جیسون بورن
جیسون بورن (Jason Bourne) بار دیگر توسط سازمان سیا (CIA) تحت تعقیب قرار میگیرد. همه چیز از زمانی شروع میشود که نیکی پارسونز، مامور سابق سیا که به بورن کمک کرده بود و اکنون با یک افشاگر برای لو دادن عملیاتهای سیاه سیا همکاری میکند، وارد ماجرا میشود. نیکی به سیستم سیا نفوذ کرده و تمام اطلاعات مربوط به عملیاتهای سیاه، از جمله پروژه «تردستون» که بورن بخشی از آن بود را دانلود میکند. هدر لی، یکی از ماموران سیا، متوجه این هک شده و آن را به اطلاع رئیس سیا، دیویی، مرد پشت پرده این عملیاتها میرساند. او دستور پیدا کردن پارسونز و در صورت امکان، بورن را صادر میکند.
سال انتشار: 2016 کارگردان: Paul Greengrass ژانر: Action، Thriller نویسندگان: Paul Greengrass، Christopher Rouse، Robert Ludlum امتیاز: 6.6نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
نقد اسکرین زیلاتس (SCREEN ZEALOTS)
**لوئیزا میگوید:** «جیسون بورن» یک فیلم جاسوسی برای احمقهاست. کل فیلم انگار با دایره لغات یک بچه ۱۲ ساله نوشته شده و شامل دو ساعت تکرار خستهکننده است. بورن تعقیب میشود، چند تا مشت میزند و فرار میکند. شلیک، خونریزی، دویدن، فرار. شلیک، خونریزی، دویدن، فرار. این چرخه تا ابد تکرار میشود. واقعاً دلم برای بازیگرها سوخت که مجبور بودند چنین دیالوگهای افتضاحی را بگویند؛ شخصیتهای آنها دقیقاً هر اتفاقی که میافتد را گزارش میدهند («اون بورنه!»، «میخوام شلیک کنم!»، «داره میره طبقه بالا!»، «فایلها دانلود شدن!»). از یک جایی به بعد خندهدار شد. مت دیمون (Matt Damon) برگشته اما انگار در کل فیلم دارد در خواب راه میرود. حتی آلیسیا ویکاندر (Alicia Vikander) بااستعداد هم بازی ضعیفی ارائه داده و تامی لی جونز هم باز یک کاریکاتور اخمو از یک مقام دولتی خبیث را بازی میکند. شخصیتپردازی در حد صفر است. حتی سکانسهای اکشن هم به طرز غیرقابل توجیهی نامفهوم هستند. پل گرینگرس (Paul Greengrass) یکی از بدترین کارگردانهای محبوب من است، چون عاشق آن کاتهای سریع و آشغالی است که نمیفهمی در فیلم چه میگذرد. این سبک فیلمسازی برای کسانی است که تمرکز ندارند و نشانه تنبلی مفرط است. گرینگرس تمام لذت یک تعقیب و گریز ماشینی در لاسوگاس را از بین برده است. به جای اینکه وقت بگذارد و هنر رانندگی را نشان دهد، باز هم راه تنبلی را انتخاب کرده و معجونی از تکههای سه ثانیهای تحویلمان داده که انگار در مخلوطکن با دور تند ادیت شدهاند. هیچکدام از عناصر فیلم کار نمیکند: فیلم حرف جدیدی برای گفتن ندارد، انرژی ندارد و فقط خستهکننده است.
**مت میگوید:** «گفتگوها» با جملات ۵ کلمهای و اصطلاحات جاسوسی و تکنولوژی. کات سریع به کسی که تایپ میکند: بیپ، بوپ، بیپ. کات سریع به لرزش دوربین. «جیسون بورن» انگار توسط یک بچه هفتساله با اختلال کمتوجهی ساخته شده که ریتالینش را نخورده است. فیلم ادیت نشده، بلکه به هم چپانده شده است. آنقدر هنر کمی در ساخت این فیلم به کار رفته که سخت است پل گرینگرس را «کارگردان» بنامیم. استفاده از کاتهای سریع و دوربین لرزان در فیلمهای اکشن، نشانه فیلمسازی تنبل است. وقتی سکانس اکشن را با کاتهای پشت سر هم میسازی، دیگر لازم نیست نگران استوریبورد یا آموزش رقص پا و مبارزه به بازیگرها باشی. به عبارت دیگر، به جای اینکه برای خلق یک سکانس جذاب «کار» کنی، میتوانی با سمبلکاری از آن رد شوی. و پسر، هیچکس در سینمای امروز به اندازه گرینگرس عاشق سمبلکاری در اکشن نیست. علاوه بر کارگردانی و تدوین بد، فیلم به عنوان یک تریلر جاسوسی هم افتضاح است. بازیها وحشتناک است. فیلمنامه فاجعه است و شخصیتها به جای حرف زدن، اصطلاحات قلمبهسلمبه تکنولوژی میگویند در حالی که کامپیوترها مدام صدای بیپبیپ میدهند (هیچ کامپیوتری موقع اسکن فایل اینقدر صدا نمیدهد). استفاده از کلمات باحال باعث جذابیت صحنه نمیشود. و پیرنگ داستان؟ اصلاً وجود ندارد. لطفاً این فیلم را پرفروش نکنید، چون باعث میشود کلی مقلد پیدا کند. برای پولتان ارزش قائل شوید. فیلمهای خیلی بهتری وجود دارند. تریلر جاسوسی میخواهید؟ «ماموریت غیرممکن» را ببینید. داستان جاسوسی بینالمللی خوب میخواهید؟ «خائن مورد نظر ما» را ببینید. مبارزات خوشساخت میخواهید؟ فیلمهای «یورش» (The Raid) را ببینید. حتی فیلم «وارکرفت» امسال مبارزات بهتری نسبت به این فیلم داشت.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**مقامات جدید، عملیاتهای جدید، اما همان بورن قدیمی!**
فکر میکردم فیلمهای اصلی قرار بود یک سهگانه باشند، اما وقتی سازندگان پول را دیدند، با قسمت چهارم مسیر جدیدی را رفتند. حالا با این فیلم، به خط داستانی اصلی برگشتهایم. جیسون بورنی که جستجویش برای پاسخها تمام شده بود. با این حال، فصل جدیدی شروع شده که انگار قرار است مثل «جنگ ستارگان» یک سهگانه جدید با داستان و ماجراهای جدید باشد. هنوز تم فیلم همان فرار و تعقیب است. داستان در حد یک یا دو خط بود. اما اگر سکانسهای اکشن را دوست دارید، این فیلم کلی از آنها دارد تا سرگرمتان کند. این باید دلیل اصلی دیدن فیلم باشد، وگرنه فیلم در سطح متوسطی است. بازگشت مت دیمون بهترین اتفاق فیلم بود. به نظرم از نقش آلیسیا ویکاندر هنوز درست استفاده نشده و این اتفاق در دو فیلم بعدی میافتد. ترکیب او و مت جالب به نظر میرسد. استفاده از همان فرمول همیشگی کمی ناامیدکننده است، هرچند فیلم بدی نیست. به هر حال، سری بورن را با همین چیزها میشناسیم. اگر طرفدار این مجموعه هستید، ببینیدش چون حدس میزنم حداقل دو فیلم دیگر در راه باشد. _۶/۱۰_