The Fault in Our Stars
هیزل (Hazel) و آگوستوس (Augustus) دو نوجوان هستند که هر دو شوخطبعی تند و تیزی دارند، از قراردادهای معمول بیزارند و عشقی میانشان شکل میگیرد که آنها را به سفری فراموشنشدنی میبرد. رابطه آنها زمانی معجزهآساتر به نظر میرسد که بدانیم همراه همیشگی هیزل یک کپسول اکسیژن است، گاس (Gus) درباره پای مصنوعیاش شوخی میکند و آنها در یک گروه حمایتی برای بیماران سرطانی با هم آشنا شده و عاشق یکدیگر شدهاند.
سال انتشار: 2014 کارگردان: Josh Boone ژانر: Drama، Romance نویسندگان: Scott Neustadter، Michael H. Weber، John Green امتیاز: 7.6نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم خوبیه و به همه کسایی که سرطان دارن کلی روحیه میده.
2014-07-10
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
کارگردان احتمالاً بعد از موفقیتهای پشت سر هم حسابی رو ابراست. جالبه که هر دو فیلمش درباره نویسندهها بود، اما تم اصلیشون عاشقانه بود. اون فقط با دو تا فیلم، حالا کاری کرده که سینمادوستان مشتاقانه منتظر کار بعدیش باشن. این فیلم بر اساس رمانی نوجوانانه به همین نام ساخته شده که درباره یک بیمار سرطانی ۱۶ ساله است. هیزل گریس (Hazel Grace) که بین مرگ و زندگی دست و پا میزنه، در عین حال مبارز قدرتمندی در برابر تمام سختیهاست. وقتی مادرش اون رو به جلسات گروهدرمانی میفرسته، با آگوستوس واترز (Augustus Waters) آشنا میشه که اون هم عضو گروهه. از اونجایی که هیزل شخصیت کنایهآمیزی داره، واترز جذب شخصیت جالبش میشه. یه دوستی بینشون شکل میگیره و وقت بیشتری رو با هم میگذرونن. با اینکه میدونن آیندهای با هم ندارن، رابطه پیش میره و بقیه داستان هم که به پایانش ختم میشه.
معمولاً فیلمهایی با تم سرطان رو فیلمهای «اشکآور» مینامند. اما در کمال تعجب، هدف این فیلم متفاوت بود. البته که احساسات آدم رو درگیر میکنه، اما روایت داستان و شخصیتپردازی هدف اصلی بود. سهچهارم فیلم یه داستان خیلی خوب درباره عشق نوجوانانه بود. بعد از اون، ماجرا با یه چرخش داستانی شروع میشه که به سبک معمول به تصویر کشیده شده. مثل همه فیلمها، بخشهای احساسی رو گذاشتن برای آخر کار. ربع آخر فیلم خیلی قابل پیشبینی بود، اما تا جایی که میشد از کلیشهها دوری کرده بودن. «ظاهراً دنیا کارخونه برآورده کردن آرزوها نیست.» نقش والدین هم یه جورایی مرموز بود که ذهن بیننده رو از پیشبینیهاش منحرف میکرد. جالبه که یه سری شک و تردیدها هم ایجاد میکنه.
در مقایسه با فیلم قبلی یعنی «اکنون شگفتانگیز» (The Spectacular Now)، شیلین وودلی (Shailene Woodley) کاملاً متفاوت به نظر میرسید. یعنی تغییر فیزیکیش برای اینکه شبیه یه نوجوان ۱۶ ساله کامل بشه عالی بود. بازیش هم این حس رو منتقل میکنه که ستاره زن آینده هالیوود برای گرفتن جایزه اسکار در حال شکلگیریه. با این فرمون، اون میتونه مثل جنیفر لارنس (Jennifer Lawrence) موفق بشه. در مورد بازیگر نقش اول مرد هم، این یه جهش بزرگ براش بود و انتظار میره در فیلم بعدیش هم همین نتیجه رو بگیره. این فیلم که بالای ۲ ساعت زمان داره، محتوا رو خیلی هوشمندانه برش زده و در جای درست چیده بود. خیلیا موافق بودن که این یه اقتباس سینمایی عالی از کتاب بود. پس میتونید امتحانش کنید، اما حواستون باشه چون این روزها اکثر فیلمهای نوجوانپسند به خاطر جوگیر شدن مخاطبای نوجوان، بیش از حد گنده میشن. این هشدار فقط برای سن و سالدارها بود. مطمئنم جوونترها عاشق این فیلم میشن، یعنی اکثرشون.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خب، بله - فیلم کلیشهایه و بعضی جاها بیش از حد احساساتی و حالبههمزن میشه، اما در عین حال داستان تاثیرگذاریه درباره دو آدم مصمم که سر یه وعده غذایی ملایم از شیمیدرمانی با هم آشنا میشن. «هیزل» (شیلین وودلی) که هیچوقت بدون کپسول اکسیژن قابلحملش نیست، به یه گروه حمایتی میره و اونجا با «گاس» (انسل الگورت) آشنا میشه که ظاهراً بهبود پیدا کرده و برای حمایت از دوست صمیمی نابیناش «آیزاک» (Nat Wolff) اونجا اومده. هر دو یه جورایی از «روند درمان» بیزارن و عاشق مطالعه هستن. همین علاقه به مطالعه باعث میشه به نویسنده کتاب محبوبشون نامه بنویسن. اونا وقتی نه تنها جواب میگیرن، بلکه به یه سفر با تمام هزینهها به آمستردام دعوت میشن تا نویسنده رو ببینن، حسابی غافلگیر میشن! هیزل باید پدر و مادرش (لورا درن و سم ترمل) رو راضی کنه که این سفر شدنیه، و بعد راهی سفری میشن که اونا رو با ویلم دفو (Willem Dafoe) آشنا میکنه؛ کسی که واقعاً ایدهآلهاشون رو به چالش میکشه. بعد داستان یه چرخش دراماتیک پیدا میکنه و رابطه بین این دو نفر رو تغییر میده و از اینجا به بعده که بوی تند ملودرام بلند میشه و داستان کمی میره تو فاز اشک درآوردن. یه مقدار شیمی بین دو بازیگر اصلی وجود داره و «دفو» هم در اون یک یا دو سکانسی که هست خوب بازی میکنه، اما بقیه فیلم بیش از حد کش میاد. زمانش بالای دو ساعته و وقت خیلی زیادی صرف شخصیتپردازیهای بیروح شده. همه بازیگرها خوشچهره هستن و من از فیلم متنفر نشدم، فقط برای سلیقه من زیادی شیرین و رویایی بود. اگه کسی خواست متن تسلیت من رو باهام تمرین کنه، بهم خبر بده!
2024-03-14
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم «بخت پریشان» موفق میشه تعادل ظریفی رو برقرار کنه. فیلمی که روی یک موضوع سخت تمرکز کرده، اما از ایجاد حس ترحم اجباری دوری میکنه. قدرت روایت در رویکرد واقعگرایانه اون نهفته است. داستان که از رمان جان گرین (John Green) اقتباس شده، زندگی جوانانی رو بررسی میکنه که با صداقتی تازه و متفاوت، با بیماریهای جدی دست و پنجه نرم میکنن. کارگردانی تمرکز رو کاملاً روی شخصیتها نگه میداره و اجازه میده روابط و چالشهاشون به خوبی حس بشه. فیلمبرداری با اینکه ظریفه، اما دنیایی صمیمی و باورپذیر خلق میکنه. شیلین وودلی (Shailene Woodley) بازی قدرتمندی ارائه میده و با نمایش ظریف شخصیت هیزل، فیلم رو به دوش میکشه. انسل الگورت (Ansel Elgort) هم در کنار اون، یک رابطه عاشقانه باورپذیر و تاثیرگذار میسازه. حتی ویلم دفو (Willem Dafoe) در نقش کوتاهش، عمق بیشتری به کار اضافه میکنه. فیلمنامه یکی از نقاط قوت اصلیه که دیالوگهای واقعگرایانه و تاثیرگذاری داره. موسیقی متن هم به خوبی لحظات احساسی فیلم رو تقویت میکنه و به اتمسفر کلی کمک میکنه بدون اینکه روی روایت داستان سایه بندازه. در اصل، «بخت پریشان» فیلمی جذاب و گیراست که با موضوع حساسش با صداقت برخورد میکنه. داستانیه که به لطف بازیهای قوی، فیلمنامه خوشساخت و کارگردانی متفکرانه در ذهن آدم میمونه. این فیلم موفق میشه تجربهای تاثیرگذار خلق کنه که از کلیشههای معمول فیلمهای عاشقانه نوجوانانه فراتر میره.
2025-03-05