یاغی: داستانی از جنگ ستارگان
همه چیز برای شورشیان در برابر امپراتوری از دست رفته به نظر میرسد، چرا که آنها از وجود یک سلاح فوقالعاده جدید به نام «ستاره مرگ» (Death Star) باخبر میشوند. پس از کشف یک نقطه ضعف احتمالی در ساختار آن، اتحاد شورشیان باید ماموریتی ناامیدانه را برای سرقت نقشههای ستاره مرگ آغاز کنند. اکنون آینده تمام کهکشان به موفقیت این ماموریت بستگی دارد.
سال انتشار: 2016 کارگردان: Gareth Edwards ژانر: Action، Adventure، Sci-Fi نویسندگان: Chris Weitz، Tony Gilroy، John Knoll امتیاز: 7.8نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«این فیلم بار سنگین احتمالات و خطرات، میراث و پیامدها، و درک سرنوشت را به دوش میکشد...» متن کامل نقد را اینجا بخوانید: http://screen-space.squarespace.com/reviews/2016/12/17/rogue-one-a-star-wars-story.html
2016-12-16
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم محبوب جدید من در دنیای جنگ ستارگان (Star Wars) نیست. اما سکانس محبوب جدیدم در کل این مجموعه را دارد. نمره نهایی: ۳.۵ از ۵ - شدیداً پیشنهاد میکنم براش وقت بذارید.
2017-02-06
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه فیلم باحال از جنگ ستارگان. کلی ادای احترام و اشاره به سهگانه اصلی در طول فیلم هست و کلی هم حضور افتخاری (Cameo) داریم. سکانسهای اکشن فوقالعادهای داره و اونقدر هیجانانگیز هست که هر طرفدار واقعی جنگ ستارگان رو از همون اول میخکوب کنه. برای تنوع، خبری از اون متنهای متحرک اول فیلم نیست و موسیقی متن مایکل جاکینو (Michael Giacchino) هم عالیه، هرچند تیتراژ پایانی هنوز موسیقی اصلی جان ویلیامز (John Williams) رو داره. شخصیت K-2SO کل صحنه رو مال خودش میکنه و خیلی بامزهست. در کل به نظر من بهترین فیلم جنگ ستارگان بعد از «امپراتوری ضربه میزند» (Empire Strikes Back) هست. «نیرو» با این فیلم همراهه.
2017-02-17
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
در ظاهر، این یه فیلم اکشن خوشساخت در دنیای جنگ ستارگانه که پر از اشاره به فیلم «امیدی تازه» (A New Hope) هست و حس نوستالژی گرمی بهتون میده. دیدن دوباره لوکیشنها، لباسها و شخصیتهای فیلمهای دوران بچگیمون ممکنه باعث بشه بگید: «آره، فیلم جنگ ستارگان یعنی این!» اما به نظر میرسه استراتژی اصلی دیزنی برای این فیلم، فقط نوستالژی و پول درآوردن از اون بوده. این فیلم یه تقلید سادهست. بازسازیهای CGI از پیتر کوشینگ (Peter Cushing) و کری فیشر (Carrie Fisher) به نظرم خیلی غیراخلاقی و بیاحترامی به بازیگرهای فوت شده بود، بماند که برای کسی که بار اول میبینه خیلی هم توی ذوق میزنه. ظاهر دیجیتالی گرند ماف تارکین (Grand Moff Tarkin) کلاً من رو از داستان ضعیف فیلم پرت کرد بیرون. داستان، نویسندگی و شخصیتپردازی در حد همون چیزیه که از سینمای مدرن انتظار دارید و فیلم هدف اصلیش یعنی سرگرمکننده بودن رو انجام میده. اما به عنوان یه طرفدار قدیمی جنگ ستارگان، موقع تماشای فیلم حس میکردم دارن با باج دادن به نوستالژیهام خرّم میکنن.
2017-05-10
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اوپس! تازه فهمیدم که به دلیلی این فیلم از زیر دستم در رفته بود. خیلی وقت پیش دیدمش ولی انگار یادم رفته بود دربارهش چیزی بنویسم. برای من، این یکی از بهترین فیلمهای جدید جنگ ستارگان (بعد از سهگانه اصلی) بود. باحال و سرگرمکننده بود و کلی اکشن کلاسیک و قدیمی جنگ ستارگانی داشت. من کلاً از پیشدرآمدها (Prequels) خوشم نمیاد ولی این بار حس کردم خیلی خوبه که پسزمینه اون جمله اپیزود ۴ که میگفت «جاسوسهای زیادی برای به دست آوردن این اطلاعات کشته شدن» رو فهمیدیم. حتی یه توضیحی هم بهمون دادن که اصلاً چرا ستاره مرگ از اول چنین نقطه ضعف مسخرهای داشت. بازیگرها کارشون رو به اندازه کافی خوب انجام دادن. اون اندروید پرحرف هم بدون اینکه لوس بشه، بامزه بود. یه ترن هوایی از اکشن، بداهه و بدلکاریهای دیوانهوار داخل و خارج از وسایل نقلیه مختلف بود. مثل همیشه در جنگ ستارگان، بخش «علمیِ» داستانهای علمی-تخیلی لنگ میزنه. هر چی که باحال به نظر بیاد رو میارن روی پرده و علم رو بیخیال میشن. موقع کتاب خوندن روی این چیزها حساسم ولی برای یه فیلم جنگ ستارگان جواب میده. بعضیها انگار دارن شخصیتها و دیالوگها رو کالبدشکافی میکنن و دنبال منطق و رشد شخصیت هستن. بابا بیخیال! این یه فیلم جنگ ستارگانه. قرار نیست چیزی جز اکشن و جلوههای بصری خیرهکننده باشه. و این فیلم دقیقاً همون رو تحویل میده. درسته که پلات داستان خیلی عمیق نیست و ایراد زیاد داره، ولی هنوزم یه ماجراجویی علمی-تخیلی خیلی سرگرمکننده در دنیای جنگ ستارگانه.
2017-05-30
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**اپیزود ۳.۵.** این فیلم مثل یه پل بین سهگانه اصلی و سه پیشدرآمد قبلیه. داستانی که شخصیتهای اصلی قصه اصلی توش نیستن. به عنوان یه طرفدار پر و پا قرص این فرنچایز، عاشقش شدم. انتظار زیادی نداشتم و برای همین خیلی سرگرم شدم. ولی حیف که این شخصیتهای عالی قرار نیست برگردن. این فقط یه فیلم تکقسمتیه. با توجه به موفقیت خیرهکنندهش، شاید یه پیشدرآمد براش بسازن که احتمالش خیلی کمه. داستان انگار از وسط ماجرا شروع شد. برای همین دوست داشتم یه پیشدرآمد باشه که داستان رو از دید گالن ارسو (Galen Erso) بگه. وقتی اون رو به پایگاه برمیگردونن تا برای امپراتوری کار کنه، دخترش تنها کسیه که فرار میکنه. چند سال بعد، دخترش جین (Jyn) که بزرگ شده، سر از جبهه شورشیها درمیاره. وقتی نقشهای برای ضربه زدن به امپراتوری میده، کسی جدی نمیگیرتش. اما یه گروه خودسر تشکیل میشه که طبق حرف اون عمل میکنن. داستان اینه و بقیهش هم که چطور تموم میشه. داستان ساده بود ولی ماجراجوییهای اکشنش خوب بود. همون چیزی که طرفدارای جنگ ستارگان میخوان. ایراد اصلیش نبود چهرههای آشنا بود. حتی سبک تیتراژ اول و آخر هم با بقیه فرق داشت. هرچند حضورهای کوتاهی از دارث ویدر (Darth Vader)، پرنسس لیا (Princess Leia)، R2D2 و C-3PO داشتیم، به اضافه یه مبارزه کوتاه با لایتسیبر در آخر فیلم که فقط برای راضی کردن طرفدارا بود. در کل فیلم ارزشمندی بود، وگرنه یک میلیارد دلار توی گیشه نمیفروخت و جزو ۱۰ فیلم برتر تاریخ نمیشد. نمره: ۸ از ۱۰
2017-11-04
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
دارث ویدر (Darth Vader): «مراقب باش آرزوهات باعث خفگیت نشن، مدیر.»
روگ وان داستان جین ارسو (Jyn Erso) با بازی فلیسیتی جونز (Felicity Jones) رو دنبال میکنه؛ یه سرباز شورشی و مجرم که وقتی مون ماتما (Mon Mothma) اون رو به ماموریتی برای دزدیدن نقشههای ستاره مرگ میفرسته، بزرگترین چالش زندگیش رو تجربه میکنه. با کمک شورشیها، یه استاد شمشیرزنی و نیروهای غیرمتحد، جین وارد چیزی بزرگتر از اونچه فکر میکرد میشه.
راستش رو بگم، نگران روگ وان بودم. بعد از موفقیت عظیم «نیرو برمیخیزد» (The Force Awakens)، دنیای جنگ ستارگان حالا خیلی گستردهتر شده. قراره هر سال دنباله، پیشدرآمد و اسپینآف داشته باشیم. نگرانی من اینه که از اینها زده بشم و دیگه هیجانزده نشم. جنگ ستارگان باید مثل قبل یه اتفاق سه ساله میبود، اینطوری نویسندهها و کارگردان وقت بیشتری برای پخته کردن داستان داشتن. شاید انتظار طولانی به نظر بیاد، ولی ارزشش رو داره. اما این همهاش نیست؛ مشکل فیلمبرداریهای مجدد و ضربالاجلهای کوتاه پس از تولید هم بود. اما بعد از دیدن فیلم، میتونم با اطمینان بگم که این پیشدرآمد جدید فیلم بدی نیست.
«روگ وان: داستانی از جنگ ستارگان» فیلم خوبیه. نه عالی یا شگفتانگیز، فقط خوب. به نظر من در حد «امیدی تازه» یا «امپراتوری ضربه میزند» نیست. برای من یه جایی اون وسطهاست. اگه بخوام صادق باشم، در واقع از «نیرو برمیخیزد» بیشتر از این لذت بردم. آره، گفتم! فیلم نقص داره، ولی چیزهای زیادی هم برای دوست داشتن داره. نمیتونم فشاری که گرت ادواردز (Gareth Edwards) موقع ساخت این فیلم حس کرده رو تصور کنم، یه چیزی شبیه حسی که آبرامز (Abrams) داشت. گرت در مصاحبهها گفته که طرفدار جنگ ستارگان بوده و به همین دلیل میخواسته فیلمساز بشه. پس این فیلم براش خیلی عزیز بوده و با اینکه در بعضی جاها لغزشهایی داشت، باید بگم که متریال رو خیلی خوب مدیریت کرد.
گرت ادواردز در بزرگ نشان دادن مقیاس چیزها خیلی خوبه. صحنههای اکشن به قدری درخشان کارگردانی شدن که واقعاً حس یه فیلم جنگی رو میدادن. چیزی که واقعاً من رو در مورد «روگ وان» غافلگیر کرد، تاریک و افسردهکننده بودنش بود. ممکنه بعضیها با این موضوع مشکل داشته باشن، چون همه به ماجراجویی با شخصیتهای محبوبشون عادت کردن. برای من، مشکلی نداشت. راستش خوشحالم که جرأت داشت تا این حد پیش بره و خشن باشه. طنز فیلم خیلی محدوده، ولی وقتی هست، بیشتر از طرف K-2SO (با بازی آلن تودیک - Alan Tudyk) هست که واقعاً بهترین بود.
CGI در این فیلم باورنکردنی و پیشگامانه بود. منظورم اینه که زیادی خوبه! جوری با محیط واقعی و صحنههای اکشن ترکیب شده بود که نیمی از زمان تماشای فیلم، داشتم به جلوههای کامپیوتری خیره میشدم. اجراش خیلی زیبا و یه دستاورد بزرگ بود. حالا بزرگترین شکایتی که از طرفدارای جنگ ستارگان شنیدم، درباره زنده کردن دیجیتالی پیتر کوشینگ (Peter Cushing) بود. بله، اون با استفاده از جادوی جلوههای بصری مدرن به دنیای سینما برگشته. شخصیت اون یعنی گرند ماف تارکین در فیلم هست، اما به جای انتخاب بازیگر جدید یا نگه داشتن چهره دیجیتالیش در سایه، اون رو کاملاً واضح و از نزدیک میبینیم. این موضوع واکنشهای متفاوتی داشته و حتی خود من هم کمی تردید داشتم. برام عجیب بود، چون پیتر کوشینگ ۲۲ سال پیش فوت کرده و دیدنش اونجا سخت هضم میشد. اما بعد از اینکه باهاش کنار اومدم، فکر کردم خیلی به چشم نمیاد و در چند صحنه واقعاً باورش کردم. وقتی حرکت نمیکرد یا نمای خیلی نزدیک نبود، واقعی به نظر میرسید. ولی خب این فقط نظر منه.
حالا که حرف از برگرداندن شخصیتهای قدیمی شد، دارث ویدر هم در این فیلم حضور داره. با اینکه زمان حضورش خیلی کوتاهه، ولی هر صحنهای که توش هست رو مال خودش میکنه. مخصوصاً صحنه راهرو که خیلی خفن بود و یکی از لحظات محبوب من در فیلمه. دیدن دوباره اون و جیمز ارل جونز (James Earl Jones) به عنوان یکی از بزرگترین شرورهای تاریخ عالیه.
و اما مشکلات: نیمه اول «روگ وان» برای من کمی سخت بود و گاهی حوصلهام سر میرفت. به شخصیتها اهمیت نمیدادم یا جذبشون نمیشدم. شخصیتپردازی کم بود و این واقعاً حیف بود، چون جنگ ستارگان همهاش درباره شخصیتهاست؛ این همون چیزیه که از این فیلمها به یاد میاریم. همهاش لایتسیبر و نبرد نیست، شخصیتها مهم هستن. شخصیتهای فلیسیتی جونز، آلن تودیک و مدس میکلسن (Mads Mikkelsen) تنها کسایی بودن که برام مهم بودن. بقیه نه چندان. یه بخش مهم دیگه فیلمهای جنگ ستارگان، موسیقی متن هست. موسیقی جان ویلیامز اونقدر نمادینه که به سختی میشه روی دستش زد. اون قلب تپنده این سریه و کاش خودش موسیقی این فیلم رو میساخت، چون موسیقی مایکل جاکینو اونقدرها خوب نبود. البته به جاکینو حق میدم، اون فقط ۴ هفته وقت داشت تا آهنگسازی کنه و جایگزین جان ویلیامز شدن کار خیلی سختیه. این برمیگرده به همون حرفم که ضربالاجلها خیلی کوتاه بودن.
نمره کلی: «روگ وان: داستانی از جنگ ستارگان» یه ورودی خوب به این سری هست و واقعاً حس یه فیلم تاریک از جنگ ستارگان رو میده. ممکنه با فیلم مشکلاتی داشته باشم و باید در این مورد صادق باشم، اما فکر میکنم خیلی خوب به «امیدی تازه» وصل میشه. چنین داستانی لازم بود تا شکاف ۴۰ ساله داستان رو پر کنه.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه پیشدرآمد خیلی باحال برای جنگ ستارگان ۱۹۷۷. نمیگم خیلی ازش لذت بردم، ولی برای هدفی که داشت فیلم ارزشمندی بود. چیزی که باعث شد عاشق «روگ وان» نشم، احتمالاً بیشتر از همه ریتم فیلم بود که در بعضی جاها خیلی کند میشد. هیچوقت تجربه تماشای من رو کاملاً خراب نکرد، ولی حس میکردم اینجا و اونجا داره کش میاد. همچنین از تیم بازیگری هم فراتر از یه سطح خنثی و معمولی خوشم نیومد. فلیسیتی جونز (Felicity Jones) در نقش اصلی کارش رو خوب انجام میده، از نحوه شروع داستانش در ابتدا خوشم اومد. همچنین هر صحنهای که مدس میکلسن (Mads Mikkelsen) توش بود دیدنی بود، در حالی که ریز احمد (Riz Ahmed) و فارست ویتاکر (Forest Whitaker) هم خوب بودن؛ آلن تودیک (Alan Tudyk) هم بد نبود. اما دیگو لونا (Diego Luna) و بن مندلسون (Ben Mendelsohn) اصلاً برام جذابیتی نداشتن. خود داستان رضایتبخشه، پایانش پرمعناتر از چیزی بود که انتظار داشتم و چند تا نمای قشنگ داره؛ کل فیلم انصافاً زیبا به نظر میرسه. من شخصاً ۱۰-۲۰ دقیقه از زمان فیلم کم میکردم و شخصیتهای منفی خبیثتری میذاشتم. با این حال، بدون شک حداقل یه فیلم خوبه.
2021-02-04
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یکی از بهترین «داستانهای جانبی» دنیای جنگ ستارگان. منی که وسط دهه ۴۰ زندگیم هستم :) اولین تجربهام با جنگ ستارگان، فیلمهای اصلی توی تلویزیون بود، اما از اون موقع نسخههای بازسازی شده رو روی پرده بزرگ و همچنین قسمتهای جدید فرنچایز رو دیدم. از این منظر، روگ وان جزو ۵ تای اول منه. میشه به تنهایی دیدش ولی ارجاعات خوبی هم به فیلمهای اصلی برای طرفدارای دوآتیشه داره.
2021-02-18
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**روگ وان توی دنیای جنگ ستارگان آشنا به نظر میاد ولی در عین حال جسورانه و جدیده! یه شروع عالی برای کسایی که تازه میخوان وارد دنیای جنگ ستارگان بشن و یه فیلم محبوب برای طرفدارای قدیمی.** روگ وان اون مبارزه سخت و خشن مقاومت نوپا رو برگردوند و فرنچایز رو به حس و حال و کیفیت سهگانه اصلی نزدیک کرد. با اینکه تاثیر «نیرو» و «جدای» در کل فیلم حس میشد، روگ وان درگیر دوئلهای لایتسیبر و پیشگوییها نشد و در عوض روی جاسوسیهای زیرزمینی شورشیها تمرکز کرد. بدون حضور شخصیتهای محبوب قدیمی که به خاطر داستان فیلم همیشه جاشون امنه، اینجا خطر خیلی بیشتر حس میشد چون شخصیتهای جدید واقعاً در معرض خطر بودن و بعضیهاشون هم زنده نموندن. ریسکپذیری و ماهیت خاکستری شخصیتها باعث شد این فیلم برخلاف بقیه، روی تمهای جنگی تمرکز کنه. نویسندگی، فیلمبرداری، بازیها، جلوههای ویژه و داستان همگی جزو بهترینهای کل این فرنچایز بودن. روگ وان یکی از بهترین فیلمهای جنگ ستارگان و یه فیلم جاسوسی استثنایی هست!
2022-11-20
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خب، به نظر میرسه دو تا نکته اصلی هست که مخالفای سرسخت روش تمرکز کردن. ۱) فنفیکشن (داستانهای آماتوری طرفداران) ۲) پروپاگاندای SJW (عدالتخواهان اجتماعی). من فکر میکنم هر دوی اینها واکنشی به فیلم «نیرو برمیخیزد» (The Force Awakens) هست. اولی فقط به خاطر تنفر از شخصیت ری (Rey) هست که یه «مری سو» (شخصیت بیش از حد کامل) بود و باعث شد کل فیلم حس فنفیکشن بده. و با اینکه این در مورد «نیرو برمیخیزد» درسته، در مورد «روگ وان» صدق نمیکنه، حداقل اگه توی دنیای جنگ ستارگان بمونیم... ممکنه فنفیکشن باشه اگه کسی بخواد «نجات سرباز رایان» رو به زور توی دنیای جنگ ستارگان جا بده و... آره، نه، این فنفیکشن نیست. نکته دوم، یعنی SJW، خب اون هم صادقانه میتونه واکنشی به «نیرو برمیخیزد» باشه، چون هر کسی که به ری میگفت مری سو، متهم میشد به زنستیزی... به دلایلی. مخصوصاً به دلایلی که هیچ ربطی به این نداشت که چرا از ری خوششون نمیاد. و در روگ وان، اگه تیم بازیگری به دلایل سیاسیِ مشکوک، چندفرهنگی انتخاب شده... واقعاً اینطوری به نظر نمیاد. این تنوع جواب میده و دلیلش هم اینه که واقعاً متوجهش نمیشید مگر اینکه کسی بهش اشاره کنه تا ازش شکایت کنه... و کسایی که این کار رو میکنن، آره، احتمالاً به خاطر «نیرو برمیخیزد» هست و یادشون رفته که این داستان توی یه کهکشان خیلی خیلی دور اتفاق میافته و خب، طبق تعریف، همهشون بیگانه هستن، پس میدونید، تلاش برای تحمیل تنوع در فیلمی که کلاً از بیگانههای فضایی تشکیل شده... مگه نباید به این معنی باشه که بیگانههای خیلی عجیبتری ببینیم؟ پس خیلی از این حرفها از «نیرو برمیخیزد» مونده و خب، بعضیهاش قابل درکه، اگه نه برای خود فیلم، حداقل به خاطر واکنشی که علیه کسایی که فکر میکردن ری زیادی بینقصه نشون داده شد. یه دلیل دیگه برای اون تنفرها میتونه نبودِ نبردهای لایتسیبر باشه، و من واقعاً حس طرفدارا رو درک میکنم... اما نه، واقعاً این یه فیلم جنگ ستارگان بود که حس یه فیلم جنگی رو میداد و نبودِ قدرتهای واضح نیرو و لایتسیبر تا لحظه آخر واقعاً جواب داد... در واقع اونقدر خوب جواب داد که یه جورایی حس «نجات سرباز رایان» رو از فیلم میگرفتید، یه جوخه سرکش که به تنهایی جلوی کل نازیها؟... سیتها؟... کل امپراتوری بینکهکشانی ایستادن. تماشاش واقعاً لذتبخش بود و از زمان تخلیه دانکرک که همون سیاره هوث (Hoth) بود، دیگه نبرد زمینی در جنگ ستارگان ندیده بودیم که واقعاً شبیه جنگ باشه. پس این خیلی باحال بود. و بعد میرسیم به جین (Jyn). حالا کلی تنفر سمت اون میره و من نمیفهمم چرا. اون شبیه یه شخصیت واقعی بود. ری میتونست یه مهره فمینیستی باشه که به دلایلی خیلی خفن ساخته شده بود. اما جین نقصهای جدی داشت، مشکل داشت، شبیه یه آدم واقعی بود. پس دمش گرم فلیسیتی جونز (Felicity Jones) که به این شخصیت جون داد. نه جدی، دمش گرم. به جز فیلم «سولو» (Solo)، واقعاً فکر نمیکنم شخصیت جنگ ستارگانی دیده باشم که به نظرم اونقدر باحال، واقعی و جذاب باشه که بتونی بهش اشاره کنی و بگی «من ممکنه کسی رو شبیه این بشناسم.» شخصیتهای باحال دیگهای هم توی این حماسه بودن... ولی هیچکدوم اینقدر واقعگرایانه تصویر نشده بودن. و این فقط برای جونز نیست. تنها شخصیت اصلی که شبیه یه آدم واقعی نیست چیریت ایموه (Chirrut Îmwe) بود و خب، میتونیم به خاطر این ببخشیمش چون اون بخش خفنِ فیلمهای کونگفویی بود که کمک کرد فیلم فقط یه فیلم جنگی در فضا نباشه. اون کسی بود که «نیرو» رو به فیلم آورد و باعث شد حس یه اثر جنگ ستارگانی بده... پس کی اهمیت میده اگه شبیه یه آدم واقعی نیست؟ من که برام مهم نیست. و آخرین بخش تنفرها به خاطر اینه که خب، هیچکدوم از شخصیتهای اصلی واقعی رو نداره، نه سولو، نه اسکایواکر و... خب... این یه فیلم مستقله، پس اگه با انتظار دیدن اونها اومدید، تقصیر خودتونه. دیزنی از همون اول این رو روشن کرده بود. چیزی که اینجا دارید یه فیلم جنگی علمی-تخیلی باحاله. به این حماسه میخوره و در عین حال نمیخوره، اما این چیز بدی نیست - پیشدرآمدها، نیرو برمیخیزد - چون فقط ۳ تا از ۷ تا فیلم این حماسه واقعاً خوب هستن. و به عنوان یه فیلم جنگی، روی پای خودش میایسته. در واقع از خیلی از فیلمهای جنگی که مردم به عنوان شاهکار ازشون یاد میکنن بهتره **سرفه** «خط باریک سرخ» (Thin Red Line) **سرفه**. پس ببینیدش، نباید شکایتی داشته باشید... مگر اینکه بخواید از SJW، فنفیکشن و نبودِ اسکایواکر یا سولو شکایت کنید، که اگه اینطوره، خب هیچجوره نمیشه شما رو راضی کرد، هر چی که ببینید.
2023-01-14
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
به دلیلی، انگار یه جور نگاه بالا به پایین نسبت به استانداردهای تولیدات اخیر دیزنی وجود داره، اما من کاملاً از این مسیر فرعی برند «جنگ ستارگان» لذت بردم. فلیسیتی جونز (Felicity Jones) سعی میکنه به شورشیها کمک کنه تا نقشههای سلاح سیارهمنفجرکنِ «ستاره مرگ» رو که توسط پدرش (مدس میکلسن - Mads Mikkelsen) طراحی شده، به دست بیارن. فیلم از اول تا آخر اکشنه، با جلوههای ویژه عالی و کلی شخصیت جدید که میشه باهاشون آشنا شد، دوستشون داشت یا ازشون متنفر شد، بدون اینکه لازم باشه فیلمهای دیگه رو دیده باشید. دیگو لونا (Diego Luna) و بن مندلسون (Ben Mendelsohn) خیلی برای من چنگی به دل نمیزدن؛ و در واقع تیم بازیگری میتونست هماهنگی بیشتری داشته باشه؛ اما داستان هیجانانگیزه و خیلی به سبک پر از اکشنِ سهگانه اول نزدیکه. مگه میشه دوستش نداشت...؟
2024-05-30