Grantchester
سال ۱۹۵۳ است و سیدنی چمبرز (Sidney Chambers) کشیش دهکده گرنچستر، در نزدیکی کمبریج است. زندگی سیدنی آرام و بیدغدغه است، تا زمانی که پای قتل به زندگیاش باز میشود. سیدنی که به دنیای خطرناک دروغ، خیانت و جنایت کشیده شده، به سرعت متوجه میشود که شناختش از وضعیت انسانی و اعتماد طبیعی که در مردم ایجاد میکند، باعث شده در نقش جدیدش به عنوان «کارآگاه» عالی عمل کند. در این مسیر تاریک، بازرس جوردی کیتینگ (Geordie Keating) که فردی خوشبرخورد اما خسته از دنیاست، لئونارد فینچ (Leonard Finch) دستیار سادهدل اما خوشنیت، و خانم مگوایر، خانهدار سختگیر و همیشه ناراضی او، سیدنی را همراهی میکنند. اما جرم و جنایت تنها چیزی نیست که ذهن سیدنی را مشغول کرده؛ او دلباخته آماندای باهوش و زیباست، اما آیا آماندای اشرافی اجازه دارد با یک کشیش ساده روستایی ازدواج کند؟ آیا وقتی دنیای جنایت از شما میخواهد بدترین جنبههای آدمها را ببینید، باز هم میتوانید خوبی را در آنها پیدا کنید؟
سال انتشار: 2014– کارگردان: ژانر: Crime، Drama، Mystery نویسندگان: Daisy Coulam امتیاز: 7.9نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این نقد ناخودآگاه ممکنه یکم داستان رو لو بده، چون نمیشه هشت فصل رو بدون اشاره به اتفاقات بررسی کرد. خانمم واقعاً عاشق این سریاله. اشتباه نکنید، منم ازش خوشم میاد، فقط نه به اندازه اون. راستش، چیزی که به نظر من نقطه ضعفه، شاید برای اون نقطه قوت باشه. نقشههای پشت پروندههای قتل معمولاً جالبن. ولی خدای من، چقدر اینها اعتراف میگیرن! البته باز بهتر از اینه که همهاش مجبور باشن برن دادگاه علیه مجرمها شهادت بدن. سریال به هر دو شخصیت جوردی و کشیشها فرصت میده که پروندهها رو حل کنن. جوردی بیشتر با تجربه، کار میدانی و غریزهاش پیش میره. کشیشها هم چون اطلاعات عمومیشون بالاست و بلدن چطوری با شاهدها حرف بزنن که از لاک دفاعیشون بیان بیرون، موفق میشن. شخصیت خانم اسکات هم عالیه. حتی پلیس سادهای مثل لری هم توی فصل ۸ عمق بیشتری پیدا میکنه و آدم باهاش همدلی میکنه که دیدنش خوب بود. بقیه بازیگرهای فرعی هم واقعاً کارشون درسته؛ بازیگرهای نقش خانم چاپمن، لئونارد، دنیل و کتی کیتینگ عالی و باورپذیرن. حتی دو بازیگر اصلی که نقش کشیشها رو بازی میکنن هم هنرمندهای بزرگی هستن، فقط من از شخصیتهاشون خوشم نمیاد. مشکلاتشون همیشه خودساختهست و انگار فلج میشن تا وقتی که یکی از عزیزانشون بیاد و راه رو نشونشون بده. مثلاً شخصیت ویل که اون همه با عشقش به بانی کلنجار رفت و ازدواج کرد، چطور ممکنه فصل بعد یهو به خاطر یه حس گناه بیربط ولش کنه؟ واقعاً؟ میدونم برای تحریک احساسات بینندهست ولی خب... در کل اگه بخوام جمعبندی کنم، سریال رو دوست دارم و پیشنهادش میدم. در مورد اونهایی هم که میگن سریال «ووک» (woke) شده و از این حرفها، فقط میتونم بگم متاسفم. بعد از دههها که همه نقشهای جدی فقط مال سفیدپوستها بود، حالا که سریالها میخوان واقعیت حضور رنگینپوستها رو نشون بدن، بعضیها شاکی میشن. لطفاً با این قضیه کنار بیاید. شاید اینطوری خودتون رو هم بیشتر دوست داشته باشید. ببخشید که طولانی شد!
2023-08-08