ندیمه
در کره دهه ۱۹۳۰، در دوران اشغال ژاپن، دختر جدیدی به نام سوکی (Sookee) به عنوان ندیمه برای یک وارث ژاپنی (هیدکو) استخدام میشود. هیدکو زندگی منزویای را در یک عمارت بزرگ روستایی در کنار عموی مستبدش (کوزوکی) میگذراند. اما ندیمه رازی در سینه دارد. او یک جیببر است که توسط یک کلاهبردار که خود را کنت ژاپنی جا زده، استخدام شده تا به او کمک کند بانو را اغوا کرده، با او فرار کند، ثروتش را بدزدد و او را در تیمارستان حبس کند. به نظر میرسد نقشه طبق برنامه پیش میرود تا اینکه سوکی و هیدکو احساسات غیرمنتظرهای را نسبت به هم کشف میکنند.
سال انتشار: 2016 کارگردان: Park Chan-wook ژانر: Drama، Romance، Thriller نویسندگان: Chung Seo-kyung، Sarah Waters، Park Chan-wook امتیاز: 8.1نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**در دایره عشق، فریب و کلاهبرداری.** کسانی که اهل سینمای جهان، به خصوص سینمای کره هستند، پارک چان-ووک (Park Chan-wook) را خیلی خوب میشناسند. اما اگر نمیشناسید، حتماً باید بشناسید. فیلمهای او قطعاً برای بزرگسالان است. مثل بقیه، تحسین من نسبت به کارهای او از یک دهه پیش با فیلم «اولدبوی» شروع شد. او شانس خود را در هالیوود با «استوکر» امتحان کرد. با وجود اینکه فیلم سرگرمکنندهای بود، مورد انتقاد قرار گرفت. من ترجیح میدهم پارک چان-ووک صدها شاهکار مثل این را در کره بسازد تا اینکه بخواهد یکی را در هالیوود بسازد. توانایی او در تبدیل یک کتاب خوب به یک فیلم عالی، فوقالعاده است. این هم یکی دیگر از آنهاست. این فیلم بر اساس رمان بریتانیایی «انگشتساز» (Fingersmith) نوشته سارا واترز ساخته شده است. داستان زنی یتیم که مأمور میشود ندیمه یک زن جوان ثروتمند شود که از زمان از دست دادن والدینش، زیر سایه عمویش زندگی میکند. بله، انتظارش را داشتم، اما فکر نمیکردم یک شاهکار دیگر از این کارگردان باشد. من حتی فکر میکردم شاید امتیازات اغراقآمیز باشد، مثل نقدهایی که طرفداران دوآتشه او (شبیه طرفداران نولان یا تارانتینو) مینویسند. خط زمانی داستان مربوط به کره قبل از جنگ جهانی دوم و تحت حکومت ژاپن است. یک بستر عالی برای چنین مضمونی. فیلم طوری شروع شد که انگار یک فیلم معمولی است. اینجاست که من کاملاً اشتباه کردم. یا شاید خیلی زود قضاوت کردم. داستانگویی به سه بخش تقسیم شده و بخش اول کمی ترکیبی از سرگرمی و معرفی بود، مثل هر فیلم دیگری، بستری برای بقیه روایت پر از غافلگیری. سوک-هی، یتیم جوان، توسط یک دزد استخدام میشود که قصد دارد لیدی هیدکو را با تمام ثروتی که والدینش برایش گذاشتهاند، فریب دهد. تنها مانع او عمویش، یعنی قیم اوست. بنابراین سوک-هی به او نزدیک میشود. نزدیکتر از آنچه انتظار داشت، اما نقشه آنها در حال اجراست. حالا باید منتظر لحظه عالی برای ضربه نهایی باشند. وقتی آن لحظه فرا میرسد، یک پیچش غیرمنتظره داستان را به جایی برمیگرداند که فیلم در ابتدا شروع شده بود. اما حتی کمی عقبتر، و این بار، روایت از دیدگاه لیدی هیدکو است.
> ❝پس حتی اگر عشقم به تو مرا به تباهی بکشاند، برایم دلسوزی نکن.❞
بنابراین، با آن فلاشبک، بخش دوم آغاز میشود. اما در واقع این بخش مجموعهای از پیچشهاست که کل سناریویی را که در بخش قبلی شاهد بودم، از زاویهای دیگر برای ما توضیح میدهد. باور کنید، من هرگز چنین پیچش طولانیای را ندیده بودم. در تمام طول آن بخش، میخکوب شده بودم. یکی از بهترین چیزهایی که تا به حال در یک فیلم دیدهام. این ستایش باید به نویسنده برسد، اما کارگردان و بازیگرانش نیز کار بسیار خوبی انجام دادند. در هر صحنه یک پیچش وجود دارد. بنابراین، باید به بخش اول، با وجود کند بودن داستان، توجه زیادی کرد. اما بالاتر از همه، چیزی که مرا شگفتزده کرد این بود که نمیدانستم این یک فیلم لزبین است. علاوه بر این، فکر نمیکردم صحنههای جسورانهای برای چنین مضمونی داشته باشد. همه چیز عالی به نظر میرسید. منظورم این است که بخشهای اروتیک شهوانی هستند، اما بسیار هنرمندانه و نه یک مزاحمت غیرضروری. عمدتاً به دلیل تسلط قویتر روایت داستان نسبت به هر چیز دیگری. حتی سرعت فیلم بالا میرود، مثل یک سرعت دیوانهوار. همه چیز در مورد فیلم را در این بخش یاد میگیرید. تمام رازهای گذشته فاش میشوند و آنچه ممکن است در بخش سوم و نهایی رخ دهد، همچنان مرموز باقی میماند. مورد انتظارترین بخش، یعنی نتیجهگیری، شروع میشود. برای هر آنچه تاکنون دیدهایم، آنچه در ادامه میآید این فیلم را در بهترین حالت خود قرار میدهد. درست مانند بخش میانی، این بخش نیز پر از پیچش است. زیرا قرار است بگوید چه کسی به کجا میرسد و چه چیزی به دست میآورد. فیلمی بیش از دو ساعت طول میکشد، و تک تک فریمهایش ارزش دیدن دارند. بازیگران عالی بودند و همچنین فضای کره دهه ۱۹۳۰. به خصوص باید تلاش فیلمساز را برای تبدیل فضای اصلی (از اروپا) به شرق آسیا تحسین کنم. عالی بود، اما هنوز هم گاهی اوقات میتوانید تأثیر منبع اصلی را ببینید. منظورم فرهنگ غربی، نامها، و ارجاعات معماری است که ممکن است از کتاب آمده باشند. این فقط یک داستان لزبین یا مثلث عشقی نیست، بلکه چیزی شبیه به دایرهای از عشق همراه با فریب و کلاهبرداری است. شما میتوانید این را در پوستر فیلم با چهار شخصیت اصلی مشاهده کنید. بنابراین وقتی چندین رشته به هم متصل هستند، میتوانید از هر زاویهای انتظار غافلگیری/پیچش داشته باشید و فیلم این کار را بسیار متقاعدکننده انجام میدهد. این فیلم را در لیست «باید ببینید» خود قرار دهید. این اولین اقتباس سینمایی نیست، اما مطمئناً بهترین آنها تا به امروز است. حالا میتوانیم انتظار یک پروژه اروپایی یا هالیوودی در مقیاس بزرگ را به زودی داشته باشیم. باور کنید اسکارها سرازیر خواهند شد، چون داستان از آن نوع است. به شدت توصیه میشود! *۸/۱۰*
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
صحبت از بهترین نقشهها! این یک تریلر جذاب، سکسی و عالی است که در کره تحت اشغال ژاپن در دهه ۱۹۳۰ اتفاق میافتد. داستان حول محور «سوک-هی» (تائه ری کیم) جذاب و معصوم میچرخد که شغلی را برای خدمت به «لیدی هیدکو» (کیم مین-هی) ثروتمند میپذیرد. هیدکو در یک عمارت بزرگ با عموی بداخلاقش «کوزوکی» (چو جین-وونگ) زندگی میکند و رک و پوستکنده بگویم، برای ندیمه جدیدش کار زیادی ندارد. اما خیلی زود، بوی کلاهبرداری به مشام میرسد! آیا او آن چیزی است که به نظر میرسد، و «کنت» (ها جونگ-وو) آشکارا فریبکار چه ربطی به این ماجرا دارد؟ خب، کم کم متوجه میشویم که نقشههایی در کار است تا ثروت، آزادی و حتی عقل بانو را از او بگیرند. اما چیزی که توطئهچینان حسابش را نکرده بودند، طبیعت انسان بود. به تدریج پیوندی بین دو زن شکل میگیرد، پیوندی از دوستی، اعتماد و عشق! بعدش چه اتفاقی میافتد...؟ این فیلم به شدت از داشتن بازیگرانی منسجم که خوب با هم کار میکنند، بهره میبرد؛ داستانی محکم و جذاب که ماکیاولیستی بودن را با شیطنت، و سکسی بودن را با کثیف بودن پیوند میزند – و همچنین، ظاهر فیلم هم عالی است. شخصیتها به طور مساوی بین دوستداشتنی، عجیب و غریب و اغلب کاملاً نفرتانگیز در نوسان هستند، اما به نوعی همیشه این حس وجود دارد که حق به حقدار میرسد! من عاشق پایانبندی شدم، و بازیهای دو زن جذاب و گیرا هستند. برخی از قسمتهای فیلم برای افراد حساس مناسب نیست، اما زمان به سرعت گذشت، فیلم به طرز ماهرانهای ساخته شده و من کاملاً از آن لذت بردم.
2023-01-05
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«ندیمه» (The Handmaiden) که اقتباسی از رمان «انگشتساز» سارا واترز است، به طرز ماهرانهای فضای لندن قرن نوزدهم را به کره تحت اشغال ژاپن در دهه ۱۹۳۰ منتقل میکند و یک پسزمینه تاریخی غنی و بصری خیرهکننده خلق میکند. این فیلم که در سه فصل بافته شده و پیچیده روایت میشود، با تعلیق جذاب، عمق احساسی و پیچشهای داستانی که بیننده را کاملاً درگیر نگه میدارد، پیش میرود. با فیلمبرداری برنده جایزه، کارگردانی هنری دقیق و بازیهای قدرتمند – به ویژه از بازیگر تازهکار کیم تائه ری – «ندیمه» به عنوان یک دستاورد سینمایی جسورانه، شهوانی و فراموشنشدنی برجسته میشود که به طرز ماهرانهای رمز و راز، عاشقانه و شورش را در هم میآمیزد. نقد کامل را اینجا بخوانید: (نسخه اندونزیایی: alunauwie.com)
2025-09-23