شده بود رو نابود کرد. نویسندههای این فیلم نه احترامی برای جنگ ستارگان قائل بودن و نه ذرهای خلاقیت توی وجودشون بود. حس میکردم دارم یه انیمه «شونن جامپ» میبینم، از بس که از شوخیهای لوس توی بدترین موقعیتهای ممکن استفاده کرده بودن. یه تلاش مذبوحانه بود برای کپی کردن از نویسندههای مارول که بدجوری هم شکست خورده بود. شکلی که لوک اسکایواکر (Luke Skywalker) رو نشون دادن افتضاح بود و داستان فیلم هم رسماً خستهکننده بود و اونقدر جاهای بیمنطق داشت که اگه بخوام لیست کنم، از طولانی بودن خوابتون میبره. مجبور شدم فیلم رو توی ۳ مرحله ببینم از بس که بد بود. دیزنی رسماً رید به جنگ ستارگان.
2018-03-26
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«آخرین جدای» قطعاً آخرین فیلم جنگ ستارگانیه که میبینم. همهچیز بد بود. داستان، انتخاب بازیگر، بازیگری، جلوههای ویژه، همهچیز... فقط ۲ ساعت از عمرم رو پس بدید... خواهش میکنم...
2018-03-26
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«بهترین نیست ولی قطعاً بیش از حد گنده شده»
در حالی که نیروهای شورشی سعی دارن از دست «محفل اول» فرار کنن، ری (Rey) از لوک اسکایواکر (Luke Skywalker) میخواد که راه و رسم «نیرو» رو بهش یاد بده. در همین حال کایلو رن (Kylo Ren) هنوز یه بچه ننه نقنقوئه. رایان جانسون (Rian Johnson) نویسنده و کارگردان، با وظیفه غولآسایی روبرو بود. دو سال پیش جی.جی. آبرامز (J.J. Abrams) با ساختن یه دنباله موفق برای جنگ ستارگان کار غیرممکنی انجام داد. جانسون باید اون رو با چیزی خلاقانهتر ادامه میداد چون بیایید صادق باشیم، «نیرو برمیخیزد» (TFA) یه کپی بود. اون تا حدی موفق میشه. وقتی فیلم شروع شد همه تشویق کردن. هیچچیزی بهتر از اون نوشتههای اول فیلم با آهنگ جان ویلیامز (John Williams) نیست. با اینکه شباهتهایی به «امپراتوری ضربه میزند» داره (صحنه اول، لوک توی یه سیاره دورافتاده) ولی «آخرین جدای» یه کپی نیست. جانسون یه داستان کموبیش اورجینال با شخصیتهای جدید و چند تا غافلگیری ساخته. اما مشکل بعضی از شخصیتهای جدید اینه که خیلی بهشون بها داده شده در حالی که هیچ کمکی به داستان نمیکنن. در بعضی موارد حتی رو مخ هم میشن. مثلاً بنیسیو دل تورو (Benicio Del Toro)؟ در همین حال، هیچ چیز جدیدی درباره شخصیتهایی که توی فیلم قبلی باهاشون آشنا شدیم نمیفهمیم. ری، فین و دامرون هنوز حس غریبه بودن میدن. ویلنها (شخصیتهای منفی) هم یه مشکل دیگهان. نمادینترین بخش جنگ ستارگان همیشه ویلنهاش بودن. دارث ویدر یه اسطوره است. امپراتور پالپاتین و دارث مال هم خیلی خفن بودن. بدون اینکه چیزی رو لو بدم، فکر کنم بشه گفت کایلو رن (که هنوز درگیر مشکلات مامان و باباشه)، پیشوای بزرگ اسنوک و ژنرال هاکس واقعاً ناامیدکننده هستن. البته این به معنی بد بودن فیلم نیست. با اینکه خیلی طولانیه ولی سرگرمکننده است. جلوههای ویژه و طراحی صحنههای نبرد عالیه و ظاهر کلی فیلم خیرهکننده است. استیو یدلین (Steve Yedlin) مدیر فیلمبرداری، کارش رو عالی انجام داده. نبرد نهایی فوقالعاده به نظر میرسه (اون ردههای قرمز روی دشتهای نمکی). با اینکه شوخیهای فیلم یکم زیاد بود، ولی چند تا صحنه واقعاً خندهدار داشت. «پورگها» (Porgs) هم که معلومه آینده درخشانی توی بازار عروسک و اسباببازی دارن. البته فاکتور نوستالژی هم هست. دیدن دوباره اون چهرههای آشنا و صدای لایتسیبر و جنگندههای TIE برای ما مثل موسیقی میمونه. از طرف دیگه، واضحه که جانسون و دیزنی میخوان مسیر جدیدی رو برن. اینکه این مسیر درسته یا نه رو زمان مشخص میکنه. با معرفی سهگانه جدید، آدم حس میکنه دارن از این برند شیردوشی میکنن. اونم به معنای واقعی کلمه. اون صحنه شیر دوشیدن دیگه چی بود؟ واقعاً ضایع بود. بزرگترین مشکل اینه که «آخرین جدای» رو خیلی گنده کردن. نقدهایی هست که میگن فیلم تاریکه و بهترین فیلم بعد از «امپراتوری ضربه میزند» هست. میدونم نظرها متفاوته ولی این فیلم حتی نزدیک به سهگانه اصلی هم نمیشه.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این یکی کل فرنچایز رو کشت! من از همون اول که جنگ ستارگان شروع شد داشتم میدیدمش، میرفتم سینما و لذت میبردم. عاشق سه تای اولی هستم. از پیشدرآمدها هم خوشم اومد. حتی اون فیلمهای بامزه «ایواک» (Ewok) رو هم با بچهها دیدم و دوست داشتم. این فیلمهای اخیر بگیر نگیر داشتن. اکثرشون قابل دیدن بودن، هرچند به گرد پای فیلمهای قدیمی نمیرسیدن. مطمئناً جلوههای ویژه عالیه، اما یه فیلم خوب به چیزی بیشتر از جلوههای ویژه و گریمهای باحال فضایی و چند تا دروید (ربات) بامزه نیاز داره. این فیلم واقعاً ناامیدکننده بود. همهچیز درباره شخصیتهای آشنا عوض شده بود و داستان اونقدر درگیر پیش بردن یه سری اهداف خاص بود که یادش رفت اون چیزی رو که ما به خاطرش به دیدن جنگ ستارگان میریم تحویلمون بده. در حال حاضر، اصلاً برام مهم نیست چه بلایی سر شخصیتهای جدید میآد و اون جنبه «مری سو» (شخصیت بیش از حد کامل و بینقص) دختر اصلی داستان (ببینید، حتی اسمش هم یادم نمیاد!) واقعاً رو اعصابه. این فیلم اونقدر بد بود که طرفدار دوآتیشه جنگ ستارگان توی خونه ما کلاً تماشای فیلم رو ول کرد و برای اولین بار، فیلم بعدی رو اصلاً ندید. پس تبریک میگم دیزنی؛ تو یکی از موفقترین فرنچایزهای تاریخ رو کشتی.
2018-12-16
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
عالی بود، تا اینجا یکی از محبوبترینهای من توی این مجموعه است. «جنگ ستارگان: آخرین جدای» ۱۵۲ دقیقه هیجانانگیز رو رقم میزنه! قبول دارم که شاید میتونست یکم کوتاهتر باشه، ولی شخصاً هیچجای فیلم حس نکردم که داره کش میآد. بازیگرها عالی بازی کردن، موسیقی و ظاهر کلی فیلم هم خیلی دلنشینه. دیزی ریدلی (Daisy Ridley) و جان بویگا (John Boyega) کارشون رو خوب انجام دادن و دوباره جذاب بودن، ریدلی مخصوصاً من رو تحت تاثیر قرار داد. از آدام درایور (Adam Driver) هم توی این فیلم خوشم اومد، و دیدن مارک همیل (Mark Hamill) و کری فیشر (Carrie Fisher) هم که همیشه لذتبخش است. در مورد تازهواردها، بنیسیو دل تورو (Benicio del Toro) و کلی ماری ترن (Kelly Marie Tran) عالی بودن. چند تا نمای فوقالعاده هم توی فیلم هست، کل سکانس آخر من رو به وجد آورد - یه بخش خاص با حضور لورا درن (Laura Dern) هست (حتی اگه شخصیتش در کل خیلی خوب نباشه) که واقعاً بینظیر به نظر میرسه. در کل، بعد از دیدن فیلم خیلی راضی بودم و حسابی سرگرم شدم. از نظر من که یه فیلم باکیفیته.
2021-02-05
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
از این بدتر نمیشد. ظاهراً اون دلقکی که این رو کارگردانی کرده، یه اپیزود خوب از «بریکینگ بد» رو ساخته بوده؛ یه چیزی بهم میگه بعد از اینکه این دلقک رو از سر صحنه انداختن بیرون، کلی ادیت و تدوین روی کارش انجام شده، چون اگه سبک کارش اینه، معلومه که اصلاً نه جنگ ستارگان رو میشناسه و نه بلده یه داستان منسجم تعریف کنه. تنها چیز خوب این آشغال، جلوههای بصریش بود ولی همین و بس. وقتتون رو تلف نکنید، آخرش مثل بقیه آدمهایی که توی سالن ما بودن فقط عصبی میشید. تا حالا ندیده بودم این همه آدم توی سینما یه فیلم رو هو کنن.
2021-06-05
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
بخشی از تعریف و تمجیدها، حداقل از طرف طرفدارها، به خاطر انحراف از سنتهای جنگ ستارگانه که راستش من از همون اول باهاش مشکل دارم. ما داریم این فیلم رو میبینیم چون میخوایم یه فیلم «جنگ ستارگان» ببینیم. و این انحراف از سنتها خیلی مسخره به نظر میرسه، مخصوصاً وقتی میبینی فیلم چقدر تلاش میکنه - مثل «نیرو برمیخیزد» - به نوستالژی تکیه کنه تا اون طرفدارهایی رو که وقتی فهمیدن «ری» (Rey) یه شخصیت کاملاً بینقص و همهچیزتمومه که همه بهش اعتماد دارن و با هیچ چالش واقعی روبرو نمیشه، از خودشون رنجونده بود، حفظ کنه...
...خلاصه، روی نوستالژی حساب باز کردن چون انگار هنوز هم قرار نیست به شخصیت اصلی یه چالش داستانی واقعی بدن تا به شخصیت و پیرنگ فیلم عمق بده. این روزها دیگه انگار مد شده که شخصیتها رو فقط برای شعار «تنوع» (Diversity) اینطوری بسازن. انگار سازندهها و طرفدارهای سیاسیشون فکر میکنن اگه شخصیت با چالشی روبرو بشه که بخواد بر اون غلبه کنه، از اهمیت سیاسی اون شخصیت کم میشه. و این درباره «آخرین جدای» کاملاً صدق میکنه. ری هنوز هیچ چالش واقعی نداره که بتونه حتی ذرهای تنش دراماتیک برای مخاطب ایجاد کنه. همه میدونن که اون بهترینه و به راحتی از پس هر چیزی که داستان جلوش بذاره برمیآد... و همین کار رو هم میکنه. و به همین دلیله که طرفدارها شخصیتش رو پس میزنن. این برای سینما خوب نیست.
اسکایواکر هم توی اپیزودهای ۱ تا ۳ همین مشکلات رو داشت، اما حداقل میدونستیم که اون قراره در پایان مسیرش شکست بخوره تا بعداً توی داستان لوک رستگار بشه. ری اونقدر بینقصه که هیچ تنش دراماتیکی توی صحنههای اون وجود نداره. اما نذارید این تنها چیزی باشه که فیلم رو براتون خراب میکنه. اون مسخرهبازی رادیویی اولِ «پو» (Poe) با امپراتوریِ قلابیِ جدید، کل فیلم رو به یه لودگی طولانی تبدیل میکنه. اون شوخیها اونقدر برای یه فیلم علمی-تخیلی بیربط بود که از همون اول فیلم رو کشت. اما طنز لوسِ خاله زنکی که فکر میکنه خیلی بامزه است هم انگار یه مد جدید برای اینجور فیلمها شده. پس فیلمها مجبورن برای بازاریابی به نوستالژی طرفدارهای دو سهگانه قبلی تکیه کنن... که در این مورد واقعاً جواب نمیده. نوستالژی فیلم بیشتر از نوع «یادتونه لوک اسکایواکر یه زمانی واسه خودش کسی بود؟» هست. از اون مدل نوستالژیهایی که به فرنچایز قدیمی و محبوب ارجاع میده، بدون اینکه واقعاً پویایی اون رو درک کنه.
توی «نیرو برمیخیزد» هم همین کلک نوستالژیک «یادتونه فلان اتفاق افتاد» رو زدن و مثل اون موقع، اینجا هم پیشزمینه و درک لازم برای اجرای درستش رو نداشتن. «سولو» (Solo) واقعاً اون آدم بدبین و بیاعتمادی نبود که باعث محبوبیتش شده بود. و توی این یکی، لوک اون قهرمانِ نقنقو و نقصدار ولی اخلاقگرای کلهشق نیست که بیش از حد توانش درگیر ماجرا میشه. نتیجهاش یه نوستالژی شده که فقط یه ارجاع خالیه. نوستالژیای که هیچ ایده واقعی نداره که داره به چی ارجاع میده، یا حداقل درکش از سطح فراتر نمیره. واسه همین شوخیها نمیگیره. واسه همین قهرمان با چالشی روبرو نمیشه و...
...فیلم به خاطر نبودِ چالش، هیچ درام واقعی نداره. واسه همین نوستالژی فقط در حد ظاهره و...
...نتیجهاش نوستالژیای میشه که بیشتر شبیه توهین به طرفدارهای قدیمیه که فیلم سعی داره جذبشون کنه. دیزنی به حرف طرفدارهایی که از «نیرو برمیخیزد» شکایت داشتن گوش نداد. اونها سرگرم برچسب زدن به کسایی بودن که عاشق فیلم نشده بودن. تمام چیزی که طرفدارها میخواستن یه داستان بود، همین، اونها چالش میخواستن، درام واقعی میخواستن. میخواستن شخصیتهایی که عاشقشون بودن، همون شخصیتها باشن. چیزی که به جاش گیرشون اومد شخصیتی بود که با خیال راحت وارد هر موقعیتی میشه و با سادگی بر هر سختی غلبه میکنه... با اینکه این شکایت اصلی بود. چیزی که گیرشون اومد قهرمانهای قدیمی بودن که دوباره مثل آدمهای غریبه رفتار میکردن. چیزی که گیرشون اومد یه فیلم بد دیگه بود.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
چقدر، چقدر ناامیدکننده بود. کایلو رن (Kylo Ren) که اصلاً ذرهای هم ترسناک نیست، ناوگان شورشیهای دربوداغان رو که تحت فرمان مامانش «پرنسس/ژنرال لیا» (Carrie Fisher) هستن، محاصره کرده و فقط «لوک» (Mark Hamill) که داره به «ری» (Daisy Ridley) آموزش میده تا جدای بشه، میتونه امیدوار باشه که جلوی نابودی کاملشون رو بگیره، چون تعقیب کهکشانیِ «محفل اول» داره ذرهذره باقیمانده ناوگانشون رو از بین میبره. در همین حال، «فین» (John Boyega) به همراه BB-8 که کل صحنهها رو به نفع خودش تموم میکنه، وارد یه ماموریت خیلی خطرناک میشن تا دستگاه ردیابی که اونها رو به خطر انداخته از کار بندازن. «جنگ ستارگان» اصلی (۱۹۷۷) احتمالاً محبوبترین فیلم کل زندگی منه، و این فیلم حتی شباهتی هم به اون نداره. البته چند تا نشونه از فیلم اول توش هست - حمله به «دردنوت» (Dreadnought) خیلی هیجانانگیزه، اما بقیه فیلم یه نسخه بدنویس و بدساخته که شخصیتپردازی رو فدای جلوههای ویژه کامپیوتری کرده. جلوههای ویژه عالیه، کلی تیراندازی لیزری داره، اما اون جذبه و کاریزما کجا رفته؟ هیچ خطری حس نمیشه - خط داستانی با کلی دستانداز جلو میره، اما شک زیادی درباره نتیجه نهایی وجود نداره. برای من (که عاشق شخصیتهای منفی هستم) این یعنی فیلم هیچ چیز جالبی نداره. بد نبود، دیدمش - به عنوان بخشی از یه ماراتن فیلم قبل از اکران قسمت آخر دیدمش، اما هر چی بیشتر میدیدم، کمتر چیزی ازش یادم میموند. واقعاً حیف.
2024-06-03
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«آخرین جدای» یه شاهکاره که اکثر طرفدارها موقع اکرانش نتونستن درکش کنن. این فیلم یه جواهر درخشان توی یه سهگانه پر از ایراد بود. جرئت داشت که متفاوت باشه، به شخصیتها پیچیدگی اضافه کرد، اونها رو انسانیتر نشون داد و درس ارزشمندی داد که ما با اشتباهاتمون تعریف نمیشیم، بلکه اونها فقط درسی هستن برای رشد ما. با داشتن بعضی از نمادینترین صحنههای کل جنگ ستارگان، مثل مبارزه توی اتاق تخت پادشاهی یا تقابل لوک، این فیلم حس یه دنباله واقعی برای سهگانه اصلی رو داشت. واقعاً حیف که مردم اینقدر از این فیلم انتقاد کردن، که بیشترش هم به خاطر نحوه نشون دادن لوک بود، و همین باعث شد بازخوردهای منفی بگیره. چون در قلب این فیلم، یه داستان زیبا با جلوههای بصری خیرهکننده و سکانسهای اکشن فوقالعاده نهفته است.
2024-06-24
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فکر کنم این اولین فیلمی بود که حس کردم شخصاً بهم توهین شده. این احتمالاً یکی از پر از کینهترین فیلمهایی بود که تا حالا دیدم. من حتی طرفدار جنگ ستارگان هم نیستم، فقط علمی-تخیلی دوست دارم. دلم میخواد تکتک دقیقههایی که برای دیدن این کثافت هدر دادم بهم برگرده. از رایان جانسون (Rian Johnson) خیلی بدم میآد، خیلی خیلی زیاد.
2025-11-17