La puerta abierta
روزا زنی بدخلق و ناراضی از زندگی است که تنفروشی را از مادرش، آنتونیا، به ارث برده؛ مادری که شیفته سارا مونتیل (Sara Montiel) است و روزگار را برای دخترش جهنم کرده است. روزا که در آپارتمانی محقر با بیپولی دستوپنجه نرم میکند، روزهایش را با مادرش و کارلوس میگذراند؛ یک ترنس تنفروش که در همان راهرو زندگی میکند. زندگی این سه نفر با اوردوز و مرگ ماشا، یک زن تنفروش روسی در همان راهرو، زیرورو میشود. لیوبا، دختر کوچک ماشا، متوجه میشود آنتونیا وقتی روزا سر کار میرود از ترس زمینخوردن یا حمله قلبی و بیکس ماندن در خانه را باز میگذارد، پس تصمیم میگیرد وارد خانه روزا شده و پنهان شود. وقتی روزا لیوبا را پیدا میکند اصرار دارد به پلیس زنگ بزند، اما آنتونیا مخالفت میکند. کارلوس و آنتونیا روزا را راضی میکنند تا چند روزی از لیوبا مراقبت کند تا بلکه یوری، برادر بزرگتر لیوبا، را پیدا کنند و او بچه را ببرد تا برایشان دردسری درست نشود. روزا که از یکسو نگران لو رفتن لیوبا یا گزارش خوآنا (سرایدار بداخلاق ساختمان که از تنفروشان بیزار است) به پلیس است، آرامآرام به لیوبا دل میبندد و حس میکند او همان دختری است که هرگز نتوانسته بود داشته باشد...
سال انتشار: 2016 کارگردان: Marina Seresesky ژانر: Comedy، Drama نویسندگان: Marina Seresesky امتیاز: 6.8