هشت نفرتانگیز
مدتی پس از جنگ داخلی، یک کالسکه در میان مناظر زمستانی وایومینگ با سرعت در حرکت است. جان روث (John Ruth)، جایزهبگیر، و زندانی فراریاش، دیزی دومرگ (Daisy Domergue)، به سمت شهر رد راک (Red Rock) میروند، جایی که روث قصد دارد دیزی را به دست عدالت بسپارد. در طول راه، آنها با سرگرد مارکوس وارن (Marquis Warren)، یک جایزهبگیر بدنام، و کریس منیکس (Chris Mannix)، مردی که ادعا میکند کلانتر جدید رد راک است، برخورد میکنند. این گروه که در کولاک گم شدهاند، به خرازی مینی (Minnie's Haberdashery) پناه میبرند. هنگام ورود، با چهرههای ناآشنایی روبرو میشوند: باب، که ادعا میکند در غیاب مینی از آنجا مراقبت میکند؛ اسوالدو موبری، جلاد رد راک؛ جو گیج، یک گاوچران؛ و ژنرال کنفدراسیون، سنفورد اسمیترز. همانطور که طوفان کوهستان را فرا میگیرد، این هشت مسافر متوجه میشوند که شاید اصلاً به رد راک نرسند...
سال انتشار: 2015 کارگردان: Quentin Tarantino ژانر: Crime، Drama، Mystery نویسندگان: Quentin Tarantino امتیاز: 7.8نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم «هشت نفرتانگیز» یک اثر حماسیه. حماسی به همون شکلی که «بن هور» بود. این فیلم با فرمت کمیاب Ultra Panavision 70 فیلمبرداری شده. کوئنتین تارانتینو میدونست که دو نوع بیننده وجود داره: کسانی که فیلم رو همونطور که اون قصد داشته میبینن و کسانی که نه. تارانتینو احمق نیست و میدونه مردم فیلمش رو غیرقانونی دانلود میکنن و توی دستگاههایی میبینن که اون کنترلی روشون نداره. برای مقابله با این موضوع، تارانتینو نسخهای از فیلم رو ساخت که نیاز به تماشا در سینما داره. او این کار رو با اکران جادهای (Roadshow) ۷۰ میلیمتری انجام داد که تجربه فوقالعادهای بود.
من متولد ۱۹۸۱ هستم، یعنی بعد از زمانی که اکرانهای جادهای محبوبیتشون رو از دست دادن، بنابراین هرگز چنین چیزی رو تجربه نکرده بودم. اکران جادهای یک نمایش محدود قبل از اکران عمومیه. نسخه جادهای این فیلم شامل یک برنامه یادگاری زیبا بود که الان توی eBay پیدا میشه. چراغها ۱۵ دقیقه قبل از شروع فیلم خاموش میشن و هیچ تریلری پخش نمیشه. هدف این اکرانها تبلیغات نیست، بلکه خیره کردن شما با فرمت ۷۰ میلیمتریه.
وقتی «سگهای انباری» اکران شد ۱۱ سالم بود و موقع «پالپ فیکشن» ۱۳ سالم. احتمالاً برای دیدن این فیلمها خیلی جوون بودم. با اینکه میدونستم رابطه جنسی چیه، اما ذهن جوونم چیزی از انحرافات جنسی یا علایق غیرمعمول نمیدونست. فکر کنم حتی ایده درستی از رابطه همجنسگرایانه نداشتم. این موضوع تماشای صحنههایی از پالپ فیکشن رو برام سخت میکرد. برخلاف خیلیها، من سگهای انباری رو قبل از پالپ فیکشن دیدم. با اینکه سبک تدوین پالپ فیکشن رو دوست دارم، اما فکر میکنم سگهای انباری فیلم بهتریه. چیزی که اون فیلم رو عالی میکنه، کمبود بودجهست. محدودیتهای مالی مانع تارانتینو نشد و فیلم پر از دیالوگهای سنگین و صحنههای تاثیرگذاره که حول یک مکان واحد میچرخه: انبار.
ایده کلی «هشت نفرتانگیز»، هشتمین فیلم تارانتینو، درباره یک جایزهبگیره که زندانیاش (تنها زن فیلم) رو اسکورت میکنه تا در رد راک اعدام بشه. اما کولاک مانع رسیدن اونها میشه و زندانی به همراه هشت نفر دیگه در یک اتاق گیر میافتن: خرازی مینی. این فیلم در اوج هنر فیلمسازیه. مثل سگهای انباری، میتونست یک تئاتر باشه. نیازی نبود حتماً فیلم باشه. اگه جلوههای ویژهای هم داشته باشه، اصلاً به چشم نمیاد. خشونت و خون وجود داره، اما در مقایسه با بقیه کارهای تارانتینو ملایمه. خبری از رقصیدن با آهنگ رادیو موقع انجام یک عمل وحشتناک نیست. اما قویترین صحنه داستانگویی در ذهنتون میمونه؛ یک فلاشبک همراه با مونولوگ ساموئل ال. جکسون که توانایی هنری تارانتینو رو نشون میده. تدوین بین روایت سرگرد وارن و چیزی که ژنرال اسمیترز تصور میکنه، فقط با جادوی سینما ممکنه. این صحنه تضاد بین یک داستان فریبنده و یک عمل مشمئزکننده رو نشون میده.
من فقط چندتا مصاحبه از تارانتینو دیدم، اما حس نمیکنم اون هیچ کاری رو اتفاقی انجام بده. تارانتینو بیش از حد روی ایدههاش فکر میکنه. اون به برت ایستون الیس گفته بود که فیلمنامههاش برای خوانده شدن نوشته شدن. چیزهایی در فیلمنامه هست که نمیشه روی پرده نشون داد. همین حس رو موقع دیدن هشت نفرتانگیز دارید. سخته تصور کنیم تارانتینو با تکتک بازیگرها وقت نگذاشته باشه تا پیشزمینه کامل شخصیتشون رو که در فیلم نیست، براشون توضیح بده. فقط با چند بار دیدن میشه انگیزههای هر شخصیت رو فهمید.
خیلی از دوستهای دانشگاهی من که از «بیل را بکش ۱» لذت بردن، از شماره ۲ خوششون نیومد، با اینکه دومی فیلم قویتریه. دلیلش؟ دیالوگها. دیالوگ بهترین بخش هشت نفرتانگیز است. با اینکه فیلم سه ساعته، اصلاً حسش نمیکنید. فیلم شما رو غرق شخصیتها، گفتگوها و تضاد بینشون میکنه. بازیگریها فوقالعادهست. همسرم میگه این فیلم محبوبش از تارانتینوئه. منم باهاش مخالف نیستم و با اینکه سگهای انباری جایگاه ویژهای برام داره، اما هشت نفرتانگیز فیلم پختهتریه. تارانتینو ۲۳ سال وقت داشته تا حرفهاش رو به کمال برسونه و این کاملاً مشخصه. با اینکه «جنگوی زنجیرگسسته» رو دوست داشتم، اما به خوبی این فیلم نیست. هشت نفرتانگیز ممکنه یکی از بهترین فیلمهایی باشه که در چند سال اخیر دیدم.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
هشت نفرتانگیز کارگردانی خوبی داره، فیلمبرداریش قشنگه و موسیقی متن عالیای داره؛ با یه ملودی خوب از انیو موریکونه و آهنگهای انتخابیِ همیشگی و خوبِ تارانتینو. بهترین بخش فیلم تیم بازیگریشه، به جز مایکل مدسن که به نظرم افتضاحه ولی تارانتینو انگار عاشقشه. مثل همیشه بازی ساموئل ال. جکسون خوبه و کورت راسل و جنیفر جیسون لی هم معرکه هستن. تیم راث هم توی نقشی که انگار برای کریستوف والتز نوشته شده بود، عالی بازی میکنه. اما به نظر من بهترین بازی متعلق به والتون گاگینزه؛ یک بازیگر نقش مکمل همیشگی که اینجا فرصت پیدا کرده بیشتر از اون باشه. در کل، این یه فیلم تارانتینوییه با همون چیزهایی که ازش انتظار دارید. اما... مشکل دقیقاً همینه؛ همه چیز قابل پیشبینیه و چیز جدیدی نداره. همون دیالوگهای طولانی و هوشمندانه همیشگی. همون داستانها و حکایتهای فرعی که حواس بیننده رو از اتفاقات مهم پرت میکنن. به خاطر همین، این فیلم در نیمهراهِ تبدیل شدن به یک فیلم واقعاً عالی متوقف میشه و فقط در حد یک فیلم لذتبخش باقی میمونه.
2016-01-16
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
> ...و سپس هیچکس نماند.
من نه طرفدار تارانتینو هستم و نه نولان، اما دیدن فیلماشون رو دوست دارم. مثل همیشه، فیلمهای این کارگردانها خیلی مورد انتظارن. این یکی مثل یه وسترن معمولی شروع شد، برای همین فکر کردم مثل فیلم قبلیش «جنگوی زنجیرگسسته» نباشه. در واقع قرار بود دنباله اون باشه، اما کارگردان حس کرد داستان با شخصیت جنگو جور در نمیاد و اینطوری شد که «هشت نفرتانگیز» با بازی مهم ساموئل ال. جکسون متولد شد. امتیاز ۸ از ۱۰ برای هشتمین فیلم کوئنتین تارانتینو. حس کردم فیلم یه جورایی از داستان «و سپس هیچکس نماند» الهام گرفته. موضوع پیدا کردن قاتل یا کسی که قراره کشته بشه نبود. معرفی شخصیتها در بهترین حالتش بود و وسط فیلم یه چرخش داستانی عالی داشت. داستان توی یه کلبه با هشت غریبه میگذره که بعد از طوفان اونجا گیر افتادن. اما بعد از یه اتفاق غیرمنتظره، شک و تردید بالا میگیره و آشوب به پا میشه. بعدش یه فلاشبک داریم که چیزهایی رو فاش میکنه که قبلاً گفته نشده بود و برای فینال فیلم خیلی حیاتیه. ۸۰ درصد فیلم فقط حرف زدنه، اما سکانسهای اکشن باقیمانده خیلی قدرتمندن. هر هشت نفر به اضافه شخصیتهای مکمل عالی بودن، اما ساموئل ال. جکسون که سوگلی کارگردانه، گل کاشته چون شخصیتش یه سر و گردن از بقیه بالاتره. کل فیلم توی چندتا لوکیشن محدود فیلمبرداری شده و بازیگرهای کمی داره. این روزها فیلمهای وسترن دارن کم میشن و هر سال فقط چندتا فیلم خوب ساخته میشه. در زمانه ابرقهرمانها، فیلمی مثل این واقعاً ارزشمنده، پس حتماً پیشنهادش میکنم. ۸/۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
عشق و نفرت در خرازی مینی. کوئنتین تارانتینو نویسنده و کارگردانه و ستارههایی مثل ساموئل ال. جکسون، کورت راسل، جنیفر جیسون لی و بقیه توش بازی میکنن. موسیقی از انیو موریکونه بزرگ و فیلمبرداری از رابرت ریچاردسونه. وایومینگ، فصل زمستان، و مجموعهای از شخصیتهای مشکوک که توی خرازی مینی گیر افتادن در حالی که بیرون طوفان بیداد میکنه. خیلی زود شک و تردید و ویژگیهای زشت انسانی خودشون رو نشون میدن... تارانتینو این روزها توی فاز وسترن و جنگ داخلیه. این فیلم که بعد از «جنگوی زنجیرگسسته» ساخته شده، دقیقاً بعد از جنگ داخلی روایت میشه. او با ادای احترام به ژانرهایی که دوست داره، تمام امضاهای خودش رو توی این فیلم ریخته که نتیجهاش درخشان شده؛ البته به شرطی که از قبل طرفدارش باشید. فیلم به دو نیمه تقسیم میشه. نیمه اول شخصیتها رو معرفی میکنه، گفتگوها با اون سبک نویسندگی تند و کمدی تارانتینو پر شدن و در عین حال از مناظر فوقالعاده کلرادو لذت میبریم. یک حس مداوم بیاعتمادی در فضا وجود داره، در حالی که نژادپرستی، زنستیزی و اختلافات سیاسی در پسزمینه موج میزنه. بعد نوبت به نیمه دوم میرسه، جایی که بعد از یه ذره روایت راوی، جهنم توی کلبه به پا میشه! خیلی زود مشخص میشه که ما بخشی از بازی تارانتینو بودیم، یه چیزی مثل بازی «سرنخ» (Clue) یا «ده سرخپوست کوچک»، اما در فضای غرب وحشی و با کلی خون و خونریزی. کل کار به همون سبک شیک و خاص تارانتینو ساخته شده. وحشت کارتونی با مشاهدات تلخ درباره بشریت ترکیب میشه، خشونت برای گرفتن واکنش از بیننده شوکهکنندهست و همیشه طنز وجود داره؛ هشت نفرتانگیز ثابت میکنه که یک فیلم واقعاً خندهداره. موسیقی موریکونه هم مثل یه موسیقی ترسناک کارتونی با رگههای وسترنه که معرکهست. بازیگرها عالی هستن، مخصوصاً جنیفر جیسون لی، و جکسون و راسل هم که پادشاهی میکنن. طراحی لباس و صحنه هم خیلی جذابه. و خودِ تارانتینو؟ خب اون کار خودش رو میکنه، با فصلبندیها و شیطنتهای سینمایی خاص خودش. ۹/۱۰
2016-05-15
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
هشت نفرتانگیز هشتمین فیلم تارانتینوئه که از فیلم «موجود» (The Thing) جان کارپنتر الهام گرفته شده. حتی کورت راسل رو داریم که به بیخوابی اشاره میکنه. با این حال، علیرغم تمام حرف زدنها و چرتوپرتهایی که بین این آدمهای نفرتانگیز رد و بدل میشه، با یک تریلر به سبک آگاتا کریستی طرفیم. در غرب وحشیِ برفی بعد از جنگ داخلی، کورت راسل نقش جان روث جایزهبگیر رو بازی میکنه که به «جلاد» معروفه. اون جایزههاش رو زنده میاره تا اعدام بشن. روث داره دیزی دومرگ (جنیفر جیسون لی) رو برمیگردونه که جایزه بزرگی برای سرش تعیین شده. اون با سرگرد وارن (ساموئل ال جکسون) برخورد میکنه و تصمیم میگیرن با هم به شهر برن. طوفان باعث میشه مجبور بشن توی یک مسافرخانه توقف کنن. اونجا ژنرال اسمیترز نژادپرست، اسوالدو موبری جلاد و چند نفر دیگه حضور دارن. روث متقاعد شده که یکی از این آدمها اونی نیست که ادعا میکنه و خیلی عصبیه. فیلم پر از حرفهای مشکوک بین آدمهاییه که رو اعصاب هم راه میرن. تارانتینو میخواد بیننده رو غافلگیر کنه و یهو... بنگ! دستش رو رو میکنه. این یک فیلم پیچیده با طنز سیاه، شخصیتهای پست و خشونت خاص تارانتینوئه. با این حال، زمانش خیلی طولانیه و معمای داستان ممکنه قبل از اینکه راه بیفته، خیلی کند به نظر برسه.
2017-02-28
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
***یک معمای وسترن خلاقانه که یک کمدی سیاه سرگرمکننده است، اما در عین حال وقیح و زننده***
این فیلم محصول ۲۰۱۵ به کارگردانی کوئنتین تارانتینو، درباره یک جایزهبگیر بیرحم (کورت راسل) است که یک زن تبهکار (جنیفر جیسون لی) را به رد راک میبرد تا اعدام شود. آنها به همراه یک جایزهبگیر سیاهپوست (ساموئل ال. جکسون) و کلانتر جدید شهر (والتون گاگینزه)، در طول طوفان در یک خرازی بینراهی با چندین شخصیت مشکوک گیر میافتند. این دومین وسترن پشت سر هم تارانتینو بعد از «جنگوی زنجیرگسسته» بود. این یکی به خوبی قبلی نیست، اما نکات جذابی دارد، مثل فضای فوقالعاده طبیعت وحشی و زمستانی. پیرنگ داستان هم جالب است؛ اساساً یک معمای آگاتا کریستیوار مثل «قتل در قطار سریعالسیر شرق» که به غرب وحشی منتقل شده. تقریباً ۹۰ درصد فیلم در کلبه و کالسکه میگذرد. در واقع یک تئاتر است که در لباس فیلم ظاهر شده. فیلم با فیلمبرداری خیرهکننده و موسیقی عالی انیو موریکونه شروع میشود. دیالوگهای طولانی و جذاب همیشه نقطه قوت تارانتینو بوده و اینجا هم همینطور است. همه چیز آنقدر اغراقآمیز است که نمیتوانید جدیاش بگیرید. فیلم عمداً توهینآمیز است و باید با زیادهرویهایش کنار بیایید تا سرگرم شوید؛ وگرنه از آن متنفر خواهید شد. حداقل در یک مورد، این زیادهروی جواب نمیدهد، مثل اون سکانس مشمئزکننده رابطه دهانی. میفهمم که وارن داشت دروغ میگفت تا طرف رو مجبور به دوئل کنه، اما نیازی به تصویرسازی اون داستان ساختگی نبود. این یک زیادهروی کثیف بود که جایی در وسترن ندارد و تارانتینو فقط برای «ساختارشکنی» یا هر چیز دیگهای گنجانده بود. عنوان فیلم هم نقیضهای بر «هفت دلاور» است. دلاورها قهرمانی رو جشن میگرفتن، اما این فیلم پستی و نفرت رو مسخره میکنه. تارانتینو داره به دشمنیهای حقیرانه ما بر اساس نژاد، جنسیت و جناحبندی میخنده. زمان فیلم: ۲ ساعت و ۴۷ دقیقه. نمره: B
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
کوئنتین تارانتینو قطعاً در سراشیبی سقوط قرار گرفته. فیلم لحظات خوبی داره اما بددهنیهای بیپایان و این واقعیت که هیچ شخصیت دوستداشتنیای وجود نداره، باعث ناامیدی میشه. خونریزی و خشونت بیش از حد در اواخر فیلم هم خیلی زیاد بود.
2019-08-03
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«هشت نفرتانگیز» یک داستان وسترن فوقالعاده از فریبکاریه که عاشقش شدم. فقط کوئنتین تارانتینو میتونه تقریباً کل یک فیلم رو فقط با دیالوگ پر کنه و باز هم جذاب و درگیرکننده باشه. از اول تا آخر، فیلم پر از دیالوگهای هوشمندانه و طنز خشکیه که واقعاً من رو به خنده انداخت. شخصیتها همگی در سطح کمدی، کلیشهای هستن، اما وقتی نویسندگی اینقدر خوب باشه، اونها به چیزی فراتر از کلیشه تبدیل میشن. هر شخصیت عمق و ویژگی خاص خودش رو داشت که به این پیرنگ خشک و کند، جانی دوباره میداد. ساموئل ال. جکسون درخشان است؛ این فیلم مستقیماً برای او نوشته شده و او از هر ثانیه حضورش استفاده میکنه. کورت راسل به طرز خندهداری احمقه و رابطهاش با زندانیاش (جنیفر جیسون لی) هم خندهدار و هم گاهی دیوانهواره. والتون گاگینز اینجا خیلی بامزه بود؛ این بهترین بازی اوست. او فیلم رو مال خودش میکنه. تیم راث هم عالی بود. تنها کسی که کمی توی ذوق میزد چنینگ تیتوم بود. نمیدونم به خاطر پیشزمینه ذهنی من از کارهای قبلیش بود یا نه، اما اصلاً توی این فیلم باورش نکردم. انگار فقط به خاطر اسمش انتخاب شده بود. علیرغم ریتم کند و زمان طولانی، این فیلم یک شاهکار تمامعیاره که بیننده رو مدام کنجکاو نگه میداره. ساختار فصلبندی شده عالیه و عناصری از پالپ فیکشن در ترتیب داستانگویی دیده میشه که دوست داشتم. با اینکه شاید بهترین فیلم تارانتینو نباشه، اما هنوز یک اثر فوقالعاده و یک کلاسیک دیگه در کارنامهاش است. **امتیاز:** ۹۰٪ | **نظر نهایی:** عالی
2022-12-01
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اوکی، شاید من چون ژانر مورد علاقهام علمی-تخیلی و فانتزیه اینطوری فکر میکنم، اما واقعاً با وجود اسمهای بزرگی مثل ساموئل ال جکسون و کورت راسل فکر میکردم فیلم خوبی باشه. متاسفم، اما یه فیلم وسترن که یه مشت آدم گم شدن و سعی میکنن از ناکجاآباد برن به یه ناکجاآباد دیگه... من به هر فیلمی ۱۰ دقیقه فرصت میدم و اگه بعد از اون بهتر نشد، میرم سراغ بعدی...
2025-12-14