سولو: داستانی از جنگ ستارگان
با افزایش تقاضا برای هایپرسوخت و منابع دیگر، هان سولو (Han Solo) خود را در میان یک سرقت در کنار جنایتکاران دیگر میبیند. آنها در موقعیتی ماجراجویانه با افرادی چون چوباکا (Chewbacca) و لاندو کالریسیان (Lando Calrissian) آشنا میشوند که پرده از دنیای زیرزمینی جنایتکاران برمیدارد.
سال انتشار: 2018 کارگردان: Ron Howard ژانر: Action، Adventure، Sci-Fi نویسندگان: Jonathan Kasdan، Lawrence Kasdan، George Lucas امتیاز: 6.9نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یادمه سال ۱۹۷۷ با چندتا از دوستام رفتم سینما تا «جنگ ستارگان» اصلی رو ببینم. خیلی بچه بودم ولی اصلاً فکرش رو نمیکردم اون فیلم قراره زندگی من رو عوض کنه و من رو تو مسیری قرار بده که الان هستم. تو دهههای بعد، کتابها و کمیکهاش رو خوندم، با اسباببازیهاش بازی کردم، بازیهای ویدیوییش رو انجام دادم و با اشتیاق هر فیلم یا سریال جدیدی که به این فرنچایز مربوط میشد رو تماشا کردم. این واقعیت که دیزنی از زمان «جنگ ستارگان: نیرو برمیخیزد» هر سال یه فیلم جدید بیرون داده، برای طرفدارایی مثل من عالیه؛ چون اون انتظار سه ساله و ۱۷ سال فاصله بین سهگانه اصلی و پیشدرآمد واقعاً سخت بود.
توی تمام این سالها، شخصیت محبوب من همیشه هان سولو (Han Solo) بوده. نمیدونم چیه، ولی این آدم جسور، مغرور و پولدوست؛ همون کلاهبرداری که مدام تو دردسر میافته ولی در نهایت کار درست رو انجام میده، همیشه با من ارتباط برقرار کرده. پس وقتی خبر رسید که قراره یه فیلم جدید بر اساس سالهای جوانی این شخصیت ساخته بشه، هم هیجانزده بودم و هم نگران؛ چون هریسون فورد (Harrison Ford) توی این نقش اونقدر نمادینه که نمیتونستم تصور کنم کسی بتونه باهاش رقابت کنه. این رو بذارید کنار اخراج کارگردانهای اصلی یعنی فیل لرد (Phil Lord) و کریستوفر میلر (Christopher Miller) بعد از چندین هفته فیلمبرداری، که باعث شد نگرانیها بیشتر هم بشه.
خوشبختانه برای طرفدارها، کارگردان ران هاوارد (Ron Howard) فیلم خیلی لذتبخشی ساخته. «سولو: داستانی از جنگ ستارگان» به خوبی اکشن، جلوههای بصری و طنزی که این فیلمها رو به افسانههای سینما تبدیل کرده با هم ترکیب میکنه و با این کار شخصیتهای جدیدی رو معرفی میکنه و دنیای جنگ ستارگان رو گسترش میده. فیلم داستان هان جوان (با بازی Alden Ehrenreich) رو دنبال میکنه که برای زنده موندن و فرار از دنیای کوریلیا (Corrilia) دست به هر کاری میزنه. هان هم مثل خیلی از بچههای خیابونی، زیر نظر جنایتکارهای مختلف کلاهبرداری میکنه و نقشه میکشه تا با دوستش کیرا (Emilia Clarke) فرار کنه. وقتی فرصتی پیش میآد، هان ازش استفاده میکنه، اما سر از نیروی دریایی امپراتوری درمیآره که اصلاً برای آدمی با نظرات تند و ذهن مستقل مثل اون جای خوبی نیست. سرنوشت دوباره دخالت میکنه و هان رو با چوباکا (Joonas Suotamo) و یه مربی به اسم بکت (Woody Harrelson) آشنا میکنه. هان سعی میکنه خودش رو به گروه جدیدش ثابت کنه چون این رو راهی برای رسیدن به یه زندگی بهتر میبینه. اما وقتی اوضاع بد پیش میره، اون باید با همکارهای جدیدش همکاری کنه تا حسابش رو با یه رئیس جنایتکار خطرناک به اسم درایدن واس (Paul Bettany) صاف کنه.
همونطور که هر کسی سری رو دنبال میکنه میدونه، هان راه و روش خاص خودش رو برای پیچیده کردن اوضاع داره و این باعث میشه گروه، لاندو کالریسیان (Donald Glover) رو هم استخدام کنن تا برای یه ماموریت خطرناک جهت به دست آوردن منابع حیاتی راهی بشن. چیزی که در ادامه میبینیم یه فیلم خیلی سرگرمکنندهست که به اندازه کافی طنز و شخصیتپردازی داره و اکشن و جلوههای ویژهاش هم طرفدارها رو راضی نگه میداره. شخصیتهای جدید خیلی خوب بودن و عمق تازهای به هان و اسطورهشناسی جنگ ستارگان دادن، اما چیزی که واقعاً من رو تحت تأثیر قرار داد این بود که هیچوقت خودم رو در حال مقایسه «ارنریک» با هریسون فورد ندیدم. اون توی این نقش کاریزماتیک و دوستداشتنی بود و من راحت باور کردم که این همون هانِ قبل از اینه که زندگی و شرایط، اون رو به مردی تبدیل کنه که سالها بعد میشناسیم. «گلاور» هم توی نقش لاندو فوقالعادهست و گاهی صداش دقیقاً شبیه بیلی دی ویلیامز (Billy Dee Williams) میشه و تمام حرکات اون شخصیت رو به خوبی درآورده. کلکلهاش با هان عالی بود و درک عمیقتری از هر دو شخصیت و تاریخچه پیچیدهشون با هم پیدا کردیم. «کلارک» و «هارلسون» هم مکملهای خوبی برای هان بودن؛ یکی مربیاش و اون یکی پیوندش با زندگی گذشته و رویاهایی که میخواد بهشون برسه.
ران هاوارد داستان رو خوب پیش میبره بدون اینکه عجله کنه؛ با اینکه یکم طول میکشه تا فیلم روی دور بیفته، ولی این اتفاق با یه ریتم طبیعی میافته. هاوارد همچنین برای پیش بردن فیلم فقط به جلوههای ویژه تکیه نکرده. کلی گریم و افکتهای واقعی وجود داره که بهت یادآوری میکنه این یه کهکشان پهناور و متنوعه، اما اون از اینها و CGI برای تقویت داستان استفاده میکنه نه برای پر کردن جای خالی داستان. کلی ارجاع بصری و کلامی به فیلمهای قبلی وجود داره و چندتا غافلگیری باحال هم تو راهه. شنیده شده که ماجراجوییهای بیشتری از هان جوان در آینده تو راهه و من واقعاً منتظرم، چون این فیلم خیلی کیف داد. حالا تنها بخش سختش انتظار ۱۹ ماهه برای اپیزود نهم هست، چون همین ۵ ماه انتظار از فیلم قبلی هم انگار یه عمر گذشته. ۴.۵ ستاره از ۵.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم بدی نیست، ولی هیچکس نمیتونه جای هریسون فورد (H. Ford) رو بگیره. سولوِ جدید خیلی سعی میکنه شبیه سولوِ قدیمی باشه. در ضمن، لاندو بیش از حد باحاله. شخصیت مورد علاقه من L3 بود.
2018-05-26
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من از بچگی طرفدار جنگ ستارگان بودم. در واقع، «جنگ ستارگان: امیدی تازه» یکی از اولین فیلمهایی بود که توی سینما دیدم. و واقعاً از این فیلم لذت بردم. حرفهای منفی رو باور نکنید. از وقتی کارگردانها اخراج شدن و ران هاوارد (Ron Howard) جاشون رو گرفت، حاشیههای زیادی دور فیلم بود. کلی هم بحث بود که آیا بازیگر نقش اول برای نقش هان سولو خوب هست یا نه. فیلم اون افتضاحی که بهمون گفته بودن نیست؛ اتفاقاً خیلی هم خوب از آب دراومده. اکشن و جلوههای ویژه خوب و کلی موجود فضایی جالب داره، همونطور که از یه فیلم جنگ ستارگان انتظار میره. آلدن ارنریک (Alden Ehrenreich) کارش رو خوب انجام داده تا به جای تقلید از هریسون فورد، نقش رو مال خودش کنه. وودی هارلسون، فیبی والر-بریج، دونالد گلاور و پل بتانی هم توی فیلم عالی هستن. دیدنش رو به طرفدارهای جنگ ستارگان پیشنهاد میکنم.
2018-05-27
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اتفاقات فقط چون «باید» بیفتن رخ میدن، نه چون به نفع داستان باشن. فیلم خوشساختیه ولی انگار فقط از روی وظیفه ساخته شده، تیکه تیکهست و از همه مهمتر، کاملاً غیرضروریه. این فیلم نتیجهایه که وقتی میخواید از یه پایانِ قطعی که مال سی سال پیشه به عقب برگردید، بهش میرسید. «سولو» خستهکنندهست و باعث شد منم احساس خستگی کنم. اصلاً نباید ساخته میشد. پ.ن: این اولین فیلمیه که از امیلیا کلارک (Emilia Clarke) بدم نیومد! داره پیشرفت میکنه.
2018-05-27
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
واکنشهای منفی مردم به «سولو» در مقایسه با «آخرین جدای» خیلی کمتر بود، اما متأسفانه فروش گیشه هم به همون نسبت پایین اومد. در بهترین حالت، فیلم فقط هزینههاش رو درمیآره که اونم بعید به نظر میرسه. ولی من واقعاً از «سولو» لذت بردم. کامل نیست، کلی مشکل هم با خود فیلم و هم با ارتباطش با کل داستان داشتم، ولی موقع تماشاش واقعاً بهم خوش گذشت (و با توجه به اینکه موقع دیدنش مریضترین حالت عمرم رو داشتم، این حرف خیلی ارزشمنده). نمره نهایی: ۳.۵ از ۵ - واقعاً خوشم اومد. پیشنهاد میکنم حتماً براش وقت بذارید.
2018-09-07
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
باید اعتراف کنم که برای دیدن این فیلم یکم تردید داشتم چون به نظر میرسید نقدهای منفی زیادی گرفته. ولی خب «آخرین جدای» هم همینطور بود و من از اون خیلی خوشم اومد، برای همین چند روز پیش با بچهها نشستیم و «سولو» رو توی سینمای خونگی دیدیم. چیزی که دیدم یه فیلم اکشن ماجراجویی خیلی سرگرمکننده بود. بله، داستان ساده و کاملاً قابل پیشبینیه ولی برای من مشکلی نداشت. من یه فیلم اکشن هیجانانگیز و سرراست میخواستم و دقیقاً همون رو تحویل گرفتم. دنبال یه چیز عمیق با کلی پیام اجتماعی نبودم. این جنگ ستارگانه، قراره فقط سرگرمکننده باشه. اکشن و جلوههای ویژه حرف اول و آخر رو میزنن، به همین سادگی.
بازی در نقش هان سولو وقتی جوون بوده، قطعاً برای هر بازیگری کار سختیه. همه قراره اون رو با هریسون فورد مقایسه کنن و این خودش دستورالعمل شکسته. شخصاً خوشحالم که بازیگری رو انتخاب کردن که خیلی توی فیلمهای دیگه شناخته شده نبود (حداقل برای من). اگه اینطور نبود، نه تنها با هریسون فورد، بلکه با نقشهای قبلیش هم مقایسهاش میکردم. فکر میکنم آلدن ارنریک (Alden Ehrenreich) کارش رو در به تصویر کشیدن هان سولوی جوان نسبتاً خوب انجام داد. در واقع، به نظرم بیشتر بازیگرها خوب بودن؛ بالاخره این یه نمایش شکسپیر که نیست. البته ناراحت شدم که وودی (Woody) آخرش اونقدر آدمفروش از آب دراومد؛ چون بیشتر فیلم ازش خوشم میاومد.
داستان هم همونطور که گفتم ساده و مستقیم بود. به شدت قابل پیشبینی، ولی خب توی اینجور فیلمها داستان فقط وسیلهای برای چسبوندن صحنههای اکشن به همدیگهست. برای من که جواب داد. خیلی خوشحالم که آخر فیلم اون قضیه ناتمام رو تموم کردن. اگه سولو توی اون بازی آخر با لاندو نبود و نتیجه اونجوری نمیشد، واقعاً از کل فیلم شاکی میشدم. احتمالاً یکی از سکانسهایی بود که بیشتر از همه دوست داشتم. الان که دارم این رو مینویسم، امتیاز فیلم توی IMDb هفته و به نظرم کاملاً منصفانهست.
باید بگم از واکنش عجولانه دیزنی برای متوقف کردن فیلمهای جنگ ستارگان خیلی ناراحتم. این رفتارِ حسابدارهای هالیوودی امروزیه. اگه یه فیلم توی چند هفته اول پول وحشتناکی درنیاره، شکست خورده حساب میشه و واکنش استانداردشون اینه که کل فرنچایز رو تعطیل کنن. این یعنی دارن میگن مشکل از تماشاچیه! «ما فیلم خوب ساختیم ولی شما خوشتون نیومد پس دیگه نمیسازیم». خب احمقها، اگه فیلم اونقدری که تخمین زده بودید نفروخت، یا تخمینهای شما زیادی رویایی بوده یا فیلمی که ساختید مشکل داشته. تقصیر شماست، نه تماشاچی. یا فیلم بهتر بسازید یا تخمینهاتون رو اصلاح کنید! خب، به عنوان یه طرفدار جنگ ستارگان شاید یکم متعصبانه نظر بدم، ولی واقعاً از دست این حسابدارهای نادان خسته شدم، نه فقط توی صنعت فیلمسازی.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
بذارید یه نصیحتی بهتون بکنم. فرض کنید همه قراره بهتون خیانت کنن؛ اینجوری هیچوقت ناامید نمیشید. خب، جدیدترین اثر از این فرنچایز علمی-تخیلی طولانی، داستان پیشدرآمد هان سولو (با بازی Alden Ehrenreich) رو روایت میکنه. طبق معمول، چون طرفدارهای جنگ ستارگان خیلی متعصب هستن، فیلم با ترکیبی از نفرت خالص تا تحسین و تشویق روبرو شده. واقعاً اینجا باید فیلم رو با معیارهای خودش ببینید تا حداقل یه شانس بهش داده باشید.
حقیقت اینه که اگه این یه فیلم مستقل بود و فقط به عنوان یه اثر اکشن علمی-تخیلی قضاوت میشد، خیلی بیشتر قدرش رو میدونستن. چون توی این سبک، یه سرگرمی درجه یکه؛ با دنیاهایی که عالی طراحی شدن و پر از موجودات فضایی عجیبوغریبن، درویدهای زبوندراز و آدمهایی که جسور، شوخ و حتی جذاب هستن. خلاصه که یه علمی-تخیلی باکیفیت و فانتزیه، حتی اگه از نظر مسیر شخصیتی سولو، یه فیلمسازی «محتاطانه» باشه. ما طرفدارهای جنگ ستارگان همهمون فکر میکنیم نظرمون درباره هر فیلمی درسته، ولی تنها نصیحت واقعی که میتونم بکنم اینه که اگه هنوز ندیدیدش، حداقل یه شانس بهش بدید. اونایی که دیدن تکلیفشون مشخصه، ولی من شخصاً فقط میتونم بگم چقدر از تماشاش لذت بردم - اونم دو بار! تمام قطعات پازل برای رسیدن به شخصیت سولویی که خیلی دوستش دارم کنار هم چیده شدن؛ همون شخصیتی که از اواخر دهه ۷۰ با چشمهای بچگانه روی پرده سینما محوش شده بودم. چقدر عالی بود که دیدیم هان چطور با چوباکا (Joonas Suotamo) آشنا شد و رفاقت بینظیرشون چطور شروع شد. یا دیدن شروع رقابت دوستانه هان و لاندو کالریسیان (با بازی عالی Donald Glover) و تمام اتفاقاتی که برای سفینه محبوبمون، میلنیوم فالکون (Millennium Falcon)، افتاد. آره، من که واقعاً ازش خوشم اومد، شاید شما هم خوشتون بیاد. ۷.۵ از ۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
ای بابا، ببین چطور اون ابهت از بین رفت! یه زمانی بود که جنگ ستارگان هر کاری میکرد اشتباه نبود. مردم حتی سهگانه پیشدرآمد و اون همه ایرادش رو هم (بالاخره) بخشیدن تا توی این فرنچایز چند میلیارد دلاری قبولشون کنن. سر فیلمهای فرعی «داستانی از جنگ ستارگان» یکم ترس و لرز وجود داشت، ولی با فیلم عالی «روگ وان» (Rogue One) انگار همه چی حل شد. بعد نوبت به «سولو» رسید و متأسفم که بگم ترسهامون به واقعیت تبدیل شد.
داستان از دوران جوانی هان توی کوریلیا شروع میشه و میبینیم که هر جنبه از شخصیتش چطور شکل میگیره. «هر» جنبه. حتی اینکه چطور اسم «سولو» رو روش گذاشتن. آخه واقعاً؟! انگار یه چکلیست درست کردن، از رابطهاش با چویی و لاندو گرفته تا تفنگش، و نشون میدن هر کدوم چطور به دستش رسیده. راستش یکم... خب، غمانگیزه. معلوم شد هر ویژگی نمادینی که از این شخصیت دوست داشتیم، همهاش توی یه دزدی ساده توی دوران کاریش شکل گرفته. این یعنی خیلی زود به اوج رسیده و تموم شده! حتی بعضی صحنههای معروف رو بازسازی کردن، ولی همون صحنههاست فقط با یه رنگ و لعاب جدید. «سولو» دقیقاً مثل یه نقاشی از روی شمارهست؛ هیچ غافلگیریای نداره. فقط برای طرفدارها ساخته شده و تازه اونا هم باهاش مشکل دارن. حتی اون حضور افتخاری آخر فیلم هم خیلی اغراقآمیز بود. انگار دیگه داریم از جنگ ستارگان اشباع میشیم. با این حال، به عنوان یه طرفدار، شاید دارم زیادی کوتاه میآم که به این فیلم میگم «معمولی».
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه داستان دیگه که به زور توی خط زمانی این فرنچایز جا داده شده. البته «سولو: داستانی از جنگ ستارگان» فیلم خوبیه. انتخاب بازیگرها خوب انجام شده و همهشون توی نقششون راضیکننده هستن. آلدن ارنریک (Alden Ehrenreich) انتخاب مناسبی برای نقش اصلی بود و بازیش برام لذتبخش بود. وودی هارلسون، امیلیا کلارک، دونالد گلاور و پل بتانی هم همگی حضور مثبتی دارن. خوشم اومد که چطور به دنیای «جنگ ستارگان» وصل میشه؛ گاهی معلومه که کلی به خودشون فشار آوردن تا یه سری چیزها رو با هم جور کنن، ولی به نظرم کارشون قابل تحسین بود. فیلم از نظر بصری و صوتی همون چیزیه که از این تولیدات انتظار میره. نمیگم چیز خیلی خارقالعادهایه، ولی بعد از دیدنش حالم خوب بود.
2021-02-05