چیزهای تیز
کامی (Camille Preaker)، خبرنگاری که به تازگی از یک بیمارستان روانپزشکی مرخص شده، با یک ماموریت آزاردهنده روبرو میشود: او باید به زادگاه کوچک خود بازگردد تا قتل دو دختر نوجوان را پوشش دهد. سالهاست که کامی (Camille) به سختی با مادر عصبی و خودبیمارانگارش یا با خواهر ناتنیاش که به سختی او را میشناسد – دختری ۱۳ ساله و زیبا با نفوذی مرموز در شهر – صحبت کرده است. اکنون، کامی (Camille) که در اتاق قدیمیاش در عمارت ویکتوریایی خانوادهاش مستقر شده، خود را با قربانیان جوان همذاتپنداری میکند – کمی بیش از حد. او که توسط شیاطین درونی خود آزار میبیند، باید معمای روانشناختی گذشته خود را حل کند تا بتواند داستان را به دست آورد – و از این بازگشت به خانه جان سالم به در ببرد.
سال انتشار: 2018 کارگردان: ژانر: Crime، Drama، Mystery نویسندگان: Marti Noxon امتیاز: 8.0نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خب راستش من اولش فقط برای دیدن امی آدامز (Amy Adams) اینو تماشا کردم ولی معلوم شد که سریال بدی نیست، پتانسیل زیادی داشت، پر از رمز و راز و ماجراجویی بود. میتونم ببینم که این سریال خیلی پیشرفت میکنه ولی توصیه من اینه که فقط برای دیدن این سریال خاص HBO نگیرید، اما اگه از قبل HBO دارید حتماً یه امتحانی بکنید. من مثل همیشه عاشق امی آدامز (Amy Adams) بودم، اینجا هم عالی و خیلی خوبه. باید ببینیم از اینجا به بعد چه اتفاقی برای سریال میفته.
2018-07-14
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اسپویلر (جزئی): الیزابت پرکینز (Elizabeth Perkins)، بازیگر، در مصاحبهای با IMDB گفت که کارگردان اونقدر غرق در فضای سریال میشد که اغلب باید بهش یادآوری میکردن که یه داستانی هم هست و باید پیش بره! این تقریباً کل مشکل "اشیای تیز" (Sharp Objects) رو خلاصه میکنه. سریال اینقدر سرگردان بود و بارها در یک جا متوقف میشد که شبیه یه نقاشی طبیعت بیجان از یه شهر جنوبی در حال فروپاشی با یه عمارت قدیمی مخروبه و یه ماشین تنها (مال کامی (Camille)) بود که از یه خیابون متروک رد میشد. بازیها خوب بود؟ بله. فیلمبرداری زیبا بود؟ بله. به اندازه کافی جذاب بود که ۸ ساعت باشه؟ نه. یه داستان کارآگاهی نسبتاً معمولی بود با اون غافلگیری لازم در پایان. و منظورم صحنههای حین تیتراژ نیست که اینقدر سریع و به سبک MTV تدوین شده بودن که بیمعنی بودن. کشف کامی (Camille) قبل از تیتراژ مشخص کرد که قاتل واقعاً کیه. اینکه اونا کمک داشتن هم تعجبآور نبود. اینکه چرا تعجبآور نبود هم همینطور، هرچند بهش اشاره نشد ولی چند قسمت قبل هدف قرار گرفته بود: دختران مقتول به سادگی با بقیه جور درنمیاومدن. اونا متفاوت بودن. "دختران خوب" نبودن. در کل اگه یه اسپیلبرگ (Spielberg) کارگردانی رو به عهده داشت، سریال همه نقاط احساسی رو پوشش میداد و یه مینیسریال چهار ساعته میشد!
2018-08-29