شبی در موزه: راز لوح اسرارآمیز
در موزه تاریخ طبیعی، نمایشگاه جدیدی در حال رونمایی است. لری دیلی، مسئول نمایشگاه شبانه که به لطف لوح اخمنره مجسمههایش جان میگیرند، مدیریت مراسم را بر عهده دارد. اما وقتی اوضاع به هم میریزد، لری متوجه میشود که لوح در حال فرسایش است. او با تحقیق متوجه میشود که سیسیل، نگهبان سابق موزه، هنگام کشف لوح در محل حضور داشته است. سیسیل به لری میگوید که به آنها هشدار داده شده بود که جابجایی لوح میتواند به معنای پایان همهچیز باشد. لری میفهمد که این یعنی پایان جادو. او با اخمنره صحبت میکند اما او چیزی نمیداند و فقط پدرش، فرعون، از رازهای لوح باخبر است. لری متوجه میشود که فرعون به موزهای در لندن فرستاده شده، پس دکتر مکفی را راضی میکند تا او را به لندن بفرستد. او اخمنره را با خود میبرد، اما بقیه دوستانش مثل تدی روزولت، آتیلا، اکتاویوس و جددیا هم مخفیانه با او همراه میشوند.
سال انتشار: 2014 کارگردان: Shawn Levy ژانر: Adventure، Comedy، Family نویسندگان: David Guion، Michael Handelman، Mark Friedman امتیاز: 6.2نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خب، اینم از آخرین فیلم سهگانه. امیدوارم واقعاً آخریش باشه. چون وقتی قسمت اول اومد به نظرم ایدهی جالبی داشت، ولی قسمت دومش بدون هیچ ایدهی خلاقانهی جدیدی واقعاً بد بود. اصلاً منتظر قسمت سوم نبودم، ولی اومد و منم بهش یه فرصت دادم که فقط باعث ناامیدی شد. بن استیلر بازیگر خوب و کارگردان بزرگیه، این سهگانه فقط یه لکهی گذرا توی کارنامهش بود، وگرنه بابت قبول کردن این پیشنهاد سرزنشش میکردم. همونطور که میدونید این یه فیلم پربازیگره و از این بابت خیلی خوشحالم که رابین ویلیامز رو برای آخرین بار دیدم. چه بازیگر بزرگی بود، خوششانس بودیم که تو دورهی اون زندگی کردیم. نکته خندهدار اینه که من ریبل ویلسون رو با ملیسا مککارتی اشتباه گرفتم، ولی زود متوجه شدم. بقیه بازیگرها مثل ویلسون، کوگان، کینگزلی و بقیه هم چی بگم، حضورشون توی یه داستان ضعیف خیلی محدود و کمرنگ بود. این کانسپت تکراری واقعاً به یه ایدهی تازه نیاز داشت که نداشت. امیدوارم اگه ریبوتی در کار باشه، خلاقانهتر عمل کنن. مثلاً شاید بهتر باشه داستان توی استودیوهای هالیوود مثل مارول یا دیزنی اتفاق بیفته. چون من که عشق فیلمم، دوست دارم شخصیتهای محبوبم مثل گندالف خاکستری یا جوکر، یا هیولاهایی مثل گودزیلا و کینگکنگ رو ببینم که شبها زنده میشن. خیلی باحال میشه. در هر صورت، این فیلم فقط به یه سری دلایل خاص «بدک نبود». انتظار زیادی نداشته باشید چون ناامیدتون میکنه. ۵ از ۱۰
2015-04-03
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خیلی خیلی خندهداره!!! از فیلم خوشم اومد...
2015-04-15
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
شب در موزه: پایان. قسمت سوم - و احتمالاً آخرین قسمت - از سری محبوب «شب در موزه»، لری دیلی (بن استیلر) رو به ماموریتی میفرسته تا سنگ جادویی که به دوستای موزهایش جون میده رو نجات بده. پس راهی لندن میشه و اونجا شخصیتها و موجودات جدیدی به این بازی و سرگرمی اضافه میشن. راستش همهچیز خیلی پیشبینیپذیره و دقیقاً مثل یه فیلم تجاری عمل میکنه، اما مثل دو قسمت قبلی، کلی لحظات شاد برای بچهها داره و در کنارش یه سری بخشهای تاریکتر و شوخیهای تند و تیز هم برای بزرگترها گنجونده شده. چندتا حضور افتخاری (کامئو) باحال داره که یکیشون واقعاً عالیه. بازیگرهای قدیمی هم که هستن و دن استیونز هم در نقش سر لانسلوت بهشون اضافه شده. برای پایان یه سهگانه، میتونست خیلی بدتر باشه، اما با چندتا ایدهی خوب و روایت داستانی مناسب، در نهایت یه سر و گردن از فیلمهای معمولی بالاتره. البته این رو هم ثابت میکنه که دیگه وقتشه این فرنچایز تموم بشه. ۶ از ۱۰
2015-12-27
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
پنج سال طول کشید تا دوباره بازیگرها رو برای قسمت سوم دور هم جمع کنن. این بار انگار روزهای آخر عمر مجسمههاست. لوح «اخمنره» (رامی مالک) داره قدرتش رو از دست میده و اگه «دیلی» (بن استیلر) راهی برای شارژ کردنش پیدا نکنه، دوستاش برای همیشه به شکل پلاستیکی و کاغذی خودشون برمیگردن. این یعنی اون باید «مکفی» (ریکی جرویز) رو که خودش در آستانه اخراجه، راضی کنه تا بذاره برن موزه بریتانیا؛ جایی که شاید فرعون جوان بتونه با پدرش صحبت کنه و بفهمه این فرآیند برگشتپذیر هست یا نه. انگار همهی بازیگرها برای یه مهمونی خداحافظی دور هم جمع شدن و فیلم یه فضای شاد و شیطنتآمیز داره، هرچند همون سناریوهای قدیمی با شخصیتهایی که دیگه یکم تکراری شدن، دوباره اجرا میشه. با این حال، از قسمت دوم سرگرمکنندهتره و ماجراجوییش هم زندهتره. دن استیونز (اون چشمهای آبی رو ببینید!) قشنگ معلومه که از بازی در نقش سر لانسلوت لذت میبره و سر بن کینگزلی هم انگار به زور جلوی خندهش رو میگیره. خبری از خطر جدی یا ترس نیست، فقط یه سرگرمی گذرا که احتمالاً پایان این سری فیلمهاست. شاید یه نسل جدید از بچهها حالا خودشون برن موزه؟ امیدوارم.
2023-06-19