کونگ: جزیره جمجمه
یک شکارچی هیولاهای از کار افتاده، دولت ایالات متحده را متقاعد میکند تا بودجه سفری به جزیرهای ناشناخته در اقیانوس آرام جنوبی را تامین کند. تحت پوشش تحقیقات زمینشناسی، تیم به «جزیره جمجمه» (Skull Island) سفر میکند. پس از ورود، گروه متوجه میشود که ماموریت آنها ممکن است به دلیل حیات وحشی که در جزیره ساکن است، پیچیده شود. مناظر زیبا و موجودات مرگبار، تجربهای بصری و خیرهکننده ایجاد میکنند که مطمئناً توجه شما را جلب خواهد کرد.
سال انتشار: 2017 کارگردان: Jordan Vogt-Roberts ژانر: Action، Adventure، Fantasy نویسندگان: Dan Gilroy، Max Borenstein، Derek Connolly امتیاز: 6.7نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اجازه ندید عنوان و تبلیغات فیلم گولتون بزنه: Kong Skull Island (کونگ: جزیره جمجمه) بیشتر یه نقد نظامی و ادای احترام به فیلم Apocalypse Now (اینک آخرالزمان) هست تا اینکه فقط یه فیلم دیگه از King Kong (کینگ کونگ) باشه. از این نظر، چیز جدید و تازهای به این سری اضافه میکنه و خیلی هم حال و هوای اون دوران رو داره؛ دورانی که تا همین اواخر تاریخ معاصر به نظر میرسید، نه گذشتهای دور و ناآشنا که فیلم در اون جریان داره.
بعد از یه مقدمه که در طول جنگ جهانی دوم اتفاق میافته، زمان حالِ فیلم در روزهای پایانی جنگ ویتنام شروع میشه. با اینکه فیلمهای زیادی جنگ ویتنام رو بررسی کردن، «کونگ» از استفاده از صحنههای نبرد یا تظاهرات ضد جنگ به عنوان نقطه تمرکز خودداری کرده. خبری از سربازگیری، سوزوندن پرچم یا اصطلاحاتی مثل «چارلی» نیست. در عوض، زاویه دید منحصربهفردی از جنگ رو از نگاه گروهی از سربازان زبده نشون میده که دارن به برگشتن به خونه فکر میکنن. برخلاف بقیه فیلمهای ویتنام، اینجا خبری از تحقیر ارتش یا جنگ نیست. اینا سربازن و به این موضوع افتخار میکنن. فرماندهشون هم مثل یه اسب جنگی پیر به تصویر کشیده شده که داره به آیندهای بدون جنگ فکر میکنه.
در میون همه اینها، دو دانشمند به نامهای Bill Randa (جان گودمن) و Houston Brooks (کوری هاکینز)، لابی میکنن تا یه اسکورت نظامی برای کاوش در یه جزیره ناشناخته بهشون کمک کنه. اونا تیمشون رو جمع میکنن که شامل James Conrad (تام هیدلستون) ردیاب، Mason Weaver (بری لارسون) عکاس، San (جین تیان) زمینشناس و چند تا دانشمند دیگه میشه که حتی اونقدر شخصیتپردازی نشدن که یادمون بمونه. اونا با سرهنگ Packard (ساموئل ال. جکسون) و سربازهایی که اول فیلم دیدیم ملاقات میکنن و فیلم واقعاً از اینجا شروع میشه.
فیلم از یه اثر تاریخی که خیلی سعی میکنه تکنولوژیهای قدیمی رو نشون بده (مثلاً صحنهای که دوربین روی یه میز پر از تلفنهای قدیمی میچرخه)، به یه ادای احترام تارانتینویی به فیلمهای جنگ ویتنام تغییر فاز میده. فیلمبرداری عالیه. Jordan Vogt-Roberts (جردن ووگت-رابرتز) به خوبی از محیط فیزیکی (که اتفاقاً ویتنامه) استفاده کرده. با آهنگهای Credence Clearwater Revival و تجهیزات کامل سربازها که از میون باتلاقها رد میشن، عشق کارگردان به جلوههای بصری فیلمهای جنگ ویتنام کاملاً مشهوده.
اما وقتی شخصیت اصلی (کونگ) ظاهر میشه، جلوههای بصری پر از اکشن خیلی سریع اون حال و هوایی که کارگردان در یکسوم اول فیلم ساخته بود رو خراب میکنه. در دوران افراطیِ «هر چی بیشتر بهتر»، فیلم یه کم تلوتلو میخوره. خوشبختانه کونگ مهار میشه و شخصیتهای انسانی میتونن توجه رو جلب کنن. اینجا کمپ به دو دسته تقسیم میشه: نظامیها در مقابل غیرنظامیها. در حالی که سربازها دنبال نجات یکی از خودشون هستن، غیرنظامیها با مردم بومی جزیره و یه خلبان جنگ جهانی دوم (جان سی ریلی) که ۳۰ ساله اونجاست آشنا میشن. از طریق اون میفهمیم که کونگ محافظ جزیرهست و اصلاً هیولا نیست. اما سرهنگ پاکارد قبول نمیکنه چون کونگ چند تا از مردانش رو کشته. اینجاست که فیلم حرفش رو میزنه. کونگ مبارزیه که برای محافظت از بومیها میجنگه، درست مثل پاکارد و مردانش. پاکارد میگه سربازها کارهای کثیف رو انجام میدن تا بقیه نترسن. در این مورد، کونگ و پاکارد با هم وجه اشتراک دارن.
پاکارد که نمیخواد این رو ببینه، تصمیم میگیره یه جنگ شخصی با کونگ راه بندازه. این کار احمقانهست چون کونگ از جزیره در برابر «اسکالکراولرها» (Skullcrawlers) محافظت میکنه. غیرنظامیها کونگ رو نه تنها لازم، بلکه دلسوز و انسانی میبینن. اون یه بوفالوی گرفتار رو نجات میده و لحظهای لطیف با کنراد و ویور داره. اون سربازیه که نشون داده میشه یه فرد کامله، نه فقط یه ماشین جنگی. پاکارد اما از لبه پرتگاه رد شده. رویارویی اون و کونگ اجتنابناپذیره. در نهایت فیلم با یکی از اون پایانهای شاد و کلیشهای هالیوودی تموم میشه.
جاهایی که فیلم کار میکنه، واقعاً خوب کار میکنه. بازیگرها از متنی که دارن بهترین استفاده رو میکنن. جان سی ریلی، جیسون میچل و شی ویگهام بازیهای درخشانی دارن. کونگ هم عالی به نظر میرسید. جلوههای ویژهش از بازسازی پیتر جکسون بهتر بود، هرچند اسکالکراولرها یه کم کارتونی بودن. اما فیلم ایراد هم داره. شباهتهاش به «اینک آخرالزمان» گاهی آزاردهنده میشه. شخصیتها اونقدر زیادن که هیچکدوم موندگار نمیشن. هیدلستون مخصوصاً کمترین متریال رو برای کار داشت و شخصیتش عمق نداشت. در کل، فیلم به عنوان یه اثر بلاکباستری برای پاپکورن خوردن موفقه. یه تجربه سرگرمکننده که با وجود نقصهاش، ارزش دیدن رو داره. ۷/۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فکر میکردید فیلم King Kong (کینگ کونگ) پیتر جکسون میتونست بدون اون بخش اول طولانیش باشه؟ فکر میکردید فیلم Godzilla (گودزیلا) که توی همین دنیاست باید هیولای بزرگش رو بیشتر نشون میداد؟ خب، Skull Island (جزیره جمجمه) اون مشکلات رو حل کرده و یه سری مشکل جدید جایگزینشون کرده! ولی در کل خیلی بهم خوش گذشت. پس با ارفاق یه نقد مثبت میگیره. نمره نهایی: ۳ ستاره - شخصاً پیشنهاد میکنم یه بار ببینیدش.
2017-05-22
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
واقعاً دلم میخواست نمره بهتری به این فیلم بدم اما اصلاً نمیتونستم از داستان احمقانه و ضعیفش چشمپوشی کنم. خب، بذارید با بخشهای بد شروع کنیم. فیلم درباره یه گروه کاوشگره که دارن توی جزیره جمجمه تحقیق میکنن. تا اینجا غافلگیری خاصی نداره. یه واحد نظامی هم همراهشونه که خب، توضیح نسبتاً منطقی براش دارن. یکی از شخصیتهای اصلی سرهنگ پاکارد (Packard) هست. اولش ازش خوشم اومد، مخصوصاً وقتی به اون خبرنگار گفت اونا جنگ رو نباختن، بلکه سیاستمدارها رهاش کردن. اما از اونجا به بعد همه چی بد میشه. (خطر لو رفتن داستان!)
توی جزیره، کونگ خیلی سریع لو میره. به نظرم حیف بود، چون هیچ تعلیقی برای معرفی این میمون قدرتمند ساخته نشد. اوکی، با این میتونستم کنار بیام. چیزی که نمیتونم باهاش کنار بیام اینه که این احمقها، بعد از کشف یه یافته علمی با این عظمت، بلافاصله شروع میکنن به تیراندازی. آخه وات د فاک؟ نه تنها این، بلکه همینطور دورش میچرخن و تیر میزنن تا اونم یکییکی داغونشون کنه. اون صحنه با اینکه اکشن و جلوههای ویژه خوبی داشت، ولی اونقدر رو مخ بود که آدم فکر میکرد نویسنده عمداً میخواسته به شعور مخاطب توهین کنه. از اونجا به بعد هر وقت سرهنگ پاکارد توی کادر بود، من فقط حرص میخوردم. اون مشخصاً تعادل روانی نداشت و فقط میخواست کونگ رو بکشه و از نجات دادن مردانش به عنوان یه بهانه ضعیف استفاده میکرد. این دقیقاً همون مدل فیلمنامههای آشغال و کلیشهای هالیووده که من رو دیوونه میکنه.
حالا از اینا که بگذریم، فیلم از نظر فنی خیلی خوب بود. بازیگرها کارشون رو خوب انجام دادن. داستان، اگه ارجاعات ویتنام و اون کلیشه «بد نشون دادن نظامیها» رو کنار بذاریم، بد نبود. یه برداشت متفاوت از تاریخ کینگ کونگ بود. جلوههای ویژه، اکشن و هیولاهای مختلف خیلی باحال بودن. کونگ تنها تهدید جزیره نبود و این بار فقط چند تا دایناسور نریختن توی فیلم، بلکه موجودات خلاقانهای از انواع حشرات و حیوانات و حتی موجودات ساختگی خودشون یعنی اسکالکراولرها رو آورده بودن. مناظر هم خیلی لذتبخش بود. به جز اون مواردی که گفتم، از فیلم لذت بردم. اما اون گندکاری نظامی که نویسنده وارد داستان کرده بود، لذت فیلم رو برام کم کرد. نمره من ۳+ از ۵ هست.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
آره، یه رویارویی غیرمتعارف بود. خب، اینم از بخش دوم بازسازی فرنچایز موجودات محبوب سینما. بعد از اینکه نسخه ۲۰۱۴ گودزیلا از نظر لحن یه کم لنگ میزد، تعجبی نداره که این نسخه از کینگ کونگ رفته سراغ یه اثر کاملاً بلاکباستری و پاپکورنی، و تا حدی هم موفق شده. داستان خیلی لاغره؛ یه مشت آدم از شغلهای مختلف میرن به جزیره ناشناخته جمجمه و هر کدوم هم یه هدفی دارن. اونجا خیلی زود میفهمن که افتادن توی دردسر بزرگ!
معلومه که سازندهها و در راسشون کارگردان، سعی دارن آشوبِ عامهپسند رو با مشاهدات متفکرانه درباره اون دوران (۱۹۷۳) و حماقت ذاتی بشر ترکیب کنن. در ظاهر، نبردها و هیولاها کاملاً سرگرمکننده هستن، اما گاهی اوقات دیگه بیش از حد مسخره میشه. بدتر از اون اینه که فیلم عمق نداره، مخصوصاً در مورد شخصیتها، که باعث شده یه تیم بازیگری خیلی خوب، فقط در حد مهرههای ساده توی این بازی باشن. با این حال، اگه این رو مخ بودنها رو کنار بذاریم، فیلم خیلی خوشساخته و اونقدر هیجان و دیالوگهای تیکهدار داره که ارزش وقت گذاشتن رو داشته باشه. یه فیلم پاپکورنی واقعی. یه سری شوخیهای ظریف هم داره و ادای احترامش به کاپولا و کامرون و بقیه خیلی چسبید. باید انتظاراتتون رو بیارید پایین تا مشکلاتش حالتون رو نگیره. فاجعه نیست، اصلاً. امیدوارم قسمت بعدی این سری چند پله بالاتر بره، چون کونگ و گودزیلا لیاقتش رو دارن. ۷/۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**یه طلوع جدید. پادشاه از راه رسید.** انگار فقط من بودم که نمیدونستم این فیلم دنباله نسخه ۲۰۰۵ نیست. کونگ توی این فیلم بیش از ۱۰۰ فوت قد داشت، در حالی که ده سال پیش فقط ۲۵ فوت بود. چون طرفدار اون فیلم و پیتر جکسون بودم، اولش از این ایده بدم اومد، مخصوصاً با یه تیم بازیگری و کارگردانی کاملاً جدید. پس انتظار زیادی نداشتم. فقط موقع دیدنش بود که فهمیدم این یه نسخه کاملاً جدیده. با یه سبک بصری جدید، بازیگرهای جدید، خط زمانی متفاوت و یه لحن کاملاً متفاوت برای کینگ کونگ که تا حالا ندیده بودم.
اونا میخواستن بیشتر یه فیلم اکشن خفن بسازن تا یه داستان با محتوا. این به این معنی نیست که عاشقش شدم؛ معمولی بود. فقط از ماجراجوییهای اکشنش لذت بردم. اما جلوههای بصری خیلی تجاری شده بود. حتی شک کردم دارم یه فیلم هالیوودی میبینم یا یه فیلم از Rajamouli (کارگردان هندی). میدونید، از اون روشهای عجیب برای سکانسهای بدلکاری. خستهکنندهترین بخش فیلم همون فرمول قدیمی بود: یه سری آدم وارد یه جای خطرناک میشن و فقط چند نفر زنده برمیگردن. چند تا دانشمند با اسکورت نظامی میرن به یه جزیره مرموز برای تحقیق. زود میفهمن جای خطرناکیه و بازی بقا شروع میشه. ژنرال هم که گیر داده به انتقام.
اساساً این فیلم ساخته شد تا دو تا فرنچایز رو با هم ادغام کنه: گودزیلای جدید و این یکی. صحنه بعد از تیتراژ هم یه اشاره مهم به آینده داشت. اما به نظرم خیلی شبیه فیلم کمدی «Journey 2: The Mysterious Island» بود. معمولاً فیلمهای نقیضه (spoof) رو از روی فیلمهای موفق میسازن، اما اینجا انگار برعکس شده. با این حال بازیگرها خوب بودن. کارگردانی، جلوههای بصری، موسیقی و مخصوصاً صداگذاری خوب بود. این فیلم صرفاً برای لذت بردنه و زود هم فراموش میشه. خیلی چیزها رو دوست نداشتم. فیلم پیتر جکسون خیلی هنری بود؛ هر فریم مثل یه تابلوی نقاشی کلاسیک بود. توی این فیلم، اینکه کونگ روی دو پا میایستاد و مثل آدم راه میرفت، اصلاً برام جالب نبود. این میمون غولپیکر مثل یه میمون واقعی رفتار نمیکرد. خیلی از سکانسها هم از فیلمهای دیگه قرض گرفته شده بود. برای وقتگذرونی توی آخر هفته عالیه. مخصوصاً اگه عشق گرافیک و جلوههای ویژه هستید، بهتون خوش میگذره. ۵.۵/۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خب، من عاشق فیلمهای اکشنم. کینگ کونگ رو هم دوست دارم. پس وقتی این ایده رو میشنوی که داستان سنتی کینگ کونگ رو تبدیل به یه فیلم اکشن درباره هیولاها توی جزیره جمجمه کنن، به نظر ایده خیلی خفنی میاد. بهترین بخش کینگ کونگ همیشه بقیه هیولاهای توی جزیره بودن. این فیلم اولین فیلمیه که داستان کونگ رو کاملاً از اون زاویه تعریف میکنه. چیزی که خیلی خوشم اومد این بود که با وجود هیولایی بودن، هنوز خیلی انسانی بود. من شخصاً خیلی لذت بردم. مثل هر فیلم دیگه کونگ، یه زاویه عاشقانه هم با شخصیت Brie Larson (بری لارسون) داشت که به نظرم برای یه فیلم که تمرکزش روی سرگرمیه، خیلی شیرین بود. و واقعاً هم سرگرمکننده بود. موقع دیدنش خیلی بهم خوش گذشت. داستان سادهست، جلوههای ویژه عالیه و سکانسهای اکشن هم خوب بودن. آیا فراموششدنیه؟ یه جورایی آره. اون حس نوستالژی دهه ۷۰ رو داره ولی خیلی موندگار نیست. در کل تجربه خیلی باحال و رضایتبخشی بود. حوصلهم سر نرفت و توجهم رو جلب کرد. خوب بود. در کل، باید ببینیدش؟ بله، اگه وقت دارید و تو مود یه فیلم اکشن هستید، برید ببینید. بیشترِ زمان فیلم سرگرمتون میکنه.
2020-04-20
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
بعد از یه مرور دوباره روی گودزیلا (۲۰۱۴)، حالا نوبت به Kong: Skull Island رسید، دومین قسمت از دنیای سینمایی مشترک وارنر و لجندری. من این فیلم رو موقع اکرانش دیدم و دیگه سراغش نرفتم. نه چون بدم اومده بود، بلکه هیچوقت حس نکردم دلم میخواد دوباره ببینمش. یادمه اون موقع نسبت بهش بیتفاوت بودم چون در هیچ زمینهای غافلگیرم نکرد. اگه یه چیز باشه که کسی نتونه از دنیای هیولاها (MonsterVerse) ایراد بگیره، جلوههای بصری خیرهکنندهست، اما حتی اینها هم توی این فیلم من رو کاملاً نگرفت. با این حال، یه بخش کوچیکی از وجودم امیدوار بود این بار نظرم عوض بشه...
فیلمنامه این دو تا فیلم اول از نظر ساختار روایی خیلی شبیهن. طبیعتاً بیشتر زمان فیلم با شخصیتهای انسانی میگذره که اینجا دارن توی یه سرزمین ناشناخته مثلاً تحقیق زمینشناسی میکنن. این بار هیولاهای بیشتری به جز کونگ و دشمن اصلیش نشون داده میشن که باعث شده سکانسهای اکشن بیشتری داشته باشیم، اونم توی نور روز که یه امتیاز بزرگه. هر بینندهای میتونه مبارزات رو دنبال کنه، حتی اونایی که شب اتفاق میافتن، چون Larry Fong (مدیر فیلمبرداری) به زیبایی از آتیش برای نورپردازی استفاده کرده و تصاویری ساخته که جان میده برای والپیپر. کونگ فوقالعاده به نظر میرسه و نبرد هیولاها واقعاً جذابه. جلوههای بصری هیولاها در بیشتر زمان فیلم عالیه، به جز وقتایی که انسانها وارد میشن. با وجود یه صحنه عالی بین کونگ و شخصیت ساموئل ال. جکسون، بعضی از سکانسهای تقابل انسان و هیولا خیلی عجیب و مصنوعیان. پرده سبز توی بعضی جاها خیلی تابلوئه و ترکیب انسانها و هیولاها در فاصله نزدیک اونطور که باید درنیومده.
با این حال، کسایی که از کم بودن حضور گودزیلا توی فیلم خودش شاکی بودن، اینجا راضیتر میشن؛ چون نه تنها اکشن بیشتر شده، بلکه خود هیولای اصلی رو هم بیشتر میبینیم. کونگ یه حضور قدرتمند و ملموس در طول فیلم داره. اما شخصیتها اونقدر توخالی، کلیشهای و بیاهمیت هستن که وقت گذروندن با اونا خیلی سختتر از فیلم قبلیه و این بزرگترین مشکل فیلمه. درسته که گودزیلا هم تعادل کاملی بین انسان و هیولا نداشت، اما حداقل آدمهای اونجا شبیه آدم بودن؛ انگیزه داشتن و شخصیتشون تعریف شده بود. توی فیلم ووگت-رابرتز، فقط شخصیت John C. Reilly (جان سی ریلی) یه سیر داستانی درست و حسابی داره. به همین خاطر، با وجود اکشن بیشتر، فیلم کندتر و تنبلتر به نظر میرسه (کلی دیالوگهای توضیحی غیرضروری داره). علاوه بر این، چند تا از شخصیتهای دوستداشتنی به شکلی خیلی مسخره و غیرمنطقی میمیرن که همیشه من رو عصبی میکنه.
کاش نویسندهها به جای دیالوگهای کلیشهای، از روشهای دیگهای برای تعریف کردن داستان کونگ استفاده میکردن. از نظر فنی، کونگ واقعاً یه هیولای زیباست. نماهای باز از ایستادنش عالیه، مخصوصاً اون صحنهای که غروب خورشید پشت سرشه مثل یه تابلوی نقاشی میمونه. موسیقی Henry Jackman (هنری جکمن) هم هیجانانگیزه. Tom Hiddleston و Brie Larson زوج خوبی هستن، اما جان سی ریلی بازی بقیه رو تحتالشعاع قرار میده. تدوین میتونست خیلی بهتر باشه، اما در کل یه بلاکباستر خوشساخته. به پای گودزیلا نمیرسه ولی ناامیدکننده هم نیست. نمره: C+
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
واقعاً فیلم خوبیه! اگه از یه سری انتخابهای تدوین و موسیقی (آهنگهای تکراری که هر بار یه جور استفاده میشن) بگذریم، Kong: Skull Island واقعاً سرگرمکنندهست. کونگ عالی به نظر میرسه و جزیره جمجمه خیلی خوب طراحی شده. سکانسهای اکشن و جلوههای ویژه استاندارد خوبی دارن. ریتم فیلم هم در طول ۲ ساعت خوب حفظ میشه. Tom Hiddleston و Brie Larson ترکیب قویای هستن و John C. Reilly هم بین بقیه بهترینه. شخصیت Samuel L. Jackson یه کم ناامیدکننده بود، هرچند خودش تونسته اون رو موندگارتر از چیزی که هست دربیاره. John Goodman هم مثل همیشه قابل اعتماده. این دومین فیلم «دنیای هیولاها»ست. من گودزیلای ۲۰۱۴ رو سالها پیش دیدم بدون اینکه بدونم بخشی از یه دنیای بزرگتره. اون موقع زیاد ازش خوشم نیومد، الانم که تیکههای فیلم رو میبینم میفهمم چرا. خوشبختانه این فیلم ۲۰۱۷ خیلی لذتبخشتره.
2024-04-09