Relatos salvajes

Relatos salvajes

این فیلم به شش اپیزود تقسیم شده است. (۱) «پاسترناک»: در یک هواپیما، یک مدل و یک منتقد موسیقی متوجه می‌شوند که آشنای مشترکی به نام پاسترناک دارند. به زودی آن‌ها پی می‌برند که تمام مسافران و خدمه پرواز نیز پاسترناک را می‌شناسند. آیا این یک تصادف است؟ (۲) «موش‌ها»: یک پیشخدمت مشتری خود را شناسایی می‌کند؛ او همان نزول‌خواری است که باعث بروز تراژدی در خانواده‌اش شده است. آشپز پیشنهاد می‌دهد که در غذای او سم موش بریزند، اما پیشخدمت مخالفت می‌کند. با این حال، آشپز لجباز تصمیم می‌گیرد نقشه خود را عملی کند. (۳) «قوی‌ترین»: دو راننده در یک بزرگراه خلوت با هم درگیر می‌شوند که عواقب فاجعه‌باری به همراه دارد. (۴) «بمب کوچک»: ماشین یک مهندس تخریب به دلیل پارک در جای نامناسب توسط جرثقیل برده می‌شود و او با کارمند شرکت حمل خودرو درگیر می‌شود. این اتفاق زندگی شخصی و حرفه‌ای او را نابود می‌کند و او نقشه انتقام از شرکت فاسد و شهرداری را می‌کشد. (۵) «پیشنهاد»: پسر بی‌ملاحظه یک خانواده ثروتمند در یک تصادف شبانه فرار می‌کند که منجر به کشته شدن یک زن باردار می‌شود. او والدینش را بیدار می‌کند و پدرش با وکیل تماس می‌گیرد. والدین پیشنهاد می‌دهند که به سرایدار پول بدهند تا تقصیر را گردن بگیرد. به زودی پدر متوجه می‌شود که قربانی اخاذی وکیل خود و دادستان پرونده شده است. تصمیم او چه خواهد بود؟ (۶) «تا زمانی که مرگ ما را از هم جدا کند»: در طول جشن عروسی، عروس متوجه می‌شود که همسرش با یکی از مهمانان به او خیانت کرده است و تصمیم می‌گیرد انتقام بگیرد.

سال انتشار: 2014 کارگردان: Damián Szifron ژانر: Comedy، Drama، Thriller نویسندگان: Julian Loyola، Germán Servidio، Damián Szifron امتیاز: 8.1

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

اگه تا حالا با کسی به اسم پاسترناک دوست بودین، شاید بهتر باشه این فیلم رو نبینین! به نظر می‌رسه به بهترین سنت‌های آگاتا کریستی، این شخصیتِ مظلوم، دوست‌نداشتنی و رها شده، موفق شده تقریباً هر کسی رو که توی زندگی‌ش روی اعصابش بوده توی یه هواپیما جمع کنه و حدس بزنین خلبان کیه؟ این اولین بخش از شش اپیزودیه که ماهیت انسان رو، معمولاً در کمدی‌ترین و بدترین حالتش، طی دو ساعت بعدی نشون می‌ده. توی یه رستوران بین‌راهی، کارکنان نقشه می‌کشن تا از شر یه نزول‌خوار کثیف خلاص بشن. بعدش می‌رسیم به اپیزود مورد علاقه من که یه درگیری مسخره رو توی یه جاده دورافتاده نشون می‌ده؛ بین مردی که ماشینش پنچر شده و یه محلی که قبلاً توی مسیر بهش توهین کرده بود. اپیزود بعدی بروکراسی اداری رو هدف می‌گیره؛ جایی که یه متخصص تخریب، دقیقاً وقتی داره کلی بمب برای تخریب ایمن یه ساختمون کار می‌ذاره، جریمه پارک ممنوع می‌شه. اون یا جریمه رو باطل می‌کنه یا خودش دست به ابطال می‌زنه! ضعیف‌ترین بخش به نظرم داستان پسر یه مرد ثروتمند بود که پدر و مادرش سعی دارن از اتهام قتل تبرئه‌ش کنن. فساد و اخاذی بیداد می‌کنه و همه سهم خودشون رو می‌خوان تا مطمئن بشن پسرک بالای دار نمی‌ره! در نهایت، یه داماد خیلی احمقانه موقع رقصیدن با عروسش در شب عروسی، به خیانت اعتراف می‌کنه. آشوب به پا می‌شه، خون‌ها به جوش می‌آد و آشپز با چیزی روبرو می‌شه که اصلاً انتظارش رو نداشت... چیزی که هر کدوم از این داستان‌ها به زیبایی نشون می‌دن، نقص‌های ماهیت انسانه. می‌شد اسم فیلم رو گذاشت «هفت گناه کبیره» چون به طمع، خشم، شهوت و بقیه چیزها می‌پردازه. فیلمنامه خیلی خوب نوشته شده؛ بعضی جاها واقعاً خنده‌داره و بعضی جاها اونقدر آزاردهنده که آدم روی صندلی‌ش جابجا می‌شه. شخصیت محبوب من هم اون آشپز اپیزود دوم (ریتا کورتسه) بود!

2024-04-21