Steven Universe
این سریال در شهر خیالی «بیچ سیتی» (Beach City) جریان دارد؛ جایی که جنگجویان فضایی فناناپذیری به نام «کریستال جمز» (Crystal Gems) در معبدی باستانی کنار ساحل زندگی میکنند و از دنیا در برابر نیروهای شرور محافظت میکنند. آنها کالبدهای انسانی زنانه خود را از سنگهای قیمتی جادویی که هسته اصلی وجودشان است، ساطع میکنند. اعضای کریستال جمز شامل گارنت (Garnet)، آمیتیست (Amethyst)، پرل (Pearl) و استیون (Steven) هستند؛ استیون پسر جوانی است که نیمی انسان و نیمی «جم» است و سنگ جادوییاش را از مادرش، رز کوارتز (Rose Quartz)، رهبر سابق جمها به ارث برده است. در حالی که استیون تلاش میکند قدرتهایش را کشف کند، روزهایش را با پدر انسانش گرگ (Greg)، دوستش کانی (Connie)، سایر اهالی شهر یا بقیه جمها میگذراند؛ چه برای نجات دنیا و چه صرفاً برای وقتگذرانی. او تواناییهایی را که از مادرش به ارث برده کاوش میکند، از جمله «فیوژن» یا ادغام (توانایی جمها برای ترکیب هویت و بدنشان برای شکل دادن به یک شخصیت جدید و قدرتمندتر).
سال انتشار: 2013–2019 کارگردان: ژانر: Animation، Short، Action نویسندگان: Rebecca Sugar امتیاز: 8.1نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
ریبوت پاوپاف گرلز (PPG) حسابی کفرم رو درآورد و باعث شد نسبت به وضعیت فعلی استودیو کارتون نتورک ناامید بشم. به مرور زمان، لذتی که از «ما خرسهای سادهلوح» و «استیون یونیورس» میبردم هم فروکش کرد؛ نه فقط به خاطر لو رفتن داستان، بلکه چون اینها نماد وضعیت فعلی استودیوهای تولید انیمیشن هستن: تنوع در همه چیز به جز سبک هنری. از وقتی که یه مشت جوون بیست و چند ساله عشقِ میم (meme) و اگزیستانسیالیسم کنترل کار رو به دست گرفتن، حس میکنم فقط منم که دارم میبینم خاطرات بچگیم داره ذرهذره ذوب میشه. استیون یونیورس اگه کنار سریالهای زندهتر و موندگارتری پخش میشد که موضوعاتشون برای بچهها سنگین نبود ولی بزرگترها رو هم سرگرم میکرد، میتونست اثر خیلی خوبی باشه. اما این سریال همزمان بهترین و بدترین ویژگیهای کارتون نتورک امروزی رو داره؛ شخصیتهای تعریفشده، قهرمانهای زن قدرتمند، نویسندگی هوشمندانه و داستانسرایی انسانی و پیچیده، اما در عین حال شوخیهایی که انگار فقط برای محبوب شدن تو اینترنت ساخته شدن، ملودرامهای بیش از حدی که مصنوعی به نظر میرسن، تکیه زیاد به فرهنگ اینترنت و تنوعی که اونقدر غلیظه که آدم رو کلافه میکنه. من کاملاً موافق پیشرو بودن هستم، اما مشکل اینجاست که این کارتونها توسط کاربرهای معمولی تامبلر و توییتر طراحی و نوشته میشن؛ یعنی همون پناهگاههای (نا)امن نِردهای عاشق ژاپن و مبارزهای افراطی عدالت اجتماعی. دقیقاً به همین خاطر بود که از همون لحظه معرفی ریبوت پاوپاف گرلز، بهش شک داشتم. بله، من از اون آدمهایی هستم که دنبال داستانهای پخته درباره موقعیتهای واقعی و شخصیتهای عمیق میگردم و انیمیشن پتانسیل ارائه داستانهای خیلی جدیتری رو داره که استودیوهای آمریکایی فکرش رو هم نمیکنن. با انیمیشن باید مثل یک هنر رفتار بشه. اما انیمیشن نباید فقط یک مدل شخصیت داشته باشه. کارتون نتورک، از استیون گرفته تا پاوپاف گرلز ۲۰۱۶، اونقدر «واقعی» شده که دیگه نمیشه بهش گفت شبکه «کارتون». منظورم این نیست که نباید از پذیرش تفاوتها حرف بزنه، مخصوصاً تو این دوره و زمونه، اما انجام این کار بدون شعارزدگی نیاز به ظرافت داره، چیزی که سازندههای استیون (Crewniverse) اصلاً بلد نیستن. نظرات بقیه محترمه، اما طرفدارهای این سریال تبدیل به یه آشفتهبازار شدن؛ تقریباً هر کسی رو میشناسم عکس پروفایلش یه میم از صورت «پریدوت» یا بقیه جمهاست و تا مدتها بعد از پخش هر قسمت، داستان رو اسپویل میکنن. بعضی فنها حتی اخلاقیات سریال درباره پذیرش دیگران رو فراموش میکنن و سر مسائل جنسیتی یا روانی اونقدر به هم میپرن که طرف رو به مرز خودکشی میرسونن. من دیگه حتی از بهترین قسمتهای سریال هم لذت نمیبرم، نه چون به اندازه «بوجک هورسمن» تاثیرگذار نیست، بلکه چون فکر و خیال این فندوم و مرگ تدریجی کمدی توی کارتون نتورک مدام توی مغزمه و باعث میشه حس کنم یه پیرمرد تلخ و بدعنقم که تو بدن یه جوون بیست ساله گیر افتاده. آخرش هم که «لورن زوکه» به خاطر گریه و زاری فنها سر روابط خیالی کاراکترها (ships)، توییترش رو بست. ولی خب، نظر من چه اهمیتی داره؟ من هنوز «عمو پدربزرگ» رو ترجیح میدم.
2017-03-04
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یکی از بهترین انیمیشنهای کودکانه؛ با پرداختن به موضوعات پیچیده و دشوار بدون اینکه مخاطبش رو دستکم بگیره، خیلی خوب تونسته بچهها رو با خودش همراه کنه و بهشون چیز یاد بده، در حالی که برای بزرگترها هم جذابه. این سریال روندِ ارائه بهترین بازنمایی از اقلیتها در انیمیشنهای کودکان رو ادامه میده.
2025-11-20