لوسیفر
لوسیفر مورنینگاستار (Lucifer Morningstar) که از زندگی کسلکنندهاش در جهنم خسته شده، برای زندگی به لسآنجلس میآید. او در آنجا با استفاده از تجربه و تواناییهای تلهپاتیک خود برای بیرون کشیدن عمیقترین خواستهها و افکار مردم، به بشریت در دردهایش کمک میکند. هنگام ملاقات با یک کارآگاه در کلوب شبانهاش (Lux)، تیراندازیای رخ میدهد که منجر به مشاور شدن او در LAPD (پلیس لسآنجلس) میشود؛ جایی که او سعی میکند مردم را برای جنایاتشان از طریق قانون و عدالت مجازات کند.
سال انتشار: 2016–2021 کارگردان: ژانر: Crime، Drama، Fantasy نویسندگان: Tom Kapinos امتیاز: 8.0نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**خانواده فناناپذیرها روی زمین.**
**فصل دوم:** وقتی فصل اول رو موقع پخش دیدم، طرفدارای خاص خودش رو داشت، اما نمیتونم بگم اون موقع خیلی خیلی معروف بود. حالا بعد از فصل دوم، انگار همه چیز عوض شده. رایها، امتیازها و نقدها به شدت بالا رفته. اگه یه فصل دیگه با همین شخصیتهای قوی و داستان خوب ساخته بشه، مطمئناً میتونه کنار بزرگایی مثل «دکستر» (Dexter) و «بریکینگ بد» (Breaking Bad) قرار بگیره. مطمئنم تا فصل هفتم ادامه پیدا میکنه تا یه پایان عالی رو رقم بزنه.
من فصل اول رو نقد نکردم چون مطمئن نبودم فصلهای بعدی بهتر بشه. فکر میکردم یه سریال یه فصلی باشه. اما حالا با یه پیشرفت عالی تو فصل دوم روبرو هستیم. عاشق تکتک قسمتهاش شدم. به بعضیهاشون امتیاز کامل دادم چون واقعاً حقشون بود. اول از همه، چیزی که باعث بهتر شدنش شد، شخصیتها بودن. چند تا شخصیت جدید اضافه شدن که فقط نقش فرعی نبودن، بلکه نقش پررنگی تو داستان اصلی داشتن. عاشق شارلوت (Charlotte)، مادر لوسیفر شدم. این بهترین اتفاقی بود که افتاد. مخصوصاً انتخاب بازیگرش عالی بود. تریشیا هلفر (Tricia Helfer) جذابتر از همیشه بود. پایان فصل اگه دوسش داشتید، غمانگیز بود. امیدوارم در آینده دوباره برگرده.
ایمی گارسیا (Aimee Garcia) هم یکی دیگه از بازیگرای برجسته بود. حضورش مبارزه با جرم و جنایت رو جالبتر میکنه. اون مثل یه «دکستر» کوچولوئه، بدون اون تمایلات تاریک. هر قسمت منحصر به فرد بود، اما جریان کلی داستان عالی بود، برخلاف فصل قبل که هر قسمت فقط یه جرم برای حل کردن داشت. اینجا هم همون سبک رو داره، اما گاهی داستان برای قسمتهای بعدی کش پیدا میکنه. داستان هدف مشخصی داشت و نحوه ارائهاش هم خوب بود. کلی شوخی، اکشن، ماجراجویی، تعلیق و یه کم هم رمانتیک. پس اگه شروع نکردید، وقتشه، چون همونطور که گفتم این یکی از بهترین برنامههای تلویزیونی در حال ساخته که نباید فرصت دنبال کردنش از اول رو از دست بدید. همه بازیگرا عالی بودن، سریالی که خوب نوشته و فیلمبرداری شده. پایان فصل و سکانس آخرش کنجکاوی من رو برای فصل سوم خیلی بیشتر کرد. منتظر یه فصل فوقالعاده دیگه هستم. شدیداً توصیه میشه! _۹/۱۰_
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
آشغاله... مثل ۹۸.۵ درصد بقیه سریالهای نتفلیکس.
2020-08-26
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این سریال از سال ۲۰۱۶ شروع شد و شش فصل داره که سال ۲۰۲۱ تموم شد (؟). حول و حوش اواخر فصل دوم یا سوم تبدیل به زباله شد. داستان یا فرض اولیه این بود که یه پلیس زن فانی مجبوره با شیطان برای حل جنایات همکاری کنه. شیطان روی زمینه چون از نقشش به عنوان حاکم جهنم خسته شده. نویسندهها شخصیت لوسیفر رو خیلی خوب درآوردن. جنبههای ماوراءطبیعی شیطان برای مخاطب خیلی خوب نمایش داده شد؛ یکی از ویژگیهای عمیق لوسیفر (**تام الیس Tom Ellis**) اینه که نمیتونه دروغ بگه، پس راه میره و به همه حقیقت رو درباره خودش میگه. این موضوع موقعیتهای کمدی خیلی خوبی ایجاد میکنه، مخصوصاً وقتی بقیه یا حرفش رو جدی نمیگیرن یا فکر میکنن داره هذیان میگه؛ تا اینکه با یه نمایش ماوراءطبیعی از طرف خود شیطان، حقیقت رو میفهمن.
البته کارآگاه زن، _کلویی دکر_ (**لورن جرمن Lauren German**) هم حرفش رو باور نمیکنه، چون شغلش بر اساس مدرک و فکت هستش. با اینکه کلی مدرک برای ادعای لوسیفر وجود داره، کارآگاه باز هم باور نمیکنه. تا اینکه لوسیفر اصرار میکنه به خود کلویی ثابت کنه. در کمال تعجب هر دو، لوسیفر میفهمه وقتی نزدیک این خانومه، آسیبپذیر میشه. سریال خوب پیش رفت، حتی اگه میشد حدس زد روابط زن و مرد تو سریالها به کجا ختم میشه. اما نحوه رسوندن مخاطب به اون نقطه مهمه.
راستش من از سریال خوشم نیومد. به نظرم یه کم ساختگی بود، اما ارزش یه فرصت دادن رو داشت. شخصاً فکر میکردم شیطان میتونه خفنتر باشه، نه فقط یه پیانیست تو مهمونیها. جنبههای دیگهای از الوهیت لوسیفر مثل معامله با روح، فرشتههای دیگه و در نهایت شیاطین هم معرفی شدن. اولین نفر از خانواده لوسیفر، _آمنادیل_ (**دی.بی. وودساید D.B. Woodside**) بود؛ برادر فرشتهاش که خودش رو بزرگترین جنگجوی شهر نقرهای بهشت میدونه. اولین نشونههای بد شدن سریال وقتی بود که شنیدم آمنادیل لوسیفر رو «لوسی» (Luci) صدا میکنه! ولی سعی کردم نادیدهاش بگیرم. به خودم گفتم «یه شانس بهش بده». دادم و سریال سرگرمکننده بود. الیس و جرمن شیمی خوبی جلوی دوربین دارن و حضور ستارههای معروف تلویزیونی تو قسمتهای مختلف، توجه همه رو جلب میکرد.
شخصیتهای دیگه مثل _مِیز_ (Maze) هم اضافه شدن. مِیز با بازی **لزلی-ان برنت**، یه جورایی یه زن موتورسوار کونگفوکار با چاقو و علاقه به مسائل بی-دی-اس-ام هستش! وقتی حالش خوب نیست، نقش مقابل آمنادیل رو برای شیطان بازی میکنه. شخصیتهای دیگه مثل _دن اسپینوزا_ (شوهر سابق کلویی) و دخترشون _تریکسی_ هم هستن. همچنین روانپزشک لوسیفر، _دکتر لیندا مارتین_، که لوسیفر همیشه توصیههاش رو اشتباه برداشت میکنه. در نهایت _الا لوپز_ (ایمی گارسیا) متخصص پزشکی قانونی دوستداشتنی. همه اینا تیم خوبی بودن تا اینکه...
**فصل سوم و چهارم گذشت، اما بعد فصل چهارم با این تموم شد که خدا پیر و خرفت شده؟! قدرتهاش رو از دست داده؟! بعد میره پیش زنش تو اون یکی واقعیت که بشه یه بابای خانهدار؟! همونطور که بیل کازبی میگفت: «این چه وضعیه تو این سریال؟!» آره، دیگه امیدی به فصل بعد نداشتم و حق هم داشتم.**
فصل پنجم لوسیفر رو مثل یه احمق نشون میده که توسط دختری که اصلاً از وجودش خبر نداشته (از آینده اومده) متهم میشه به اینکه بابای بیمسئولیتی بوده. بگذریم از اون همه افسانه که اگه لوسیفر بچهدار بشه آخرالزمان میشه. نه، بیاید لوسیفر رو ببینیم که داره خودش رو کوچیک میکنه تا خشم این دختر خانم رو آروم کنه. بیاید فراموش کنیم که تو قسمت دوم بهش دروغ گفت، چیزی که قرار بود نتونه انجام بده. دختره هم که عصبی و... است، پس یعنی اجازه داره هر جور دلش میخواد رفتار کنه. (چشمغره)
بعد یهو شوهر سابق حوا، یعنی آدم (Adam) ظاهر میشه. برخلاف حوا، اون از نون تست هم سفیدتره! فکر میکردم قرار بود سریال متنوع باشه...؟ یه چیزی که درباره هالیوودِ «ووک» (Woke) امروزی میتونم بگم اینه که اگه یه مرد سفیدپوست تو صحنه باشه، تضمین میکنم که آدم بدیه. باور نمیکنید؟ از قابیل (فصل ۳) بپرسید. آدم فکر میکرد هالیوود حداقل پای حرفش میمونه و یه بازیگر خوشتیپ اسپانیایی یا هندی برای نقش آدم پیدا میکنه. اما نههههه. اگه نشون ندن مرد سفیدپوست چقدر میتونه بد باشه که سریال نمیشه. آره، مثل این نقد من، لوسیفر هم خیییییلی بیش از حد طول کشید. ۲ از ۵ ستاره میدم چون ۳ فصل اول رو دوست داشتم. بعد از اون، فقط باید به این سریال تسلیت گفت.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
چند ماه پیش که تو نتفلیکس پیداش کردم شروع کردم به دیدنش. تریلرش رو دیدم و به نظرم خیلی جالب اومد. فکر میکردم روزی یکی دو قسمت میبینم یا هر وقت وقت داشتم. پسر، چقدر اشتباه میکردم! تهش اون روز نصف فصل اول رو دیدم و فرداش نصف بقیه رو. چند روز بعد دنبال خرید دیویدیهاش بودم. کل سریال رو تو چند ماه تموم کردم. این رو به هر کسی که سریال Izombie رو دیده (چون کانسپت جنایی مشابهی داره) یا هر کسی که عاشق سریالهای سبک Supernatural هست، پیشنهاد میکنم.
2022-10-20
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
سریال «لوسیفر» یه عذر بدتر از گناه برای یه سریال تلویزیونیه؛ یه سقوط شیطانی به اعماق میانمایگی که مخاطب رو تشنه نجات از داستان شکنجهآور و تلاشهای خندهدارش برای بامزه بودن میکنه. در اصل، لوسیفر حول محور تکراریترین و بیخلاقیتترین ایده ممکن میچرخه: خودِ شیطان که تخت پادشاهیاش رو رها میکنه تا تو لسآنجلس نقش کارآگاه رو بازی کنه. این فرضیهایه که حتی متعصبترین طرفدارای ژانر ماوراءطبیعی رو هم از خجالت آب میکنه. سریال به جای ارائه یه نگاه تازه به نبرد قدیمی خیر و شر، با روایت کلیشهای و بیروحش شکست میخوره.
بازیگری تو لوسیفر چیزی جز عذاب نیست. تصویرسازی تام الیس از لوسیفر مورنینگاستار بیشتر رو مخه تا کاریزماتیک؛ طوری که بیننده آرزو میکنه یه شیطان جذابتر روی صفحه ظاهر بشه. بازیگرای مکمل هم وضعشون بهتر نیست؛ بازیهاشون بین خشک بودن تا حد مرگ و به شدت لوس بودن در نوسانه. تلاشها برای شوخی اونقدر اجباری و نپختهست که به جای خنده، باعث ناله و افسوس بیننده میشه.
نویسندگی سریال هم به همون اندازه افتضاحه. دیالوگها پر از تکجملههای قلمبهسلمبه و تلاشهای ساختگی برای بازی با کلماتِ هوشمندانهست که حتی یه کمدین دستچندم رو هم فراری میده. تلاش برای بررسی چالشهای اخلاقی هم در سطحیترین حالت ممکنه و مسائل پیچیده رو به راهحلهای سادهانگارانه و قابل پیشبینی تقلیل میده.
یکی از بدترین توهینهای لوسیفر، سوءاستفاده آشکار از عناصر مذهبی و اسطورهایه. تصویرسازی سریال از قلمروهای بهشتی و جهنمی چیزی جز کفرگویی نیست و تمهای عمیق مذهبی رو فقط به پسزمینهای برای ماجراجوییهای کارآگاهی میانمایه تبدیل کرده. این بیاحترامی هم به باورمندان مذهبی و هم به کسانی هست که برای داستانگویی متفکرانه ارزش قائلن.
جلوههای ویژه و ارزشهای تولید هم در بهترین حالت زیر خط فقرن. عناصر ماوراءطبیعی، از جمله بالها و قدرتهای لوسیفر، با ظرافت یه فیلم درجه دو کمبودجه ساخته شدن. تصویر جهنم هم اصلاً اون ابهت یا ترسی که انتظار میره رو نداره. در مجموع، لوسیفر یه سریال شیطانی به بدترین معنای کلمهست؛ یه تجربه تماشای بیروح، بیخلاقیت و واقعاً دردناک. یه ایده بالقوه جذاب رو میگیره و اون رو به یه آشغال لوس و بدساخت تبدیل میکنه. اگه برای وقت و اعصابتون ارزش قائلید، از این فاجعه دوری کنید.