Inferno

Inferno

یک نمادشناس مشهور در پی سرنخ‌هایی است که به دانته (Dante) بزرگ مرتبط می‌شود. وقتی لنگدون (Langdon) با فراموشی در یک بیمارستان ایتالیایی بیدار می‌شود، با سیه‌نا بروکس (Sienna Brooks) همراه می‌شود؛ پزشکی که لنگدون امیدوار است به او در بازیابی خاطراتش کمک کند. آن‌ها با هم در سراسر اروپا و در رقابتی با زمان حرکت می‌کنند تا جلوی دیوانه‌ای را بگیرند که قصد دارد ویروسی جهانی را آزاد کند که نیمی از جمعیت جهان را از بین می‌برد.

سال انتشار: 2016 کارگردان: Ron Howard ژانر: Action، Adventure، Crime نویسندگان: Dan Brown، David Koepp امتیاز: 6.2

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

**کورس گذاشتن برای متوقف کردن آدمای بدذات!**
در مقایسه با دو فیلم اول، ساخت قسمت سوم خیلی طول کشید. من منتظر بودم قبل از این، «نماد گمشده» (The Lost Symbol) ساخته بشه. نمی‌دونم چرا بیخیال اقتباس اون کتاب شدن، در حالی که شرکت فیلمسازی تا لحظات آخر داشت روش کار می‌کرد. حدس می‌زنم یا مثل فیلم اول جنجالی بوده، یا کلاً برای نسخه سینمایی به اندازه کافی خوب نبوده. به هر حال، این فیلم به خوبی دو تای قبلی نبود. باز هم ران هاوارد (Ron Howard) کارگردانی کرده و تام هنکس (Tom Hanks) در نقش پروفسور رابرت لنگدون برگشته. فیلم دو ساعته، ولی روایتش خیلی سریعه و ماجراجویی‌های پشت سر هم داره. اینم یه داستان دیگه از این سری درباره مبارزه با آدماییه که به متون باستانی اعتقاد دارن؛ متونی که درباره مهار مشکلاتی نوشته شده که بشر در آینده (یعنی همین الان) باهاشون روبرو می‌شه. پروفسور لنگدون بعد از اینکه بدون هیچ خاطره‌ای بیدار می‌شه، با کمک یه زن جوون از دست یه آدمکش فرار می‌کنه. در نتیجه، اونا دنبال دلیل این اتفاق می‌گردن و می‌خوان بفهمن کی پشت این ماجراست و چرا مرگشون رو می‌خواد. پس داستان خیلی قوی‌ای نداره، ولی فیلم سرگرم‌کننده‌ایه. مخصوصاً اگه ژانر اکشن-ماجراجویی-معمایی دوست دارید. تیم بازیگری خوبی داره، از جمله هنکس و جونز. بقیه بازیگرای مکمل هم بد نبودن. مثل همیشه، یه ماجراجویی اروپاییه، مخصوصاً در ونیز و کشورهای همسایه. یه سری مکان‌های مخفی باحال داره که شاید دکور باشن، ولی عالی‌ان. چون این قسمت خیلی تحویل گرفته نشد، برام سواله که قسمت بعدی یعنی «منشأ» (Origin) ساخته می‌شه یا نه. حتی قبل از اون، امیدوارم این بار اول «نماد گمشده» رو بسازن اگه می‌خوان این سری فیلم رو ادامه بدن. این فیلمی نیست که بخوام به کسی پیشنهاد بدم، ولی برای یک بار دیدن بد نیست. ۶/۱۰

2017-06-05


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 3

**دوزخِ ران هاوارد.**
دن براون (Dan Brown) از کتاب‌های معمایی‌ش پول زیادی به جیب زده و محبوبیتش باعث شده تقریباً تمام داستان‌هاش به پرده سینما راه پیدا کنن. برای این فیلم، ران هاوارد چهارمین رمان براون رو اقتباس کرده که داستانش بین فلورانس، ونیز و استانبول می‌گذره. در فیلمنامه، رابرت لنگدون در بیمارستانی در فلورانس بیدار می‌شه و می‌فهمه که بهش حمله شده و تیر خورده، و چون چیز مهمی می‌دونه دارن تعقیبش می‌کنن، اما حافظه‌ش رو از دست داده. یعنی اونم همون‌قدری می‌دونه که ما می‌دونیم! یه دکتر جذاب بهش کمک می‌کنه تا بفهمه چه خبره: و اینجوری می‌فهمیم که یه مالتوسیِ دیوانه تصمیم گرفته ویروسی بسازه تا یک‌سوم نژاد بشر رو نابود کنه و چیزی نمونده که پخش‌ش کنه. اگه در فیلم‌های قبلی بر اساس آثار براون موفقیت‌های چشمگیری داشتیم، این فیلم از همون اول محکوم به شکست بود: «دوزخ» شاید بی‌روح‌ترین و ضعیف‌ترین کتاب این نویسنده باشه. و در این موارد معجزه‌ای رخ نمی‌ده: یا منبع اصلی خوبه، یا باید بیخیالش بشی. فیلمنامه هم یه اقتباس ضعیف و ناامیدکننده‌ست. چرا؟ چون پایان کتاب رو کاملاً تغییر می‌ده و یه پایان جایگزین، کلیشه‌ای و احمقانه به خورد ما می‌ده، در حالی که به شروع داستان وفادار می‌مونه؛ شروعی که خیلی ناگهانی شروع می‌شه و روی پرده سینما خوب جواب نمی‌ده. یعنی فیلمنامه چیزهایی رو تغییر می‌ده که باید نگه می‌داشت و به بخشی از کتاب وفادار می‌مونه که بیشترین نیاز رو به تغییر داشت! دیالوگ‌ها و شخصیت‌پردازی‌ها هم بد به نظر می‌رسن و همه چیز ظاهرِ سرهم‌بندی شده‌ای داره. ران هاوارد حق داره به این فیلم نگاه کنه و مثل شترمرغ سرش رو تو برف فرو کنه. برای کارگردانی در سطح اون، با اون همه افتخارات، این فیلم اصلاً قابل قبول نیست. آماتور بودن، بی‌دقتی، و برخورد تقریباً سهل‌انگارانه با جزئیات... من این‌ها رو از یه کارگردان تازه‌کار یا بی‌استعداد قبول می‌کردم، اما نه از هاوارد. تیم بازیگری دوباره تام هنکس رو در نقش نمادشناس داره. اون با حفظ سابقه درخشانش، نقش رو به خوبی ایفا می‌کنه و هر چی در توان داره می‌ذاره. فلیسیتی جونز (Felicity Jones) هم کارش خوب بود و تعادل خوبی بین منطق و احساس برقرار کرد. بقیه بازیگرا خیلی پایین‌تر بودن: عمر سی (Omar Sy) و آنا اولارو (Ana Ularu) چیز خاصی اضافه نکردن و حضورشون خیلی کوتاهه؛ عرفان خان (Irrfan Khan) و سیدسه ببت کنوسن (Sidse Knudsen) کمی بهتر بودن ولی باز هم در نقش‌های خیلی فرعی موندن. بن فاستر (Ben Foster) هم که عملاً نقشی نداشت. از نظر فنی، فیلم خیلی به پرده سبز، جلوه‌های کامپیوتری سنگین و جلوه‌های ویژه بصری متکیه. بدون این‌ها، فیلم مثل خونه‌ای که با ورق ساخته شده فرو می‌ریزه. من معمولاً مشکلی با این تکنولوژی‌ها ندارم، چون می‌تونن فیلم رو غنی کنن، اما اینجا به نظرم فیلم رو به یه جور بازی ویدئویی غول‌پیکر تبدیل کردن که همه چیز توش با عجله انجام می‌شه و خطرات اونقدر متنوع هستن که حتی حسشون نمی‌کنیم. دکورها و لباس‌ها خیلی خوبن و انتخاب لوکیشن‌ها به ایده‌ها و مکان‌های کتاب وفاداره. همچنین موسیقی متن که باز هم اثر هانس زیمر (Hans Zimmer) هست، کاملاً مناسبه. متأسفانه فیلمبرداری بدون فکر و نازیبا انجام شده و کل تدوین فیلم با عجله، بیش از حد و خیلی نپخته به نظر می‌رسه.

2023-01-04