The Summer Book
داستان الهامبخش دختر جوانی و مادربزرگش را دنبال میکند که تابستان خود را در جزیرهای کوچک و غیرمسکونی در خلیج فنلاند میگذرانند.
سال انتشار: 2024 کارگردان: Charlie McDowell ژانر: Drama نویسندگان: Tove Jansson، Robert Jones امتیاز: 0.0راهنمای والدین The Summer Book
نقدها و نظرات
Brent Marchant (منتقد)
داستانهای بیننسلی که توی کتابها و فیلمها روایت میشن – مخصوصاً اونایی که به رابطهی عاطفی و قشنگ بین پدربزرگ/مادربزرگها و نوهها میپردازن – همیشه از محبوبترین آثار خانوادگی بودن؛ چون هم الهامبخش و دوستداشتنیان و هم درسهای بزرگی از زندگی رو به تصویر میکشن. یکی از آثار معروف توی این سبک، رمان «کتاب تابستان» محصول سال ۱۹۷۲ نوشتهی تووه یانسون، نویسندهی سوئدی-فنلاندیه که پایهی اصلی جدیدترین پروژهی سینمایی چارلی مکداول (Charlie McDowell) قرار گرفته. این داستان تخیلی که بر اساس اعضای خانوادهی خود یانسون نوشته شده، قصهی پدری رو روایت میکنه که تازه همسرش رو از دست داده (با بازی آندرس دانیلسن لی) و تابستون رو همراه با دختر کوچیکش، سوفیا (با بازی امیلی متیوز) و مادربزرگ دانا و پیرش (با بازی گلن کلوز، که به طرز عجیب و غریبی شبیه به نسخهی دوم خانم دابتفایر گریم شده!) در یک خانهی ییلاقی در جزیرهای دورافتاده در خلیج فنلاند میگذرونه. بخش زیادی از روایت فیلم شامل گفتگوهای سوفیا و مادربزرگش دربارهی سوالات بزرگ زندگیه (که خیلیهاشون به بزرگ شدن و پیر شدن مربوط میشن)؛ گفتگوهایی که بیشترشون توی گشتوگذارهای طبیعتگردی یا گپوگفتهای آخر شب در فضای صمیمی خونه شکل میگیرن. همچنین چندتا گفتگوی بزرگسالانه هم بین مادربزرگ و پسرش وجود داره؛ پسری که به وضوح داره با غم از دست دادن همسرش دستوپنجه نرم میکنه و به همین خاطر، ارتباط برقرار کردن با دخترش براش سخت شده.
قاعدتاً این پتانسیل وجود داشت که فیلم پر از لحظات خاص و بهیادماندنی بشه (هرچند اگه واقعبین باشیم، سوفیا توی این فیلم یکم بزرگتر از اونی به نظر میرسه که بخواد چنین سوالات بچگانهای بپرسه؛ سوالاتی که بیشتر به سنین پایینتر میخورن). اما متأسفانه این انتظارات بهندرت توی فیلم برآورده میشن؛ چون فیلمنامه به شدت ضعیف و کمملاته، لحن فیلم بیش از حد جدی و خستهکنندهست و پر شده از سوالات فرضی و بیپاسخی که به هیچجا ختم نمیشن و خیلی وقتها اصلاً ربطی به داستان ندارن. از طرفی، فیلم ساختار اپیزودیک داره و مثل ملغمهای از اتفاقات پراکنده و بیهدفه که هیچ عمق یا ارتباط معناداری با هم ندارن. واسه همین، فیلم بیشتر شبیه یه رمان نوجوانانهی ضعیف عمل میکنه که توش یه سری اتفاق تصادفی پشت سر هم میفتن تا مثلاً عمیق و پرمفهوم به نظر برسن، اما اصلاً اینطور نیست. موسیقی متن فیلم هم که بیش از حد دراماتیک و حماسیه، مدام این حس رو به بیننده میده که قراره یه اتفاق مهم بیفته (ولی باز هم هیچ اتفاقی نمیفته!) و در نهایت مخاطب رو ناامید و بیحوصله رها میکنه (قشنگ خوراک مسخره کردن توی برنامههایی مثل Mystery Science Theater 3000 هستش). تازه یه سری سکانسهای واقعاً عجیب هم بدون هیچ توضیح یا ربط خاصی توی فیلم چپونده شده؛ مثلاً اونجایی که مادربزرگ میره شنا کنه و بعد در کمال تعجب، لخت مادرزاد از آب میاد بیرون و توی جنگل قدم میزنه! (آخه چرا؟)
با اینکه باید اعتراف کنم کتاب اصلی رو نخوندم، اما نقدهای زیادی رو دیدم که میگفتن رمان اصلی احتمالاً گزینهی مناسبی برای اقتباس سینمایی نبوده؛ چون لحن کتاب خیلی ظریفتر، لایهلایهتر و عمیقتر از اونیه که بشه توی یه فیلم سینمایی به تصویرش کشید. با توجه به خروجی کار، به نظرم این حرف کاملاً درسته. فیلم «کتاب تابستان» شبیه اثریه که برای انتقال داستانش از کاغذ به پردهی سینما بدجور به دستوپا زدن افتاده؛ شاید برای کسایی که کتاب رو خوندن و دوستش دارن جذاب باشه، اما مخاطب معمولی رو سردرگم، کلافه و خسته میکنه، اونم با اون همه اصرار بیهوده روی عمیق بودن، اتفاقات مبهم و درامهای اغراقشده. واقعاً این از اون تابستونهاییه که آدم دلش میخواد هرچه زودتر تموم بشه.