آنورا
یک رقصندهی جوان اهل بروکلین با پسر یک الیگارش روسی آشنا شده و به صورت ناگهانی با او ازدواج میکند. زمانی که خبر به روسیه میرسد، داستان پریان او به خطر میافتد؛ چرا که والدین پسر راهی نیویورک میشوند تا این ازدواج را باطل کنند.
سال انتشار: 2024 کارگردان: Sean Baker ژانر: Comedy، Drama، Romance نویسندگان: Sean Baker امتیاز: 7.4نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
همهمون با این ضربالمثل قدیمی آشناییم که اگه چیزی بیش از حد خوب به نظر میرسه، احتمالاً یه جای کار میلنگه. این موضوع نه فقط توی زندگی روزمره، بلکه توی سینما هم صدق میکنه، همونطور که فیلم جدید شان بیکر (Sean Baker) نشون میده. این اثر مستقل که خیلی هم تحسین شده، ماجراهای یه رقصنده/کارگر جنسی بروکلینی (با بازی مایکی مدیسون) رو دنبال میکنه که عاشق پسرِ فوقالعاده پولدار، خودشیفته و بیمسئولیتِ یه الیگارش روسی (مارک ایدلشتاین) میشه. اونها با هم وارد یه داستان پریانِ خشن و عجیبوغریب میشن؛ یه رمانتیکِ تاریک که انگار روی استروئید و مواد مخدر بنا شده. رابطهی پرسرعتشون اونها رو به لاسوگاس میکشونه و به یه ازدواج برای گرفتن گرینکارت ختم میشه؛ ازدواجی که والدین مافیاییِ پسر (داریا اکاماسووا، الکسی سربریاکوف) میخوان به هر قیمتی باطلش کنن، حتی اگه مجبور بشن نوچههای دستوپاچلفتی و گردنکلفتشون رو بفرستن سراغ این دوتا مرغ عشق. اما رسیدن به این هدف سختتر از چیزیه که فکر میکردن. با شروع یه تعقیب و گریز، اتفاقات دیوانهواری میافته که پدر و مادر و دوستها رو عصبانی و سیندرلای قصهی ما رو ناامید میکنه، چون فکر میکرد این بار واقعاً بلیت بختآزماییش برده. با این توصیفات، آدم فکر میکنه فیلم یه کمدی پر هرجومرج و عالیه، اما متأسفانه فیلم فقط بعضی وقتها به اون پتانسیلش میرسه. درسته که یه سری بخشهای واقعاً خندهدار و خلاقانه داره، اما فقط نیمی از اوقات موفق عمل میکنه. علاوه بر این، بخش زیادی از داستان (مخصوصاً نیمهی اول) قابل پیشبینی و کلیشهایه و بعضی جاها بیدلیل طولانی میشه. راستش یکم برام عجیبه که این همه سر و صدا برای چیه، مخصوصاً اینکه نخل طلای جشنواره کن امسال رو هم برد. من خودم طرفدار کارهای بیکر هستم و از فیلمهای قبلیش مثل «رد راکت»، «پروژه فلوریدا» و «تنجرین» خیلی لذت بردم، اما واقعاً نمیفهمم این همه تعریف و تمجید برای این فیلم از کجا میاد. فیلم از جهات مختلفی خوبه، اما این فیلمساز قطعاً کارهای بهتری هم داشته. به نظرم گول این همه تبلیغات رو نخورید، چون این واقعاً یکی از اون مواردیه که «بیش از حد خوب به نظر میرسه که واقعی باشه».
2024-10-30
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«آنی» (مایکی مدیسون) توی نیویورک به عنوان رقصنده کار میکنه که رئیسش ازش میخواد بره و هوای چندتا مشتری روسی رو داشته باشه. اونجاست که با «وانیا»ی جوان (مارک ایدلشتاین) آشنا میشه. وانیا حسابی مست و پاته و پولش هم از پارو بالا میره. اون اولش فقط رقص میخواد، ولی بعدش بیشتر میخواد - که توی کلاب ممنوعه، برای همین دختره رو دعوت میکنه به خونهی لوکسش. آنی از شور و حال جوونی و البته پولِ وانیا خوشش میاد و بعد از چند روز و یه پالتوی پوست گرونقیمت و یه سفر به وگاس، با هم ازدواج میکنن. حالا پای شبکههای اجتماعی وسط میاد و مادرِ الیگارشِ وانیا میفهمه پسرش با یه کارگر جنسی ازدواج کرده. اونم که حسابی قاطی کرده، به آدمش «توروس» دستور میده گندکاری رو جمع کنه. توروس هم دوتا نوچهاش رو میفرسته به خونه و اونجاست که جهنم به پا میشه. «گارنیک» و «تام» فقط قراره این دوتا رو نگه دارن تا رئیسشون بیاد و ازدواج رو باطل کنه؛ اما آنی زیر بار نمیره و وانیا هم که کلاً گیج شده و اوضاع سریعاً به هم میریزه! فیلم با یه شروع قوی و رابطهی سرگرمکننده بین دوتا بازیگر شروع میشه که واقعاً معلومه دارن از بازیشون لذت میبرن. ایدلشتاین با انرژی و حرکات آکروباتیک بازی میکنه، کلی صحنهی جنسی هست و دیالوگهای بامزهای که روی تفاوتهای زبانی مانور میدن. اما وقتی فاز دوم فیلم شروع میشه، انگار نفسش میگیره. وانیا دیگه خیلی حضور نداره و داستان با تلاش نوچههای مهربون و دخترِ عصبانی برای رفتن به دادگاه، یکم از تب و تاب میافته. این وسط شاهد بازیهای اغراقآمیز از کاراگولیان و سناریوهای غیرمنطقی هستیم که باعث میشه پایان فیلم یکم ناامیدکننده باشه. با این حال، ساعت اول فیلم ریتم تندی داره و نگاه جالبی به تجارت جنسی و آدمهای توش میندازه. قطعاً ارزش یک بار دیدن رو داره، فقط حیف که تا آخرش با همون قدرت اولش پیش نمیره.
2024-11-14
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
آنورا فیلمیه که قوی شروع میشه و با یه مقدمهچینی جالب و ریتم خوب توی پردهی اول، آدم رو جذب میکنه. داستانی رو دنبال میکنه که شما رو درگیر نگه میداره و درام رو با یه طنز غیرمنتظره ترکیب میکنه. پردهی دوم یکم بیشتر از حد نیاز طول میکشه، اما معلومه که این کار عمدی بوده تا فضا رو بسازه و تمهای خاصی رو نشون بده. با اینکه ریتم فیلم آگاهانه کنده، اما گاهی حس میشه توی جاهایی گیر میکنه که عمق زیادی به شخصیتها اضافه نمیکنه. با این حال، روند فیلم جذابه، حتی اگه نتیجهاش اون چیزی نباشه که انتظار داشتید. کارگردانی شان بیکر قرصه و اون حس خام و مستندگونهای که به فیلم داده باعث میشه همه چیز واقعی و ملموس به نظر بیاد. اون میدونه چطور محیطهای روزمره رو زنده نشون بده و از نماهای طولانی به خوبی استفاده میکنه. فیلمبرداری هم به این موضوع کمک کرده و با نورپردازی طبیعی و دوربین روی دست، یه حس کنجکاویِ دزدکی به داستان داده. از نظر بصری کار تمیزیه، هرچند دنبال استایل خاصی نیست. مکثهای دوربین روی لحظات خاص به تمهای فیلم وزن میده، حتی وقتی فیلمنامه کاملاً اونها رو باز نمیکنه. مایکی مدیسون یه بازی درخشان ارائه داده و بار اصلی فیلم رو به دوش میکشه. اون یه انرژی چندلایه به نقش داده و شخصیتش رو در عین اعتمادبهنفس، آسیبپذیر نشون داده. بازیگرهای مکمل هم کارشون رو خوب انجام دادن، اما فیلمنامه عمق زیادی بهشون نداده. این یکی از نقاط ضعف فیلمه؛ با اینکه ایده و شخصیتهای جالبی میسازه، اما اونها رو کاملاً پخته نمیکنه. شما انگیزههاشون رو میفهمید، اما فراتر از اون چیزی نمیبینید. دیالوگها بعضی جاها تیز و برندهست ولی بعضی جاها انگار ناتمومه و باعث میشه تعاملات یکم توخالی به نظر بیاد. موسیقی و طراحی صدا هم ظریفن و بیشتر برای فضاسازی استفاده شدن تا خلق لحظات خاص. فیلم خیلی روی صداهای طبیعی محیط تکیه کرده که برای رویکرد واقعگرایانهاش خوب جواب میده. در کل، آنورا فیلمی با کارگردانی و بازیگری خوبه که شما رو سرگرم نگه میداره، اما پایانبندیش اونقدرها که باید محکم نیست. اگه دنبال یه داستان شخصیتمحور با حس و حال واقعی و بدون فیلتر هستید، ارزش دیدن داره، اما منتظر یه پایانبندی خیلی بزرگ نباشید.
2025-02-07
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«آنورا» واقعاً معرکهست! فیلم یه هرجومرج خالصه، راستش بعد از تموم شدنش به سکوت نیاز داشتم تا بتونم یکم آروم بشم. طبق معمول، من از اونهایی نیستم که بخوام درباره معنای عمیق و اینجور چیزها قضاوت کنم، اون رو میسپارم به بقیه؛ فقط میتونم بگم که خیلی حال داد و بینهایت دوستش داشتم. بازی مایکی مدیسون فوقالعادهست، واقعاً گل کاشته! ظاهراً قبلاً توی سه تا کار دیگه هم دیدمش (البته نقشهای خیلی کوتاهتر)، ولی اصلاً یادم نمیاومد - اما مطمئنم مدیسون رو بعد از این فیلم هیچوقت فراموش نمیکنم. عالی بود! جدا از ستارهی فیلم، مارک ایدلشتاین هم از نقشش نهایت استفاده رو کرده. مثلث کارن کاراگولیان، واچه توماسیان و یورا بوریسوف هم به عنوان مکملهای کمدی عالی بودن. الکسی سربریاکوف رو هم این سالها اینور اونور دیدم و همیشه همون نقشها رو بازی میکنه، ولی ازش خوشم میاد. ۱۳۹ دقیقه فیلم مثل برق و باد گذشت، که با توجه به ماهیت پر هرجومرجش تعجبی هم نداره. پیشبینی فیلم خیلی سخت نیست چون مدام منتظری که همه چیز به گند کشیده بشه، اما اینکه چطور به اون نقطه میرسه یه سفر وحشیانهست - سکانس پایانی هم واقعاً خاصه. هنوز سه تا از نامزدهای دیگه رو ندیدم، اما این فیلم جای «ماده» (The Substance) رو به عنوان فیلمی که بهش رأی بهترین فیلم میدم گرفت؛ نه اینکه خیلی برای این مراسمهای جوایز ارزش قائل باشم، ولی واقعاً فیلم خوبیه!
2025-03-01
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
امیدوار بودم خوب باشه، ولی نبود؛ فقط ۲ ساعت دعوای لفظی پر سر و صدا و آشفته بود.
2025-03-05
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
با وجود یه شروع خیلی سخت، «آنورا» در نهایت یه کاوش منحصربهفرد و سرگرمکننده از انسانیتِ پشت کار جنسی و پیچیدگیهای عشق، درد و تروما ارائه میده. توی سی دقیقهی اول که خیلی خستهکننده، رو اعصاب و بیهوده بود، نزدیک بود بیخیال فیلم بشم. اوایل فیلم پر از صحنههای جنسی بیمورد و تمرکز روی شخصیتهای نچسبیه که کارهای بیاهمیت انجام میدن. اما الان خوشحالم که از سینما بیرون نرفتم، چون نتیجهی نهایی واقعاً ارزشش رو داشت. وقتی به فیلم فکر میکنم، میفهمم که سبک و لحن نیم ساعت اول شاید خیلی آگاهانهتر از چیزی بوده که اول فکر میکردم. شان بیکر، نویسنده و کارگردان فیلم که به خاطر تواناییش در به تصویر کشیدن زندگی آدمهای حاشیهنشین با همدلی و پیچیدگی در فیلمهای «پروژه فلوریدا» و «تنجرین» شناخته میشه، انگار داره یه بیانیهی عمدی صادر میکنه. پردهی اول با تأکید روی نگاه سطحی و معاملهگرانه به کار جنسی، انگار عمداً میخواد بیننده رو پس بزنه تا نشون بده جامعه چطور این آدمها رو فقط در حد اشیاء جنسی میبینه که فقط برای استفاده، سوءاستفاده و دور انداخته شدن وجود دارن. این بخش طراحی شده تا بیننده رو ناراحت کنه، چون نقدیه به اینکه چطور به این آدمها به چشم انسان نگاه نمیشه. کارگرهای جنسی مثل آنورا معمولاً به عنوان مهرههای یکبارمصرف دیده میشن، نه افرادی با عمق و احساسات. وقتی فیلم وارد پردهی دوم میشه، جان میگیره و قلب تپندهاش نمایان میشه. تمرکز روی آنورا (مایکی مدیسون) میره، دختر جوانی از بروکلین که ناگهانی با ایوان (مارک ایدلشتاین)، پسر خوشگذران یه الیگارش روسی ازدواج میکنه. وقتی خبر به روسیه میرسه، زندگی جدیدش به خطر میافته. والدین ایوان عصبانی میشن و برای باطل کردن ازدواج به نیویورک میان. داستان شبیه یه کمدی رمانتیک ساده و لوس به نظر میاد، اما هرچی جلوتر میره لایههای بیشتری پیدا میکنه. بیکر در به تصویر کشیدن شخصیتهای حاشیهای استادانه عمل میکنه و آنورا هم مستثنی نیست. اون نقص داره، پیچیدهست و در تلاشش برای خوشبختی، امنیت و عشق، کاملاً انسانی رفتار میکنه. هرچی بیشتر باهاش آشنا میشیم، قدرت، انعطافپذیری و آسیبپذیریش بیشتر میدرخشه. این نشون میده بیکر چقدر شخصیتها و محیط زندگیشون رو خوب میشناسه. اونها هیچوقت کاریکاتور نیستن، بلکه آدمهای معمولی و قابل درکی هستن که توی شرایط سخت و گاهی تراژیک گیر افتادن. و به نظرم موفقیت اصلی فیلم همینجاست. این یه داستان جدیه که با ورود سه شخصیت جنایتکارِ دستوپاچلفتی، یه چرخش غیرمنتظره پیدا میکنه و انرژی و طنز لازم رو به فیلم تزریق میکنه. زاویهی کمدی فیلم عجیبه اما خیلی سرگرمکنندهست و تضاد خوبی با بخشهای دراماتیک و پر تنش ایجاد میکنه. طنز فیلم، تلخیهای داستان رو متعادل میکنه و یه تازگی خاص بهش میده که باعث میشه همراهی با سفر آنورا خیلی لذتبخشتر بشه. چیزی که واقعاً تماشاگرها رو به حرف مینداره، پایان فیلمه؛ جایی که فیلم بیشترین تأثیرش رو میذاره. حدس میزنم نمای آخر فیلم خیلی تحلیل و بحث بشه و شاید هم بد برداشت بشه، اما یکی از عمیقترین، غمانگیزترین و تاثیرگذارترین پایانبندیهایی بود که امسال دیدم. هشدار: پاراگراف بعدی داستان رو لو میده. اگه فیلم رو ندیدید نخونید. وقتی ایگور (یورا بوریسوف) و آنورا در پردهی آخر با هم هستن، این یه کلیشهی معمولی «نجات» یا «شوالیه با اسب سفید» نیست که توی فیلمهای رمانتیک میبینیم. تلاش غمانگیز و دردناک اونها برای صمیمیت، یه درک عمیق و عاطفی بین دو نفره که هر دو به یه شکل از این دنیا زخم خوردن. این یه یادآوری تلخه که عشق و بهبودی گاهی از دردهای مشترک میاد و همدلی میتونه حتی از پیچیدهترین شرایط هم فراتر بره. واقعاً غمانگیز و دردناکه و فکر نمیکنم فیلم دیگهای به این دقت و ظرافت تونسته باشه زخمهای عاطفی یه آدم رو انقدر واقعی نشون بده. لازم به گفتن نیست که با وجود شروع ناخوشایند، «آنورا» در نهایت من رو جذب کرد. این یه داستانِ دارای نقص اما گیرا درباره زنیه که میخواد اختیار زندگیش رو پس بگیره، با برچسبهای جامعه بجنگه و توی دنیایی که میخواد انسانیت رو ازش بگیره، چیزی عمیقاً انسانی پیدا کنه. نویسنده: لوئیزا مور / اسکرین زیلاتس
2025-04-04
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم «آنورا» ساختهی شان بیکر که برندهی اسکار هم شده، یه پارادوکس عجیب توی سینمای معاصره: فیلمی که به خاطر مثلاً خطشکنیهاش تحسین شده، اما در نهایت فراتر از موضوعات ممنوعهاش، چیز زیادی برای ارائه نداره. در طول ۱۳۹ دقیقه، داستان بیکر درباره کارگر جنسیای که برای مدت کوتاهی وارد خانوادهی ثروتمند روسی میشه و بعد با طرد شدنِ وحشیانهای روبرو میشه، یه ایدهی لاغر رو بیش از حد کش میده. مایکی مدیسون بازی بسیار عمیقی ارائه میده و انسانیت ظریفی رو توی شخصیتی پیدا میکنه که خودِ فیلمنامه انگار علاقهای به کاوش کاملش نداره. بازی اون از متن فراتر میره و پیچیدگیهای عاطفیای رو نشون میده که فیلمنامه فقط بهشون اشاره میکنه. مدیسون لایق هر جایزهای هست چون تونسته از یه موقعیت ساده، یه شخصیت جذاب بسازه. لحظات کمدی فیلم خوبن و باعث میشن آدم نفس بکشه، اما مشکل اصلی رو هم برجسته میکنن: «آنورا» محیط (کار جنسی) رو با محتوا اشتباه گرفته. وقتی این فیلم رو با «گذران زندگی» ژان-لوک گدار مقایسه میکنیم که از تنفروشی به عنوان لنزی برای بررسی سوالات عمیق درباره استقلال، سرمایهداری و جنسیت استفاده کرد، فیلم بیکر سطحی به نظر میرسه. گدار توی ۸۳ دقیقه به عمق فلسفی بیشتری رسید تا بیکر توی بیش از دو ساعت. سینمای امروز به اشتباه فکر میکنه پرداختن به موضوعات پیشرو به معنی تفکر پیشروئه. صرفاً نشون دادن تجربیات آدمهای حاشیهای بدون ارائه بینش جدید یا نوآوری فرمی، یه کار توخالیه. آدم از خودش میپرسه آیا «آنورا» به خاطر چیزی که سعی داشت بگه جایزه گرفت یا به خاطر چیزی که واقعاً بهش رسید؟ روایت اصلی - زنی در شرایط سخت که میفهمه میتونه به خاطر خودش دوست داشته بشه - نه اورجیناله و نه با بینش خاصی پرورش داده شده. چیزی که میتونست یه فیلم کوتاه قدرتمند باشه، تبدیل شده به یه فیلم بلندِ سرگردان که ادای عمیق بودن درمیاره ولی عمیق نیست. مهارت فنی بیکر واضحه، اما تکنیک به تنهایی نمیتونه جای خالی یه دیدگاه هنری منسجم رو پر کنه. «آنورا» در نهایت نمایندهی سینماییه که تفاوت بین «نشان دادن زندگی» و «روشن کردن زوایای زندگی» رو فراموش کرده.
2025-04-10
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
با توجه به اینکه خیلی از فیلمهای نامزد اسکار ۲۰۲۴ رو ندیدم، نمیتونم بگم آنورا واقعاً لایق جایزهی بهترین فیلم بود یا نه، اما از این ترکیب کمدی سیاه و درام خوشم اومد و مایکی مدیسون با اون دوگانگی شخصیت «آنی» و «آنورا» عالی بود. البته تعجبی هم نداره چون توی فیلم «جیغ» ۲۰۲۲ هم به نظرم یکی از نقاط قوت بود. در کل یه فیلم قرص و محکم از شان بیکر بود و دوست دارم یه وقت فیلم «پروژه فلوریدا» رو هم ازش ببینم. **۴ از ۵**
2025-12-08