Wolf Hall
انگلستان در دههی ۱۵۲۰ در آستانهی فاجعه است. اگر پادشاه بدون وارث مرد بمیرد، کشور ممکن است در جنگ داخلی نابود شود. هنری هشتم میخواهد ازدواج بیستسالهی خود را باطل کرده و با آن بولین ازدواج کند. پاپ و بیشتر اروپا با او مخالف هستند. در این بنبست، توماس کرامول وارد میدان میشود: مردی کاملاً منحصربهفرد، جذاب و در عین حال قلدر، هم آرمانگرا و هم فرصتطلب، زیرک در شناخت آدمها و خستگیناپذیر در جاهطلبیهایش. اما هنری دمدمیمزاج است: یک روز مهربان و روز دیگر آدمکش. کرامول به او کمک میکند تا مخالفان را در هم بشکند، اما بهای این پیروزی چه خواهد بود؟
سال انتشار: 2015–2025 کارگردان: ژانر: Biography، Drama، History امتیاز: 8.2نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این درام شش قسمتی که بر اساس رمانهای تخیلی هیلاری منتل یعنی «تالار گرگ» و «اجساد را بالا بیاورید» ساخته شده، داستان دسیسههای دربار هنری هشتم (Damien Lewis) رو روایت میکنه که اول هوس و بعد عشق آن بولین (Claire Foy) به سرش میزنه. امتناع آن از معشوقه بودن باعث میشه پادشاه دنبال راهی بگرده تا از ازدواج بیست سالهاش با کاترین آراگون (Joanne Whalley) خلاص بشه. تلاش برای راضی کردن پاپ برای ابطال ازدواج، وظیفه سختیه که به گردن وولسی (Jonathan Pryce) میافته؛ صدراعظمی که کلی دشمن منتظر شکستش هستن. تنها کسی که محکم پشت وولسی ایستاده، وکیل جاهطلب و باهوشی به اسم توماس کرامول (Mark Rylance) هست. با متزلزل شدن جایگاه کاردینال و خطرناکتر شدن شیفتگی شاه برای مخالفان، صحنه برای یه سری مانورهای سیاسی سطح بالا آماده میشه.
این سریال زمانبندی متفاوتی نسبت به کارهای مشابه داره و زیاد روی خودِ شخص پادشاه تمرکز نمیکنه. داستان بیشتر از زاویه دید کرامولِ نقشهکش روایت میشه که خیلی زود یاد میگیره چطوری تو دربار پر از خطر تودورها قدم برداره. تیم بازیگری واقعاً قوی عمل کردن؛ دوک نورفولک با بازی برنارد هیل کسی نیست که بشه باهاش درافتاد؛ آنتون لسر تصویری از سر توماس مور ارائه میده که خیلی با اون چهره مهربونی که تو رمان «مردی برای تمام فصول» دیدیم فرق داره؛ دیمین لوئیس هم به خوبی نقش پادشاه عاشقپیشه و مستأصل (برای داشتن پسر) رو بازی میکنه که روز به روز بیشتر به مشاور جدیدش تکیه میکنه. و البته خودِ رایلنس که با یه بازی حسابشده، زیرپوستی و تهدیدآمیز، نقش اول رو به عهده داره.
پیتر استراگان فیلمنامه رو خیلی وفادارانه اقتباس کرده تا یه نگاه سرگرمکننده و شیطنتآمیز به زندگی گروهی از آدمهای قدرتمند یا تشنه قدرت بندازه که اگه جونتون بهشون بسته بود، نباید بهشون اعتماد میکردید؛ که البته تو اون دوران، جون خیلیها واقعاً به این آدمها بسته بود! نقطه ضعف؟ خب، به نظرم کلر فوی هست. دیالوگها رو خوب میگه، اما انگار دل به کار نداده و شخصیتپردازیش عمق نداره. تو این مورد، بازی شارلوت رمپلینگ تو فیلم «آنِ هزار روز» (۱۹۶۹) خیلی بهتر بود. از نظر بصری، توجه به جزئیات زیباییشناختی طبق معمولِ کارهای BBC عالیه؛ یه درام تاریخی صیقلخورده با لباسهای فوقالعاده و لوکیشنهای بینظیر. درسته که این تاریخه و ما میدونیم کی زنده میمونه و کی به سزای اعمالش میرسه، اما روایت داستان اونقدر پیچیدگی و جذابیت داره که فرهنگ ترس، خرافات و خشونت حاکم بر انگلستان قرن شانزدهم رو به خوبی به تصویر بکشه.