بچه رئیس

بچه رئیس

تیم تمپلتون (Tim Templeton) هفت ساله همیشه تخیل فعالی داشته و در هفت سال گذشته، زندگی برایش مثل رویا شیرین بوده و تمام عشق و محبت والدین مهربانش را به خود اختصاص داده است. اما با ورود «بچه رئیس» (Boss Baby)، برادر جدید و غیرمنتظره‌ای که کت‌وشلوار مشکی به تن دارد و با کراوات و کیف دستی ظاهر شده، تیم کم‌کم متوجه می‌شود که این تازه‌وارد بامزه کل خانه را تحت کنترل گرفته و شادی او را ربوده است. اما به زودی، تیم و رئیس جدیدِ پوشک‌پوش باید اختلافات را کنار بگذارند و با هم متحد شوند؛ چرا که نقشه‌ای مخفیانه توسط رئیس شرکت «پاپی کو» (Puppy Co) در حال اجراست که تهدید می‌کند توازن قدرت را به نفع رقبای پشمالو و به طرز فریبنده‌ای دوست‌داشتنی آن‌ها تغییر دهد. حالا تنها دو روز تا کنوانسیون بعدی حیوانات خانگی باقی مانده؛ پس برادرها، باید عجله کنید.

سال انتشار: 2017 کارگردان: Tom McGrath ژانر: Animation، Adventure، Comedy نویسندگان: Michael McCullers، Marla Frazee امتیاز: 6.3

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

**بچه‌ای در ماموریت!**

اگه از هر کسی که قبل از دهه ۹۰ به دنیا اومده بپرسید، احتمالا می‌گه عشقش به انیمیشن‌های بلند با «داستان اسباب‌بازی» شروع شده. اما برای من، انیمیشن «مورچه‌ای به نام زی» (Antz) محصول دریم‌ورکس بود. شاید این استودیو به خوبی دیزنی یا پیکسار نباشه، اما هنوز هم از بقیه رقبای این حوزه بهتره، به جز سونی که باهاشون برابری می‌کنه.

خیلی دوست داشتم این فیلم خوب باشه؛ آره، توی گیشه موفق بود اما منتقدها زیاد تحویلش نگرفتن. مخاطب‌های معمولی انیمیشن قبولش کردن و به نظر من هم سرگرم‌کننده‌ست و در بخش‌هایی، اگه نگم کل فیلم، خیلی فان و جذابه. داستان پسری که زندگی شادش به عنوان تک‌فرزند، با اومدن برادر کوچولوی تازه متولد شده‌اش به هم می‌ریزه. بعد یه روز می‌فهمه که این بچه می‌تونه حرف بزنه و با یه نقشه بزرگ به این خونه اومده. بقیه داستان هم درباره فهمیدن این نقشه و همکاری این دوتا برای حل کردنشه.

فیلم خیلی سرگرم‌کننده‌ایه. انیمیشن، داستان و تمام ماجراجویی‌ها خوب بودن. صداپیشگی عالی بود. الک بالدوین (Alec Baldwin) معرکه بود، اما باید از تکنیسین‌ها و انیماتورها هم تقدیر کرد. اولش فکر کردم بعضی از شوخی‌ها برای یه فیلم خانوادگی، مخصوصا برای بچه‌ها، یکم تنده. اما وقتی بقیه فیلم رو دیدم، اوضاع بدتر نشد. یه داستان ساده و قابل پیش‌بینی داره، اما لذت‌بخشه و باعث می‌شه برای مدتی همه چیز رو فراموش کنید. با وجود نظرات متفاوت، شنیدم که دنباله‌اش تا چند سال دیگه میاد. فکر می‌کنم تصمیم خوبیه، حتی مدل تموم شدن داستان هم این رو تایید می‌کنه. قرار نیست این انیمیشن محبوب‌ترین فیلمتون بشه، اما اگه عاشق انیمیشن هستید، قطعا نباید از دستش بدید. _۷/۱۰_

2017-08-10


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

**فیلمی شیک و خوش‌ساخت، اما با ایده‌های دور از ذهن، اجباری و تا حدی فاقد «روح».**

می‌دونم که نسل من، یعنی «نسل وای»، اولین نسل در تاریخ کشورمه که اکثر ما تک‌فرزند هستیم. با افزایش هزینه‌های تحصیل، بهداشت و غذا و حقوق‌های پایین بدون افزایش متناسب، برای اکثر خانواده‌ها داشتن بیش از یک فرزند دیوانگی شده. و واقعیت اینه که خیلی از ما ترجیح می‌دیم بچه‌دار نشیم، یا خیلی دیر پدر و مادر می‌شیم (فکر می‌کنم این موضوع به توضیح مسئله «عشق به توله‌سگ‌ها» در فیلم و زندگی واقعی کمک می‌کنه؛ بالاخره اونا ارزون‌ترن و پیوندهای ناگسستنی نیستن که ما رو به دیگران، مثل زن سابق یا شوهر سابق، وصل کنن).

می‌تونم از طرف خودم بگم: نزدیک به چهل سالمه و هیچ ایده‌ای برای تشکیل خانواده ندارم، شرایطش رو ندارم و حس می‌کنم آینده‌ام توسط بحران‌های مالی که جامعه از ابتدای هزاره تجربه کرده، به گروگان گرفته شده. مطمئنم تنها کسی نیستم که این حس رو داره. این فیلم به شکلی شاد و ساده‌لوحانه، تصویری از تمام این‌هاست که نشون می‌ده چطور یه بچه هفت ساله، تولد برادرش رو عجیب و غریب می‌بینه.

من قبلاً فهمیده بودم که عشق و رقابت، احساسات متناقضی هستن که بخشی از معنای داشتن خواهر و برادر رو تشکیل می‌دن: اونا ممکنه برای عشق و توجه والدین رقابت کنن، اما اغلب در صورت نیاز با هم متحد می‌شن. و فیلم همه این‌ها رو با خلق داستانی پرجنب‌وجوش به ما نشون می‌ده که در اون عضو جدید خانواده، در واقع یه مدیر اجرایی مخفی با تیک‌های مستبدانه‌ست و مثل یه «دونالد ترامپ در پوشک» رفتار می‌کنه: دستور می‌ده، غر می‌زنه، فریاد می‌کشه و همه چیز و همه کس رو مثل بدترین مدیرعاملی که می‌تونیم تصور کنیم، اخراج می‌کنه.

راستش رو بگم، من تازه الان فیلم رو دیدم چون اون زمان به نظرم خیلی بی‌روح و اجباری می‌ومد و حاضر نشدم برای دیدنش توی سینما پول بدم؛ برخلاف موفقیتی که در گیشه داشت، من هم جزو اون دسته از آدم‌های مشکوکی بودم که فکر می‌کردن شاید منتقدها حق داشتن که فیلم رو در رسانه‌ها کوبیدن. و در واقع، باید قبول کنیم که دریم‌ورکس قبلاً کارهای بهتری انجام داده و به نظر می‌رسه دچار بحران خلاقیت شده. کیفیت طراحی‌ها و انیمیشن‌ها، رنگ‌های زنده، طراحی خوب شخصیت‌ها و ظرافت‌های فنی هنوز مشهوده، اما جای ایده‌های خوب و کمی «روح» خالیه. این فیلم تلاش خودش رو می‌کنه، به احساسات برادرانه متوسل می‌شه و ظاهراً مخاطب هم خوب جواب داده، اما فیلمی در سطح موفقیت‌های گذشته نیست.

در مورد موسیقی متن که شامل چند آهنگ قابل توجهه، متوسطه اما اونقدر خوب نیست که به تنهایی ارزش داشته باشه، و طنز فیلم هم به اندازه کافی کنایه‌آمیزه، هرچند شوخی‌ها گاهی ممکنه بیشتر برای بزرگسالان باشه تا بچه‌ها (شک دارم اکثر بچه‌ها بدونن «یادداشت اداری» چیه). فیلم چون انیمیشن هست، بازیگر نداره اما صداپیشه‌های معروفی در اون حضور دارن، با تاکید خاص روی الک بالدوین (که صدای بچه رو درآورده) و استیو بوشمی (Steve Buscemi) که صدای شرور داستان بود. همچنین همکاری جیمی کیمل (Jimmy Kimmel)، لیزا کودرو (Lisa Kudrow) و مایلز باکشی (Miles Bakshi) هم قابل تقدیر و مثبته.

2024-06-09


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

خب، اینجا دیگه حتی زحمت افسانه‌های قدیمی درباره لک‌لک‌ها یا بخش زایمان رو هم به خودشون ندادن؛ یه نوزاد کت‌وشلواری از راه می‌رسه تا به مامان، بابا و برادر بزرگترش «تیم» ملحق بشه. این بچه‌ها دقیقا با هم کنار نمیان. آیا به خاطر اینه که «تیم» به عشقی که والدینش نثار عضو جدید می‌کنن حسادت می‌کنه؟ یا به خاطر اینه که اون اصلا شبیه نوزادها رفتار نمی‌کنه و فقط یه مدیر اجرایی کوچولوئه که مثل کسی که چهل برابر سنش رو داره حرف می‌زنه و رفتار می‌کنه؟

در اوج سردرگمی، «تیم» متوجه می‌شه که این وروجک هدف شوم‌تری داره و رئیس ابرشرکت جهانی «پاپی کو» نقشه‌ای رو شروع کرده که برای همیشه رابطه عاطفی بین آدم‌ها و حیوانات خانگی محبوبشون رو تغییر می‌ده. به نظر می‌رسه تنها شانس اون برای خنثی کردن این نقشه پلید، همکاری با برادر دورو و زورگو اما به شدت باهوشش هست. حالا کلی ماجراجویی از راه می‌رسه؛ این دوتا باید کارهای کارآگاهی شجاعانه‌ای انجام بدن، جونشون رو به خطر بندازن و حتی وارد کنوانسیون مقلدهای الویس پریسلی بشن.

حالا اگه سناریو رو با همون فضای نوزادِ بدجنس و آزاردهنده جلو می‌بردن، شاید برای من بهتر جواب می‌داد. اما متأسفانه، اونا شجاعتِ ایده اولیه فیلم رو نداشتن و به همین خاطر داستان خیلی سریع به سمت دنیای کلیشه‌ایِ احساسات‌گرایی و پیش‌بینی‌پذیری می‌ره که کل ضرب‌آهنگ کار رو خنثی می‌کنه. فیلم یه تیکه‌هایی به دنیای شرکت‌های بزرگ و رویکرد بی‌شرمانه‌شون برای پول درآوردن از بچه‌ها و حیوانات خانگی می‌ندازه، اما لذت کار با تکیه بر یه فیلمنامه متوسط و موسیقی‌های بازسازی شده از بین می‌ره و اون حس شیطنت هم کم‌کم محو می‌شه. در نهایت همه چیز خیلی بچه‌گونه تموم می‌شه و با اینکه می‌دونم من جزو مخاطب هدف این فیلم نیستم، اما باز هم فکر می‌کنم فرصت برای ساختن یه چیز متفاوت هدر رفت.

2024-12-30